تبليغاتX
خورشید حق

rightsun1

خاک پای دراویش

rightsun1

http://rightsun1.blogfa.com

خورشید حق

خورشید حق

خورشید حق

خورشید حق

 

 

 

خورشید حق


لوگو خورشید حق


درباره خورشید حق



لينک فقرا


امکانات



آمار

 

 

               صوفي‌ كيست‌؟ تصوف‌ چيست‌؟

 

                     

 

..............امام‌ قشيري‌ صاحب‌ رساله‌ي‌ قشيريه‌ تصوف‌ را به‌ معني‌ صفا يعني‌ پاكيزگي‌ حيات‌ درون‌ و برون‌ مي‌گيرد و اظهار مي‌دارد كه‌ «صفا چيزي‌ است‌ شايان‌ ستايش‌ كه‌ به‌ هر زباني‌ مي‌توان‌ ابراز كرد و از ضد آنكه‌ آلودگي‌ و ناپاكي‌ است‌ بايد اجتناب‌ ورزيد.» از ابوالحسين‌ نوري‌ پرسيدند تصوف‌ چيست‌؟ وي‌ در جواب‌ گفت‌: «تصوف‌ چيزي‌ جز ترك‌ لذات‌ نفساني‌ نيست‌». از نظر ابوعلي‌ قزويني‌ تصوف‌ چيزي‌ غير از آدابي‌ خرسندي‌ آور نيست‌. ابوسهل‌ صعلو كي‌ تصوف‌ را «پرهيز از چون‌ و چرا» تعريف‌ مي‌كند، و عقيده‌ي‌ ابومحمد جريري‌ اين‌ است‌ كه‌ تصوف‌ عبارت‌ است‌ از تخلق‌ به‌ عادات‌ حسنه‌ و رهايش‌ قلب‌ از شهوات‌ قلب‌ از شهوات‌ و وسوسه‌هاي‌ شيطاني‌. 

پس‌ موافق‌ گفتار اين‌ صوفيان‌ بزرگ‌ روشن‌ مي‌شود كه‌ تصوف‌ چيزي‌ جز پالايش‌ و تهذيب‌ حواس‌ واراده‌ نيست‌. تصوف‌ عبارت‌ از فناي‌ اراده‌ي‌ فرد در اراده‌ي‌ الاهي‌ است‌ و آن‌ ايجاد سدمحكمي‌ است‌ بين‌ طهارت‌ دل‌ و ياجوج‌ و مأجوج‌ لذات‌ و شهوات‌. به‌ عبارت‌ ديگر تصوف‌ انضباط‌ فردي‌ است‌ يعني‌ اجراي‌ او امر و پرهيز از نواهي‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ تصوف‌، انضباط‌ صرف‌ اسلامي‌ است‌. در اين‌ نظام‌ با عمل‌ به‌ وظايف‌ و الزاماتي‌ كه‌ هيچ‌ گاه‌ نبايد ترك‌ شوند، شخصيت‌ و حيات‌ معنوي‌ فرد مسلم‌ تكون‌ مي‌يابد............

 

ادامه در ادامه مطلب..........



 

 


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در 88/01/31 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

          برای دریافت سایز بزرگ عکس ها بر روی عکس کلیک کنید.

 

 

 

 

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/31 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

رادیو زمانه -

و اما در شب گذشته در میدان مرکزی شهر آمستردام میدان دام تجمعی توسط گروهی با عنوان کانون مدافعان حقوق درویشان و دانشجویان برگزار شد در این گردهمایی که با حضور سخنگوی درویشان گنابادی در اروپا “دکتر سید مصطفی آزمایش” برگزار شد شرکت کنندگان اقدام به توزیع بروشور و امضاء در اعتراض به ادامۀ دستگیری ها کردند پیش از این هم این گروه در اعتراض به ادامۀ دستگیری ها در سوم آوریل چادری را در کپنهاگ به راه انداخته بود که در آن به همین ترتیب به دستگیری اخیر این دانشجویان و درویشان اعتراض کرده بود در همین زمینه اردوان روزبه از رادیو زمانه مصاحبه ای را با دکتر سید مصطفی آزمایش داشته است

دکتر سید مصطفی آزمایش : یک ماه و نیم است که از بازداشت غیرقانونی و بدون دلیل تعدادی از درویشان سلسله نعمت اللهی گنابادی در ایران می گذرد و اینها هنوز آزاد نشده است و حال تعدادی از آنها وخیم گزارش شده است توسط خانواده هایشان و با اینکه از مجاری قانونی وکلای سلسله نعمت اللهی گنابادی تلاش بسیاری کردند که مقدماتی برای آزادی این اشخاص فراهم کنند اما موفقیتی حاصل نشده است به همین دلیل کمیتۀ دفاع از حقوق درویشان و دانشجویان در خارج از کشور در شهرهای مختلف دست به برپا کردن تظاهرات و تجمعات اعتراض آمیز زده است که در هر بار با روشن کردن افکار عمومی می خواهد جلب حمایت کند برای آزاد کردن هرچه سریعتر این درویشان و دانشجویان و در واقع هدف از برپایی این گردهمایی ها و تظاهرات ها جلب حمایت های بین المللی برای فشار وارد کردن به دادگستری و دستگاه قضایی در ایران است که هرچه زودتر به این بازداشتهای غیرقانونی پایان دهند و درویشان و دانشجویان را آزاد نمایند

اردوان روزبه : دقیقاً چه اتفاقی افتاد و برنامه به چه شکلی اجرا شد ؟

دکتر سید مصطفی آزمایش : در میدان مرکزی آمستردام فعلاً با جلب نظر مقامات انتظامی و پلیس و اجازه گرفتن از شهرداری آمستردام یک گردهمایی ای برگزار شد که در طی آن حدود دو هزار شاخۀ گل به عابرین داده شد همراه با یک کاغذی که در آن کاغذ توضیح داده شده بود که تصوف چیست ؟ تصوف مکتب عشق و صلح و مداراست و پیروان این مکتب امروز درایران زیر فشار قرار دارند و یک عده ای از آنها بدون دلیل هنوز در زندان به سر می برند و عدۀ زیادی از مردم که توریست هم بودند و اشخاص دیگری هم در میان آنها زیاد بود آمدند و عکسهای تخریب حسینیه ها و اشخاصی که مضروب شده بودند را دیدند و از سرنوشت اینها اطلاع حاصل کردند و با امضاء کردن پتیشن هایی اعلام حمایت کردند برای فعالیتهایی که در جهت آزادی اینها دارد صورت می گیرد. از مقامات محلی هم اشخاصی آمدند، خبرنگارهای خبرگزاریهای مختلف هم آمدند و گزارش تهیه کردند و از ایران  committee که در هلند تأسیس شده است یک گروهی آمدند و شرکت کردند و با امضا کردن پتیشن ها حمایت خودشان را اعلام کردند

گفتگویی بود با دکتر سید مصطفی آزمایش سخنگوی درویشان سلسله نعمت اللهی گنابادی در اروپا به بهانۀ تجمع کمیته و کانون دفاع از حقوق درویشان و دانشجویان در میدان دام در مرکز آمستردام -در خارج از ایران

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/31 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

               تجمع درحمایت از دراویش و دانشجویان

 

                             

 

«کانون مدافعان حقوق درویش و دانشجو» با برگزاری تجمعی در میدان مرکزی آمستردام خواستار آزادی چندتن از دراویش گنابادی از زندان‌های ایران شد.

«کانون مدافعان حقوق درویش و دانشجو» به گفته مصطفی آزمایش سخنگوی دراویش نعمت الهی گنابادی در اروپا، به منظور حمایت از دراویش و دانشجویانی که هم‌اکنون در ایران زندانی هستند، تشکیل شده است.

تجمع شب گذشته این کانون در آمستردام آن‌طور که آقای آزمایش به خبرنگار زمانه گفته است، به منظور جلب افکار عمومی کشور‌های اروپایی برای تحت فشار گذاشتن مقام‌های جمهوری اسلامی است تا به بازداشت «خودسرانه» دراویش و دانشجویان خاتمه دهند.

این کانون پیش از این تجمع مشابهی در سوم آوریل در کپنهاک دانمارک برگزا‌ر کرده بود.

آقای آزمایش افزوده است که «کانون مدافعان حقوق درویش و دانشجو» قصد دارد در آینده تجمع‌های مشابهی در سایر شهرهای اروپایی برگزار کند.

«کانون مدافعان حقوق درویش و دانشجو» قصد دارد در آینده تجمع‌های مشابهی در سایر شهرهای اروپایی برگزار کند

اعتراض‌ها به تداوم بازداشت گروهی از دراویش گنابادی در حالی ادامه دارد که ۲۷ فروردین ماه وب‌سایت مجذوبان نور اعلام کرده بود که پرونده ۱۵ تن از دراویش بازداشت شده مقابل مجلس شورای اسلامی به دادگاه انقلاب ارسال شده است.

این افراد در حدود ۶۰ روز است که در زندان به سر می‌برند و تلاش‌های وکلا برای آزادی‌ آنها تاکنون بی‌نتیجه بوده است.

بیش از ۱۰۰ تن از دراویش، هفته اول اسفند ماه سال گذشته  در اعتراض به تخریب حسینیه گنابادی‌ها در اصفهان، در مقابل مجلس شورای اسلامی  از سوی ماموران امنیتی و پلیس بازداشت شدند.

از میان دستگیر شدگان، ۱۵ نفر همچنان در زندان به سر می‌برند و آن‌طور که وب‌سایت مجذوبان نور اعلام کرده است در انتظار تشکیل دادگاه هستند.

حسینیه دراویش گنابادی بامداد سی‌ام بهمن ماه سال‌ گذشته در اصفهان تخریب شد.
در بهمن ماه سال ۱۳۸۴ نیز حسینیه دراویش گنابادی در شهر قم تخریب شد و عده‌ای از دراویش، بازداشت و محاکمه شدند.

آبان ماه دو سال بعد هم حسینه دراویش در بروجرد تخریب شد و گروهی از دراویش این شهر دستگیر شدند.

منبع : زمانه

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/31 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

          انتقاد گروه‌های حقوق بشری از مقام‌های ایران

 

 

                                

 

همزمان با کنفرانس ضد تبعیض نژادی ژنو مطرح شد:

انتقاد گروه‌های حقوق بشری از مقام‌های ایران

سازمان‌های حقوق بشری در آستانه کنفرانس ضد تبعیض نژادی ژنو، خواستار پایان تبعیض‌ها علیه اقلیت‌ها و زنان در ایران شدند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر، جامعه بین‌المللی بهائیان و جامعه دفاع از حقوق بشر ایران در بیانیه‌های جداگانه‌ای از محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهوری ایران خواستند که به بازداشت و آزار و اذیت اقلیت‌ها در این کشور پایان بخشد.

بازداشت‌های خودسرانه، تبعیض و ارعاب بهائیان، مسیحیان، یهودیان، دراویش و سنی مذهبان و نیز سایر اقلیت ‌ها ایران از جمله موارد مورد اشاره آنها است.

این سازمان‌ها از دولت‌های حاضر در کنفرانس ژنو نیز خواسته‌اند که در این زمینه‌ها از رئیس جمهوری ایران توضیح بخواهند.

سازمان‌های حقوق بشری یادشده، همچنین مقام‌های جمهوری اسلامی را به ترویج نفرت از طریق رسانه‌های دولتی علیه بهائیان متهم می‌کنند و هشدار داده‌اند که سرکوب فعالان مدنی به ویژه فعالان کرد در ایران افزایش یافته است.

عبدالکریم لاهیجی رئیس جامعه دفاع از حقوق بشر ایران نیز گفته است که وضعیت حقوق بشر در ایران در دوران زمامداری احمدی‌نژاد رو به وخامت گذاشته است و تبعیض‌ها علیه اقلیت‌های قومی، مذهبی و زنان به شدت نگران کننده شده است.

محمود احمدی‌نژاد قرار است فردا دوشنبه در این کنفرانس سخنرانی کند. آقای احمدی‌نژاد یکی از شرکت کنندگان این کنفرانس است که حضورش به خاطر اظهاراتش درباره اسرائیل، حساسیت برانگیز شده است.

خبرگزاری فرانسه نوشته است که سخنان وی در خصوص محو اسرائیل از نقشه جهان و نیز انکار هولوکاست با هدف اصلی این کنفرانس که تلاش برای رفع تبعیض نژادی است، در تضاد است.

بر اساس این گزارش، دایان علایی نماینده جامعه بین‌المللی بهائیان در این اجلاس گفت که: «آقای احمدی‌نژاد در بازگشت به ایران باید تلاش کند تا انواع تبعیض‌هایی را که در دوران زمامداری وی تشدید شده‌اند، از میان بردارد.»

ایالات متحده، اسرائیل، کانادا، استرالیا و هلند این کنفرانس ضدنژاد پرستی را که سازمان ملل متحد برگزار کننده آن است، تحریم کرده‌اند.

دولت اسرائیل از هانس رودولف مرتز رئیس جمهوری سوئیس خواسته است از ملاقات با محمود احمدی‌نژاد و دست دادن با وی خودداری کند.

قرار است روسای جمهوری سوئیس و ایران در ضیافت شام امشب که با حضور شرکت کنندگان در این کنفرانس برپا می‌شود، با یکدیگر ملاقات کنند.

وزارت خارجه ایالات متحده، دلیل خود برای تحریم کنفرانس ژنو را عباراتی در سند این کنفرانس اعلام کرده است که به «تحریک نفرت مذهبی» از سوی اسرائیل اشاره دارد.

استرالیا نیز بدلیل نگرانی از تبدیل این کنفرانس به تریبونی برای ابراز نظریات توهین‌آمیز و ضدیهودی، آن را تحریم کرد .

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/31 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

مصاحبه با سعید غلامیان یکی از وکلای دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی

 

                                     مصاحبه با سعید غلامیان یکی  از وکلای دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی

 

واقعه تخریب حسینیه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهرستان بروجرد،با صدوراعلامیه توسط جمعی از طلاب اعزامی از قم و همراهی طلاب بومی!! آغاز شد  وهمین عده هدایت و رهبری جریان تخریب رانیز بعهده داشتند .دراویش به وکالت آقای سعید غلامیان ازاین جماعت !!به دادگاه ویژه روحانیت شکایت نمودند . آقای سعید غلامیان وکیل دراویش بروجرد در گفتگو با خبرنگارسایت مجذوبان نور ،به پرسشهای مطرح شده دراین خصوص پاسخ گفت :

  

مجذوبان نور:آقای غلامیان اخیراً از قول تعدادی از موکلین شما در بروجرد نقل شده است که شما از وکالت در پرونده فقرای بروجرد در دادگاه ویژه روحانیت انصراف داده اید؟ آیا این خبر صحت دارد و شما آنرا تایید می کنید؟

غلامیان : خیر , خبر را درست بعرض شما نرسانیده اند, من کما کان وکالت 70 نفر از فقرای بروجرد را که علیه 42 نفر از افراد روحانی که مهاجمین به حسینیه دراویش بروجرد را رهبری و تحریک کرده اند بعهده دارم و قصد انصراف هم ندارم .ولی حدوداً یک ماه قبل از دادیاری شعبه اول دادسرای ویژه روحانیت خوزستان و لرستان مستقر در اهواز با بنده تماس گرفته و گفتند که چون وکالت در این دادسرا و دادگاه تابع شرایط خاص و صلاحیت ویژه است بر اساس مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام من مجاز به وکالت در این دادسرا نیستم و باید وکیلی را که مورد تایید دادگاه ویژه روحانیت باشد انتخاب کنم. من در این مورد با دادیار محترم شعبه اول مفصلاً صحبت کردم حتی پیشنهاد کردم که من از جانب موکلینم موظف به وکالت هستم و اگر برای تامین نظر شما وکیل دومی انتخاب کنم که حائزشرایط مورد نظر دادسرای ویژه روحانیت باشد آیا من هم خواهم توانست برای تامین نظر موکلینم در کنار وی در مراحل تحقیق و رسیدگی حضور داشته باشم ؟ اما آقای پور محمدی معتقد بودند که حضور بنده نقض غرض محسوب می شود و من مجاز به حضور در دادسرا و دادگاه نخواهم بود .

لذا من از ایشان خواستم که اسامی وکلای صلاحیتدار را برای من ارسال کنند تا به اطلاع موکلین رسانیده و در این مورد تصمیم بگیرند. لذا با موکلین موضوع را در میان گذارده و منتظر نظر ایشان هستم و امیدوارم بتوانم ظرف هفته آینده کتباً مراتب را به دادسرای ویژه روحانیت  تقدیم نمایم .

 

مجذوبان نور: نظر خود شما در مورد ادامه وکالتتان چیست؟

غلامیان : همانطور که عرض کردم من تا زمانی که موکلینم مخالفتی با ادامه وکالت من نداشته باشند به تکلیف خود عمل خواهم کرد .

 

مجذوبا نور: اگر وکالت شما را در دادگاه ویژه نپذیرند شما چه اقدامی انجام خواهید داد ؟

غلامیان : اولاً که طرح شکایت وکالتاً توسط بنده به دادسرای ویژه تقدیم شده و دادسرا نیز پذیرفته است و نیز به بنده اخطار نموده اند که موکلین را در نمایندگی دادسرای ویژه روحانیت در خرم آباد حاضر نموده تا اظهاراتشان ثبت گردد. لذا من در زمان رسیدگی به پرونده موکلینم به دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت مستقر در اهواز مراجعه خواهم کرد و بعید می دانم که ممانعتی برای حضور و دفاع از دعوی بنمایند.

