تصاویری از گردهمایی مردمی برای محکوم کردن
سرکوب سیستماتیک دراویش در شهراستکهلم
خورشید حق |
|
كانون مدافعان حقوق
دراویش و دانشجویان در سوئد برگزار میکند
” گردهمایی مردمی برای محکوم کردن سرکوب سیستماتیک دراویش در ایران ”
همراه با برپایی نمایشگاه عكس در رابطه با تخریب حسینیه های قم و بروجرد و چرمهین و اصفهان
مكان : میدان سِرگِل
Sergelstorg - stockholm
تاریخ : 2009/05/14 و 2009/05/15
چهار ده و پانزده ماه می
ساعت : سیزده الی هیجده ( kl 13:00 - till 18 :00 )
نامه دراویش بیدخت به فرماندار گناباد

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ازشهرستان بیدخت ، صبح روز سه شنبه 22 اردیبهشت ماه تعدادی از مامورین انتظامی ، امنیتی و کارشناسان ثبتی اقدام به نقشه برداری و مساحی قسمت جنوبی مزار سلطانی بیدخت نموده اند که بلافاصله پس از تجمع دراویش، این افراد محل را ترک می نمایند.
پیرو این واقعه امروز چهارشنبه 23 اردیبهشت ماه 1388جمعی از دراویش به قصدحرکت به سوی فرمانداری گناباد در مزار سلطانی تجمع کرده که با دخالت رئیس پاسگاه بیدخت و مذاکره با دراویش، نهایتا نامه ای تنظیم ومراتب اعتراض خود را به فرماندارگناباد اعلام وارسال می نمایند . در بخشی از این نامه آمده است : "اینگونه اقدامات در این موقعیت حساس و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری جز متشنج نمودن منطقه و شعله ور نمودن اختلافات حاصلی ندارد" .
در پایان این نامه از مسئولین و خصوصا فرماندار گناباد ، با ذکر مواردی چند، خواسته شده است از اقدامات خلاف قانون ممانعت و حقوق شهروندی دراویش را رعایت نمایند.
عملیات زنجیره ای غصب مزار سلطانی بیدخت

به موجب دستور حجت الاسلام علی موحدی راد دادستان شهرستان گناباد به ریاست ثبت اسناد و املاک این شهرستان ، بخشی از املاک و موقوفات سلسله دراویش نعمت اللهی گنابادی در شهرستان بیدخت به اتهام ارتباط و حمایت بزرگان این سلسله از نظام شاهنشاهی ، مصادره شده است در سال 1370 طی ابلاغ ویژه محمد یزدی ریاست وقت قوه قضائیه به حجت الاسلام علی زاده ریاست کل ، وقت دادگستری استان کرمان و معاون فعلی مالی و اداری قوه قضائیه رسیدگی به وضعیت املاک و موقوفات سلسله گنابادی در شهرستان بیدخت در دستور کار قرار گرفت که نتیجه آن حکم آقای علیزاده مبنی بر مصادره چهار پلاک ثبتی از موقوفات بیدخت به اتهام ارتباط با نظام شاهنشاهی شد و اعتراض وکلای دادگستری نیز بی نتیجه ماند و شعبه 29 دیوان عالی کشور حکم علیزاده را تایید کرد و اکنون دادستان گناباد پس از گذشت قریب به 18 سال اقدام به اجرای این حکم نموده است
براساس اسناد و مدارک موقوفه و گواهی های ثبتی موجود
1- منزل مشهور به 4 اطاقه متعلق به حضرت آقای رضا علیشاه به پلاک ثبتی 2358 فرعی از 6 اصلی مصادره و سند مالکیت به نام ستاد اجرایی فرمان خمینی صادر و تسلیم شده است و هم اکنون در تصرف کودکستانی در بیدخت می باشد. این در حالیست که این منزل جزء مستثنیات حکم علیزاده بوده و دادستان حق مصادره آنرا ندارد2- پلاک ثبتی 14 فرعی از 6 اصلی به نام حضرت آقای صالحعلیشاه ( قدس سره العزیز ) در تاریخ 21/11/1321 سند مالکیت صادر و تسلیم شده است . مجدداً در تاریخ 20/12/87 سند مالکیت به نام ستاد اجرایی صادر و تسلیم شده است و پلاک ثبتی 1891 فرعی از 6 اصلی از سوی حضرت آقای صالحعلیشاه (قدس سره العزیز) به عنوان تولیت درتاریخ 21/12/1319 تقاضای ثبت شده و تا مرحله تحدید حدود و نشر آگهی در روزنامه نیز ادامه داشته است لذا جریان ثبتی براساس قانون ثبت خاتمه یافته تلقی می گردد . در تاریخ 19/2/88 سند مالکیت به نام ستاد اجرایی صادر و تسلیم شده است و هم اکنون این دو پلاک ثبتی در تصرف خوابگاه دانش آموزی دبیرستان شهید رجائی بیدخت می باشد 3- پلاک ثبتی 15 فرعی از 6 اصلی -محل فعلی مزار سلطانی بیدخت- در سال 1319 از سوی حضرت آقای صالحعلیشاه به عنوان تولیت تقاضای ثبت شده و عملیات ثبتی تا خاتمه تحدید حدود قانونی انجام شده و مورد اعتراض هیچ شخص حقیقی یا حقوقی نیز قرار نگرفته است. محل فعلی استقرار سپاه پاسداران دراین قسمت از پلاک 15 است و به منزل قطب شهرت دارد و اداره ثبت گناباد در حال صدور سند مالکیت به نام ستاد اجرایی است
ب - موضوع برق مزار
در تاریخ 19/5/74 به موجب نامه سرپرست اداره اوقاف به برق منطقه گناباد اعلام می شود که مزار سلطانی بیدخت حسب سوابق موجود جزء اماکن مقدسه دراویش بیدخت می باشد. اما متاسفانه اداره برق در سال 88 به یکباره تعرفه برق مزار را از کاربری عمومی به کاربری سایر مصارف تغییر داده است. براساس موازین حاکم بر تعرفه های برق، کاربری عمومی شامل حسینیه، امور فرهنگی، کتابخانه، حوزه، بقاع متبرکه، آرامگاهها ، گورستانها ، گلزار شهداء و … می باشد. مزار سلطانی بیدخت هم کتابخانه دارد، هم حسینیه، هم آرامگاه و هم گلزار شهداء و هم موزه و از طرفی حق مکتسب در این خصوص دارد. لذا مشمول کاربری عمومی است
ج - موضوع دفن اموات
چندی قبل شبکه بهداشت منطقه گناباد طی بخشنامه ای دفن اموات در مزار سلطانی بیدخت را ممنوع اعلام و دادستان گناباد نیز به استناد آن متصدی مزار را تحت پیگرد قضایی قرار داده و به اتهام تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق دفن اموات در محل ممنوعه !!! به چهار ماه حبس تعلیقی محکوم نموده است.جالب است که دفن اموات در دانشگاه جایز و در مزارسلطانی ممنوع است
د - موضوع گاز مزار
شرکت ملی گاز منطقه به دستور شفاهی اداره اطلاعات و دادستان گناباد از وصل انشعاب گاز مزار سلطانی و منزل سابق حضرت آقای صالح علیشاه خودداری می نماید و مذاکرات با مسئولین نیز تا کنون نتیجه ای در بر نداشته است
منبع : در داخل ایران
اجتماع دراویش بیدخت در مقابل فرمانداری گناباد

بنا به گزارش های دریافتی از خبرنگار سایت مجذوبان نور از بیدخت جمع کثیری از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در اعتراض به اقدامات علی موحدی راد ، دادستان شهرستان گناباد و دستورات خلاف قانون وی برای مصادره موقوفات مزار سلطانی بیدخت ، فردا چهارشنبه 22 اردیبهشت 1388 ، ساعت یازده صبح مقابل فرمانداری شهرستان گناباد اجتماع می نمایند.
مصادره موقوفات مزار سلطانی بیدخت

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ، حجت الاسلام موحدی راد دادستان شهرستان گناباد طی نامه ای به آقای مروج الشریعه ، ریاست ثبت اسناد و املاک این شهرستان ، دستور مصادره بخشی از مزار سلطانی بیدخت و موقوفات اطراف آن را صادر نموده است.
این گزارش در ادامه می افزاید ، ساعت 10:30 دقیقه صبح روز سه شنبه 22 اردیبهشت ماه تعدادی از مامورین انتظامی و امنیتی گناباد به همراه دو تن از کارشناسان ثبتی منطقه در محل مزار سلطانی بیدخت حاضر شده و اقدام به نقشه برداری و مساحی قسمت جنوبی این مکان مقدس عبادی نموده اند که به دلیل اجتماع جمعی از اهالی و دراویش ساکن بیدخت، این افراد محل را ترک کردند . اجتماع دراویش همچنان در محل مزار سلطانی ادامه دارد.