 

مجذوبان نور: در رابطه با مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام برای وکالت در دادگاه ویژه روحانیت چه نظری دارید ؟

غلامیان : قاعدتاً نباید برای حقوق و آزادیهای مشروع  محدودیتی چه در موضوعات عام و چه در موضوعات خاص مانند وکالت ایجاد نمایند و مصوبه مورد بحث در این مورد دارای حرف و حدیثها و انتقادات فراوانی است که از منظر حقوقدانان و صاحبنظران مطرح شده و این مصوبه مجمع مصلحت نظام را با روح و صراحت قانون اساسی مخالف می دانند زیرا حقوق قانونی و آزادیهای مشروع شهروندان را محدود می نماید و این نظرات و انتقادات بدون اینکه  فرصت طرح و بررسی بیابند بدون پاسخ باقی مانده اند و شایسته است که در این باب تصمیم بهتری اتخاذ گردد.

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/30 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

  درویش صابر علی

 

جنابش در 13 رجب 1339 هجری قمری برابر با سوم فروردین 1300 (روز ولادت مولا امیر المومنین ) در اصفهان دیده به جهان گشودند .

 

 

 

تحصیلات ابتدایی و مقدماتی را در مدزسه حکمت تحت مدیریت شیخ جلیل القدر جناب آقای اسدالله ایزدگشسب (درویش ناصرعلی) و همچنین جناب آقای حاج سید محمد علی فانی طباطبائی (فیض علی) گذراندند. سپس جهت ادامه تحصیلات در امتحانات مرکز تربیت معلم شرکت کرده و به عنوان آموزگار در روستای جرقویه اصفهان مشغول به تدرس شدند. در سال 1337 هجری شمسی به شهر اصفهان منتقل شده و در دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان در رشته زبان و ادبیات انگلیسی ادامه تحصیل داده و سرانجانم در سال 1340هـ.ش موفق به اخذ مدرک لیسانس از آن دانشگاه شدند .

جناب آقای عبد یزدان پس از تحقیق و تفحّص بسیار وجستجوی گمشده ، در نهم جمادی الثانی 1369 هـ.ق برابر با 28 فروردین 1329هـ.ش نزد جناب آقای شیخ مجتهد سلیمانی (وفا علی) مشرف به فقر شدند.

حضرت آقای رضاعلیشاه اعلی الله مقامه الشریف در تاریخ 5 ذیقعده 1304 برابر با 23 مرداد 1362 اجازه اقامه نماز جماعت را برای ایشان صادر فرمودند .      

پس از رحلت حضرت آقای رضاعلیشاه اعلی الله مقامه الشریف و جانشینی حضرت آقای محبوبعلیشاه ، فرمان اخذ بیعت از فقرا را برای جناب آقای عبد یزدان در 17 ربیع الاول 1413 هـ.ق برابر با 24 شهریور 1371 صادر فرمودند و ایشان این وظیفه الهی را به خوبی انجام دادند تا آنکه فرمان دستگیری و ارشاد ایشان در روز عید سعید غدیرخم 18 ذیحجه 1413 برابر با 19 خرداد 1372 توسط حضرت آقای محبوبعلیشاه اعلی الله مقامه الشریف با لقب درویش صابر علی صادر گردید .

جنابش در نیمه شب پنج شنبه 20 ربیع الثانی 1417 مطابق با 15 شهریور 1375 دعوت حق را لبیگ گفته و جان به جان آفرین تسلیم کرد.پیکر مطهر ایشان پس از تشیع باشکوه در قطعه 13 باغ رضوان اصفهان در کنار مقبره آقای سید محمد علی فانی طباطبائی (فیض علی) دفن گردید .

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/30 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

   

  دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و امنیت ملی

 

 

                                        دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و امنیت ملی

 

مصاحبه (قسمت  دوم ) : دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و امنیت ملی

 

توضیح :  

 ))در پاسخ به سئوالات و ابهامات مخاطبین محترم و رفع شبهه از اذهان عموم، خصوصا معاندین عرفان وتصوف ، در گفتگو باکارشناسان و مدیران سایت مجذوبان نور، سلسله مطالبی را  مورد تجزیه و تحلیل قرار داده ،سعی مینماییم درحد توان، به تدریج  کلیه پرسشهای مطرح شده را پاسخگو باشیم   . امید است عزیزان ایمانی و مخاطبین گرامی با خواندن مطالب مذکور و ارسال نقطه نظرها ی خویش ما را در این خصوص یاری دهند. بخش  دوم این مباحث را  تحت عنوان دراویش و امنیت ملی با آقای مصطفی دانشجو یکی از مدیران سایت مجذوبان نور انجام  داده ایم ،  از در گاه پروردگار منان   توفیق و موفقیت همگان را، در راه اتحاد  مومنین ، وحدت اسلامی و احیای فرهنگ ملی کشورمان ،آرزومندیم(( .  

 

دراویش گنابادی و امنیت ملی

 

سئوال :

عده ای از مخالفین تصوف، اقدامات دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در استفاده از حقوق قانونی خود به عنوان شهروندان کشور و اصرار بر اجرای قانون را، اخلال در نظم عمومی و تهدید امنیت ملی محسوب می نمایند و با این پیش فرض تعدی و تعرض  به  دراویش، خصوصا در محاکم قضایی را توجیح  می کنند ، نظر شما در این خصوص چیست ؟

 

جواب :

امنیت ملی مفهومی پیچیده ای دارد وبا نگرشهای مختلف تعاریف متفاوت و حتی متضاد دارد . یک جامعه واقعاً چه زمانی امن و چه زمانی ناامن است؟ زمانی که سخن از تهدید  در امنیت ملی می شود ، منظور چیست؟ امنیت ملی ماهیتی ذهنی و گفتمانی دارد که ناشی از عواملی چون ادراک و ذهنیت مردم و نخبگان، مصالح و منافع ملی ، مفهوم خودی و غیر خودی ، حفظ و حفاظت از ارزشهای اخلاقی ، فرهنگی،اجتماعی و سیاسی ،استقرار قانون و ثبات آن می باشد و دگر گونی و تغییرساختاری این مقوله ها تهدید محسوب می شود.

امنیت ملی در معنای سنتی آن مترادف با اقتدار حاکم و گسترش و توسعه حکومت بوده، اما  در برداشت امروزی و متحول آن، در بردارنده امنیت  در حوزه های مختلف اجتماعی و رعایت حقوق و آزادیهای فردی و امنیت روانی است و هدف اصلی آن رویکرد پایدار به  امنیت مردم  و امنیت حاکمیت است. امنیت مردم و حاکمیت دو روی یک سکه امنیت ملی وبرای رسیدن به آن، راهبردهایی دارای جامعیت است که بتواند در بلند مدت، امنیت هردو  را تأمین کند.

تضمین و رعایت حقوق و آزادیهای اساسی آحاد جامعه از اصول مسلم حقوقي است که در تحقق نظم و امنیت اجتماعی نقش مهمی را ایفا می کند. این اصل از سویی مقتضای پایبندی به قرارداد اجتماعی و انجام وظیفه حکومت در برابر حفظ حقوق ملت بوده و از سوی دیگر  عامل مهم و ضامن نظم و امنیت است. بررسی موضوع مهم حقوق و آزادیهای فردی و چگونگی تضمین آنها و محدوده اجرایی آن از وظایف و موضوعات اساسی است که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به بیان مصادیق وچهار چوب این حقوق پرداخته است. یکی از مصادیق مهم این حقوق حق آزادی اجتماعات است که در اصل 27 قانون اساسی محترم و مجاز شمرده شده است. در یک جامعه سامان یافته مبتنی بر اصول حقوقی که به تعبیری جامعه مدنی گفته می شود، وجود نظم و امنیت ملی اساسی ترین عامل رشد سیاسی و اجتماعی است که بدون رعایت حقوق و آزادیهای فردی، تحقق آن امکان پذیر نیست. اگر افراد جامعه نسبت به رعایت حقوق خود مطمئن باشند، نسبت به اجرای تکالیف و تعهدات خود در مقابل جامعه جدی خواهند بود. در حالی که اگر حکومت، حقوق و آزادیهای مردم را مراعات نکند و تعیین حدود آن را دستخوش اختلاف نظر مراکز قانونی و متون نامشخص و شناخته نشده نماید افراد جامعه نیز متقابلاً خود را موظف به رعایت مقررات اجتماعی نمی دانند و در نتیجه نظم و امنیت عمومی مختل می شود و سرمایه های انسانی در مسیری خلاف خواست جامعه به جریان می افتد. بنابراین تضمین حقوق سیاسی افراد اساس پایبندی به اصول همزیستی اجتماعی است. تعرض طرفین قرارداد اجتماعی به حقوق یکدیگر موجب اختلاف در روابط حقوقی آنها می شود و از مهمترین موانع نظم و امنیت اجتماعی  محسوب می شود.

تنظیم این رابطه از وظایف حقوق اساسی است. قانون اساسی متکفل بیان چارچوب و اصول کلی حقوق و تکالیف متقابل حکومت و ملت است. تصویب قانون اساسی به وسیله نمایندگان منتخب ملت و تأیید آن به وسیله مردم از طریق همه پرسی به منزله انعقاد یک قرارداد اجتماعی مبین بر اراده و آگاهی بین ملت و حکومت است و هرگونه اقدامی برخلاف قرارداد مذکور باطل است. براساس قرارداد مذکور، حکومت موظف است اراده خود در زمینه حدود آزادیهای فردی و اجتماعی و نیز تکالیف مردم و ضمانت اجرای آن را به طور صریح بیان کند. تکلیف حکومت به تضمین حقوق و آزادیهای فردی و حقوق سیاسی و اجتماعی مردم زمینه ساز ایجاد امنیت قضایی و حقوقی و موجب تحکیم وحدت بین ملت و حکومت می شود که ظهور آن در نظم و امنیت اجتماعی متجلی می گردد. بنابراین در یک نظام اجتماعی سامان یافته ، برای جلوگیری از ايجاد تزلزل در امنيت باید روابط طرفین قرارداد اجتماعی را منظم و دقیق تعریف کرد و متخلفین از آن را مورد مؤاخذه قرار داد. بر این مبنا قانون اساسی در فصل سوم ، حقوق و آزادیهای ملت را بر شمرده و قانون مجازات اسلامی برای کسانی که به حریم این حقوق و آزادیها تجاوز می کنند، ضمانت اجرای کیفري در نظر گرفته است.

در حقوق کیفری، جرم رفتاری است که ارتکاب آن از طرف نظام اجتماعی برای آن مجازات تعیین شده است و مجازات واکنشی است  در مقابل مرتکبین جرم،که از طرف  اجتماع اعمال می گردد. یعنی فقط قانون گذار است که می تواند به خلق جرم و مجازات بپردازد. این اصل که نتیجه منطقی  تفکیک قواست، پایه و اساس حقوق جزا به حساب می آید. یعنی فقط قانون گذار و تنها اوست که می تواند آیین دادرسی و نحوه برخورد با مجرمین را تعیین کند. براین اساس تا زمانی که قانون وجود نداشته باشد، اصل بر جواز است و هیچ محکمه ای صالح به تعقیب افراد نیست.

تعیین مرزبین رفتار مشروع و نامشروع  وظیفه مقنن است و قاضی  نمی تواند بدون وجود قانون، رفتار افراد را ارزیابی کرده و آن را جرم اعلام نماید و ارتکاب هررفتاری ولو خلاف اخلاق یا مضر به نظم عمومی تا زمانی که از طرف قانون گذار منع نشده است مباح و جایز است و قاضی مکلف به صدور حکم برائت می باشد. زیرا قاضی تنها سخنگوی قانون گذار است و وظیفه او انطباق مصادیق با احکام قانون است. تشخیص مصلحت جامعه و اینکه چه رفتاری خلاف وقابل مجازات است، خارج از حيطه وظیفه قاضی و متولیان قوه قضاییه می باشد و این امر فی نفسه از مصادیق اعلای نظم عمومی است و اتخاذ هرگونه تصمیمی مغایر با آن ولو به صورت قانون باشد بلا اثر است.

از جمله ضمانت اجرایی کیفری پیش بینی شده در قانون مجازات اسلامی برای تعرض به حقوق ملت، مقررات مواد 498 و 618 است. در این مواد مصادیق اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی بیان شده است و قانون گذار با بر شمردن این ارکان، راه را برای برداشتهای قضات بسته است اما متاسفانه قضات با اتکاء به گزارشات و بولتن های نهادهای اطلاعاتی، هر رفتار مسالمت آمیز اجتماعی را جرم ارزیابی و نامهایی چون تباني به منظور برهم زدن امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی بر آن می نهند. نمونه آن که در طول چند سال اخیر روند رو به رشدی داشته است تلاش و فعالیت مردم و گروههای اجتماعی، برای استيفاء حقوق قانونی خود است که به اقدام علیه امنیت و اخلال در نظم تاویل و تعبیر می شود.

این موضوع بیان گر آن است که حکومت بر پایه و مدار قانون حرکت نمی کند و همواره در تصمیم گیریهای قضایی، سلایق و برداشتها و تفسیرهای شخصی در نظر گرفته می شود.

در یک نظام قانونمند ومبتنی براصول و موازین قانونی تحقق سیاستها، مجوز زیر پا گذاشتن قانون و ابزاری نمودن آنرا نمی دهد  و  تقدم سیاست بر حقوق و آزادیهای قانونی مردم، نتیجه ای جز حاکمیت استبداد در کشور ندارد . برخوردهای خشن و افزایش فشارها بر دراویش و پیروان سلسله نعمت اللهی گنابادی در طول سالهای اخیر موید و بیانگر اعمال چنین روشهایی است. تلقی و برداشت از حضور دراویش گنابادی در عرصه اجتماع به عنوان تهدید علیه امنیت ملی ،ناشی از تنگ نظری،قانون گریزی،هراس و تشویش ذهنی مسئولین است واین معضل نتیجه نگرش ،عملکرد و القاء بعضی افراد در دستگاههای امنيتی است. این اشخاص  مخل امنیت و بر هم زننده نظم عمومی بوده  وباید آنها را مؤاخذه کرد. چون تمامیت خواهی وخلق بحران وایجاد هرج و مرج وتضییع حقوق اقشار مختلف جامعه به جرم دگر اندیشی، اخلال در امنیت ملی است .  به محاکمه کشاندن دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و ایجاد مضیقه های بیشمار برای آنها نمونه بارز ایجاد اخلال در نظم عمومی است، گویی عده ای با این منظور مأموریتي هدفمند را در نهادهای تصمیم گیرنده  دنبال می کنند. متهم نمودن دراویش گنابادی به اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی از سوی همین دستهای آلوده در شبکه قضایی و امنیتی صورت می گیرد. چرا که اعمال دراویش گنابادی از جمله  در روز سوم اسفند ماه 1387 و حضور مقابل مجلس شورای اسلامی برای بیان  اعتراضات خود به نمایندگان ملت ، نه تنها منع قانونی ندارد بلکه مورد تأکید قانون گذار نیز می باشد و قانون اساسی نیز این حق را محترم شمرده است. بنابراین  رفتار دراویش، ناهنجاری اجتماعي نبوده تا بتوان آنرا عملی نامشروع قلمداد کرد. حضور در مقابل مجلس و استيفای حقوق قانونی و تذکر به لزوم اجرای دقیق مقررات  قانونی در کشور اقدام علیه امنیت ملی نیست . این اقدام قانونی دراویش اخلال در روح و روان  همان دستهای آلوده ای است که کمر به نابودی ایران و ایرانی بسته اند و برخوردهای آنها با فعالین عرصه های اجتماعی در طول سالهای اخیر  گویای همین مطلب است و باید برای این امر چاره ای اندیشید تا آزادی وحقوق  دراویش و سلامت دستگاه قضایی تضمین شود.

ادامه دارد.......

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/29 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

     احضار يك درويش نعمت اللهي گنابادي در كرج

 

   

يكي از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي دركرج صبح روز شنبه 29 فروردين ماه 88 احضار شد .

 

به گزارش خبرنگار سايت مجذوبان نور ؛ خانم مارينوس رستمي از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي و كارمند دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج صبح روز شنبه 29 فروردين ماه 88 توسط مأمورين اطلاعات نيروي انتظامي كرج احضار شد .

براساس اين گزارش ؛ مأمورين ، اين درويش گنابادي را به ساختمان مركز رسيدگي به امور اتباع خارجي مقيم ايران ( وابسته به نيروي انتظامي ) واقع در بلوار استقلال منطقه گوهردشت كرج ، منتقل و از وي خواسته اند آمار دراويش و پيروان سلسله گنابادي را در اختيار آنها قرار دهد .

چندي پيش نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران طي بخشنامه اي به كلانتريها و يگانهاي انتظامي سراسر كشور خواستار احضار دراويش گنابادي به واحدهاي اطلاعات ناجا و تهيه ليست آماري اعضا و شركت كنندگان در مجالس  آنها شده است .

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/29 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

 

رساله لوايح عين القضات همداني

 

 

 

لوايح           word          pdf

 

 

كتب زير نيز از عين القضات همداني در سايت تصوف ايران موجود است

 

 

تمهيدات         word          pdf

 

 

زبدة الحقايق - شرح تمهيدات سيد محمد حسيني گيسودراز چشتي-چاپ سنگي 33mb

 

 

http://sufism. ws/MysticalBooks (37).php

 

 

http://www.sufism. ws/

 

 

info@sufism. ir

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/28 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

                     "عطار" عصاره دین را خداجویی می‌داند

 

                                            

 

میرجلال‌الدین کزازی، محقق، پژوهشگر، شاعر و نویسنده با اشاره به اینکه نرد عطار همه آموزه‌‌های دینی به‌ویژه آموزه‌های عرفانی نهان‌گرایانه در دو واژه "خداجوی" می‌گنجند، گفت: این دو واژه سرشت، ساختار، گوهر و گونه‌ آنها را به شایستگی نشان می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری مهر، مؤسسه گفتگوی ادیان در این نشست که به مناسبت فرا رسیدن روز بزرگداشت عطار نیشابوری با عنوان "عطار؛ پیری و پیشوائی معنوی" و با حضور سید محمد علی ابطحی، رئیس این مؤسسه، جمعی از اقلیتهای دینی برگزار شد، به بررسی موضوع پیشوایی دینی در شعر عطار پرداخت.

میر جلال‌الدین کزازی، محقق، پژوهشگر، شاعر و نویسنده در سخنانی در چهل ‌ودومین جلسه سخنرانی عملی ماهانه مؤسسه گفتگوی ادیان اظهار داشت: عطار را یکی از پیران بزرگ درویش و یکی از پیشوایان نامدار در آموزه‌ها و ورزه‌های خداجویانه و خداخویانه خواند و اظهار داشت:‌ هر که گام در راه می‌نهد و گریوه‌ها و پرتگاهها و دشواریها و تنگناهایی را که در راه شناخت خداوند نهفته است پس پشت می‌نهد خداجوست، اما نزد رازآشنایان نهان‌دانان و مردان راه این مسئله با خداجویی پایان نمی‌پذیرد.

کزازی با اشاره به اینکه خداجویی می‌باید به خداخویی بیانجامد، آرمان درویش رهرو خداخوی شدن است و او هنگامی آنچه را می‌جوید خواهد یافت که خویی خدایانه یافته باشد، تصریح کرد: عطار این نکته نغز را به شیواترین شیوه در شاهکار خویش داستان مرغان یا منطق الطیر باز کرده است. در پیکره‌ این داستان مرغان بسیار بند را می‌درند و دام را در هم می‌شکنند به رهایی دست می‌یابند به آگاهی نخستین ناگزیر می‌رسند که آگاهی از بند و گرفتاری است و بر آن سر می افتند که سامان خویش سیمرغ را بجویند. پس به پیروی هدهد که نماد پیری و پیشوایی است جویه‌ و پویه‌ی پرشور و تب‌آلوده‌ی خویش را می‌آغازاند.

وی با تأکید بر اینکه هزاران هزار مرغ، شیفته، سودازده، ناشکیب، بال می‌گشایند و به پرواز در می‌آیند تا سرانجام به قاف برسند که آشیانه و کاشانه‌ سیمرغ است، اما از این هزاران هزار مرغ بسیاری در میانه‌ی راه می‌مانند چرا که به راستی خداجوی نبوده‌اند، گفت: آنها می‌پنداشتند که خدا را می‌جویند اما یکی زر پرست است دیگری سودازده‌ی گوهر و سنگهای گرانبها، آن سومین شیفته‌ی فرمان‌رانی است، آن چهارمین سخت پایبند به پاکیزگی و آن پنچمین به پندارهای بی‌پایه دل خوش کرده است.

کزازی گفت:‌ سرانجام از آن مایه مرغان 30 مرغ به قاف می‌رسند و به سیمرغ و عطار که استادی است در سخن پارسی با بازی‌ای بهینه با واژگان بیان می‌کند که آن 30 مرغ هنگامیکه در سیمرغ می‌نگرند خود را می‌بینند و آنچه را تب‌آلوده در جهان بیرون می‌جسته‌اند، سرانجام در درون خود می‌یابند.

وی با اشاره به این مصرع "طی این مرحله بی‌همرهی خضر مکن" افزود:‌ از دید نمادشناسی درویشی خضر و هدهد هر دو نماد پیری و پیشوایی‌اند و از همین روست که درباره‌ خضر چند و چون هست.

این محقق با بررسی ارتباط پیر و پیرو اظهار داشت: از نگاهی بسیار فراخ می‌توان گفت که پیری و پیروی به پیوندی می‌ماند که خواب‌انگیز با خفته یا خواب‌رو دارد چون در آن هنگام که خوابرو در چنبر چیرگی خواب‌انگیز است کمابیش از خود بیگانه است و از خویش‌تن یاد نمی‌آورد و دیگر آن است که اگر این پیوند بسیار ژرف و پایدار باشد، در جای هم فرو نمی‌ماند و به سخن دیگر نیازی نیست که خواب‌انگیز و خواب‌رو در کنار یکدیگر باشند.

وی با اشاره به اینکه پیرو هنگامی می‌‌تواند از پیر بهره ببرد که سرسپرده‌ او باشد، یاد آور شد: در فرهنگ درویشان، پیرو نخست فنا را در پیر خویش می‌آموزد و می‌آزماید و می‌ورزد و سپس در خداوند و از همین روی گفته‌اند که پیرو در پیوند با پیر می‌باید به مرده بماند در دستان مرده شوی.

این نویسنده با بیان این مطلب که اگرچه راه را بی پیر نمی‌توان پیمود، اما پیر تنها کسی که با پیرو هم روزگار یا هم جایگاه هست، نیست، پیرو برای بهره بردن از پیر نیازی ندارد که او را مانند خویشتن فرومانده در بند تن ببیند و بیابد و نیازی بدان ندارد که رازهای رهرویی را از زبان پیر بشنود، گفت: ‌پیوند پیر با پیرو می‌تواند فراتر از زمان و جایگاه باشد.

این محقق اظهار داشت:‌ تا آنجا که من می‌دانم در هیچ یک از زیست‌نامه‌ها یادی از پیر عطار نرفته است، زیرا آن پیر پیری بوده است از گونه‌ای دیگر اما از دید من، پیر عطار، پیر راهنمون او است یا به سخنی دیگر پیران پیر وی، بوسعید است.‌ بوسعید کمابیش دو سده پیش از عطار می‌زیسته و با او هم‌روزگار نبوده است، اما در  جامه‌ای‌ بلند که عطار به گونه‌ای زیست‌نامه‌ی خود را در آن سروده است، از بوسعید چونان پیر و راهنمون خود به ستایش سخن گفته است.

کزاری با اشاره به اینکه در باورهای نهان‌گرایانه پیران را از نگاهی بسیار فراخ به دو گونه و گروه بخش می‌کنند. یکی آن پیران هستند که آنان را ماه پیران می‌نامم یا اولیاء قمریه و دیگر آنانی هستند که حور پیران  یا اولیاء شمسیه خوانده می‌شود، تصریح کرد: کار در درویشی با حور پیران است. ماه‌پیران پیرانی هستند که پیرو را با حورپیران پیوند می‌دهند. پیرو در نهاد و باطن پیران گوناگون سیر می‌کند. از ماه پیران راه به حورپیران می‌برد و اگر در این کار باریک و دشوار، بخت‌یار باشد سرانجام به باطن پیران پیر، مردان مرد، مولا علی (ع) می‌رسد که درودهای خدا بر او باد.

این پژوهشگر افزود: کسی نمی‌تواند بدون پیر مسیر بپیماید و هیچ دو پیرو هم نمی‌توانند از یک راه بروند و به همین سبب هر پیرو باید پیری ویژه خود داشته باشد. 

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/28 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

                 کنترل پيامک فرقي با استراق سمع ندارد

 

                                 کنترل پيامک فرقي با استراق سمع ندارد

 

روزنامه خبر نوشت: اظهارنظر اخير وزير محترم اطلاعات درباره «رصد کردن» پيامک‌ها چند نکته حقوقي را به ذهن مي‌آورد.

1- به موجب اصل 25 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران «بازرسي و نرساندن نامه‌ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفني، افشاي مخابرات تلگرافي و تلکس، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع وهرگونه تجسس ممنوع است، مگر به حکم قانون.»

2- به موجب ماده 582 قانون مجازات اسلامي «هر يک از مستخدمين و مأموران دولتي که مراسلات يا مخابرات يا مکالمات تلفني اشخاص را در غير مواردي که قانون اجازه داده است، حسب مورد مفتوح يا توقيف يا معدوم يا بازرسي يا ضبط يا استراق سمع کند، يا بدون اجازه صاحبان آنها مطالب آنها را افشا کند، به حبس از يک تا 3 سال و يا جزاي نقدي از 6 تا 18 ميليون ريال محکوم خواهد شد.»

3- ماده 104 قانون آيين دادرسي کيفري مصوب 1378، مي‌گويد: «در مواردي که ملاحظه، تفتيش و بازرسي مراسلات پستي، مخابراتي؛ صوتي و تصويري، مربوط به متهم براي کشف جرم لازم باشد، قاضي به مراجع ذيربط اطلاع مي‌دهد که اشياي فوق را توقيف کرده، نزد او بفرستد و بعد از وصول، آن را در حضور متهم ارائه کرده و مراتب را در صورت مجلس قيد کرده و پس از امضاي متهم، آن را در پرونده ضبط کند.» تبصره‌اي نيز براي اين اصل وجود دارد: «کنترل تلفن افراد، جز در مواردي که به امنيت کشور مربوط است و يا براي احقاق حقوق اشخاص به نظر قاضي، ضروري تشخيص داده شود، ممنوع است.»

4- ملاحظه مي‌شود که از نظر قانونگذار، کنترل مکالمات و ارتباطات تلفني، صرفاً در مواردي ممکن است که جرمي واقع شده باشد و متهمي موجود باشد ويا موضوع بسيار مهمي در حد امنيت کشور وجود داشته باشد، که حتي در اين مورد نيز به هرحال، نظر و دستور قضايي - براي هر مورد خاص- لازم است.

5- اگر کانديدايي مدعي تخريب انتخاباتي با استفاده از وسايل مذکور بشود و بازپرس و دادستان، شکايت او را موجه تشخيص دهد و دلايل شکايت را کافي ببيند، مي‌توانند با رعايت ماده 104 قانون آيين دادرسي کيفري براي هر مورد خاص، دستور قضايي لازم را بدهند. به عبارت ديگر حتي مقام قضايي نمي‌تواند دستور کلي صادر کند که مثلاً همه مخابرات و مراسلات کنترل شود تا از تخريب انتخاباتي جلوگيري شود، زيرا چنين اقدامي، مغاير اصل 25 قانون اساسي و ماده 582 قانون مجازات اسلامي خواهدبود.

6- نکته ديگر اين است که مواردي مانند پيامک و MMS، در محدوده کلي مکالمات و مخابرات قرار دارد، پس ورود به آنها به هر حال «تجسس» محسوب مي‌شود و از آنجا که همواره قوانين را بايد در راستاي آزادي‌هاي فردي و اجتماعي تفسير کرد، حتي عدم صراحت اصل 25 (که البته چندان هم نمي‌توان گفت که قانون در اين‌مورد عدم صراحت دارد و برخي معتقدند قانون اساسي در مورد اين مساله کاملا صريح است) مجوز اقدامات غيرقانوني که باعث محدود شدن يا از بين رفتن حقوق و آزادي‌هاي فردي و اجتماعي مي‌شود، نمي‌تواند باشد.

7- البته بدون ترديد، اگر مقام محترمي در خصوص اين موارد اظهار نظري کرده باشند، قطعاً در محدوده همين ضوابط قانوني است و نظري جز آن نداشته‌اند.

منبع : تابناک



|+| نوشته شده در 88/01/28 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

پرونده دراویش گنابادی با صدور کیفرخواست به دادگاه انقلاب ارجاع شد

 

پرونده 15 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز 3 اسفند 87 مقابل مجلس شورای اسلامی دستگیر و هم اکنون در زندان اوین به سر می برند به دادگاه انقلاب ارجاع شد .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ؛ رسیدگی به پرونده اتهامی این 15 تن با کیفرخواست دادسرای امنیت در دستور کار شعبه 22 دادگاه انقلاب تهران قرار گرفت .

بنابر این گزارش ؛ این 15 درویش گنابادی پس از گذشت 55 روز همچنان در زندان اوین نگهداری می شوند و تلاشهای وکلای دادگستری نیز برای آزادی این دراویش بی نتیجه مانده است .

 


|+| نوشته شده در 88/01/28 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

  یکی از دراویش بازداشتی برای آخرین دفاع به دادسرای امنیت رفت

 

حسن کاشانی ، یکی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی جهت اخذ آخرین دفاع پیرامون اتهام انتسابی ، از زندان اوین به دادسرای امنیت اعزام شد .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور؛ این درویش گنابادی روز دوم اسفند 87 ساعت 1 بامداد ، در منزل مسکونی خود در تهران توسط عوامل پلیس امنیت و اطلاعات به سرپرستی شخصی به نام رهنما به اتهام تبانی به منظور برهم زدن امنیت ملی دستگیر و روانه سلولهای انفرادی زندان اوین شد و تاکنون با گذشت 55 روز با قرار وثیقه یکصد میلیون تومانی همچنان در اوین به سرمی برد .

 

بنابراین گزارش ؛ این درویش گنابادی روز یکشنبه 23 فروردین ماه برای اخذ آخرین دفاع پیرامون اتهام انتسابی به دادسرای امنیت اعزام و تحت بازجویی حیدری فرد ( دادیار دادسرای امنیت ) قرار گرفت .

این گزارش درادامه می نویسد ؛ در جلسه آخرین دفاع ، دادیار پرونده با ارائه لیست قریب به 60 پیام کوتاه تلفن همراه sms مبنی بر دعوت از دراویش برای حضور مقابل مجلس شورای اسلامی در روز سوم اسفند 87 ، سعی در پذیرش ارسال این پیامها از سوی وی داشته اما آقای  کاشانی با رد ادعای دادیار پرونده ، از پذیرش و امضاء آن استنکاف می کند .


|+| نوشته شده در 88/01/28 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                   تصوف در معرض حمله و تهاجم در ایران

 

 

                                          تصوف در معرض حمله و تهاجم در ایران

 

دراویش از آئین های متفاوتی استفاده می کنند تا ذهن خود را پاک کنند و قلب خود را به سوی راه خداوند باز کنند.

26 فوریه 2009

توسط گلناز اسفندیاری

وقتی وکیل فرشید یداللهی 18 ساله بود یک خواب روحانی می بیند که او را به سوی تحقیق برای دریافت حقیقت هدایت می کند و در نتیجه این تحقیقات، او صوفی می شود.

17 سال بعد، یداللهی می گوید هرآنچه را که در بارۀ خوابش بازگو کند، آن خواب کوچکتر جلوه می کند.

او می گوید این خواب برای دنیای بیرونی نه قابل فهم و نه قابل تشریح است. «مثل این می ماند که کسی بگوید مولکول ها از اتم تشکیل شده اند، حال اتم ها را به من نشان بدهید!» نه. در رابطه با مکتب صوفی هم همینطور است. به خاطر همین حافظ می گوید [شاعر صوفی]: گفتگو آئیین درویشی نبود، ورنه با تو ماجرا ها داشتم.

مکتب صوفی یک پروسه وراه پاک سازی روحانی است، یک سفر به طرف خدا. قرآن می فرماید: خداوند از رگ گردن به انسان  نزدیکتر است.

صوفی ها عقیده دارند که هرکس می تواند یک اتحاد یا وحدت مستقیم با خداوند داشته باشد. آنها از راهها و روشهای متفاوت شامل موسیقی یا رقص، شعر و بازگویی اسامی الهی ، استفاده می کنند.

پیدایش تصوف به پیدایش اسلام برمی گردد و صوفی ها بر این عقیده اند که حضرت محمد اولین مرشد صوفی ها بوده است.

درسوره های مکی قرآن، سنت آموزش تمرکز درونی و روحانی بیان شده است.

لاله بختیار، اولین زن آمریکایی که قرآن را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است می گوید که بین مکتب تصوف و اسلام مرسوم ، تنشها و بحران هایی تاریخی وجود داشته و دارد.

بختیار، توضیح می دهد که وقتی سنت صوفی ابتدا روی عشق به خدا تاکید می کند، اسلام مرسوم، ترس از خدا را تعلیم می دهد و هردو همدیگر را به افراط گرایی متهم می کنند.

[برای صوفی ها] مسلمانان مرسوم در صورت اصرار، برای پیاده کردن مجازات گناهان، از حصار اسلام خارج می باشند و  صوفیان می گویند  زمانی که عدالت اجتماعی موجود نباشد نمی توان مجازات های اسلامی را پیاده کرد. بختیار می گوید، مسلمانان رایج، صوفی ها را خارج از حصار اسلام می دانند چون آنها آیین های مضاعفی انجام می دهند. برای مثال هنگام مناجات با خدا صوفی ها استنشاق می کنند یا گاهی رقص یا سماع انجام می دهند. صوفی ها رسوم خود را از پیامبرگرفته  وبه امر او  مربوط می دانند.