| محمدرضا عبد: قلندری کروبی و تصمیم سالکان فروتن آیین صوفی |
|
| |
|
در خصوص رابطه احترام آمیز مهدی کروبی با دراویش گنابادی کم گفته اند. شاید نوشته کوتاه محمد علی ابطحی در وبلاگش مهم ترین گفته ها درباره رابطه شیخ و فقرای اهل دل باشد.ابطحی می نویسد: چندی پیش تحریریه روزنامه اعتماد ملی با خبر شدند که شماره اخیر روزنامه شان در اوایل روزنایاب شده است .شک ها براگیخته می شود که مبادا آن شماره روزنامه را از بساط روزنامه فروشی ها جمع کرده اند. القصه در میابند که کلیه نسخه های روزنامه به فروش رفته است و این به خاطر چاپ عکس قطب درویشان جناب دکتر نورعلی تابنده در صفحه اول روزنامه بوده است ( نقل به مضمون از وبلاگ ابطحی).واقعیت اینست که دفاع و گلایه از برخورد با اهل طریقت از سوی کروبی تنها به خاطر رفیق بازی و علاقه شخصی به دراویش و بزرگان این شعبه از شیعیان علی (ع) نیست. او از سنتی پیروی می کند که سالهای سال استادش حضرت آیت اله روح اله خمینی خود را ملزم به رعایت آن می دانست. منبع : سایت تغییر
|
علی رغم فشار های همه جانبه معاندان تصوف حقه و عناصری که سعی در ایجاد اخلال در نظم کشور را دارند و با ایجاد تنش و تخریب سعی می کنند به اهداف شوم خود که همانا دوری مردم از اسلام ناب محمدی (ص) و استفاده ابزاری از دین برای رسیدن به مقاصد آنوسی خود باشند و با فتواهای آنچنانی که نه ریشه در کتاب دارد نه عترت سعی دارند چنین وانمود نمایند که دراویش نعمت اللهی کافرهستند!!!!!!!می بینیم که دراویش همچنان در خرابه های مجلس تکیه درویش ناصر علی در تخت پولاد اصفهان مجالس درویشی خود را با نظمی خاص و فضایی پر از معنویت برگزار می نمایند و در نهایت مردم اصفهان که به نظاره می ایستند گواه بی عدالتی های دشمنان اسلام و تصوف حقه می باشند
حجت الاسم مهدی کروبی گفت:
وی افزود: آیا این درست است که برویم و حسینیه دراویش را در قم، اصفهان، بروجرد خراب کنیم؟ آیا این آموزه اسلام است

حجت الاسم مهدی کروبی گفت: دخالتی که شورای نگهبان در اجرای انتخابات می کند، جمهوریت نظام را به خطر انداخته است و امروز مردم هستند که باید با رای خود نشان دهند که با این شیوه ها مخالفند.به گزارش خبرنگار تغیر به نقل از پایگاه خبری ستاد خبری مهدی کروبی ،شیخ اصلاحات ، کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، ساعتی پیش با حضور در دانشگاه آزاد کرمانشاه، در جمع پرشور دانشجویان به سخنرانی پرداخت. کروبی در ابتدای سخنان خود از دانشجویان قدردانی کرد و از دانشجویان خواست تا اجازه دهند هر فردی سئوال و نظرات خود را بیان کنند و تاکید کرد دموکراسی و جامعه مدنی، با شعارهای تند و احساسی ایجاد نمی شود، بلکه از تحمل و شنیدن سخن منتقدان و مخالفان است که دموکراسی می تواند زمینه رشد پیدا کند. کروبی در ادامه به اهمیت حضور مردم در انتخابات اشاره کرد و گفت: همه باید برای آینده کشور و سرنوشت خود در پای صندوق های رای حاضر شوند
وی تاکید کرد سختی ها و دشواری های پیش رو را می دانم و خود را برای مقابله با هر مشکلی آماده کرده ام. حتی می دانم در صورت پیروزی با مشکلات بسیار زیادی برای حل مشکلات اقتصادی، سیاسی اجتماعی و حتی دینی مواجه خواهیم شد. اما اگر در انتخابات پیروز شوم، این وعده را می دهم که از دشمن سازی و ایجاد تنش در صحنه بین المللی ÷رهیز کنم و سازندگی و رفاه را در کشور آغاز کنم. پس از پایان سخنان کروبی نوبت به پرسش دانشجویان رسید. اولین دانشجو از کروبی سئوال کرد که آیا اگر رئیس جمهور شدید، دانشجویان را اخراج و اساتید را بازنشسته خواهید کرد که شیخ اصلاحات در پاسخ گفت: قطعا با اینگونه برخوردها با اساتید و دانشجویان مخالفم و مخالفتم را نیز قبلا بیان کرده ام. اگر پیروز شویم، مسلما در اینگونه امور، تجدیدنظر خواهیم کرد. یکی از خانم های دانشجو، ساختار تعریف جرم سیاسی از کروبی شد و کروبی با بیان اینکه هرگاه برای فردی مشکلی پیش آمد، یا به زندان افتاد، سریع و بی پرده، موضع خود را اعلام کرده ام و برای رهایی او تلاش کردم. کروبی در ادامه اظهار داشت: هنوز جرم سیاسی در کشور ما تعریف نشده است ولی به نظر من در شرایط کنونی اگر کسی متهم به این امر شد، باید محاکمه او با حضور هیات منصفه و وکیل اختیاری او باشد. نماینده بسیج دانشجویی متنی را قرائت کرد و خطاب به کروبی گفت که امروزه زمانه متفاوت شده و دوران موج سواری تمام شده است. وی افزود: در کارنامه شما مواردی است که هنوز برای ما ابهام دارد، از حمله شهرام جزایری. همچنین آیا سیاست شما هم مثل دولت اصلاحات انفعال است. در حالی که امروزه باید مرد و مردانه در جهان ایستاد و اینکه شما که اصلاح طلبی معتقد به اصول هستید، چه نظری نسبت به جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین و نهضت آزادی دارید که پایبند اصول نیستند. رئیس مجل شش نیز در پاسخ به این سئوال گفت: من تا زمان سرنگونی رژیم سلطنتی یک انقلابی بودم و از زمان پیروزی انقلاب تاکنون، یک اصلاح طلب هستم. هرجا هم که حقی ضایعه شده است، اعتراض کرده ام و از امام نیز به عنوان بزرگترین فرد انقلابی و اصلاح طلب برای حل مشکلات، کمک گرفته ام. وی افزود: حتی امام نیز فرموده اند کسانی که مرا قبول ندارند، باید بیایند و کشور را بسازند
میزان من نیستم، بلکه مردم هستند، من نیز به عنوان یک عضو کوچک سعی کرده ام اینگونه باشم. اصلاح طلبی در چارچوب جمهوری اسلامی و قانون اساسی هستم و همیشه از حرمت و حق مردم، دفاع کرده ام و در سخت ترین شرایط هم اصلاح طلبانه در صحنه ماندم و به صورت اصولی از اندیشه هایم دست بر نداشتم. کاندیدای دهمین دوره از انتخابات ریاست جمهوری افزود: در صحنه های بین المللی نیز همین گونه بوده ام. زمانی که برای شرکت در اجلاس بین المجالس به نیویورک رفته بودم، از ملت مظلوم فلسطین و ایجاد دولت مستقل فلسطینی حمایت کردم و زمانی که نطق من به پایان رسید، رئیس مجلس فلسطینی ها خطاب به من گفت: چنین سخنانی را قرار بود روسای مجالس کشورهای عربی بزنند، اما آنها جرات طرح این مسائل را نداشتند
مهدی کروبی درخصوص مسئله شهرام جزایری نیز گفت: رقبای ما به قدری عاجز شده اند که جریانات خاتمه یافته را نیز درستمایه نقد و اعتراض می کنند. من به آنها در این خصوص توضیح داده ام. یک هفته ÷س از آنکه حسین لقمانیان را از زندان آزاد کردیم، قوه قضائیه مسئله شهرام جزایری را مطرح کرد که حتی با اخطار مقام معظم رهبری نیز مواجه شد. کروبی در بخشی دیگر از سخنان خود و در ÷اسخ به سئوال دانشجویی، گفت: شورای نگهبان در جریان برگزاری انتخابات مجلس هشتم، روی انتخابات مجلس هفتم را هم سفید کرد و حتی فردی چون عباسی فرد که ۱۲ سال عضو شورای نگهبان بود، رد صلاحیت کردند. وی افزود: ما با همین مجلس کنونی، گرچه اصولگراست و اتفاقا اختلافات عمیقی هم با دولت دارند و نامه احمدی نژاد را پند می خواند، اما با همین دولت هم می توانم کار کنم
اینکه اصلاحات به دنبال کیست؟ عنوان سئوال دانشجوی دیگری بود که همین دانشجو با انتقاد از نقدهای صورت گرفته از سوی کروبی و اصلاح طلبان به دولت گفت: آیا مقام معظم رهبری اشتباه می کند که از دولت حمایت می کند و یا شما اشتباه می کنید که دولت را زیر سئوال می برید. کروبی نیز در پاسخ گفت: من بارها گفته ام که اصلاح طلبی در چارچوب قانون اساسی هستم و خط قرمز من نیز نظام، منافع ملی امام و رهبری است. من نقدهایی را به دولت وارد کردم و اعتقاد دارم که درست نیز هستند. من برخورد با دانشجویان و اساتید انتقاد دارم. من به سیاست خارجی و وضعیت معیشت کشور و بی برنامگی دولت انتقاد دارم
حتی اگر مشکلی ایجاد نمی شد، من برخی از سخنان برای شما نقل می کردم، تا بدانید که نه تنها ما، بکله بسیاری از دوستان خود دولت نیز منتقد عملکردهای دولت هستند. کروبی در ادامه اظهار داشت: شما به من می گویید چون احمدی نژاد ۱۷ میلیون رای آورده، نباید او را نقد کرد، من می گویم پس چرا خاتمی وقتی ۲۲ میلیون رای آورد، این موضوع را عنوان نمی کردید؟ در حالی که همیشه مواضعم را در هر جایگاهی که بوده ام، صریح عنوان کرده ام. ما دولت را نقد می کنیم، آن هم به خاطر عملکردهایش. او که می گوید شورای امنیت آنقدر قطعنامه دهد تا قطعنامه دانش پاره شود. اینکه منی گویند سازمان مدیریت را منحل کردیم، چون برنامه شهید رجایی بود و بعد همه بگویند که چنین حرفی درست نیست
یا اینکه عنوان می کنند، گوجه فرنگی در محله ما ارزانتر است. مردم بیایند در محله ما گوجه بخرند. کروبی تاکید کرد: بیایید بررسی کنید که آیا دولت براثر قدرتمند بودن یا عملکرد خوبش مورد حمایت رهبری است، یا آنکه چون دولت رئیس است، رهبری از آن حمایت می کند، تا زمین نخورد. اتفاقا من برخلاف شما بارها شنیده ام که رهبری تذکرات تندی را به دولت داده است. نماینده یکی از نشریات دانشجویی، از کروبی این سئوال را مطرح کرد که از شعارهای چهارگانه استقلال آزادی جمهوری اسلامی، کدام یک محقق شده است که رئیس مجلس اصلاحات در پاسخ گفت: از نظر استقلال به حد کامل رسیده ایم و حتی چوب این استقلال را هم خورده ایم ولی متاسفانه شاهد رشد یافتن اندیشه متحجر در کشور هستیم که قرائت خاصی از اسلام دارد و اسلام عطوفت، برابری، برادری و تحمل را به گونه ای تعبیر می کنند که موجب گریز شدن مسلمانان می شوند
وی افزود: آیا این درست است که برویم و حسینیه دراویش را در قم، اصفهان، بروجرد خراب کنیم؟ آیا این آموزه اسلام است که برویم یک مدرسه زرتشتی را در یکی از روستاهای یزد ببندیم. مهدی کروبی افزود: در بحث جمهوریت نیز امروز می گویند اول باید شورای نگهبان اجازه بدهد و نظارت بدهد و بعد مردم رای بدهند که این اشتباه است و اول باید مردم انتخاب کنند
دخالتی که شورای نگهبان در اجرای انتخابات می کند، جمهوریت نظام را به خطر انداخته است و امروز مردم هستند که باید با رای خود نشان دهند که با این شیوه ها مخالفند. کروبی تاکید کرد: اکنون هم در کشور انتخابات داریم و در منطقه از نظر آزادی انتخابات در سلامت هستیم. اما اشکالاتی هم به وجود آمده است و رای شما امروز نشان می دهد که رد صلاحیت ططری و حشتمیان، اشتباه بوده است. شما نمی توانید صلاحیت افراد را احراز کنید، چرا دیگران را از حق انتخاب شدن محروم می کنید. دانشجوی دیگری خود را نماینده ۸۰ میلیون نفر دانست و گفت: آقای کروبی شما تاکنون هیچ برنامه روشنی ارائه نداده اید و چرا با طرح امنیت اجتماعی مخالفت می کنید؟ کروبی در پاسخ گفت: من تاکنون چهار بیانیه مجزا و روشن ارائه داده ام و به یاری خدا کابینه ای تشکیل خواهم داد که جامع باشد و بتواند نمایندگی همه ایرانیان را داشته باشد. هر روز هم نمی گویم اسامی مفسدین اقتصادی در جیب من است و منتشر نکنم، یا از سرمایه داران انتقاد کنم، در حالی که سرمایه داران خود در تیمم هستم
وی در پاسخ به طرح امنیت اجتماعی نیز گفت: من زمانی که ماشین های گشت ارشاد را با شیشه های مشکی برسر چهارراه ها می بینم، یاد زمانی می افتم که خود به زندان افتادم. برای همین وزیر کشوری اصلاح طلب و شجاع و خط امامی انتخاب می کنم تا برای امر و نهی کوچک، چشم مردم را کور نکنند و هر روز به ÷وتین و لباس مردم گیر ندهند. مردم ولی نعمت ما هستند.