مصطفی آزمایش، از بزرگان صوفیه در فرانسه می گوید وحدت  تصوف  و اسلام از همان ابتدا وجود داشته است صرف نظر از مسلمانان محافظه کار.

 

تصوف می گوید که از نظر قرآن هیچ اجباری در دین نیست و هیچ زور و الزامی نیست. دین راه قلب است و این چیزی نیست که آن را بتوان به اجبار پیاده کرد، از طریق تنبیه و شلاق یا توسط یک لشکر و تهاجم. (گفتۀ آقای آزمایش) به همین علت تصوف، خشم قانونگذارانی که برخلاف گفته قرآن می خواستند با استفاده از مذهب سرکوبی ایجاد کنند را برانگیختند.

در نتیجه شکاف بین مکتب شریعت و طریقت یا همان شاخۀ اهل تصوف، و اسلام ایجاد شد و در طی سالیان عمیق تر شد. تحلیل گران می گویند تنش بین شیعه های نعمت اللهی گنابادی و کارگزاران ایرانی به عنوان اختلافات تاریخی دیده شده است.

سیاست هلی Apolitics

سلسله نعمت اللهی بزرگ ترین سلسلۀ صوفی ایران ایست با میزان گزارش شدۀ 2 میلیون عضو در کل کشور شامل شهرهای بزرگ همچون تهران و اصفهان. افراد این سلسله در 4 سال اخیر تحت فشار فزاینده بوده اند. 3 محل  از مکان های پرستش آنها تخریب شده است. صاحب منصبان ،صوفی ها را به عدم داشتن مجوز و همراه داشتن مواد مخدر متهم کردند که باعث اتهام صوفیه شد.

یکی از چندین مکان دراویش گنابادی برای انجام اعمال عبادی اخیراً در ایران تخریب شد. دراویش می گویند آنها مورد تهاجم قرار گرفتند. چون آنها به عنوان جمعیت پر تعداد صوفی معرفی شدند و  به عنوان قدرتی بر علیه تاسیسات روحانیون در ایران در نظر گرفته شدند.

بعضی روحانیون محافظه کار تصوف را خطری برای اسلام نامیده اند. آیت الله حسین نوری همدانی، یک روحانی عالیمرتبه در قم در سال 2006 گفت: صوفیه با عدم دخالت در سیاست، اسلام را تضعیف می کند.

Hardlinevs  هم درویشان را به دخالت دست آویزی برای قدرتهای خارجی برای ایجاد ناهنجاری و نابسامانی در جامعه متهم کردند. در سال 2007 نامه ای توسط گروهی که خود را محقق و دانشجو معرفی کردند در قم تهیه شد که در آن بر علیه خطرات صوفیه هشدارهایی داده شده بود و مسئولین را فرا خوانده بودند که جدی تر با مسئله برخورد کنند. آنها اضافه کردند که امت حزب الله ایران آماده همکاری و مساعدت صاحب منصبان است. به گفته آقای آزمایش که نماینده دراویش گنابادی در خارج از ایران است تهاجم بر علیه صوفیه از طریق چند کتاب در سال 2005 آغاز شد. او میگوید به گفته این کتابها، با صوفی ها باید به عنوان شهروندان درجه 2 رفتار کرد، چون آنها به قوانین ولایت فقیه اعتقادی ندارند و آنها از رهبران روحانی خود تبعیت می کنند. به آنها نباید اجازه داشته شود تا در شغل های دولتی استخدام شوند و اگر شغلهایی دولتی دارند باید شناسایی و اخراج شوند. این چیزی است که در این کتابها نوشته شده است. این کتابها چند ماه قبل از اینکه محمود احمدی نژاد به قدرت برسد چاپ شدند. بعد از این که او رئیس جمهور شد مطالب این کتابها نیز افزایش یافت.

دراویش سنی ایران همچون فرقه قادری، به نظر نمی رسد که تحت فشار دولت باشند. تحلیل گران به چند علت اشاره می کنند: جلال جلالی زاده یک قانون گزار کُرد سابق ، می گوید یکی از مشایخ قادری با تاسیسات دولتی در ارتباط است. او می گوید: دولت از اینها حمایت می کند و از اینها استفاده می کند تا جنبش های هوشمند مذهبی را سرکوب کند و گاهی اوقات آنها را تحریک می کنند بر علیه کسانی که تفسیر جدیدی از دین را بیان می کنند. آنها را وهابی اسم گذاری می کنند و در برابر آنها می ایستند. دکتر آزمایش می گوید دولت عقیده دارد درویش ها می توانند از افراط گری مناطق غرب جلوگیری کنند. او می گوید براساس یک تصمیم در کنسول امنیتی بین المللی ایران، صاحب منصبان بر علیه دراویش سنی اقدامی نمی کنند، چون آنها می گویند دراویش از رشد القاعده در این مناطق جلوگیری می کنند.

یک طرفدار در سنندج که نمی خواست نامی از او برده شود می گوید که دولت در فعالیتهای دراویش قادری در مناطق کُرد دخالتی نمی کند به خاطر اینکه تحت تهدید سیاسی و اجتماعی سنگین قرار می گیرد. فرقه های مختلف دراویش از راههای متفاوتی برای صاف کردن ذهن و باز کردن قلب به سوی خدا استفاده می کنند. دراویش قادری از آهنگ و رقصهای ریتمی برای رسیدن به حالت خلصه استفاده می کنند. مجالس دراویش گنابادی در ایران شامل نماز و خواندن شعر چند شاعر بزرگ ایرانی همچون رومی و حافظ می باشد.

یداللهی که با افراد دراویش 3 بار در هفته مجالسی را ترتیب می دهد می گوید صوفی ها راه خود را درزیر فشارفزاینده حاکم طی می کنند. او می گوید:

عقاید صوفیه قسمتی از فرهنگ ایرانی است. متاسفانه بعضی مردم به خاطر نوع بنیۀ فکری خودشان، به دشمنان صوفیه تبدیل شده اند. آنها می خواهد همه مردم عقاید یکسان داشته باشند و گرچه این موضوع  مغایر با بیانیه بین الملی حقوق بشرمی باشد  آنها می خواهند همه در یک مسیرو یکسان فکر کنند.

او می گوید تصوف یک جواب برای افراط گرایی است و تحمل را تعلیم می دهد.

 

(سایت مجذوبان نور : این گزارش  توسط خانم گلناز اسفندیاری خبرنگار رادیو فردا تهیه گردیده و در سایت رسمی این خبرگزاری به زبان انگلیسی منتشر گردیده است .)

 


|+| نوشته شده در 88/01/27 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

                                            افشاگری در کپنهاک

 

                 افشاگری در کپنهاک

 

روز سوم آوریل مردم کپنهاک شاهد برپایی چادر افشاگری در مرکز شهر وقلب پایتخت دانمارک بودند

درزیر این چادر عکسهای آسیب دیدگان فجایع تخریب حسینیه های دراویش گنابادی در شهرهای قم و بروجرد و چرمهین و تخت پولاد اصفهان به نمایش درآمده بودند. دانمارکیها و توریستها و گردشگران کپنهاک از مذاهب و ملیت ها و نقطه نظرهای متفاوت،  آزرده خاطر از مشاهده این بیعدالتیها در حق دراویش ستمدیده ایران، با امضای لیستهای محکومیت به ابراز همدردی و پشتیبانی مردمی خود پرداختند

برنامه برپایی چادر افشاگری به همت انجمن دفاع از حقوق دراویش و دانشجویان ایران صورت گرفت و این انجمن در صدد است تا حصول آزادی همه دراویش دربند اززندانهای داخل کشور به برپایی برنامه های مشابه ادامه دهد

منبع :   اختصاصی  اخبار ایران

 

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/27 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                   "عطار" وحدت‌بخش سنتهای عرفانی فرهنگ ماست

 

 

                                         

 

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: 25 فروردین ماه روز بزرگداشت عطار نیشابوری شاعر و عارف معروف قرن هفنم هجری نام گرفته است. تأمل بر آرای او تأمل بر کل سنت عرفانی ما محسوب می‌شود. او همچنین به عنوان عنصر وحدت‌بخش جریانهای مختلف عرفانی دیار ما محسوب می‌شود.

اگر معارف فرهنگ ایرانی – اسلامی سه ضلع داشته باشند یکی فقه، دیگری فلسفه و در آخر عرفان است. طرفه و عجب آنکه این سه ضلع در طول تاریخ علاوه بر نسبتهایی که با یکدیگر برقرار می کردند در پاره‌ای مواقع تعارض هم داشتند. چه عارفان و چه فلاسفه اختلاف نظرهایی را با فقها داشته‌اند و چه خود عارفان و فلاسفه همیشه رویکرد و منظر واحدی را اتخاذ نمی‌کرده‌اند و یکدیگر را بر نمی‌تافتند.

در این میان اگر حتی افرادی چون مولوی با وجود مخالفتهایی که با فلسفه داشته‌اند خود فلسفه ورزی نموده‌اند عطار نماد و نمود کاملی از جریان عرفانی در تمدن و فرهنگ ایرانی – اسلامی است. شناخت یکی از سه ضلع فرهنگ ایرانی یعنی عرفان بدون تضلع و تسلط به اندیشه های عطار ممکن نیست. از سوی دیگر او چهره‌ای است که عرفان چنده سده اول جهان اسلام و جهان ایرانی را از عرفان چند سده متأخر آن جدا می کند و از این لحاظ پل میان این دو قسم عرفان به حساب می‌آید. این نکته نیز اهمیت وی را در عنوان چهره برجسته عرفان اسلامی بیش از پیش نشان می‌دهد.

او همچنین سعی وافری دارد که جریانها و سنتهای مختلف عرفانی را با هم آشتی دهد. به همین جهت آثار وی را می‌توان عصاره و فشرده سنت عرفانی ایرانی - اسلامی به حساب آورد. به معنای دیگر آثار وی خود یک سنت غنی و فربه هستند که کثیری از سنتهای عرفانی را در خود نهفته دارند.

زبان پارسی اگر زبان دوم علمی جهان اسلام است زبان اول عرفان اسلامی است. این نکته ای است که حتی مورد تأیید عرب‌زبانان نیز واقع شده است. ارتباط میان این دو چنان نزدیک است که پاره ای از زبان شناسان را بدان سمت سوق داده سات که تصریح کنند زبان پارسی در اساس خود مستعد ترویج شعر و بخصوص شعر عرفانی است.

در این میان نقش عطار نه تنها به عنوان ترویج دهنده عرفان اسلامی و آشنایی دادن مخاطبان با قله های این جریان چون: حلاج، ابراهیم ادهم و ابوسعید ابوالخیر برجسته است  که در ترویج دهنده زبان غنی و ژرف پارسی نیز نقشی مهم بازی می کند. پاره ای از زبان شناسان بدرستی تصریح کرده اند که راهی برای غنی کردن زبان جز وجود نخبگانی که در عرصه های گوناگون به تفکر و تأمل می پردازند وجود ندارد و به جهت نسبت نزدیک فکر و زبان هر تحولی در عرصه فکر تأثیر خود را بوفور بر زبان می‌گذارد.

نقش عطار در پیشبرد تفکر عرفانی از این جنبه نیز قابل توجیه است. او نه تنها تفکری را به یکی از مراحل مهم خود رسانده که امکانات زبانی جدیدی نیز برای انتقال مفاهیم عرفانی ارائه کرده است.

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/26 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

بيانيه انجمن دفاع از حقوق زندانيان در خصوص اقدامات اخير در برخورد با دانشجويان و زندانيان سياسي

 

 

                                           بيانيه انجمن دفاع از حقوق زندانيان در خصوص اقدامات اخير در برخورد با دانشجويان و زندانيان سياسي

 

 

 

در فاصله زمانی نیمه دوم بهمن ماه 1387 تا نیمه نخست فروردین ماه سالجاری وقایعی چند به شرح آتی رخ داد که انجمن دفاع از حقوق زندانیان بعنوان نهادی مدنی و مستقل که دفاع از حقوق بشری و قانونی زندانیان با هر عقیده ، مسلک و اتهام را وجهه همت خود قرار داده بر خود فرض می داند تا به واکاوی، تحلیل و نقد رخدادهای موصوف و اقدامات مسئولین و متصدیان امر بپردازد بدان امید که توجه و التزام عملی ضابطان قضایی، امنیتی و انتظامی به موازین قانونی مانع از تکرار چنین رویدادهایی گردد.
1- نخستین رویداد دستگیری جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر در پی اعتراضات آنان به تصمیم مسئولان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و دانشگاه پلی تکنیک به تدفین اجساد شهدای گرانقدر جنگ تحمیلی در محیط دانشگاه بود. متعاقب این رویداد، مامورین در آستانه تحویل سال نو هنگامی که خانواده های دانشجویان بازداشتی و دوستان دانشجوی آنان مقابل زندان اوین سفره هفت سین گسترده بودند، نامبردگان را بازداشت می نمایند که به رغم آزادی اعضای خانواده های دانشجویان، تعدادی از هم دانشگاهیان دانشجویان بازداشت شده همچنان در توقیف بسر می برند. صرفنظر از اینکه آیا بازداشت دانشجویانی که در راستای اعمال حقوق قانونی خویش، عقیده خود را در باب موضوع دفن اجساد شهدا در دانشگاه ها اظهار و دست به برگزاری تجمع مسالمت آمیز در دانشگاه محل تحصیل خود زده اند، از حجاهت قانونی برخوردار است یا خیر، آنچه موجب نگرانی خانواده های دانشجویان بازداشتی و محافل دانشگاهی و حقوقی است استمرار بازداشت دانشجویان و عدم تبدیل قرار آنان به قرارهای خفیف تر به رغم فقدان ضرورت تداوم بازداشت، عدم امکان تماس و ملاقات متهمان با خانواده ها و وکلایشان و عدم انتقال نامبردگان از بازداشتگاه فعلی به بند عمومی، ابهام در موارد اتهامی و فضای حاکم بر بازداشتگاه محل نگهداری دانشجویان و روند بازجویی ها می باشد. بر این اساس انجمن توجه مقامات قضایی و سایر ضابطان را در این رابطه به اصول20، 22، 23، 27 ، 32، 34، 35، 37 ، 38 و 39 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و بندهای یک، سه ، چهار، پنج، شش، هفت، نه، ده و یازده ماده واحده قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی مصوب 15/2/83 جلب و از آنان می خواهد تا مقررات و موازین یاد شده را در مورد دانشجویان بازداشت شده اعمال نمایند.
2- رویداد ثانوی دستگیری تعدادی از دراویش سلسله گنابادی در تاریخ سوم اسفندماه سال 87 بود که از جمع افراد دستگیر شده، تعدادی به قید قرارهای قانونی آزاد. لکن شانزده تن از دراویش همچنان در زندان اوین در بازداشت موقت بسر می برند. آنچه دستگیری این گروه از شهروندان را با پرسش جدّی روبرو ساخته این است که نامبردگان در تاریخ فوق درصدد بوده اند تا عرضحال اعتراضی دراویش در مورد اقدامات صورت گرفته از سوی ماموران انتظامی و امنیتی در جریان تخریب حسینیه دراویش در اصفهان را به نمایندگان خود در مجلس شورای اسلامی تسلیم نمایند که در ایستگاه متروی بهارستان و اطراف آن ایستگاه پیش از آنکه موفق به حضور در مجلس و دیدار با نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی گردند، دستگیر می شوند. بعبارت ساده ماموران با این تصور که دراویش قصد تجمع مقابل ساختمان مجلس و احیاناً انجام حرکات اعتراضی دارند، قبل از هرگونه اقدامی، نامبردگان را بازداشت می کنند و طرفه آنکه افراد بازداشت شده نه تنها آزاد نمی شوند بلکه برای آنان از سوی مقام محترم قضایی قرار بازداشت موقت صادر و به رغم انجام تحقیقات مقدماتی و فقدان ضرورت استمرار بازداشت یادشدگان، همچنان تحت بازداشت می باشند. انجمن اعتقاد دارد در شرایطی که اصل 14 قانون اساسی مقرر داشته که دولت جمهوری اسلامی ایران بالاخص و مسلمانان بالعموم موظفند نسبت به افراد غیر مسلمان، با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نموده و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند، چنین برخوردهایی با دراویش سلسله گنابادی که جملگی مسلمان و پیرو طریقت شیعه می باشند صرفاً از شأن و منزلت قوای مجریه و قضاییه می کاهد و دستاورد دیگری در پی ندارد. مضافاَ آنکه حتی اگر دراویش علی فرضاً قصد ارتکاب جرمی را هم داشته اند وفق تبصره یک ماده 41 قانون مجازات اسلامی مجرد قصد ارتکاب جرم، جرم نبوده و قابل مجازات نمی باشد. از اینرو شایسته است مقام محترم قضایی بدواً قرار بازداشت موقت متهمان مورد نظر را تبدیل نموده و سپس پرونده آنان را به قید فوریت تکمیل و مورد اظهار نظر قرار دهند.
3-واقعه سوم درگذشت زندانیان امیرحسین حشمت ساران فعال سیاسی و امید رضا میرصیافی وبلاگ نویس در اسفندماه و فروردین بود. هر چند موارد دیگری از فوت زندانیان در زندان در سنوات قبل رخ داد و انجمن دفاع از حقوق زندانیان در گزارش های سالانه خود در مورد وضع زندان ها بدانها پرداخته و توجه مقامات قضایی و مسئولین سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور را به آن جلب نمود مع الاسف مجدداً شاهد وقوع چنین اتفاق تلخی بودیم. مرگ امید رضا میرصیافی در پی مراجعه وی به بهداری زندان اوین در حالی که بنا به اطلاعات و اخبار واصله، نامبرده از صحت و سلامت برخوردار بوده، ابهاماتی را پدید آورده است. امیرحسین حشمت ساران نیز از مدت ها قبل از بیماری قلبی رنج می برده و صرفنظر از مراجعاتی که شخصاً به بهداری زندان رجایی شهر داشته، چند نوبت بلحاظ وخامت وضع جسمانی توسط هم سلولی های خود به آن بهداری برده شده بود تا اینکه در آخرین نوبت مسئولین زندان و بهداری آن ناگزیر از اعزام وی به بیمارستان رجایی شهر کرج می شوند. البته دیگر نفعی بر چنین اعزام دیرهنگامی مترتب نبود چرا که وخامت بیش از حد حال این زندانی بیمار او را به کام مرگ برد. به راستی اگر آنطور که ماده 102 آئین نامه اجرایی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور مصوب 20/9/84 مقرر داشته بهداری زندانهای محل نگهداری زندانیان فوق حداقل ماهی یکبار به تست پزشکی آنان اقدام و نتایج حاصله از آن معاینات و تست ها را به دقت ثبت و ضبط و بر اساس آنها جهت درمان قعطی نامبردگان برنامه ریزی می نمودند چنین اتفاقاتی رخ می داد؟ آیا اگر مسئولین زندانهای اوین و رجایی شهر با مهم تلقی کردن وضعیت آن زندانیان، وفق ماده 103 همان آیین نامه نسبت به اعزام نامبردگان به بیمارستان ها و مراکز درمانی خارج زندان اقدام می نمودند و در درمان آنان اهمال و سهل انگاری نمی کردند حق حیات آن زندانیان سلب می شد؟ آیا اگر مرخصی استعلاجی مطابق ماده 229 آئین نامه پیش گفته به شادروان حشمت ساران اعطا می گردید از مرگ قابل پیشگیری وی ، جلوگیری نمی شد؟ انجمن بر این اساس مراتب نگرانی خود را از وضع زندانیان بیمار و چگونگی مراقبت از چنین زندانیانی و درمان آنان اعلام و خواستار توجه جدّی مقامات سازمان زندانها به حق حیات زندانیان و تامین سلامت روحی و جسمی آنان و بکارگیری تدابیر شایسته بدین منظور می باشد.
4- تداوم بازداشت آقای رامین صادقی اصل از فعالین مدنی آذربایجان و شهر اردبیل در بازداشتگاه اداره کل اطلاعات استان اردبیل با توجه به اخبار واصله که حکایت از وضعیت بغرنج روحی و جسمی این فعال آذربایجانی دارد. موجب نگرانی خانواده نامبرده و این انجمن بعنوان یک نهاد ملی ناظر بر وضعیت زندانها و زندانیان شده است. انجمن علاوه بر اینکه اعتقاد دارد که تحقیقات مقدماتی جرائم علی الاصول می بایستی توسط مقامات قضایی صورت پذیرد و نه مامورین امنیتی و آن بخش از تحقیقات محوله به مرجع امنیتی نیز باید به سرعت و تحت نظارت کامل مقام قضایی انجام و متهم، النهایه از بازداشتگاه به بند عمومی زندان منتقل گردد (البته اگر تبدیل قرار بازداشت چنین متهمی ممکن نباشد) برآنست که بازجویان می بایستی علاوه بر رعایت موازین اسلامی و اخلاقی در مواجهه با متهم، تمامی موازین قانونی از جمله اصول 22، 38 و 39 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و بندهای یک، چهار، شش، هفت ، نه، و یازده ماده واحده قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی را نیز رعایت و اجرا نمایند. بر این مبنا از مقام محترم قضایی پرونده رامین صادقی اصل قویاً می خواهیم راساً تحقیقات مقدماتی پرونده مشارالیه را عهدار شده و چنانچه تبدیل قرار بازداشت موقت این فعال آذربایجانی را از حیث قضایی امکان پذیر نمی دانند دستور انتقال نامبرده به یکی از بندهای عمومی زندان اردبیل را صادر نمایند.

انجمن دفاع از حقوق زندانیان
20/1/1388

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/26 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

                 اجرای حکم محکومیت یکی از دراویش گنابادی

 

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ، محمد ضیغمی  یکی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی، که در جریان تخریب حسینیه شریعت  قم  محکوم به پرداخت جزای نقدی گردید بود ، در دستور کار واحد اجرای احکام  دادسرای عمومی و انقلاب آبادان قرار گرفته است.

بنا بر این گزارش محمد ضیغمی یکی از دراویش گنابادی  است که به همراه 53 تن از دراویش از جمله دو وکیل دادگستری ،در سال 1384 در جریان تخریب حسینیه شریعت قم دستگیر و از سوی دادگاه جزایی این شهر به پرداخت  9 میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد و اکنون دادسرای قم جهت اجرای این حکم ، به دادسرای آبادان نیابت قضایی اعطاء نموده است .

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/24 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

           دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و تهاجم فرهنگی

 

                                            

 

مصاحبه (بخش  اول ) : دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و تهاجم فرهنگی

 

 در پاسخ به سئوالات و ابهامات مخاطبین محترم و رفع شبهه از اذهان عموم، خصوصا معاندین عرفان وتصوف ، در گفتگو با  کارشناسان و مدیران سایت مجذوبان نور، سلسله مطالبی را  مورد تجزیه و تحلیل قرار داده ،سعی مینماییم درحد توان، به تدریج  کلیه پرسشهای مطرح شده را پاسخگو باشیم   . امید است عزیزان ایمانی و مخاطبین گرامی با خواندن مطالب مذکور و ارسال نقطه نظرها ی خویش ما را در این خصوص یاری دهند. بخش اول این مباحث را  تحت عنوان دراویش و تهاجم فرهنگی ،با آقای حمید رضا مرادی یکی از مدیران سایت مجذوبان نور انجام  داده ایم ،  از در گاه پروردگار منان   توفیق و موفقیت همگان را، در راه اتحاد  مومنین ، وحدت اسلامی و احیای فرهنگ ملی کشورمان ،آرزومندیم .

 

دراویش گنابادی و تهاجم فرهنگی

 

سئوال :

عده ای از مخالفین تصوف، حضور دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی  درعرصه های اجتماعی و فرهنگی ایران را نشانه تهاجم فرهنگی بیگانگان دانسته وبا طرح این موضوع به نحوی ایجاد فشار و محدودیتهای بیشمار برای  دراویش را توجیه می کنند ، نظر شما در این خصوص چیست ؟

 

جواب :

پیش از  طرح موضوع و پاسخ به آن باید دید  واژه سیاسی تهاجم فرهنگی به چه معناست و قبل از آن باید دید فرهنگ چیست؟ وعوامل موثر بر آن کدامند؟ هر چند نمی توان به صورت جامع ومشخص، تعریف دقیقی از واژه فرهنگ ارائه نمود، اماشاید به صورت کلی بتوان گفت که  فرهنگ به معناى خاص براى يك ملت، عبارت ازمجموعه ی  خرد جمعی، اعتقادات و ايمان‏ها، قوه خلاقه وباورها، سنت‏هاو آداب ورسوم ، ادبیات و تمایلات قومی وملی، ذخيره‏هاى فكرى و ذهنى،وروابط و مناسبات درونی و روانی  اجزای یک ملت است.فرهنگ مجموعه ای از شناخت ،مهارت و تجربیات است که اکتسابی و در نبود آن بیشتر قابل درک است مثل هوا برای انسان و آب برای ماهی، وقتی فرهنگ نباشد به اهمیت آن پی می بریم..

گر چه حتی طولانی شدن تغییرات آب و هوایی،می تواند  بر فرهنگ مردم  اثر گذار باشد،  اما به صورت معمول بیشترین عامل تاثیر گذاربر فرهنگ یک جامعه ، دولت و نظام حاکم وچگونگی برنامه ریزیها ی اقتصادی ،سیاسی ،قضایی و فرهنگی و...می باشد.البته باید توجه نمود که فرهنگ هر ملتی  زیر مجموعه و جزیی از فرهنگ جامعه بشری است و به هر شکل فرهنگها کم و بیش، تحت تاثیر محیط بیرونی خود نیز قرار دارند  .     

و اما در خصوص موضوع تهاجم فرهنگی باید دید ، چگونه فرهنگ مورد حمله و تهاجم واقع می شود ؟ ومهاجم کیست وهدفش چیست ؟ وزمینه ساز پیروزی مهاجم چیست یا کیست؟

  تهاجم فرهنگی چیست؟

ترکیب دو واژه "تهاجم" و "فرهنگ"، ذهنیت شنونده را به سوی جدل و نوعی جنگ هدایت می کند در صورتی که در برخورد  دو فرهنگ اساسا جنگ به معنی صوری آن  وجود ندارد و در واقع  رقابت میان تسلط ارزشها ی متفاوت و حتی ضد ارزش برجامعه می باشد . استفاده از  این واژه ها بعضا  برآمده از تراوشات ذهنی سیاستمداران برای فریب مردم و توجیه ضعفها و اشتباهات  خود  درمدیریت جامعه است .شاید هم حربه و ترفندی برای ایجاد رعب و وحشت برای اعمال نوعی سیاست است!!. البته منکر این موضوع نیستیم  که اغراض سیاسی و اقتصادی وحتی نظامی در تلاقی فرهنگها وجود ندارد.

 انسان موجودی اجتماعی است و خصوصا در شرایط کنونی ، به دلیل رشد علم و تکنولوژی و صدها و هزاران  فاکتور مختلف، جهان تبدیل به دهکده ای شده است و فرهنگها  در گذر زمان به یکدیگر نزدیک و نزدیکتر می شوند و آنچه روشنفکران ما همچون مرحوم جلال آل احمد  یا مرحوم دکتر شریعتی در خصوص غرب زدگی اظهار نموده اند امروز نمی توان با آن نگرشها به امور فرهنگی نگاه کرد زیرا آن  اصول حاکم برفرهنگها ، در جهان کنونی به گونه ای خاص متحول شده و در حال تغییر است . سیر صعودی تحولات علمی و روابط و مناسبات جدید اجتماعی ،فرهنگها رادر یک رابطه متقابل و تنگاتنگ  با یکدیگر قرار داده است . فرهنگ غالب برتمامی  فرهنگها، فرهنگی  برخواسته از علم و تولید است که چون بیشتر در دست قدرت های استعماری است ذهنیتهای بسته، آنرا ابزار سلطه می بینند،ودر برابر آن قد علم نموده با سنتها و تفکرات خاص سیاسی به نفی آن می پردازند. در صورتیکه ملتهای دیگر نیز  با تلاش می توانند از این ابزار به سود منافع ملی و فرهنگی خویش استفاده نمایند و آن را وسیله ارتقاء  فرهنگ خود و انتقال آن به دیگران بنمایند. در مراودات  و ارتباط فرهنگها است که یک فرهنگ تولیدات و یا ارزشهای خویش را بر فرهنگ مقابل عرضه  و حتی تحمیل می کند والبته فرهنگ مقابل لزوما بازنده نیست بلکه فرهنگ ضعیفی است که سعی می کند قوی شود اما گاهی  دولتها یا گروهایی  از درون و برون از جامعه!!با گرفتن روحیّه خود باوری و اتکا به نفس مردم ، فرهنگ یک ملت را با تزریق ضد ارزشها، به ضعف و ذلت می کشند .فرهنگ  ضعیف در یک حرکت انفعالی ، خود باخته، مطیع و بازیچه سیاست  می شود. تاثیر خود باختگی فرهنگی در مقابل ارزشهای بیگانه یا تحمیلی را درمیزان وحدت ملی و تلاش مردم برای منافع ملی می توان جستجو نمود . منافع ملی تنها محدود به امور اقتصادی نمی شود بلکه به جایگاه یک فرهنگ و تصاحب سهم بیشتر  در ساختار دهکده جهانی در تمامی زمینه ها و بازارهای مختلف آن است . لازمه قدرت فرهنگی  و کسب منافع ملی در بازار رقابتها  ، بالا بودن سطح آگاهی ، علم ، شناخت ، ایمان و پاسداری از  هویت فرهنگ ملی و مخصوصا متاثر از روش و برنامه ریزی دولتمردان و مدیران فرهنگی است.

 

 کشور ایران در جنگ با اعراب  شکست می خورد اما در طی  دو قرن اسارت، فرهنگ خویش را بازسازی می کند ،ویکی از بزرگترین شا خصه ها ی فرهنگی خویش را ترمیم می نماید، اعراب جز دین اسلام هیچ برتری فرهنگی نداشتند .جاذبیت روح و عرفان  اسلام فارغ از مباحث فقهی وشرعی، ضمن آنکه ریشه در فطرت تمامی انسانها داشت، منطبق با فرهنگ ملی و دینی ایرانیان بود و به همین علت است که جناب سهروردی می گوید حکمت ایرانیان باستان پس از اسلام به حلاج و بایزد و دیگران رسید .   فرهنگ عرب  درمقابل فرهنگ ایرانی در طول زمان نقش می بازد و به زانو در می آید. به خلافت خلفای بنی امیه و بنی عباس اگر دقت کنیم تمایل و شبیه سازی آنها را با حکومتهای شاهان ایرانی بوضوح می بینیم .ایرانیان بقول معروف با اپوزسیون  حکومت خلفا ی اموی و عباسی  که همان ائمه (ع) باشند وحدت داشتند تمایل ایرانیان به تشیع  جدا از تمامی فاکتورهای مختلف مذهبی و سیاسی،  حرکتی آگاهانه براساس حفظ هویت فرهنگی بود ،فرهنگ ملی ایرانیان در بعد دینی خویش،حقیقت و روح دین را که همان عرفان  باشد قرنهای متمادی محافظت نمود و نگذاشت پیرایه های متعصبانه عربی برآن اثر گذار باشد و با عرفان و تصوف ضمن آنکه وحدت ملی خویش را حفظ  نمود ،باعث پویایی و شکوفایی  غیر قابل وصفی  به ارزشهای  دینی، هنر، ادبیات ، فلسفه، حکمت ،علم و تاریخ و تمدن ایران شد .برای اثبات این موضوع کافیست جایگاه شخصیتهایی همچون مولانا ، سنایی، سعدی، عطارو صدها صوفی و عارف بزرگ در فرهنگ و ادبیات ایران را بررسی نماییم . امروز بردن نام خانقاه  در نگاه سیاستمداران دینی جرم  تلقی می شود اما همین خانقاه ها بیش از هزار سال حوزه های دینی  اسلام  بوده است و بزرگان دین و عرفان و ادبیات این ملت در همین خانقاهها پرورش و آموزش دیده اند . جنبش های مذهبی و ملی علیه متجاوزین خارجی همچون اعراب و مغولان ریشه در نشر افکار صوفیانه داشته است .ملت  ایران هر چند قبل از اسلام خداپرست بودند و ارزشهای اخلاقی و معنوی را در ذخایر فرهنگی خود داشتند  اما به واسطه عملکرد غلط  موبدان و روحانیون  دینی در ساختار تبعیض و ستم قدرت  سیاسی ، تاثیر این ارزشها در میان مردم کم رنگ شده و به زبان ساده ملت ایران مخالفت با استبداد حکام را ضدیت با دین و مخالفت با دین را ضدیت با حکام دیدند ، وقتی اعراب به ایران حمله کردند ملت، استبداد بیگانه را بر ستم حاکمان خودی ترجیح داد و دین خارجی را بر دین خود  ارجح دانست زیرا درقبول اسلام بود که می توانستند خویش را از ظلم روحانیان  رها نموده، نجات دهند . فرهنگ ملی ما آنچه می خواست و محتاج آن بود در اسلام یافت و در طول زمان با همان اسلام به جنگ متجاوزین عرب رفت . تحمل  دو قرن اسارت در برابرظلم اعراب  مدت زمانی بود که  فرهنگ ملی ایرانیان به آن نیاز داشت تا  دوران گذر از دین سنتی به دین مدرن را انجام و سامان دهد. امروز آنان که نمی دانند واز حد اقل آگاهی عرفانی،  دینی ،تاریخی و فرهنگی کشور بی بهره اند، می نشینند و ساعتها در خصوص سنی یا شیعه بودن عرفا و صوفیان بحث می کنند.آقایان نمی دانند که تصوف ضمن آنکه روح و حقیقت اسلام وهمان تشیع است ،روح و حقیقت فرهنگ ایرانی نیز می باشد و عرفان و تصوف در طی قرنهای متمادی، ضامن وحدت و پویایی دینی ویکی از عوامل وحدت ملی ایرانیان بوده است.تصوف به دلیل داشتن ریشه های عمیق در فرهنگ ملی ، در بهترین شرایط سیاسی و اجتماعی ایران توانست  مذهب تشیع را در کشور رسمیت ببخشد. تا دوران  صفویه ، مخالفین عرفا ،افراطیون اهل سنت بودند که عامل شهادت عین القضات ها و حلاج ها می شدند واین سلاطین صفوی بودند که جهت نشر فقه جعفری علمای جبل عامل را از لبنان به ایران آوردند  وامروز شعبه ای از همان فقهای به ظاهر شیعه بی توجه به حقایق دینی ،تاریخی و ملی، اختلافات مذهبی را دامن می زنند.  شیعه بودن یا نبودن مولانا چه مشکلی را حل می کند،اثرفکر و نگرش مولانا  در فرهنگ مذهبی و ملی ایران و تاثیر آن در جامعه بشری انکار ناپذیر است . ایرانیان در تهاجم فرهنگی!! یا رقابت با فرهنگهای دیگر قرنهاست که این توانایی را دارند که با مکتب تصوف وبه نام بزرگمردانی همچون مولانا ،سعدی،حافظ و... فرهنگهای دیگر را تحت تاثیر خود قرار دهند  ،اما کدام مرکز فرهنگی و کدام سیاست و برنامه ریزی از این انتقال و عرضه ارزشهای دینی و انسانی به ملتهای دیگر توانسته است در جهت منافع ملی استفاده نماید؟  متاسفانه نه تنها این مهم انجام نگرفته است ،بلکه علم مخالفت با این سرمایه های دینی و ملی نیز برافراشته شده است . مخالفین تصوف ، بدنبال تک صدایی دین هستند و غیر خویش را دشمن اسلام می دانند،کاوش در ایمان و اعتقاد دیگران می کنند و شرع را به جنگ قانون واداشته اند و...    آیا عاملان این سیاست ضد ملی و ضد مذهبی جیره خوار بیگانه نیستند ؟ آیا عملکرد آنها نیست که مردم را مجبور به بازبینی در باورهای خود می نماید ؟ آیا تیشه به ریشه فرهنگ دینی و ملی زدن ،خدمت به اسلام یا ایران است؟! مخالفت با صوفیه در جهت منافع چه کسانی است ؟ گرایش  گسترده مردم به تصوف حتی اگر در بعد سیاسی هم تفسیر و تحلیل شود ،  نباید عامل نگرانی مروجان مذهبی  و ترس حاکمان سیاسی باشد زیرا تصوف خانه امنی برای ملت است که در کشاکشهای اجتماعی و سیاسی مردم مجبور به پیروی از فرهنگ بیگانه نشوند . چه کسانی خانه ی امید مردم را ویران می کند ؟ حقیقتا مخالفین تصوف بستر سازان ورود فرهنگ بیگانه اند .فرهنگ ما مورد تهاجم قرار گرفته است اما تهاجمی از درون و توسط سیاست زدگانی مذهبی نما و مقدس مآب؟؟.مقابله ملت در مقابل استبداد فرهنگی نامحسوس وبرخوردی دوگانه است و حتی مستبد را دچار توهم می کند زیرا واکنش  مردم در دو بستر متضاد اما با هدفی واحد شکل می گیرد . عده ای به حمایت و جمعی به مخالفت با مستبد و نوع نگرش تمامیت خواه او جبهه گیری می کنند. حمایت کنندگان ریا کارانه  تقلید می کنند ومخالفین نیز رو به سوی همان تفکراتی می کنند که با آنها مخالفت می شود ،فاجعه بزرگ فرهنگی در آنجاست که مردم نهایتا به باورهای خویش شک می کنند وحساسیت فرهنگی و عرق ملی خویش را از دست می دهند !!! .توسل به مقدسات برای پیشبرد مقاصد سیاسی جنایت فرهنگی است ، نابودی مقدسات با مقدس مآبی خیانت به فرهنگ دینی مردم است . وقتی حسینیه ای با فتوا و به نام حمایت از دین  تخریب می شود ، ویرانی باورهای دینی را به دنبال خواهد داشت .ضایع نمودن حقوق انسانی و قانونی شهروندان کشور، ضربه به مرجعیت راستین تشیع ، جفا به خانه حسین (ع) و اولیاءالهی،  ایجاد بدبینی به کلیت نظام،وحدت شکنی و قانون گریزی و تحمیل و تزریق ضد ارزشها  به فرهنگ دینی حداقل ضایعات عملکرد معاندین تصوف است .  تصوف اگر مصداق تهاجم فرهنگی در کشور ماست عامل آن پیامبر اسلام (ص)و علی (ع) است  و مخالفین تصوف با توجه به نوع نگرش آنها شاخه ای به ظاهرشیعی از پیروان خوارج هستند همانگونه که وهابیون نیز شاخه اهل سنت خوارج اند  زیرا تمامی دین را  تنها  به ظواهر آن بسنده می کنند و باند و گروهک خویش را مجاز به ایجاد هرج و مرج،قانون شکنی ،تخریب حسینیه ها و حمله به شهروندان مسلمان و شیعه می دانند .                             