برگزاری مجالس فقری بر روی مخروبه های حسینیه
دراویش نعمت اللهی گنابادی در اصفهان
به گزارش فقرای عزیز اصفهان مجالس فقری در همان محل تخریب شده ی حسینیه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی واقع در تخت فولاد اصفهان و در جوار مزار متبرک جناب آقای ایزد گشسب (درویش ناصر علی) بر روی مخروبه ها برگزار میگردد.
گزارشات رسیده حاکی بر این است که فقرا بدون توجه به شرایط آب و هوا و منطقه در زیر باران شدید و با این که با ریختن دوباره کود های انسانی بوی آنها هنوز نیز استشمام میشود ولی با علاقه شدیدی به برگزاری مجالس فقری،مجالس را با شور و حالی وصف نشدنی برگزار میکنند.
این در حالی هست که جمعیت زیادی از مردمی که آنجا زندگی میکنند و یا به قبرستان آمده اند به تماشای مجلس آمده و بعضا در این مجالس ذکر خدا شرکت میکنند و بعد از شنیدن و دیدن حقیقت ماجرا بسیار متاثر و متعجب میشوند.
عکس های مجالس فقری اصفهان در زیر موجود می باشد.
فقرا این گونه پشت درب بسته به زیارت مزار متبرک جناب آقای ایزد گشسب (درویش ناصر علی)مشرف میشوند.

محل تخریب شده سالن اجتماعات مجالس فقری که چمن کاری شده است.

برگزاری مجالس فقری در جوار مزار متبرک جناب آقای ایزد گشسب (درویش ناصر علی)

با تشکر فراوان از فقرای دوست داشتنی و عزیز اصفهان بابت ارسال عکس ها و اخبار.
نقض آزادی های مذهبی در ايران
کميسيون آمريکايی آزادی بينالمللی مذهب، در گزارش سالانه خود از نقض سازمان یافته آزادی های مذهبی در ايران انتقاد کرده است.
کنگره آمريکا کميسيون آمريکايی آزادی بين المللی مذهب را مامور کرده است تا هر سال گزارشی در مورد دولت هايی که آزادی مذهبی مردم خود را نقض می کنند، ارائه کند.
در گزارش سال ۲۰۰۸ کميسيون آمريکايی آزادی بينالمللی مذهب که روز شنبه منتشر شده است، اين کميسيون کشور نيجريه را به فهرست ۱۲ کشوری که بيشترين نقض آزادی های مذهبی را دارند، اضافه کرد.
ايران، چين، ميانمار، عراق، پاکستان،عربستان سعودی، سودان، کره شمالی، اريتره، ترکمنستان، ازبکستان، ويتنام و نيجريه کشورهايی هستند که از منظر اين کميسيون آزادی های مذهبی در آنها به بدترين وجهی نقض می شود
در بخشی از گزارش کميسيون آمريکايی آزادی بين المللی مذهب آمده است: طی چند سال گذشته کارنامه ضعيف آزادی های مذهبی در ايران رو به وخامت نهاده است به ويژه برای اقليت های مذهبی مانند بهائيان، دراويش و مسيحيان.
اين کمیسیون به دستگيری و بازداشت و حملات فيزيکی عليه افراد وابسته به اين اديان و مذاهب اشاره کرده و نوشته است که پيروان اين اقليت های دينی در ايران بازداشت، آزار و اذيت و يا به دليل عقايد اين افراد، مورد تبعيض قرارمی گيرند.
کميسيون آمريکايی آزادی بين المللی مذهب همچنين به تصويب لايحه مجازات اسلامی در سال ۱۳۷۸ در مجلس شورای اسلامی اشاره کرده که براساس آن مسلمانانی که به اديان ديگر بگروند با مجازات اعدام مواجه خواهند شد.
در گزارش کميسيون آمريکايی آزادی بين المللی مذاهب به تخريب حسينيه دراويش در اصفهان و همچنين بازداشت دست کم چهل نفر از دروايش که به تخريب اين حسينيه اعتراض کرده بودند، اشاره شده است.
در بهمن ماه سال گذشته حسینیه دراویش گنابادی در تختهفولاد اصفهان توسط نيروهای امنيتی تخريب شد.
طی سالهای اخير دولت ايران فشار بر دراويش را افزايش داده است. پيش از اين، حسينيههای دراويش در چندين نوبت مختلف در شهرهای گوناگون توسط نيروهای دولتی و کسانی که نيروهای بسيجی خوانده شدهاند به طور کامل تخريب شدهاند.
در اين گزارش همچنین تصريح شده است هرچند اقليتهای مسيحی، يهودی و زرتشتی در قانون اساسی کنونی ايران به رسميت شناخته شده ند، اما شهروندان وابسته به اين اقليت ها به صورت قانونی مورد تبعيض قرار می گيرند.
اين گزارش همچنين به بازداشت بهائيان اشاره و تصريح کرده است :«از سال ۲۰۰۵ تاکنون در حدود ۲۰۰ بهايی بازداشت شده اند و هم اکنون بيش از بهايی به دليل اعتقادات خود در زندان به سر می برند.»
در ارديبهشت ماه سال گذشته هفت نفر از رهبران جامعه بهايی از سوی ماموران امنيتی جمهوری اسلامی ايران بازداشت شدند که به گفته جامعه بهائيان خارج، وظيفه بررسی مشکلات پيروان اين آيين را در ايران بر عهده داشتند. این افراد همچنان در بازداشت به سر می برند.
کميسيون آمريکايی آزادی بين المللی مذاهب همچنين به نقل از گروه های مدافع حقوق بشر و مسيحی نوشته است که بيش از ۷۰ نفر از مسيحيان ايران بازداشت و پس از مدتی ازاد شده اند.
در همين زمينه وزارت امور خارجه آمريکا از سال ۱۹۹۹ ايران در فهرست کشورهای با « نگرانی های ويژه» قرار داده است.
افكار صوفيانه به چه درد ما ميخورد؟
صوفيان راستين در پي اين بودند كه تا سر حد امكان انسان را از ماده پرستي و فرو رفتن در شهوات و لذتجويي باز دارند، و او را به اصل و گوهر خويش شناسا كنند؛ اصل و گوهر او تفكر و انديشيدن و راز جستن و دنبال كردن اصول انسانشدن و گذشت و تسامح بوده، و امروزه چون در بند مادهي گرفتار گشته، شناخت گوهر خود را فراموش كرده است. انسان به جهان نيامده كه شب و روز بخورد و بنوشد و بخوابد و از جهان برود، اين كارها بازي است و انسان را به بازي نيافريدهاند.
كار من و تو بدين درازي كوتاه كنم كه نيست بازي
ديباچهي ما كه در نورد است نز بهر هوي و خواب و خورد است
از خواب و خورش به اربتابي (63) كين در همه گاو و خر بيابي
ز آن مايه كه طبعها سرشتند ما را ورقي دگر نوشتند
تا در نگريم و راز جوييم سررشتهي كار باز جوييم
ببينيم زمين و آسمان را جوييم يكايك اين و آن را
كاين كار وكيايي از پي چيست؟ او كيست كياي كار او كيست؟ (64)
به نظر صوفيان، هر كس اين بندهاي مادي را بگسلد و به رازجويي و خويشتنشناسي بپردازد و اسير نفس ستمكار نافرمان نشود، او «انسان كامل» است. از ميان صوفيان نخستين كسي كه در اين فكر بوده، حسين منصور حلاج است كه در سدهي چهارم شهيد راه عرفان و معرفت شد. بيشك منشأ نظريهي انسان كامل از اوست، و بعدها اين انديشه به كوشش «ابن عربي» (وفات 638 ه) و عبدالكريم گيلاني (وفات 658 ه) شناختهتر و استوارتر شد.................
ادامه در ادامه مطلب.................
نام عين وجود است
روي صحبتم با آنهايي است كه معتقدند «نام» اهميتي ندارد و اين درست عين اشتباه است. همين نگاه بيتفاوت ناشي از ندانستن است كه داراييهاي ما را به مصادره اين و آن در ميآورد. اما اصل و اساس اينجاست كه نام، عين وجود است. نام و وجود يكي هستند. نام همان تكيهگاهي است كه حس ما را نسبت به اشيا، آدمها و هر چيزي كه در اطرافمان وجود دارد، برميانگيزد. آواي نامهاست كه آگاهي از وجود را به ما ميبخشد؛ و همين جاست كه بايد «خليجفارس» را با همان نام واقعي و كهناش بخوانيم، زيرا مساله تنها نام تكهاي آب نيست، هويت است، مالكيت است. مالكيت هم از اين نام سرچشمه ميگيرد، تامين اقتصادي، جغرافيايي و حتي موقعيت استراتژيك ما هم بسته به اين نام دارد.اگر «خليجفارس» نبود، شايد ديگر موقعيتما با همين كشورهاي كوچك دور و اطرافمان كه شبوروز به فكر مصادره هويت ايراني هستند، تفاوتي نداشت. خليجفارس، براي ما تنها وجهه سياسي و جغرافيايي ندارد، بلكه وجهه فرهنگي خليجفارس كه هويت فرهنگي ايران را ميسازد. در واقع هر چه از وزن سياسي و جغرافيايي ايران حرف ميزنيم، ريشه در همين هويت فرهنگي دارد، همينهاست كه وجهه تمايز ما و ديگران شده است.بااينحال جنجال خليجفارس، اولين تكهاي از هويت ايران نيست كه ميخواهند به تاراج ببرند، يادتان هست سروصدايي كه نام «مولانا» همين چندسال پيش راهانداخت، تركها سال بينالمللي مولانا را اعلام كردند، بانوي اول تركيه مثنوي را به همسر جرج بوش هديه داد و «مولانا» را شاعري ترك معرفي كرد، يا همين چندوقت پيش كه نوروز و هفتسين در يونسكو به نام ديگري ثبت شد.انگار مليت خودمان را رها كردهايم، و اين خود به تنهايي زنگ خطري است و درد كوچكي نيست.