عده ای  چون در بحرانها  و چالشهای فرهنگی اثری از توپ و تانک ندیده یا آنرا موثرنمی بینند  واز  دلایل واقعی تحولات فرهنگی  آگاهی ندارند و نمی توانند به صورت علمی ومنطقی تحلیل درستی از شرایط فرهنگی داشته باشند ، با نگاهی  صوری به ظاهرجامعه و استنتاج این موضوع  که گرایشات دینی ملت، در قیاس نسبت به گذشته  ضعیف شده است ، نتیجه گیری می کنند که این امر مربوط به عاملی خارجی است و نامش را تهاجم فرهنگی گذاشته اند .  اولا:  دین و ارزشهای  دینی ، اساسی ترین بعد فرهنگ ملی ما محسوب می شود . ثانیا : نظام جمهوری اسلامی  بر اساس انقلابی  در کشور  حاکمیت یافته است که باورهای دینی عامل اصلی آن بوده است ثالثا :  نظام حاکم برکشور نظام دینی است و قوانین براساس دین و ارزشهای دینی تبیین وتدوین شده است ،رابعا : یکی از اساسی ترین مولفه های انتخاب مجریان قانون تقید به نظام و موازین دینی است. با وجود این پارامترها، مشکل دین گریزی مردم  کجاست و تهاجم فرهنگی چه معنا دارد ؟ آیا مقصرین ایجاد این شرایط همان کسانی نیستند که بنام دفاع از دین آزادیهای مشروع و قانونی مردم را ضایع می کنند وآزادی عقیده و بیان را منکوب می کنند وبا ترویج خرافه و تبلیغ خشونت، پیام آور قرون وسطی و ظهور آن می باشند ؟    

 فرهنگ یک ملت را با یک نگرش ملی یا ناسیونالیستی می توان مورد بررسی قرار داد  و نگاه دین، نگاهی فرا ملی (انترناسیونالیستی) است. زمانی که  به فرهنگ ملی ایرانیان با نگرش دینی صرف و آن هم به شکل متعصبانه ، و جدا از ابعاد مختلف تاریخی، سیاسی و اجتماعی نگاه می شود و  وقتی که   فرهنگ ملی  در مقابل سلیقه های به ظاهرمذهبی خوار و خفیف می شود ، واکنش فرهنگی مردم  از این  حرکت ناروا،  نه نشان از ملیت آنها دارد و نه دین آنها ،بلکه یک مقابله سیاسی به شکل گریز و فرار  فرهنگی از تمایل و خواست سلیقه ها و رفتارهای  تحمیلی است . متاسفانه عده ای  در مقوله خطر هایی که  فرهنگ  ملت ما را مورد هجوم قرار داده و می دهد نیز دچار نوعی دگماتیزم و تحجر شده اند، اگر یک دختر ایرانی لباس یک خواننده اروپایی و آمریکایی را پوشید، نشان از تهاجم فرهنگی  می دانند اما اگر او چادر عربی (که مثلا استفاده از آن در سوریه یا لبنان معمول است ) پوشید این تهاجم فرهنگی محسوب نمی شود !!. اساسا در این نوع نگرشها چون  اصل منافع ملی کشورجایگاهی ندارد ، به صورت کلیشه ای و قراردادی به هر موضوعی سیاسی نگاه می شود.

 

  انفعال و بی تفاوتی  مردم  نسبت به فرهنگ و سنتهای ملی خود ،چه به شکل سازش باشد و چه به شکل مقابله، در هر صورت انحطاط فرهنگی است و باید به این معضل فکر نمود زیرا قبل از آنکه مورد هجوم قرار گرفته باشیم از درون شکست خورده ایم . تواضع مردم  و قبول هر آنچه به آنها تحمیل می شود جای شادی ندارد و موفقیت یک گروه  محسوب نمی شود این سازش صورت پنهان یک طرف سکه ی  انحطاط فرهنگی است و طرف دیگر آن، اجازه دادن به نفوذ فرهنگ بیگانه و دشمن!! است و در واقع هردو اسارت فرهنگی است چه چادر عربی و چه لباس غربی. به هر شکل، مورد هجوم قرار گرفته ایم اما مقصر کیست ؟؟!!!!!

آنان که فکر می کنند به علت قدرت و غلبه اعراب ،ملت مااسلام را پذیرا شده است با  تفکرزور و خشونت به امور فرهنگی نگاه می کنند ومردم در مقابل سیاست قدرت  و قدرت سیاسی  به انفعال فرهنگی گرفتار شده اند.  مدیریت اشتباه مراکز و نهادهای  فرهنگی و سیاسی ، پایه ها و ستون های فرهنگ ملی و مذهبی مردم را تضعیف نموده است ، که یکی از  تاثیرات آن دین گریزی مردم است.پدیده ای که در تاریخ فرهنگ ما سابقه نداشته است .

اگر قبول کنیم که فرهنگ یک ملت همچون یک موجود زنده حیات دارد ،نفس می کشد ، غذا می خواهد ،رشد می کند و خود را ترمیم می کند تکامل می یابد،زایش دارد  و گاه مریض می شود ،دارو می خواهد و...واگر قبول کنیم که فرهنگ تحت تاثیر روابط و مناسبات اقتصادی ، سیاسی ،آموزش و پرورش ،تکنولوژی و صنعت ،نهادهای مدنی و....متحول می شود ، آنگاه به سراغ  قانون اساسی و اجرای آن  می رفتیم و قانون واحترام به آن را در فرهنگ ملی به شکل ارزشی ، نهادینه می کردیم، نظام قانون دارد و ملاک درستی و نادرستی، قانون وپیروی از آن است .کاسه از آش داغتر شدن ودایه  دلسوز تر از مادر شدن بعضی گروه ها جای سئوال دارد!!؟؟. فرهنگ ما  نیاز به آزادی ونظم دارد و بستر ساز تهاجم  فرهنگ بیگانه عملکرد  اشتباه متولیان فرهنگی  وعدم اجرای قوانین توسط مجریان قانون است. فرهنگ ملی ما مورد تهاجم سیاست قرار گرفته است. 

فرهنگ بیگانه همچون آب در چاله های فرهنگ ملی ما خود را قرار می دهد ،چاله ها و نقاط ضعف فرهنگ ما کجاست ؟ و عامل وجود  معضلات فرهنگی چیست یا کیست؟ چه عاملی ورود یک صنعت و تکنولوژی به جامعه را تبدیل به معضل فرهنگی می کند ؟ کدام سیاست غلط مقصر این فاجعه می باشد ؟ چه عواملی مقبولیت فرهنگی به سنت های بیگانه می دهد ؟ کدام جناح سیاسی در کشور طالبانیزم شیعه را سامان دهی می کند ؟ باید فرهنگ مذهبی خود را باز بینی نماییم و ریشه های تفکر تحجر و قشری گری را و سیاستهای حامی آنها را شناسایی نماییم .باید دید چه کسانی علمداران پنهان خوارج در مذهب شیعه  و کشور ما هستند؟.چگونه است که یکباره و در عرض 4 سال، قشری گری و تحجرچون اژدهایی خفته و منجمد ،بیدار و گرم می شود ودر فرهنگ ایران و در نظامی که داعیه عدالت ،آزادی و کرامت انسانی را داشت و دارد، خود نمایی می کند و خویش را وارث و صاحب انقلاب می بیند !!!! و عملا قانون مملکتی  را به ریشخند گرفته است ؟؟!! و ارزشهای مذهبی و عرفانی را به چالش می کشد؟؟         

پاسخ این پرسشها را باید از زبان برنامه ریزان سیاست فرهنگی کشور شنید به شرطی که  تنگ نظریها و تعصبات را کنار گذاشته، تصمیم به حل مشکلات نمایند!!!! آیا تحولات فرهنگی چه خوب و چه بد را، می توان جدا از عملکرد مجریان قانون و سیاستهای اتخاذ شده توسط آنان مورد بررسی قرار داد ؟  قانون اساسی  تمامیت ارضی و استقلال کشور را مد نظر قرار داده است ،آیا استقلال فرهنگی ورشد و شکوفایی فرهنگ مردم را نیز مد نظر قرار داده است ؟اگردر قانون اساسی کشور ،راه های جلوگیری از هجوم فرهنگ بیگانه منظور نگردیده است این یک خلاء قانونی  و باید آن را اصلاح نمود واگردر قوانین راه و روش پیشگیری وجود دارد، مشکل در نوع عملکرد مجریان قانون است  و اگر قانون و مجریان قانون مشکلی ندارند، پس مشکل کجاست ؟ در هرحال معاندین تصوف، مخالفین و تضعیف کنندگان  فرهنگ مذهبی و ملی کشور  و خود عامل نفوذ بیگانه وبستر ساز تهاجم فرهنگی!!! و انحطاط فرهنگی  هستند .

 

ادامه دارد....... 

 


|+| نوشته شده در 88/01/24 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                                    مشتاق علیشاه کرمانی

 

 

                                           مشتاق علیشاه کرمانی 

 

مشتاق علیشاه که نام اصلی اش میرزا محمد تربتی است، جوانی خوش سیما و برازنده و از مریدان شاه نعمت الله ولی بود که از اصفهان به کرمان کوچ کرد و در این شهر ساکن شد. او هنرمندی شوریده بود که هم شعر می سرود و هم سه تار را به مهارت می نواخت، و اصلا ً نام او با نام سه تار عجین است چرا که وی یک سیم به سیم های سه تار افزوده که به نام وی، «سیم مشتاق» نامیده می شود.

می گویند این درویش هنرمند روزها روی پله های مسجد جامع کرمان می نشست و آیات قرآن را به همراه صوت مؤثر سه تار، ازبُن جان تلاوت می کرد و از این رو پس از مدتی مریدانی بسیار یافت که پر آوازه ترین آنها ملا محمد تقی کرمانی، معروف به « مظفر علیشاه» بود. و این ملا محمد تقی کسی بود که ابتدا، در مخالفت با دراویش تعصب می ورزید، هرگز با آنان نمی نشست و حتا دیگران را هم از نشست و برخاست با آنان منع می کرد، اما به ناگهان از مریدان مشتاق شد و داستان آن از این قرار است که می گویند روزی یکی از بازاریان کرمان که روضه خوانی ِ سالانه داشت، علما ی شهر را به روضه فراخوانده بود و علما همه در رده ای خاص نشسته بودند و ملا محمد تقی هم در میان آنان بود. در این هنگام مشتاق علیشاه بی خبر وارد شد و در زاویه ای مقابل او نشست. هنگامی که سفره گستردند ملا محمد تقی دست به سفره دراز نکرد و به پیروی از او، دیگر علما هم دست نزدند. صاحب مجلس که مردی متدین بود، ناراحت شد و سبب را پرسید و در ضمن اشاره کرد که تمام مخارج سفره از کسب حلال به دست آمده و ذره ای ناحق در آن نیست.

ملامحمد تقی ضمن تأیید گفته ی میزبان، به مشتاق علیشاه اشاره کرد و گفت:« قرار نبود که درویش بر سر این سفره باشد و اکنون می بینیم که هست!»

مشتاق علیشاه با شنیدن این سخن نگاه نافذ و معنی داری به ملا محمد تقی انداخت و گفت:

« حاجی، اگر سفره ی مولاست که درویش و غیر درویش ندارد!» پس آنگاه برخاسته، مجلس را ترک نمود. او رفت اما تأثیر آن نگاه در ملا محمد تقی به ژرفا باقی ماند، آنگونه که وی عبای خود را برداشت و در پی مشتاق روانه شدو در اول کوچه ی «ماهانی» او را دید که بر سر گوری نشسته و سر در خویش فرو برده است. هرچه اصرار ورزید، درویش باز نگشت، اما از آن لحظه به بعد ملا محمد تقی دگرگون شد، شیدا و شیفته شد،دیوانه ی عشق شد، تغییر مسلک داد، به راه عرفان افتاد، نام خود را به «مظفر علیشاه» گردانید و حتا دیوان شعر خود را نیز به نام مرشد خود « دیوان مشتاق» نامید.

اما از آن طرف هر چند که پیروان مشتاق رو به افزونی می گذاشتند، بر تعداد دشمنان او هم که در صدد قتلش بودند، اضافه می شدند که در صدر آنان ملا عبدالله نامی بود که مجتهد شهر بود و از همه گردنکش تر و خونی تر می نمود و هر دم درپی بهانه می گشت تا اینکه روز بیست و هفتم ماه رمضان ۱۲۰۶شمسی، هنگامی که بر منبر بود، مشتاق علیشاه وارد شد و در گوشه ای به عبادت مشغول گشت. ملا عبدالله چون شنیده بود که وی قرآن را با نوای سه تار تلاوت می کند، از همان بالای منبر حکم به سنگسار کردن و قتل مشتاق علیشاه داد و خود پیش افتاد.