عدم مليت همينهاست و نبايد در دامش بيفتيم و تنها راه نجات براي اينكه از غير ملي بودن فاصله بگيريم، انگيزش هميت ملي است، آن هم در تمام نهادها و قشرهاي اين جامعه تشيع ايراني عين مليگرايي است و هيچ نبايد اين نكته را دست كم گرفت. هويت ايراني را نميتوان ارزان فروخت و نبايد گذاشت كه نام «عربي» به همين سادگي بر نام آبهاي ايراني سايه بيندازد. افزون براين از هويت فرهنگي و ملي كه بگذريم، اين «خليج فارس» است كه ما را به آبهاي بينالمللي وصل ميكند و اگر همين «خليجفارس» نباشد در موقعيت جغرافيايي ديگر جز مشتي آبهاي ساحلي چيزي برايمان باقي نميماند. آنوقت است كه ديگر همين چند جزيره كوچكي را كه در اين سالها با چنگو دندان در آبهاي جنوب نگه داشتهايم را بايد دو دستي به شيخهاي عرب دستنشانده تقديم كنيم، آن هم در روزگاري كه هنوز مردماني كه شيخها بر آنها حكمراني ميكنند، در جستوجوي ريشههاي ايراني خود هستند و خود را ايراني ميدانند. تركها تمام تلاش خود را به كار بستهاند كه «مولانا» را ترك كنند، آن هم در شرايطي كه مولانا جلالالدين حتي يك خط هم شعر تركي ندارد، اين طرف هم يكي مدعي تغيير نام «خليجفارس» است، باقي كشورهاي كوچك و تازه پاگرفته هم چشم به بوعلي سينا، خط نستعليق، نوروز و... دوختهاند. بايد فكري كرد، گامي برداشت و چارهاي انديشيد، اين وسط هم نبايد تنها منتظر ماند تا از راه ديپلماسي و مذاكرات سياسي كار را پيش برد، هركسي با هر تواني بايد گامي بردارد، سالهاست كه ميخواهم فيلمي با موضوع زندگي «مولانا» بسازم، اما هر بار بهانهاي ميتراشند، از بخش خصوصي هم كه انتظاري نيست، آنها گير «چارچنگولي» ساختن هستند اما همت بلندي ميخواهد كه اين هويت فرهنگي را با سينما و هنر ايراني آميخت، «خليجفارس» را بايد در بخشي از تاريخ هنر ثبت كرد تا همچنان بتوان سالهاي سال هويت مردمي كه «خليجفارس» بخشي از وجودشان است را حفظ كرد.
* كارگردان سينما و مستندساز
منبع : اعتماد ملی
معرفی کتاب
''صوفيان شهيد''
كتاب ''صوفيان شهيد (روايت تحليلي زندگي و انديشههاي اجتماعي حلاج، عين القضات و سهرودي)'' نوشته مصطفي علي پور
صوفيان شهيد گزارشي تحليلي از انديشه اجتماعي سه عارف شوريده ايران زمين: حسين منصور حلاج، عينالقضات همداني و شيخ شهابالدين سهرودي بر پايه منابع و مستندات تاريخي است.
پژوهشگر در روند تحليل شخصيت و زندگي آنان به ناگزير، انديشههاي معرفتي و پايههاي حكمتشان را به كوتاهي گزارش كرده است و صرفا به دنبال يافتن پاسخ اين پرسش بوده كه ديدگاهها و انديشههاي فلسفي – عرفاني اين سه عارف شهيد تا چه مايه در گزينش راه مبارزه سياسي – اجتماعي و نيز بر فرجام غمانگيز و سرخزندگيشان،تاثير داشته است.
كتاب ''صوفيان شهيد'' با شمارگان 300 نسخه و با قيمت 2000 تومان به همت انتشارات تيرگان به بازار كتاب آمده است.
مرحوم سيد حيدر آملي از عرفا و متصوفه
در تفسير «ولـــي» ميفرماید:
مقصود از ولي كسي است كه خداي سبحان، متولي امر او شده و از عصيان، محافظتش كند و او را به نفس خود وانگذارد. چنين كسي از حيث كمال، به مقام رجال و مردان حق نائل شده است. خداي متعالي دربارة اينان ميفرمايد: و هو يتولي الصالحين، و در جاي ديگر ميفرمايد: رجال لاتلهيهم تجارة و لابيع عن ذكر ا ...؛ ولي از جهتي محبوب است و از جهتي محب. چنانچه در مقام محبوبي باشد، ولايت او كسبي و موقوف به چيز ديگري نيست؛ بلكه ازلي، ذاتي، وهبي و الاهي است؛ اما اگر ولي، در مقام محبي باشد، ناگزير از آن است كه به صفات الاهي، متصف، و به اخلاق ربوبي، متخلق باشد تا عنوان ولي بر او صدق كند و گرنه ولي نخواهد بود.
تحلیلی از اثرات بد اجتماعی و فرهنگی محکومیت دراویش
فرا خواندن دراویش تا حبس و صدور محکومیت برای آنان اگر چه امر تازه ای نیست اما تکرار آن بسیار تاسف برانگیز است که حتما قلب بسیاری از آزاد اندیشان و فقها و علماء و مسئولان دلسوز نظام را هم به درد آورده است متاسفانه وجود بعضی از جریانات که به عقیده بسیاری هدایت شده از سوی مستکبرین و دشمنان اسلام است و در صدد ایجاد تفرقه و نارضایتی بین اقشار جامعه میباشد به گسترش و تکرار این اتفاقات دامن میزند . همانطور که همه بزرگان علم و ادب هم بارها گفته اند انسان برای انجام فضائل و اجراء عدالت بوجود آمده است و عدالت از آثار و خواص وجود نوع بشر است و تحقق آن به انسانیت و مدنیت و پیشرفت روحی و اجتماعی آدمی کمک میکند و فلاسفه و اندیشمندان همواره یکی از اهداف بیان و نظرات نو و بدیع خود را بالا بردن درک انسان برای شناخت محیط و نهایتا ایجاد عدالت میدانند حتی دانشمندانی که به علوم طبیعی نیز پرداخته اند این هدف را در راس افکار خود داشته اند . کپرنیک ستاره شناس معروف میگوید سرنوشت انسان تامل و اندیشه به راز آفرینش و جهان هستی است و محصول حیرت او بوجود آوردن زندگی نوین در این جهان است . که البته دستور قرآن کریم نیز به تاکید همین است که در آثار و نشانه های خدا تدبر کنیم که البته لازمه آن بیرون آمدن از پوسته اعتقادات دیکته ای و تحقیق نشده است به قول اندیشمندی که میگوید لحظه ای به لاک پشت بنگرید او تنها وقتی پیش میرود که گردنش را از زیر پوسته و کاسه خود بدر آورد و این چنین است که انسانی که به تدبر و تفکر میپردازد و تحقیق در راه دین را آغاز میکند کسی است که میخواهد از هیچ ؛ چیزی بسازد ولی یک منتقد صرفا هر چیزی را هیچ میکند اما متاسفانه در جامعه بشری امروز خود خواهی و خود محوری یکی از مشکلاتی است که با هر فکر و اندیشه ای بدون تحقیق مبارزه میکند و اینجاست که ( برونوتی میر ) اندیشمند و جامعه شناس غربی میگوید : وقتی که خود خواهی یک فرد یا یک گروه برای جامعه ای به صورت قانون در آمد فانوس بردارید و روز روشن به دنبال عدالت و انسانیت بگردید و در اینجاست که به قول افلاطون برای یک جامعه فضیلت و اخلاق از نان شب هم واجب تر است و اگر جامعه ای شکست اخلاقی بخورد با هیچ نیروئی نمیتوان جبران شکست را نمود . اری عزیزان همه میدانیم که دین و مذهب در زندگانی به انسان اطمینان و تکیه گاه روحی می بخشد چون اعتقاد به انسان امید زیستن و اندیشیدن بیشتر می دهد و امید به انسان هدف میدهد زیرا زندگی انسان بدون هدف ثمره ای جز خستگی و یاس و پوچ گرائی ندارد چرا که بشر تنها مخلوقی است که نمیخواهد آن باشد که هست و به قول ( بانت ون ): اینکه زندگی کنیم بی آن که از برای بهتر شدن جهان بکوشیم زندگی نیست؛ دزدی است . بهمین خاطر است که انسانها می اندیشند و افکار و عقاید عمیق تری را در راستای عقاید خود میطلبند که البته دین اسلام و عرفان اسلامی و تصوف که شاخه عملی این عرفان است در جهت همین اهداف الهی پیش میرود در اینجا سخن بسیار زیبائی از مهاتما گاندی ضروری به نظر میرسد که میفرماید اگر کسی توفیق یابد که بقلب مذهب خویش واصل شود به قلب مذهب دیگران نیز واصل خواهد شد . فراموش نکنیم انسانی که بخواهد به زندگی سعادتمندانه نائل آید باید بداند که سعادت نه معلول اتفاق و تصادف است و نه ذاتی و طبیعی بلکه استعدادی است که باید کسب شود تا بدرجه عادت برسد و از آن پس ملکه وجود آدمی گردد . پس به مقتضای وجود انسان در هر اجتماع باید بیشتر از یک فکر باشد تا آن اجتماع به رشد و بالندگی برسد چرا که در جامعه ای که همه یکسان فکر میکنند دیگر کسی بیشتر نمی اندیشد . کسانی که به فکر ترقی و عظمت ایران اسلامی هستند میدانند که ترقی و عظمت یک کشور مربوط به استحکام و وسعت مرزها و نیروی جنگی و ساختمانهای زیبا و از این دست تجهیزات نیست بلکه عظمت یک کشور وابسته به ازدیاد مردم فهمیده و روشنفکر آنست که قدرت و قوه حقیقی و عظمت واقعی را تشکیل میدهند برای همین است که ما ایرانیان همیشه در طول تاریخ علی رغم کمبودها و ضعفهای اجتماعی خود را مردمی با فرهنگ و متمدن و پیشرفته دانسته ایم که البته همینطور است اما اگر ما همچنان مدعی فرهنگ و تمدن و اندیشه واقعی به ارث رسیده از قرآن و پیامبر و ائمه و اولیاء دین هستیم باید بپذیریم که باید به اندیشه های متفاوت احترام گذاشت و نباید انسانی را در حکومت اسلامی صرف اعتقاداتی که جنبه شخصی دارد که حتی عقایدش خلاف اصول قانونی و دینی آحاد جامعه هم نمیباشد مورد عذاب و بازخواست و ناراحتی قرار داد و گرنه جز میراث اندیشه ؛ ما تبدیل به ملتی فقیر و بی ارزش و پوچ گرا میشویم که جز منافع مادی به چیز دیگری فکر نمیکند.
تخریب مساجد و حسینیه باب شده ؟
این باب را ازچه کسی یاد گرفتند؟
این چه دستی در کار است که اقدام به تخریب اماکن مقدسه ای همچون حسینیه ها و مساجد در داخل و خارج می کند ؟
این مجوزها را چه کسانی می دهد؟؟؟ چه عواملی باعث این کار است؟؟
اعمال ما مسمانان ؟ یا بی قانونی؟
وقتی در کشور جمهوری اسلامی تخریب حسینیه راحت و بدون هیچ مجوزی توسط گروهی ناشناس صورت میگیرد !
دیگرچه تو قعی ازکشور غیر مسمانان ؟
واقعآ که باید گفت!
مجوز قضایی یعنی لودر و تخریب ؟!
این بار در باکو آذربایجانپس زبان همدلي خود ديگر است همدلي از هم زباني خوشتر است
به مناسبت بزرگداشت عارف نامی شیخ بهایی :

اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست.
اگر بسیار كار كند، میگویند احمق است.
اگر كم كار كند، میگویند تنبل است.
اگر بخشش كند میگویند افراط میكند.
اگر ثروت اندوزی كند، میگویند بخیل است.
اگر ساكت و خاموش باشد میگویند لال است.
اگر زبانآوری كند، میگویند وراج و پر روست.
اگر روزه بدارد و شبها نماز بخواند میگویند ریاكار است.
و اگر نماز نخواند میگویند كافر و بی دین است.
پس فرزندم نباید به حمد و ثنای مردم اعتنا كرد و جز از خداوند نباید از كسی ترسید .
منبع:
كشكول شیخ بهایی.
چند کتاب از شیخ بهایی در سایت تصوف ایران
گذری بر زندگی شیخ بهایی را در ادامه مطلب بخوانید
مجوز قضایی یعنی لودر و تخریب !
صبح روز دوشنبه 7 اردیبهشت ماه 1388 آقای خان بابا ترک زاده ، از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی توسط اداره اطلاعات زاهد شهر فسا احضار و مورد بازجویی و تهدید قرار گرفت .
آقای ترک زاده در تماس تلفنی با خبرنگار سایت مجذوبان نور با اعلام این خبر گفت: پس از آنکه صبح روز گذشته اداره اطلاعات زاهد شهر به صورت تلفنی مرا احضار نمود از من خواسته شد ، تا کسب مجوز قانونی باید مجالس درویشی را در روستای سنان تعطیل نمایم .درپاسخ گفتم مجوز مجلس درویشی را خدا صادر نموده و من تحت هیچ شرایطی این کار را نمی کنم . مأمورین در جواب گفتند : بنابراین ما از طریق قانونی اقدام می کنیم و با مجوز قضایی مجالس را تعطیل می نماییم . جواب دادم : کار شما غیر قانونی و مجوز قضایی شما لودر و بلدوزر است و من هم از این موضوع باکی ندارم.
این گزارش می افزاید ، آقای خان بابا ترک زاده از محکومین و مصدومین واقعه تخریب حسینیه شریعت قم می باشد که سال گذشته به دلیل عدم پرداخت جزای نقدی بازداشت و راهی زندان شد . این درویش گنابادی که ساکن روستای سنان زاهد شهر فسا می باشد تا کنون بارها بدون مجوز قانونی از سوی مامورین امنیتی احضار شده است .
تخریب بخشی از محل برگزاری مجالس دراویش در اصفهان
محل برگزاری مجالس دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در اصفهان زیر تیغهای لودر رفت .
به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ؛ سالنی به متراژ تقریبی 20 متر از قسمت باقیمانده حسینیه مخروبه اصفهان به طور کامل تخریب شد .
براساس این گزارش ؛ پس از تخریب حسینیه اصفهان در سحرگاه 30 بهمن 87 ، دراویش گنابادی مجالس خود را در شبهای دوشنبه و جمعه بر خرابه های این مکان مقدس برگزار می نمایند .
یکی از دراویش گنابادی ساکن اصفهان در گفتگو با خبرنگار سایت مجذوبان نور با اعلام این خبر گفت : دراویش علیرغم تخریب حسینیه ، همچنان مجالس خود را در فضای بازو در سرما و گرما در زمین حسینیه و در اطراف مقبره درویش ناصر علی برگزار می کنند .
وی در ادامه افزود : متحجرین و معاندین تصوف باید بدانند که مجلس درویشی علیرغم وجود همه هجمه ها و فشارها حتی با تخریب حسینیه ها هم تعطیل بردار نخواهد بود .
محاکمه چهارتن از دراویش سلسه نعمت الهی گنابادی در دادگاه جزایی کرج
جلسه محاکمه چهارتن از دراویش سلسله نعمت الهی گنابادی با کیفر خواست دادسرای کرج، نهم اردیبهشت 88 در شعبه 112 دادگاه جزایی این شهرستان برگزار می شود.
به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور، مرتضی سپندار، امین صفاری،سیاوش ساکی ، هادی اباذری روز پنج شنبه 11 مهر ماه 87 مقابل حسینیه دراویش در شهر کرج دستگیر و با دستور شفاهی علی فرهادی دادستان کرج به سرهنگ اصلانی فرماندهی نیروی انتظامی این شهرستان مدت 4 روز در سلولهای انفرادی بند 6 زندان رجایی شهر (بازداشتگاه تحت نظارت اداره کل اطلاعات غرب استان تهران) بازداشت گردیدند.
براساس این گزارش، این چهار درویش گنابادی تحت عناوین اتهامی اخلال در نظم عمومی، توهین به آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای و ضرب و شتم در شعبه 2 دادسرای عمومی و انقلاب کرج مورد بازجویی قرار گرفته و با کیفر خواست صادره از دادسرا، محاکمه این چهار نفر نهم اردیبهشت در شعبه 112 دادگاه جزایی کرج برگزار می شود.
این گزارش در ادامه می افزاید: مرتضی سپندار یکی از متهمین این پرونده، جانباز نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران است که پس از آزادی از زندان، در نامه ای خطاب به آیت الله خامنه ای، ضمن اعتراض به عملکرد و برخوردهای خلاف قانون دادستان و مامورین امنیتی کرج با وی،می نویسد: جنابعالی بارها در سخنرانی خود اعلام نموده اید که ما هر چه داریم از برکت وجود جانبازان است اما مامورین اداره اطلاعات به من ثابت نمودند که جانبازی چون من، نه تنها مایه برکت نظام نیست بلکه اسباب ناراحتی است و باید مورد ضرب و شتم نیز قرار گیرد.
این درویش جانباز ارتش در ادامه نامه خود به مقام رهبری ایران می گوید: من به کدام دلیل و سند، مستحق قرار بازداشت موقت مقام قضایی و سلول انفرادی اطلاعات کرج بودم؟ به کدامین گناه مرا با پابند و دستبند و چشم بند مورد بازجویی قرار دادند؟ بارها گفته شده نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد، با این اقدام غیرقانونی اداره اطلاعات، این شبهه در ذهن من جانباز ایجاد شد که گویی نااهل و نامحرمی در نظام اطلاعات کشور نفوذ کرده که این گونه، جانبازان را مورد بی حرمتی قرار می دهند.
اجرای حکم چهارتن از محکومین پرونده تخریب حسینیه شریعت قم
اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان قم با اعطای نیابت قضایی به دادسرای شهرستان بروجرد تقاضای اجرای حکم محکومیت چهارتن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی را نموده است. به گزارش خبر نگار سایت مجذوبان نور؛ اجرای حکم محکومیت آقایان سعید رحیم زاده، شهرام مقدسی، داوود زیوردار، ناصر کردی پور، مبنی بر پرداخت جزای نقدی به اتهام اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور پلیس در دستورکار دادسرای عمومی شهرستان بروجرد قرار گرفته است.
براساس این گزارش، این چهارتن در جریان تخریب حسینیه شریعت قم در بهمن ماه سال 1384 توسط عوامل انتظامی و اطلاعاتی دستگیر و با کیفر خواست دادستان قم از سوی شعبه 112 دادگاه جزایی این شهرستان به ریاست قاضی پور موسوی به اتهام اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور پلیس به تحمل یکسال حبس، 74 ضربه شلاق ، جزای نقدی و معرفی ماهیانه خود به ستادهای خبری اطلاعات محل سکونت محکوم شدند که با اعتراضات گسترده دراویش و وکلای مدافع آنها این احکام محکومیت در دادگاه تجدید نظر استان قم نقض و به جزای نقدی تبدیل شدند.
در میان محکومین این پرونده دو وکیل دادگستری آقایان فرشید یداللهی و امید بهروزی که وکالت دراویش را در این پرونده بر عهده داشتند نیز به پرداخت جزای نقدی محکوم و مرداد ماه سال گذشته به جهت عدم تودیع جزای نقدی بازداشت و روانه زندان عادل آباد شیراز شدند.
در جریان این پرونده هم چنین پروانه وکالت آقایان امید بهروزی و مصطفی دانشجو با گزارش مقامات قضایی و امنیتی ، از سوی مرکز امور مشاوران حقوقی و وکلاء قوه قضاییه باطل شد.
دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و موضوع براندازی!

مصاحبه (قسمت سوم ) :دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و موضوع براندازی!
در پاسخ به سئوالات و ابهامات مخاطبین محترم و رفع شبهه از اذهان عموم، خصوصا معاندین عرفان وتصوف ، در گفتگو با کارشناسان و مدیران سایت مجذوبان نور، سلسله مطالبی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده ،سعی مینماییم درحد توان، به تدریج کلیه پرسشهای مطرح شده را پاسخگو باشیم . امید است عزیزان ایمانی و مخاطبین گرامی با خواندن مطالب مذکور و ارسال نقطه نظرها ی خویش ما را در این خصوص یاری دهند. بخش سوم این مباحث را تحت عنوان دراویش و براندازی،با آقای حمید رضا مرادی یکی از مدیران سایت مجذوبان نور انجام داده ایم ، از در گاه پروردگار منان توفیق و موفقیت همگان را، در راه اتحاد مومنین ، وحدت اسلامی و احیای فرهنگ ملی کشورمان ،آرزومندیم .