درویش را گرفتند و در مکانی که امروز شبستان مسجد جامع است، اما آن روز تلی بود به نام «تل خر فروشان» در گودال افکندند و به سنگ زدن پرداختند. یکی از مریدان مشتاق به نام جعفر خود را به روی او انداخت تا در امانش بدارد، اما به او نیز رحم نکردند و او هم کشته شد و ملا محمد تقی( مظفر علیشاه) زمانی رسید که کار از کار گذشته بود..، پس هنگامی که آن صحنه ی ناگوار را دید گفت:

« یک شهر، خون بهای مشتاق است.»

بعد از مرگ مشتاق، ملا عبدالله که بانی مرگ او بود به «ملا عبدالله سگو» معروف شد، چون هنگام مرگ زمانی که دید لب های مشتاق علیشاه هنوز تکان میخورد و « یاهو» می گوید، به او نزدیک شد و با لهجه ی کرمانی گفت: « سگو هنوز هم یا هو میگویی؟» و عجیب اینکه این لقب آز آن به بعد بروی او و اقوامش ماند و مردم آنها خاندان «عبد الله سگو» می نامیدند.

مدفن مشتاق علیشاه که از خلوص و صفای خاصی بهره دارد، در کرمان به «مشتاقیه» معروف و زیارتگاه رندان جهان است.

منبع : http://iccsweden.com/Nyheter/MoshtaqAli.html

 

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/23 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

آغاز دوره سـعـدی‌شــناسی
 
 از روز چهارشنبه 26 فروردین 1388

معاون فرهنگی شهر کتاب از پایان درس‌گفتارهای فردوسی در این موسسه و آغاز دوره جدید این جلسات درباره سعدی از فروردین 88 خبر داد.

به گزارش خبرگزاری مهر، بیش از دو سال است روزهای چهارشنبه درس‌گفتارهایی درباره شاعران بزرگ فارسی در شهر کتاب برگزار می‌شود و با پایان درس‌گفتارهایی درباره فردوسی، از فروردین 88 درس‌گفتارهای این موسسه فرهنگی درباره سعدی آغاز می‌شود.

علی‌اصغر محمدخانی معاون فرهنگی شهر کتاب در این ‌باره گفت: این درس‌گفتارها از روز چهارشنبه 26 فروردین و در آستانه روز بزرگداشت سعدی آغاز می‌شود و قرار است 50 جلسه ادامه یابد.

وی‌ با اشاره به اهمیت شعر و حکمت سعدی در زبان و ادبیات فارسی و با تاکید بر شناساندن این مولفه‌ها به جامعه امروزی، افزود: سعدی یکی از قله‌های بلند شعر فارسی و زبان سعدی مکمل زبان فردوسی است. آثار سعدی در کنار شاهنامه همواره در دل‌های مردم ایران نفوذ داشته است.محمدخانی ادامه داد: در این 50 جلسه و طی درس‌گفتارهایی، درباره زندگی و روزگار سعدی، آثار سعدی، تصوف و زبان سعدی، پندها و اخلاق در آثار سعدی و طنز سعدی بحث می‌شود و سعدی‌شناسان و استادان برجسته به تفصیل گلستان، بوستان و غزلیات را شرح و تحلیل می‌کنند.معاون فرهنگی شهر کتاب افزود: تاکنون 110 جلسه درس‌گفتار درباره مولوی و فردوسی در شهر کتاب برگزار شده است و این حرکت در پیوند نسل جوان و مخاطبان با آثار کلاسیک فارسی موثر بوده است.
محمدخانی در پایان به فعالیت‌های فرهنگی شهرکتاب در سال 1387 اشاره کرد و گفت: در سال 87 در روزهای سه‌شنبه بیش از 40 نشست ادبی، فلسفی و نقد کتاب برگزار شده و 15 کارگاه و دوره آموزشی درباره رمان، داستان کوتاه، نقد ادبی، ویرایش، فلسفه فیلم، ترجمه، نویسندگی خلاق، حکمت هنر شرق و درباره نویسندگانی چون بکت، بارت، دریدا و جویس تشکیل شده است.

|+| نوشته شده در 88/01/22 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

فتوای آیت الله العظمی حسینعلی منتظری

در خصوص تخریب حسینیه اصفهان

 

 

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/22 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

فتوای آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی در خصوص تخریب حسینیه دراويش اصفهان

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/22 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

کتاب "روح مجرد" نوشته ی علامه طهرانی

در صفحات 382 تا 384 عینا چنین می خوانیم:

 

....امّا جناب‌ آية‌ الله‌ زاده‌ بهبهاني‌: آقا شيخ‌ محمّد علي‌ كرمانشاهي‌ در «مَقامع‌ الفَضل‌» با اين‌ أجوبه‌اي‌ كه‌ ملاحظه‌ نموديد، جواب‌ از وحدت‌ وجود نداده‌اند. و بيچاره‌ محيي‌الدّين‌ را علاوه‌ بر تكفير، به‌ هزار عيب‌ و علّت‌ ديگري‌ مزيّن‌ فرموده‌اند. و بايد خودشان‌ در مواقف‌ آينده‌ از عهدة‌ پاسخهاي‌ او برآيند.


ايشان‌ فقط‌ گفتار مير سيّد شريف‌ در «حاشية‌ تجريد» را ذكر نموده‌، و سپس‌ شروع‌ كرده‌اند به‌ انتقاد از عرفاء و محيي‌الدّين‌ عربي‌.
در زمان‌ ايشان‌ درويش‌كشي‌ رائج‌ بود. عوامّ كالانعام‌ هر جا مسكيني‌ دل‌سوخته‌ را كه‌ شعار درويشي‌ داشت‌ مي‌يافتند، خانه‌اش‌ را غارت‌ ميكردند و خودش‌ را مي‌كشتند.

در ليلة‌ جمعه‌ دوازدهم‌ شهر جُمادَي‌ الثّانيه‌ سنة‌ يكهزار و سيصد و هفتاد و هفت‌ هجريّة‌ قمريّه‌ كه‌ حقير در همدان‌ و در منزل‌ و محضر حضرت‌ آية‌ الله‌ حاج‌ شيخ‌ محمّد جواد أنصاري‌ همداني‌ مشرّف‌ بودم‌، ايشان‌ در ضمن‌ نصايح‌ و مواعظ‌ و قضايا فرمودند:


آقا سيّد معصوم‌ عليشاه‌ را آقا محمّد علي‌ بهبهاني در كرمانشاه‌ كشت‌. آقا محمّد علي‌ سه‌ نفر از أولياي‌ خدا را كشت‌. سوّمي‌ آنها بُدَلا بود كه‌ فرمان‌ قتل‌ او را صادر كرده‌ بود. بُدلا به‌ او گفت‌: اگر مرا بكشي‌، تو قبل‌ از من‌ خاك‌ خواهي‌ رفت‌! آقا محمّد علي‌ به‌ وي‌ گفت‌: مظفّر عليشاه‌ و سيّد معصوم‌ عليشاه‌ كه‌ از تو مهمتر بودند چنين‌ معجزه‌اي‌ نكردند، تو حالا ميخواهي‌ بكني‌؟! بدلا گفت‌: همينطور است‌. چون‌ آنها كامل‌ بودند، مرگ‌ و حيات‌ در نزدشان‌ تفاوت‌ نداشت‌؛ ولي‌ من‌ هنوز كامل‌ نشده‌ام‌ و نارس‌ هستم‌. اگر مرا بكشي‌ به‌ من‌ ظلم‌ كرده‌اي‌! آقا محمّد علي‌ به‌ حرف‌ او اعتنا نكرد و او را كشت‌. هنوز جنازة‌ بدلا روي‌ زمين‌ بود كه‌ آقا محمّد علي‌ از زير دالاني‌ عبور ميكرد ناگهان‌ سقف‌ خراب‌ شد و در زير سقف‌ جان‌ سپرد. چون‌ ايشان‌ عالم‌ مشهور و معروف‌ كرمانشاه‌ بود و احترامي‌ مخصوص‌ در ميان‌ مردم‌ داشت‌ فوراً جنازه‌اش‌ را تشييع‌ و دفن‌ كردند، امّا در اين‌ أحيان‌ كسي‌ به‌ بدلا توجّه‌ نداشت‌ و جنازة‌ وي‌ در گوشه‌اي‌ افتاده‌ بود و هنوز دفن‌ نشده‌ بود.


مرحوم‌ آية‌ الله‌ انصاري‌ فرمودند: گرچه‌ مظفّر عليشاه‌ و سيّد معصوم‌ عليشاه‌ و بدلا مسلك‌ درويشي‌ داشتند؛ و اين‌ مسلك‌ خوب‌ نيست‌، امّا فرمان‌ قتل‌ اولياي‌ خدا را صادر كردن‌ كار آساني‌ نيست‌.

 

http://1saoshyant.blogspot.com/2006/02/blog-post_15.html

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/20 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

از صفات عارف

 

 

بدانکه عارف گمان بر چیزها ندارد و تجسس در کارها نکند و اگر منکری بیند خشم او را در حرکت نیاورد چرا که وی را ابتدا بر آنکس رحمت باشد زیرا که عارف به اسرار و تقدیر الهی بیناست و اگر بخواهد که امر معروف کند بنصیحت و رفاقت کند و سختی و ملامت اندر آن بکار ندارد اما اگر معروف بزرگ باشد انگاه غیرت او بجنبد .

عارف دلیر باشد چرا دلیر نباشد چون از مرگ نمی هراسد و سخی و جواد باشد و چرا با سخاوت نباشد؟ چون وی از دوست داشتن چیزهای باطل و بی ارزش بر حذر است و گناهها عفو کند و چرا چنین است ؟ چون نفس و رحمت او بسیار بسیار بزرگتر از زلت بشر است و کینه و دشمنی در یاد وی نمیماند چرا چنین است چون او تنها به ذکر حق مشغولست.

 

( قسمتی از کتاب اشارات و تنبیهات حکیم ابو علی سینا به ترجمه عبدالسلام فارسی در قرن هفتم هجری و با کمی تغییر در کلمات برای روانتر شدن نثر وی ) .

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/20 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

                     وضعیت جسمی یکی از دراویش زندانی وخیم است

 

       

                                            وضعیت جسمی یکی از دراویش زندانی وخیم است

 

فیروز بیدآباد از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز سوم اسفندماه 1387 ( روز درویش ) مقابل مجلس شورای اسلامی دستگیر و به اتهام اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور پلیس در زندان اوین به سر می برد از وضعیت جسمی نامناسبی برخوردار است .

همسر وی در گفتگویی با خبرنگار سایت مجذوبان نور با اعلام این خبر گفت : فیروز بیدآباد مبتلا به بیماری سنگ کیسه صفرا می باشد و قبل از بازداشت تحت معالجه و درمان پزشکان متخصص قرار داشت اما تاکنون در زندان اوین بیماری وی روبه وخامت گذاشته است .

وی در ادامه افزود : همسرم نیازمند مراقبتهای ویژه پزشکی و عمل جراحی می باشد و بیم آن می رود در اثر سهل انگاری مسوولین زندان ، خطرات جانی برای وی در برداشته باشد .

وی به نامه خود به معاون دادستان و سرپرست دادسرای امنیت تهران اشاره و گفت : براساس قوانین و مقررات حاکم بر امور زندانیان ، مسوولیت مراقبت پزشکی از همسرم برعهده مسوولین زندان اوین و مقامات قضایی ذیربط می باشد لذا در نامه ای به سرپرست دادسرای امنیت تهران خواستار رسیدگی فوری به وضعیت شوهرم شدم و مسوولیت هرگونه اتفاق ناگوار برای وی برعهده ایشان می باشد .

گفتنی است تعداد 16 تن از دراویش پس از گذشت 50 روز کماکان در زندان اوین به سر می برند .

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/20 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

با گذشت 50 روز ؛ 16 تن از دراویش نعمت اللهی گنابادی در زندان اوین

 

                               با گذشت 50 روز ؛ 16 تن از دراویش نعمت اللهی گنابادی در زندان اوین

 

 

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ؛ تعداد 16 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز سوم اسفندماه 1387 ( روز درویش ) مقابل مجلس شورای اسلامی دستگیر و به اتهام اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور پلیس تحت پیگرد دادسرای امنیت تهران قرار گرفتند پس از گذشت 50 روز کماکان در زندان اوین به سر می برند .

براساس این گزارش ، برای این 16 تن قرار وثیقه 50 میلیون تومانی صادر شده که تاکنون دراویش گنابادی در اعتراض به غیرقانونی بودن عملکرد مقامات دادسرای امنیت و غیرقابل استناد بودن جرایم انتسابی از تودیع وثایق معینه خودداری نموده اند.

 


|+| نوشته شده در 88/01/20 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

                                       قاضي حداد در گفت‌وگو با ايسنا

 

                                       قاضي حداد در گفت‌وگو با ايسنا

 

حداد: رکسانا بعنوان خبرنگار، جاسوسي می‏کرده

 

حداد با بيان اين‌كه ركسانا صابري طبق قوانين نظام جمهوري اسلامي ايران دستگير شده است، ادامه داد: وي داراي تابعيت ايراني است، پاسپورت و شناسنامه‌ي ايراني دارد و با مدارك ايراني وارد كشور شده و اگر تابعيت مضاعفي دارد ما از آن بي‌اطلاعيم و اين موضوع تاثيري در رسيدگي به اتهامات وي در مراجع قضايي ايران ندارد.

 

معاون امنيت دادسراي عمومي و انقلاب تهران درباره‌ي آخرين وضعيت پرونده‌ي ركسانا صابري گفت: پرونده‌ با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست به دادگاه انقلاب ارسال شده است و در حال حاضر در يكي از شعبات دادگاه انقلاب در حال رسيدگي است.

قاضي حداد در گفت‌وگو با ايسنا، با اشاره به اين‌كه ركسانا صابري اوايل هفته جاري با پدر و مادرش ملاقات كرده است، خاطرنشان كرد: وي بدون مجوز خبرنگاري و تحت عنوان خبرنگار، فعاليت‌هاي جاسوسي انجام مي‌داده است كه مدارك در پرونده موجود است و وي نيز تمام اتهامات را پذيرفته است.

حداد با بيان اين‌كه ركسانا صابري طبق قوانين نظام جمهوري اسلامي ايران دستگير شده است، ادامه داد: وي داراي تابعيت ايراني است، پاسپورت و شناسنامه‌ي ايراني دارد و با مدارك ايراني وارد كشور شده و اگر تابعيت مضاعفي دارد ما از آن بي‌اطلاعيم و اين موضوع تاثيري در رسيدگي به اتهامات وي در مراجع قضايي ايران ندارد.

معاون امنيت دادسراي تهران با نادرست دانستن ادعاهاي مطرح شده از سوي برخي رسانه‌هاي خارجي در مورد تابعيت ركسانا صابري، خاطرنشان كرد: وي داراي تابعيت ايراني است. هيچ مدركي دال بر اين‌كه وي تابعيت مضاعفي داشته باشد، نداريم.

حداد ادامه داد: با توجه به اين‌كه هنوز مراحل رسيدگي طي مي‌شود و حكمي صادر نشده نمي‌توانيم جزييات بيشتري از پرونده را در اختيار رسانه‌ها قرار دهيم؛ اما به محض صدور حكم قطعي مسائل جزيي‌تري از اتهامات وي را بيان خواهيم كرد.

حداد همچنين با اعلام اين خبر كه پرونده‌ي 15 نفر از دراويشي كه در تجمع غيرقانوني دستگير شده بودند با صدور كيفرخواست به دادگاه ارسال شده، يادآور شد: اجتماع و تباني به منظور برهم زدن امنيت كشور و اخلال در نظم عمومي اتهامات اين افراد به شمار مي‌رود.