دراویش گنابادی وبراندازی
سئوال :
دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی از سوی مخالفین عرفان و تصوف وبعضی از حامیان افراطی آنها درمیان مسئولین امنیتی ،اجرایی و حتی قضایی متهم به بر اندازی می شوند، اولین سئوال خود را در این خصوص با این پرسش آغاز می کنیم که اساسا حامیان حکومت چه کسانی هستند و نظر شما در این باره چیست ؟
جواب :
قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی با تصویب نمایندگان مردم ورای ملت ، مشروعیت و مقبولیت یافته است . هر گروه و شخصی که به قانون اساسی احترام بگذارد وروش و منش او در راستای قانون و اجرا ی آن باشد و برخلاف آن عملی انجام ندهد و خود را موظف و مقید به اجرای آن بداند او را حامی نظام می گویند .حامی نظام بودن به معنی تملق وچاپلوسی مجریان قانون و تواضع و کرنش در مقابل آنان نیست یا به معنی نداشتن اراده وخود باختگی وترس در برابر ظلم و عدم مطالبه حقوق قانونی خود یا سکوت در برابرعدم اجرای قانون از سوی مجریان نیست .حامی نظام بودن به معنی تظاهربه همراهی وتقلید از قدرت و بازیجه بودن و ریا نمودن و عوام زدگی نیست.
هر دولتی وحکومتی در شان همان ملتی است که آنرا پذیرفته اند و لیاقت آنرا دارند .نظام جمهوری اسلامی ایران باید در حد و اندازه های کشوری با تمدن چند هزار ساله وملتی با فرهنگ غنی پارسی باشد.نظام جمهوری اسلامی باید لیاقت رهبری جهان اسلام و تشیع را داشته باشد .نظام جمهوری اسلامی باید الگو و سمبل دولتها و ملتهای جهان باشد و.....این ایده آل زمانی محقق می شود که ملت ایران نیز در حد و اندازه های والای انسانی ،خرد اجتماعی ، علم ،ایمان، آگاهی و سمبل جامعه بشری باشند. این مهم با شعار و تبلیغات و خود فریبی میسر نمی شود .وقتی بعد از 30 سال قانون مجازات اسلامی در کشور به صورت آزمایشی انجام می شود و قوانین آن منطبق با رشد و تکامل جامعه بشری نمی باشد و حتی قانون گذار با دیده تردید به آن نگاه می کند و مردم هم دم به اعتراض نمی گشایند ،و قتی تحجر و قشریگری در آغاز هزاره سوم و درمرکز جهان تشیع ،طالب ایجاد و بازگشت قرون وسطی است و با آن با تساهل و تسامح برخورد می شود و ملت نیز بی تفاوت از کنار آن می گذرند ،وقتی نظام قضایی کشور شهروندان را به مقدس و نامقدس تقسیم می کند وبرای جرمی واحد دو دادگاه متفاوت و دو مجازات مختلف در نظر می گیرد و تبعیض را قانونی نموده است واز سوی مردم چرایی!! گفته نمی شود ، وقتی ارزشهای اخلاقی به دلیل سیاستهای اشتباه در جامعه کمرنگ می شود و... حامی نظام بودن به معنی آن است که ابوذروار صراط عدالت و قسط را نگهبان و پاسدار باشیم و مصوبات قانونی وعملکرد مجریان را زیر نظر داشته نسبت به آن حساس بوده و مانع انحراف و تخطی آنها باشیم و نگذاریم به شعور ملی و مذهبی ما توهین شود ،به حقوق قانونی خودو هموطنانمان تجاوز شود.منافع ملی کشور به دلیل اتخاذ سیاستهای غلط نابود شود ونگذاریم بی قانونی قانون شود.
به لحاظ حقوقی نیز حتی قانون اساسی که ساختار نظام را مشخص می کند قابل بازنگری است و اصل177 قانون اساسی موید این موضوع است و با شرایطی که قانون معین کرده است با رای مردم قابل اصلاح و تغییر است. اما این تغییر باید توسط مردم انجام پذیرد و پس از طی مراحل قانونی لازم الاجراست و مجریان قانون حق ندارند به نام شرع یا اجتهاد شخصی و استفاده از مقام و شان خود، تصرف در قانون نماید. براساس اصل70 قانون اساسی "مجلس شوراي اسلامي در عموم مسايل د ر حدود مقرر در قانون اساسي مي تواند قانون وضع كند". بنابر این قوانین جاریه و بخشنامه ها و دستورات از سوی هر مقامی باشد نمی تواند و نباید ناقض اصول مندرج در قانون اساسی باشد و اگر چنین بود از درجه اعتبار ساقط است و لازم الاجرا نیست و کسانی را که اطاعت از قوانین سلیقه ای و خود ساخته نمی کنند را قانونا نمی توان مجازات کرد، بلکه مجازات کنندگان مستحق مجازات اند.
رای و خواست ملت میزان است ، نام مردم بردن ودر عمل به آنها اجازه صحبت و اظهار نظرو اعتراض ندادن، مخالفت با قانون اساسی است. درفصل سوم قانون اساسی حقوق ملت را متذکر شده است و خصوصا در اصل 27 بیان می دارد : "تشکیل اجتماعات وراهپیمایی ها ،بدون حمل سلاح ،به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است "، ودر این اصل دنباله ای که دربسیاری از اصول دیگرمتذکر می شود که مثلا "مگر به حکم قانون " یا "تفصیل آنرا قانون معین می کند " و....نیامده است و معنای آن این است که حتی نمایندگان مجلس اجازه تصویب قوانینی ندارند که این حق مردم را محدود یا در آن تصرف کنند و بر اساس این اصل، قوانین جاریه و مجریان نمی تواند این حق را ازمردم بگیرند و مردم به صورت مسالمت آمیز، قانونا حق دارند صدای خود را به گوش دولتمردان نظام برسانند .اگر حقوق ملت ضایع شود و مردم نتوانند برای استیفای حقوق قانونی خویش اقدام نمایند، واکنش مردم مجرمانه محسوب نمی شود بلکه اشخاص یا مراکزی که مانع ازاین آزادی می شوند را بایستی محاکمه و مجازات نمود .
اصل نهم قانون اساسی می گوید : " در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت اراضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي، به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي، نظامي و تماميت ارضي ايران كمترين خدشه اي وارد كند و هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزاديهاي مشروع را، هر چند با وضع قوانين و مقررات، سلب كند." بر اساس این اصل، قانونگذار و مجریان قانون به هیچ عنوان نمی توانند با توجیه و تفسیر به رای از قوانین و حتی تصویب قانون، حقوق اساسی ملت را به نام قانون تضییع نمایند .عملی که از سوی بعضی از مراکز امنیتی و قضایی و اجرایی به نام دفاع و حمایت از شرع !! یا انقلاب !!یا امنیت !! یا مقدسات!! یا ...انجام می گیرد ،نه تنها.درجهت محدود نمودن آزادیهای مشروع و قانونی است ، بلکه ناقض عدالت است و در تضاد و مخالفت با نص صریح قانون اساسی است.
نتیجه اینکه حامیان نظام آن کسانی هستند که قانون اساسی را ملاک عمل مجریان می دانند و خود از اجرای آن دفاع می کنند وپایبندی به قانون را مبنای رفتار اجتماعی گذاشته اند و مجریان و مسئولین نیز اگر اقدامات آنها در چهارچوب قانون اساسی نباشد حامی نظام نخواهند بود.
سئوال :
براندازی به چه معناست؟ وبراندازان کیانند ؟
جواب :
به گروه هایی گفته می شود که اعتقاد دارند نظام جمهوری اسلامی باید سرنگون شود . هدف ومنظور براندازان ، استقرارنظامی بجز نظام جمهوری اسلامی ، مثلا نظام شاهنشاهی ، نظام کمونیستی ، نظام سوسیالیستی ، نظام جمهوری ، نظام سوسیال دموکرات و.....می باشد.
جمهوری اسلامی ،تنها ترکیب دو واژه ذهنی است که قانون اساسی کشوربه این دو کلمه معنای عینی و واقعی می دهد و قانون اساسی، شالوده و مقدمه ای است که جمهوری اسلامی را تبدیل به نظام جمهوری اسلامی می کند .براندازان درتضاد با ساختارو چگونگی نظم و انتظام موجود در کشور می باشند ومخالفت با قوانین نظام جمهوری اسلامی دارند و دشمنی با مجریان قانون ( دولتمردان ) نیزدر واقع مخالفت با قوانین است زیرا مجوز ریاست و زعامت برمردم را همین قانون به آنها تفویض کرده است . بنابراین اگر فرد یا جمعی معتقد به نابودی و تغییربنیادی ، "قوانین حاکم " باشند به آنها برانداز گفته می شود . براندازان چه در برخورد قهری با نظام وچه در مبارزه سیاسی ، پیکان تهاجم خود را به هرصورت به طرف قوانین نظام و دگرگونی آن متمرکزمی کنند .تاکتیک و استراتژی براندازان، از بین بردن نظم ، مخالفت و ضدیت با قانون (تاکتیک) و نهایتا (استراتژی) استقرارنظام دلخواهشان و تصویب قوانین جدید است.
گروه های مخالف نظام، نیازمند حمایت اکثریت مردم یا منفعل نمودن آنها و فعال و اکتیو نمودن اقلیت حامی خویش در صحنه مبارزه با حاکمیت می باشند. براندازان مستقیم و غیر مستقیم مردم را ترغیب به مخالفت با قانون نموده و ایجاد بحران اجتماعی ونارضایتی عمومی می کنند.
جالب است گروه های براندازهر چند قانون حاکم را قبول ندارند اما، برای تخریب شخصیتهای نظامی که با آن مبارزه می کنند ، مجریان قانون را متهم به اعمال غیر قانونی می کنند.(البته کلام آنها ممکن است راست یا کذب باشد)،به بیان دیگر مجریان قانون در صورت تخلف از موازین قانونی یا عمدا یا سهوا، به شکل پنهان شرایط موفقیت براندازان رابا اخلال دراجرای قانون و نظم جامعه مهیا می کنند .اگر مجری قانون شایستگی مقام خود را به هر دلیل نداشته باشد از جمله نداشتن تخصص ،عدم پایبندی به قانون ،رفتار غیر انسانی ، عدم تقوای مالی، خشونت ، ریا کاری وگروه گرایی بجای مردم داری و... بالقوه عملکرد او براندازی یا خدمت به براندازان است.
عمل برانداز قانون شکنی و قانون ستیزی و قانون گریزی است. براندازان به تدریج و به موازات حکومت، قوانینی بر اساس اندیشه و نگرش خود به شکل نوعی ارزش فکری یا فرهنگی در جامعه مستقر می کنند. از خصوصیات براندازان موازی سازی با قوای قضاییه، مجریه و مقننه است . یکی از شیوه های عملی براندازان تخریب نظام از درون ساختار حکومت است ( ستون پنجم ) . براندازان با حرکتهای آنارشیستی و خودسرانه،قدرت تصمیم گیری در حکومت را بدست می گیرند و خصوصا رخنه در سیستم اطلاعاتی کشور و دادن گرا و آدرس های اشتباه به حاکمان ومدافعان نظام می کنند و این حرکت یک نظام سیاسی را از درون دچار بی نظمی می کند . وقتی سیستم اطلاعاتی که وظیفه اش تشخیص براندازان و عاملان ناامنی است، جای دوست و دشمن را تغییر دهد ،کلیت یک نظام را به واکنشهایی وادار می کند که دوستان خود را از دست داده و زمینه موفقیت و نفوذ هر چه بیشتر دشمنان را فراهم کند .ایجاد ترس وتوهم درمجریان قانون بوسیله گزارشات و تحلیلهای اشتباه و نتیجتا خلق بحران وآشوب وبلوا در جامعه، باعث می شود که خشونت واعمال قدرت جای خود را به اجرای قانون دهد.
در نهایت هر شخصی و گروهی از درون و بیرون از نظام ،بنام دفاع از حکومت یا ضدیت با آن، علیه قانون اساسی رفتار نماید وباعث انحطاط جامعه و تضییع حقوق اساسی مردم گردد و نظم و انتظام قانونی نظام را نابود کند ، برانداز می گویند.
.
سئوال :.
آیا مصاحبه با رادیوها و مراکز خبری خارج از کشورتوسط بعضی از دراویش اقدام براندازانه نیست ؟
جواب :
با توجه به قوانین و اصل قانونی بودن جرم و مجازات (اصل 36 قانون اساسی و ماده 2 قانون مجازات اسلامی ) مصاحبه با مراکز خبری کشورهای مختلف جرم محسوب نمی شود و به تبع مجازاتی نیز ندارد. اصل آزادی بیان که در اعلامیه حقوق بشر ودر اصل 24 قانونی اساسی آمده است مبین آزادی مصاحبه و انتشار اخبار توسط افراد جامعه می باشد .بنابراین هیچ محکمه ای در ایران نمی تواند شخصی را به صرف انجام مصاحبه با مراکز خبری خارج از کشور مورد تعقیب و بازجویی و مجازات قرار دهد . دوران کنونی ، عصر ارتباطات است و جهان تبدیل به دهکده ای کوچک شده است و خبرها را نمی توان به صورت گزینشی و به میل عده ای خاص!! انتشار داد. از طرفی باید دید دلیل این مصاحبه ها چیست؟ و اساسا مسائل مطرح شده چه می باشد؟ اگردراویش می توانستند از حقوق مشروع و قانونی خود دفاع نمایند و از مواهب و حقوق شهروندی و آزادی عقیده و بیان برخوردارباشند واز سوی مخالفین تصوف گرفتار بایکوت خبری نمی شدند و می توانستند در مراکز خبری داخل کشور حرف خود را به گوش مردم و مسئولین برسانند، نیازی نبود که اخبار توسط مراکز خبری خارج از کشور منتشر شود . آنچه از سوی دراویش در مصاحبه ها و گفتگوها با این مراکز مطرح و منتشر می شود متاسفانه شرح مصیبتها ، مشکلات و محدودیتهایی که معاندین تصوف و دستهای نفوذی آنها در قوای قضایی و اجرایی برای دراویش ایجاد نموده اند و اظهار و تذکرتخطی از قانون و عدم اجرای آن از سوی بعضی دولتمردان و مسئولین می باشند .این چه منطقی است که عده ای از شیعیان صبوروصلح طلب وقانونمدار را، که شهروندان کشور محسوب می شوند از سوی جماعتی قشری و متحجر مورد ستم قرار گیرند و مجریان قانون در برابر این ستمگری یا سکوت کنند و یا شریک ستمگر شوند واز مظلوم خواسته شود که دم بر نیاور!! و کلامی مگو!! که آبروی مجریان می رود!! و اگر گفت او را به تیغ تهمت براندازی به ظلمی مضاعف گرفتار نمایند و حق اظهار درد هم از مردم گرفته شود!!!.
از طرفی باید دید دلیل برد خبری وقدرت و تاثیر پخش اخبار بنگاههای خبری خارج از کشور، در جامعه چیست ؟ اگر مطبوعات داخلی و مردم در اظهارعقاید و بیان دردهای خود آزادی داشتند و مردم به صداقت گفتار مراکز خبری داخل کشور ایمان داشتند و مطمئن بودند که سیاست سانسور برآنها اعمال نمی شود به حتم اخبار دیگران اثر گذار نبود و ضمنا !! بحران روانی برای بعضی ها ایجاد نمی کرد تا با تهمت و افترا پرده بر قانونشکنی بیاندازند. خوراک خبری مخالفان نظام را چه کسانی تولید می کنند؟ قانون شکنان متحجر یا دراویش قانونمدار. شرایط دنیا تغییر کرده است،دیگر نمی توان همه ی زبانها را برید و سکوت برقرار کرد!!و نمی توان گوشها را بست و دانستنیها را کنترل نمود !! امروز دقیقترین شکل سانسورهم نمی تواند اخبار را کانالیزه شده و گزینشی به خورد ملت دهد .
نتیجه
اگر کمی انصاف ،ذره ای وجدان، اندکی عقل ، خردلی انسانیت ویک جو درد دین ، مملکت و مردم میبود و اگر حقیقت به تیغ تکفیر ذبح شرعی نمی شد و اگرقداست خدا ،ملائکه ،انبیا ءو اولیاءالهی و تمامی ارزشهای تشیع و اسلام به پتک سیاست خورد نمی شد و اگر پرده های توهم راهنمای کردار نمی بود و اگر با شبیه سازی از وقایع تاریخی همچون دن کیشوت به کارزار دشمن!! حمله نمی شد ،آنگاه دراویش گنابادی ، براندازمحسوب نمی شدند.
درویشی نه حامی حکومت ها است ونه دشمن نظام ها ،درویشی با شعارها کاری ندارد که آموزگارشعورها ست، تقوی ومعرفت ،انسانیت و برادری،عدالت و برابری ، اخلاقیات و پرواز روح آدمی به قله کمالات معنوی حوزه گفتار و عمل درویشی است .درویشی علم ملاکها و معیارهاست و مربی طالبان حقیقت است .همانگونه که اسلام ایجاد وحدت فکری و رفتاری درمیان مسلمین نمی کند ومیزان باورهای اعتقادی و پایبندی به مبانی دینی و انسانی در میان مسلمین متفاوت است وهر مسلمان شخصیتی جدا از مسلمین دیگر دارد ،دراویش نیز با یکدیگر در آنچه از مکتب درویشی کسب نموده اند با هم متفاوتند از این رو بزرگان تصوف و عرفان فرموده اند که درویشی با سیاست بیگانه است اما دراویش برمبنای باورهای خود می توانند سیاسی باشند .اما به هر شکل دانش آموزان مکتب درویشی ، سیاسی بودنشان هم بر اساس آموزه ای عرفانی است. دراویش نه با جمهوریت مخالفند و نه با اسلامیت ،مخالفت دراویش با بی قانونی و بی عدالتی ها است.
قداست نامها از قداست مسمی ومعانی است ،با مقدس مآبی قباحت ضد ارزشها پاک نمی شود همانگونه که با افترا و تهمت قداست ارزشها باطل نمی شود .با ابداع واژه های جدید و تقسیم بندی های خود ساخته همچون برانداز نرم و زبر!!نمی توان دراویش را برانداز خواند. آنان که دراویش گنابادی را برانداز می خوانند : ازکدام فعل دراویش براندازی را استنتاج نموده اید؟ اگر جماعتی معتقد بود که قانون اساسی در مملکت باید اجرا شود و درست اجرا شود ، آیا آنها براندازند ؟ آنکه قانون را زیر پا می گذارد و مسئولیت خود را در برابر مردم انجام نمی دهد و ظلم می کند، اگر کسی به او گفت چرا ظلم می کنی؟!! آیا این شخص برانداز است؟ آیامخالفت با مخالفان اجرای قانون، به معنای براندازی است؟ .....
ادامه دارد.....
آقای کروبی در محاصره ..!!!!

حجتالاسلام و المسلمین مهدی كروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در جمع طلاب و علمای حوزه علمیه امام خمینی شهر اراک اعلام کرد : آنچه که مورد آبروریزی است این است که سیبزمینی رایگان توزیع میکنند آن هم به شیوهای که حتی کمیته امداد و بهزیستی انجام نمیدهد
یکی از طلبهها پرسید: چرا در ماجرای حسینیه دراویش جانب دراویش را گرفتید و نامهای هم به روسای خانقاهها فرستاده و از دراویش معذرت خواهی کردید؟ این اقدام شما تنها برای انتخابات ریاست جمهوری است
كروبی گفت: شما حرفها و عمل من را از 20 سال پیش تاکنون ببینید؛ اگر متوجه شدید که من تنها در زمان انتخابات چنین حرفهایی میزنم آن موقع سخن شما درست است
من همواره گفتهام که مردمانی که در این کشور زندگی میکنند دارای یک حقوق شهروندی هستند. من اعتراض کردم که چرا حسینیهها، املاک وقفی و املاک شخصی را خراب میکنند. من هیچ نامهای به روسای خانقاهها ننوشتهام بلکه یکبار به مراجع و بار دیگر به وزیر اطلاعات نامه نوشتم و شما نیز بدانید که حکومتها زیر ذرهبین هستند و اگر من اعتراض انجام دادم برای این بود که تاریخ بداند جمهوری اسلامی و امام(ره) و ما که پیروان امام بزرگ هستیم با این اقدامات مخالفیم.
تجمعها تا آزادی دراویش ادامه خواهد داشت

|
گفتوگوی رادیو زمانه با مصطفی آزمایش و علی پیروزی تجمعها تا آزادی دراویش ادامه خواهد داشت» اردوان روزبه مدت یک ماه و نیم است که از بازداشت بدون دلیل تعدادی از دراویش سلسلهی نعمتالهی گنابادی در ایران میگذرد و آنها هنوز آزاد نشدهاند. حتی از سوی خانوادههای این افراد، حال برخی از زندانیها وخیم گزارش شده است. علیرغم تلاش وکلای این سلسله از مجاری قانونی، تاکنون موفقیتی حاصل نشده است. به همین دلیل کمیتهی دفاع از حقوق درویشها و دانشجویان ایران در خارج از کشور در شهرهای مختلف دست به برپا کردن تظاهرات و تجمعات اعتراضآمیز زده است. در واقع هدف از برپایی گردهماییها و تظاهرات، جلب حمایت افکار بین المللی برای فشار آوردن به دادگستری و دستگاه قضایی ایران است که هر چه زودتر به این بازداشتها پایان دهند. در سوم آوریل امسال، مردم کپنهاک شاهد برپایی چادری تحت عنوان «چادر افشاگری» در مرکز شهر کپنهاگ پایتخت دانمارک بودند. در زیر این چادر که صحنههای تخریب حسینههای دروایش گنابادی در شهرهای مختلف نظیر قم، بروجرد، چرمهین و تخت پولاد اصفهان به نمایش درآمده بود، برپاکنندگان سعی کردند دانمارکیها و توریستهای کپنهاکی را با مذاهب و نقطه نظرهای متفاوت در ایران آشنا کنند. در این برنامه به اعتراض تخریب حسینیهی دراویش نعمتالهی و مشکلات دانشجویان ایران طوماری هم تهیه شد. در همین مورد علی پیروزی یکی از برگزارکنندگان این چادر در کپنهاگ اشاره می کند: ما این برنامه را به خاطر افشاگری کارهایی که علیه دراویش نعمتالهی در ایران کردند از جمله تخریب مراکزشان و دستگیری و ضرب و جرح بعضی از این دروایش انجام دادیم. این چادر با یک سری از عکسها، مداراک و فیلم و اسلایدشو همراه بود و همچنین جمعآوری امضا هم در برنامهی ما بود و جمعیت بسیار زیادی از آن استقبال کردند. همه میآمدند و برای آنها جای تاسف بود. چون اکثریت با درویشی آشنا بودند، و راجع به صوفیه و درویشی شنیده بودند؛ برای آنان خیلی تعجب داشت که چرا باید در ایران با دروایش چنین برخوردی صورت بگیرد. آنان احساس همدردی میکردند. ما لیستهایی داشتیم که آن لیستها را امضا میکردند با اسم و آدرس ایمیل و غیره و به این صورت از برنامهی ما پشتیبانی کردند. علت خاصی دارد که فقط این دو گروه را برای حمایت انتخاب کردید؟ چون این دو گروه الان در ایران خیلی تحت فشار هستند و در اخبار میشنویم و میخوانیم که بیشتر مراکز دراویش نعمتالهی و اعضای آنها تخریب شده و ۱۶ نفر از آنان در زندان هستند. دیگر اینکه دانشجویان تحت فشار هستند و برنامههایی که در دانشگاهها گذاشتهاند و اختناقی که به وجود آمده و اجازه نمیدهند دانشجویان آنگونه که باید فعال شوند و خیلی از دانشجویان الان در زندان هستند. ما به خاطر همان این عنوان را انتخاب کردیم. آیا برنامههای شما باز هم ادامه پیدا خواهد کرد؟ بله این برنامهها تا آزادی این دراویش و دانشجویان ادامه خواهد. این اولین باری است که در دانمارک به این ترتیب چادری بر پا میشود؟ در دانمارک برای اولین بار است. ولی آخرین آن نیست. چون همانطور که به اطلاع شما رساندم این برنامه ادامه دارد و در شهرهای دیگر اروپا هم برگزار خواهد شد. در همین زمینه در هفته پیش نیز با تلاش همین گروه در شهر آمستردام حرکتی دیگر شکل گرفت. این حرکت نیز با همان هدف قبلی با جلب نظر و حمایت جامعه جهانی به مسالهی دستگیریهای اخیر دراویش نعمتالهی گنابادی و مشکلات دانشجوها بر پا شد. در مورد جزئیات این حرکت در آمستردام با دکتر مصطفا آزمایش سخنگوی دراویش نعمت الهی در اروپا که در محل حاضر بود گفتوگو کردم و از وی پرسیدم که موضوع این تجمع چه بوده است:
دکتر مصطفی آزمایش در میدان مرکزی شهر آمستردام با جلب نظر مقامات انتظامی و پلیس و اجازه از شهرداری یک گردهمایی برگزار شد که در طی آن حدود دو هزار شاخهی گل، همراه با نوشتهای که در آن توضیح داده شده بود که تصوف چیست به عابران داده شد. ما معتقدیم تصوف مکتب عشق و صلح و مدارا است و پیروان این مکتب متاسفانه در ایران زیر فشار قرار دارند و عدهای از آنها بدون دلیل هنوز در زندان به سر میبرند. در این تجمع عدهی زیادی از مردم آمستردام و گروههایی که توریست بودند عکسهای تخریب حسینهها را در ایران و تصاویر مجروحان را دیدند و از سرنوشت این افراد اطلاع حاصل کردند. در این تجمع از مقامات محلی هم اشخاصی آمدند، خبرنگاران خبرگزاریهای مختلف هم آمدند و گزارش تهیه کردند. جمعی از سازمانهای غیردولتی ایرانیها در هلند هم آمدند و حمایت خودشان را اعلام کردند. |
پروندهي دراويش گنابادي، در مرحلهي دادسرا است و توضيحات بيشتر به زودي ارايه ميشود.

رييس كل دادگستري استان تهران در گفتوگو با ايسنا:
رييس كل دادگستري استان تهران، از تشكيل شعب ويژه جهت رسيدگي به تخلفات احتمالي دهمين دورهي انتخابات رياست جمهوري در دادسرا، دادگاهها و شعب تجديدنظر از اوايل ارديبهشت ماه خبر داد.
عليرضا آوايي در گفتوگو با خبرنگار حقوقي ايسنا، در اين باره اظهار كرد: در هفتهي آينده اين كار صورت ميگيرد. به خاطر تراكم شعب و اهميت انتخابات در هر دوره شعب ويژهاي را به اين امر اختصاص ميداديم و حتما در اين دوره نيز در دادسرا، دادگاهها و حتي تجديدنظر شعبي خاص اختصاص خواهيم داد و اين كار در ارديبهشت ماه انجام ميشود.
وي در ارزيابي از نامهي رييس دفتر رييس جمهور به دادستاني در خصوص پروندهي ركسانا صابري، گفت: نفس نامه تحسينبرانگيز است و اينه رييس جمهور و مسوول اول مقام اجرايي كشور دغدغهي رعايت حقوق شهروندي داشته باشد خوب است و ما خوشحال هستيم و از اين موضوع استقبال و به آن افتخار ميكنيم.
رييس كل دادگستري استان تهران، افزود: در دستگاه قضايي پيگير اين پرونده شديم و از آنجايي كه معمولا در اينگونه پروندههاي كيفري به ندرت پيش ميآيد كه افراد محكوم به حبس اعتراض نكنند به محض وصول اين پرونده در تجديدنظر در شعبهاي رسيدگي خواهد شد.
به گفتهي وي شعبهي رسيدگيكننده به اين پرونده در تجديدنظر با تركيب حداقلي دو يا سه قاضي تشكيل ميشود.
آوايي تاكيد كرد: اين پرونده با دقت كامل رسيدگي خواهد شد و اميدواريم راي كاملا متقن، قضايي و عادلانه صادر شود.
وي همچنين در پايان دربارهي پروندهي دراويش گنابادي، گفت: اين پرونده در مرحلهي دادسرا است و توضيحات بيشتر به زودي ارايه ميشود.
دراويش زندانی را آزاد كنيد

بيانيه سايت مجذوبان نور ؛
دراويش زندانی را آزاد كنيد
سحرگاه چهارشنبه 30 بهمن ماه 1387 حسینیه دراویش سلسله نعمت اللهي گنابادی واقع درتخت فولاد اصفهان، با لودر تخریب و مقبره درویش ناصرعلی که ازآثار تاریخی و فرهنگی ثبت شده می باشد ، مورد آسیب قرار گرفت. در ادامه این اقدام ، جمعی از دراویش اصفهان مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار گرفته و تعدادی از آنها روانه زندان و پرونده هايي در دادسرای عمومی و انقلاب اصفهان علیه آنان تشکیل شد .
جمعی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی قصد داشتند روز سوم اسفندماه 1387 دراعتراض به تخریب حسینیه ها و اقدامات غیرقانونی مخالفین تصوف ، با حضور در مقابل مجلس شورای اسلامی ، طوماری را امضاء و تحویل نمایندگان ملت نمایند تا شاید! از این طریق بر حقوق قانونی و شهروندی تأکید و ندای مظلومیت خویش را به گوش منتخبان خود در پارلمان برسانند اما این بار نیز ناشنواتر ازقبل ، در ایستگاه متروی بهارستان و خيابانهاي اطراف آن پیش از آنکه موفق به حضور در برابر مجلس شوند، مورد هجمه نیروهای گارد ضد شورش و مأمورین لباس شخصی قرار گرفته و تحت عناوین اتهامی چون اجتماع و تباني به منظور برهم زدن امنیت ملي ، اخلال در نظم عمومي و تمرد از دستور پلیس روانه زندان اوین و بازداشتگاه نیروی انتظامی شدند . تعدادی به قید قرارهای تامین کیفری آزاد ، لکن پانزده تن از آنها با گذشت دو ماه همچنان در زندان اوین در بازداشت بسر می برند .
نهایت آنکه قصد وخواست اصلی دراویش انجام نشد. مضافاَ آنکه حتی اگر دراویش لو فرض محال قصد تجمع را هم داشتند براساس اصل 27 قانون اساسی ایران هرگونه تجمع مسالمت آمیز آزاد است و نیازمند اخذ هیچگونه مجوز قانونی ازسوی مراجع حکومتی نمی باشد
و از طرفی نیز وفق تبصره یک ماده 41 قانون مجازات اسلامی مجرد قصد ارتکاب ، جرم نبوده و قابل پيگرد قضايي و مجازات نمی باشد .
متأسفانه اين روزها تلاش و فعالیت مردم و گروههای اجتماعی از جمله دراویش برای استيفاء حقوق قانونی خود ، جرم ارزیابی و به اقدام علیه امنیت و اخلال در نظم تاویل و تعبیر می شود. به محاکمه کشاندن دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و ایجاد مضیقه های بیشمار برای آنها موید نوعی تنگ نظری و قانون گریزی برخی افراد در دستگاههای امنيتی و ایجاد تشویش ذهنی برای مسئولین قضایی است و باید برای این امر چاره ای اندیشید تا آزادی و حقوق اقشار مختلف ملت تأمین و تضمین شود .
سایت مجذوبان نور در تعقیب تذکر به لزوم اجرای دقیق قانون و پایبندی به اصول قانون اساسی و حفظ حقوق شهروندی و آزادیهای مشروع مردم ایران ، از مقامات محترم قضایی می خواهد، دراویش زندانی را بلاقید و شرط آزاد و آنان را به قید فوریت از اتهامات انتسابی تبرئه نمایند.
آخرين مطالب ارسالي