 

http://www.tabnak.ir/pages/?cid=42767

 

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/20 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

                           گزارش بی بی سی از فشار بر مذاهب در ایران

 

                                                  گزارش بی بی سی از فشار بر مذاهب در ایران

 

بی بی سی - در استان های قومیت نشین نیز وضعیت مشابهی وجود داشت. استان های کردستان، سیستان و بلوچستان و خوزستان در کنار درگیری های مسلحانه گاه به گاه با گروه هایی که مقامات جمهوری اسلامی آنها را “گروه های اشرار” معرفی می کنند، شاهد دستگیری و محاکمه منتقدانی که به روش های مسالمت آمیز فعالیت می کنند نیز بودند در استان های آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و اردبیل نیز تعدادی از فعالان هویت طلب در سال 87 دستگیر و محاکمه شدند، ولی بزرگ ترین دستگیری گروهی فعالان قومیتی چهارشنبه شب 20 شهریور در محله نواب تهران رخ داددر این شب ماموران مراسم افطار فعالان آذری را که قرار بود در خانه صياد محمديان در محله نواب تهران برگزار شود، به محاصره خود در آوردند و 20 نفر از نویسندگان، روزنامه نگاران و فعالان هويت طلب آذری را به همره اعضای خانواده آنها را قبل از برگزاری مراسم افطار دستگیر کردنددر سیستان و بلوچستان شدت درگیری های مسلحانه نیروهای سپاه و نیروی انتظامی با گروه جندالله شدت يافت و در کردستان نیز اخباری از به توپ بستن مناطق مرزی که گروه های کرد مخالف در آن مستقر هستند از سوی رسانه های رسمی کشور منتشر شد تشکیل کارگروه های مقابلهدر رویدادی دیگر در نیمه مهر ماه معاون تبلیغ حوزه علمیه قم از تشکیل”کارگروه های مقابله با فرق انحرافی” خبر داد و به خبرگزاری شبستان وابسته به حوزه علمیه گفت:”کارگروه‌های مقابله با توطئه های وهابيت و صوفيه راه اندازی شد.”حجت‌الاسلام‌ محمد حسن نبوی وظیفه اين کارگروه ها را بر خورد با “فرق انحرافی” دانست و گفت:”با ادیان و فرقه‌هایی که توسط عواملی از خارج کشور تحریک و تقویت می‌شوند تا مرکزیت نظام اسلامی را تضعیف کنند” مقابله می‌شودآقای نبوی تاکید کرد که “در همین راستا کارگروه‌هایی در زمینه زرتشتی‌گری، مسیحیت، بهائیت، صوفیه، اهل حق، وهابیت و عرفان‌های نو راه‌اندازی شده و کار آنها این است که اگر توطئه‌ای در حال شکل‌گیری است با آن مقابله فرهنگی کنند.”معاون تبلیغ حوزه علمیه قم چندی بعد در جريان برگزاری همایش ائمه جمعه سراسر کشور گفت:”سردمداران فرقه‌هاي توطئه‌گر در حاشيه امن قرار گرفته‌اند.”وی از رشد جمعيت ‏اقليت های دينی در کشور ابراز نگرانی کرد و گفت:”متاسفانه در برخی از مناطق شيعی کشور ، دچار ‏رکود جمعيت شده‌ايم و اين يک خطر جدی است‎.‎‏”
قربانعلی دری نجف آبادی دادستان کل کشور از وزیر اطلاعات خواست تا با “فعالیت های تشکیلات بهائیت در تمامی رده ها” برخورد کند‏او یکی از نگرانی های خود را افزایش جمعیت بهائیان خواند و با تاکید براینکه “اخيرا حتی بهائيت ‏که به هيچ وجه رسمی شناخته نمی ‌شود، به شدت فعاليت می کند‎“، گفت که “تمام فرقه‌های ايران به شدت فعال شده‌اند و حمايت‌های ‏چند جانبه از آنها سوال برانگيز است‎.‎‏”

دراویش گنابادی به عنوان نزدیک ترین طیف از دراویش در ایران به تشیع در سال 87 تحت بازداشت و محاکمه قرار گرفتند، اما مهم ترین رویداد در مورد دراویش، تخریب حسینیه و کتابخانه دراویش گنابادی در تخت فولاد اصفهان بود که در 30 بهمن پس از حمله ده ها مامور وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی و دستگیری دراویش حاضر در آن با استفاده از بولدزر صورت گرفتتکیه درویش ناصرعلی پس از”حسینيه شریعت قم” و”حسینيه دراویش در بروجرد” سومین حسینيه دراویش گنابادی بود که در سه سال اخیر تخریب شد مسیحیان ایرانی که اغلب آنها را ارامنه تشکیل می دهند در سال گذشته گزارشی در مورد فشار یا ممانعت از انجام فرایض دینی خود منتشر نکردند، اما “نومسیحیان” در مواردی دستگیر و محاکمه شدنددستگیری رامتین سودمند به مدت 45 روز از سوی اطلاعات مشهد یکی از موارد دستگیری نومسیحیان در ایران در سال گذشته بود
او پسر کشیش حسين سودمند، نو مسیحی است که به اتهام تغییر دین در جمهوری اسلامی ایران به ارتداد محکوم و در آذر ماه سال 69 در مشهد اعدام شددستگیری حامیک خاچیكیان خادم کلیسای جماعت ربانی مركز در تهران که سخنگوی قوه قضاییه نیز آن را تائید کرد از دیگر موارد دستگیری مسیحیان در سال گذشته است که منابع غیر رسمی تعداد آن را بیش از 50 مورد اعلام کردندسازمان عفو بین الملل در سال 87 جمهوری اسلامی را به به سرکوب اقليت های قومی و مذهبی متهم کردیوسف عزیزی بنی طرف، روزنامه نگار و نویسنده عرب ایرانی که در سال 84 همزمان با ناآرامی های خوزستان در تهران دستگیر و مدتی در بازداشت بود، در سال 87 از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به 5 سال و نیم زندان محکوم شدبه دنبال صدور این حکم تعدادی از وکلا و حقوقدانان چون شيرين عبادی، ناصر زرافشان، محمد سيف زاده، عبدالفتاح سلطانی، یوسف مولایی و محمد شريف در نامه ای به حکم صادره اعتراض کردند، اما دادگاه تجدید نظر نیز این حکم را تائید کرد مصوبه ای برای کنترل مدارس سنیقانون اساسی جمهوری اسلامی مذهب سنی را به عنوان يک اقليت مذهبی رسمی در ایران مورد تاکید قرار داده است.با اين حال، ابلاغ مصوبه 8 آبان 86 شورای عالی انقلاب فرهنگی با نام “اساسنامه شورای برنامه‌ ريزی مدارس علوم دينی اهل سنت كشور” در آخرین روزهای اسفند همان سال سبب شد تا اهل سنت سال 87 را با نگرانی از اجرای این مصوبه آغاز، و در ماه های بعدی بارها به آن اعتراض کنند.آن گونه که خبرگزاری رسمی ایرنا گزارش کرده، اساسنامه شورای برنامه‌ ريزی مدارس‌ علوم ‌دينی اهل ‌سنت ‌10 ماده و 4 تبصره دارد، و در ماده اول آن تاکید شده که “از این پس اداره مدارس مذهبی اهل سنت و با تشکیل شورای برنامه ‌ريزی مدارس علوم دينی اهل سنت زير نظر شورای نمايندگان ولی فقيه در امور اهل سنت اداره می شود.
نمایندگان سنی مجلس شورای اسلامی از اولین معترضان به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد مدارس دینی اهل سنت بودندآنها در تیرماه نامه ای به محمود احمدی نژاد نسبت به چنین مصوبه ای اعتراض کرده و افزودند:”پس از تصویب این مصوبه که می‌بایست با حضور علمای اهل‌ سنت و خبرگان آنها و یا حداقل با همفکری و هم اندیشی نمایندگان اهل ‌سنت در مجلس انجام می‌شد، اعتراضات بسیاری از سوی علما و مسئولان مدارس دینی کتباً و شفاهاً به نمایندگان اعلام شده است که ما لازم دیدیم مطابق سوگندی که یاد کرده‌ایم اعتراض خودمان را در این باره اعلام داریم و خواستار لغو و یا تجدید نظر در باره این مصوبه که درعمل قابل اجرا نیست باشیم.”روحانیان سنی در مناطق مختلف کشور به اين مصوبه اعتراض کردند و علمای سنی مهاباد در نامه ای به رهبر و رئیس جمهوری ایران مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی و اجرای آن را ناقض حقوق شهروندی، قانون اساسی کشور و اعلامیه های جهانی حقوق بشر دانسته و تاکید کردند که “اجرای این مصوبه،عملاً مدارس دینی اهل سنت را از استقلال ذاتی مورد نیاز خود محروم کرده و مقدرات آنها را به دستگاه های دولتی می سپارد.”مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان و از روحانیان بلندپایه سنی ایران نیز ضمن اعتراض به دخالت دولت در مدارس علمیه اهل سنت، گفت:”تعلیم و تربیت مذهبی باید آزادانه باشد وحوزه‌های علمیه شیعه و سنی نباید در امور یکدیگر دخالت کنند.”در پی همین اعتراضات بود که تعدادی از روحانیان و فعالان فرهنگی،اجتماعی سنی در استان های سنی نشین بازداشت شدند.مولوی احمد نارویی معاون مدرسه مذهبی دارالعلوم زاهدان بزرگ ترین حوزه علمیه اهل سنت در ایران که مدیریت سایت اینترنتی این مدرسه را نیز بر عهده دارد، در مرداد ماه از سوی دادگاه ویژه روحانیت دستگیر و نزدیک به 5 ماه و نیم در بازداشت به سر برد سنی ها در معرض تهدید، ترور و اعدام

تخریب و تعطیل کردن برخی از مدارس و مساجد اهل سنت از دیگر رویدادهای سال گذشته بود که مهم ترین مورد آن تخریب شبانه مدرسه مذهبی ابوحنيفه در روستای عظيم آباد زابل در 5 شهریور بود

مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان از تخریب مدرسه ابوحنیفه ابراز تاسف کرداعتراض مجدد اهل سنت به تخریب مسجد و مدرسه ابوحنیفه با واکنش تند نهادهای امنیتی ایران مواجه شد و به بازداشت تعدادی دیگر از اهل سنت چون مولوی يوسف اسماعيل زهی، عبدالکريم شه بخش، مولوی عبدالحکيم عثمانی، محمد عمر شاعر بلوچ، عبدالرحمن شه بخش، نورمحمد شه بخش، عبدالقادر نارويي، عزيزالله نارويي، مسئول انتظامات مدرسه مذهب ابو حنیفه، محمود گله بچه و برادرش محمد علی گله بچه،محدرضا رخشانی و محمد ‏حسين خليلی مدير موسسه فرهنگی خليلی زاهدان منجر شدپس از آن خبرگزاری ایسنا خبر داد که 15 نماینده سنی عضو مجمع نمايندگان اهل سنت مجلس شورای اسلامی در نامه ای به محمود احمدی نژاد خواستار معرفی و مجازات ‏تخريب‎کنندگان ‎مسجد و مدرسه مذهبی ابوحنيفه شده انداین نمایندگان در نامه خود تاکید کردند که “اين حادثه نظر به حرمت مسجد و قداست مدرسه‌ دينی و ‏بی ‌حرمتی به‎ ‎كتاب قرآن، نمايندگان اهل سنت را به شدت نگران كرده است.”

اغلب روحانیان سنی دستگیر شده در سال 87 در همین سال و پس از مدتی بازداشت، آزاد شدند. اما دادگاه ویژه روحانیت مشهد، مولوی عبدالعلی خیرشاهی یکی از روحانیان بازداشت شده در سال گذشته را به چهار سال و نیم زندان و پنج سال تبعید محکوم کرددر استان های سنی نشین غرب کشور نیز تعدادی از روحانیان سنی بازداشت و پس از چندی آزاد شدند، اما دادگاه ویژه روحانیت در استان کرمانشاه ماموستا سیف الله حسینی را به 28 ماه زندان، و ماموستا حسین حسینی را به 10 ماه زندان محکوم کردچهار روحانی سنی نیز در سال گذشته در ایران بنابر آنچه دادگستری سیستان و بلوچستان تلاش برای تفرقه در میان سنی و شیعه و اتهامات امنیتی عنوان کرد، اعدام شدند.مولوی عبدالقدوس ملازهی و مولوی محمد یوسف سهرابی در 21 فروردین 87 اعدام شدند و دو روحانی سنی دیگر به نام های مولوی خلیل الله زارعی و حافظ صلاح الدین سیدی، نیز 13 اسفند در زندان زاهدان اعدام شدند، دادگستری زاهدان در هر دو مورد اتهام روحانیان سنی اعدام شده را”محاربه” اعلام کردگزارش هایی از ترور و سوء قصد در مورد برخی روحانیان سنی نیز در سال 87 منتشر شد. شیخ علی دهواری از روحانیان اهل سنت شب دوشنبه 20 آبان در شهر سراوان آماج گلوله قرار گرفت و جان باختجمعی از فعالان مدنی مریوان نیز در اردیبهشت 87 در نامه ای به فرماندار این شهر از”افزایش نگران کننده موارد قتل و کشتار شهروندان” ابراز نگرانی کردند و خواستار شناسایی و محاکمه عوامل این ترورها شدندآنها خواستار ارایه گزارش شفاف به شهروندان جهت کاستن از ابهامات موجود و برطرف کردن احساس ناامنی شدند. این نامه پس از ترور چند تن از نمازگزاران سنی مساجد این شهر نوشته شدآخرین نمونه از این سوء قصدها در سال 87 ضرب و جرح مولوی امان الله گمشادزهی از اساتید دارالعلوم زاهدان با چاقو در 21 بهمن ماه بودرهبر جمهوری اسلامی در آذرماه گذشته نسبت به اختلاف میان شیعه و سنی ابراز نگرانی کرد و گفت:”اگر كسی تصور می كند كه با بدگويی و تهمت به اهل تسنن می تواند از شيعه دفاع كند بداند كه جز برانگيختن آتش دشمنی هيچ نتيجه ای نخواهد گرفت و اين كار در واقع دفاع از ولايت نيست بلكه دفاع از امريكا و صهيونيست هاست.”برخی از روحانیان شیعه ولی به اظهارات خود علیه روحانیان سنی ادامه دادند، خبرگزاری ایسنا 27 اسفند گزارش کرد که حجت لاسلام سید احمد علم الهدی در آخرین نماز جمعه سال 87 مشهد گفت:”مولوی های عزيز و برادران اهل سنت مراقب مولوی های زر ورق پيچيده‌ای كه از آن سوی مرزها به خصوص پاكستان می ‌آيند، باشند. آنها آموزش دیده استکبارند.” رهبران بهایی یک سال در زندان

فشار بر بهائیان در سال 87 شدت گرفت و غیر از مهوش ثابت یکی از هفت عضو شورای رهبری جامعه بهایی که اسفند 86 بازداشت و نوروز 87 را در بازداشت گذراند، شش عضو دیگری شورای رهبری جامعه بهایی ایران نیز در 25 اردیبهشت از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند

هفت رهبر جامعه بهائیان از اردیبهشت ماه در بازداشت به سر می‌برند به این ترتیب جمال‌الدین خانجانى، فریبا کمال آبادى، عفیف نعیمى، سعید رضائى، وحید تیزفهم، مهوش ثابت و بهروز توکلى هر هفت عضو محفل ملی بهاییان ایران بقیه سال 87 و نوروز 88 را در زندان سپری کردنداتهام رهبران بهایی تا بهمن ماه اعلام نشد، اما در این ماه بود که حسن حداد معاون امنیتی دادستان تهران به خبرگزاری ها گفت: “اتهامات هفت تن از متهمان پرونده يک تشكيلات غيرقانونی بهاييت در شعبه‌ اول بازپرسی دادسرا امنيت مورد ‏رسيدگی قرار گرفت كه با توجه به صدور قرار مجرميت، پرونده با صدور كيفرخواست به دادگاه انقلاب برای ‏رسيدگی ارسال می ‌شود‎معاون دادستانی تهران هفت عضو محفل ملی بهاییان ایران را به “تبلیغ علیه نظام”، “توهین به مقدسات” و “جاسوسی برای اسرائیل” نیز متهم کرداخبار دستگیری برخی از دیگر بهائیان در استان فارس و شهرهای تهران، سمنان، قائم شهر و تهدیداتی علیه این اقلیت مذهبی نیز در ماه های مختلف منتشر شددر این میان، خبرگزاری ها از دستگیری ژينوس سبحانی منشی کانون مدافعان حقوق بشر تا زمان پلمپ آن از سوی نهادهای امنیتی نیز خبر دادند. ژينوس سبحانی چند ماه بعد در اواخر زمستان گذشته از زندان آزاد شدمنع و محرومیت از تحصیل شماری ار دانشجویان بهایی و تخریب گورستان بهاییان در قائم شهر از دیگر محدودیت ها و فشارهایی بود که بهائیان ایران آن را گزارش کردند و نشانه ای از دشواری های بيشتر خود دانستندنامه قربانعلی دری نجف آبادی، دادستان کل کشور به وزیر اطلاعات که در آن ضمن ممنوع اعلام کردن فعالیت بهاییان، از غلامحسین محسنی اژه ای خواست تا با “فعالیت های تشکیلات بهائیت در تمامی رده ها” برخورد کند، بخشی دیگر از شدت گرفتن روند سرکوب بهاییان قلمداد شدخبرگزاری فارس ضمن انتشار این نامه خبر داد که”با دستور دادستان محترم كل كشور برخورد قاطع با عناصر تشكيلات، تا انهدام كامل آن ادامه خواهد داشت.”با افزایش فشارها بر بهاییان،ده ها فعال فرهنگی،سیاسی ایرانی غیر بهایی برای اولین بار در نامه ای با عنوان”ما شرمنده ایم” از بهاییان به خاطر سکوت چند دهه ای در مقابل سرکوب بهاییان عذرخواهی کردند
آیت الله منتظری نیز در سال گذشته اعلام کرد:”تا زمانی که عليه حاکميت اسلامی فعاليت نکنند، بايد از حقوق شهروندی برخوردار باشند، زيرا به هرحال حق آب و گل دارند و ماليات می ‌پردازند‎.”1388/01/18

 


|+| نوشته شده در 88/01/19 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                                             چهلمین روز فراق

 

عارفی وارسته ، عاشقی  دل باخته و عابدی به خدا پیوسته بود .لباس تقوی برپندار و کردارخویش پوشانده ودر تمامی عمر پر برکتش یاران را دعوت به دوستی ،تقوی،اتحاد، صبر،گذشت ،تواضع وبندگی حق می نمود.

خداوندش جان او را بر مدار مهر و محبت طواف داده بود .درس سلوک  را با مهر و عشق به مولای خویش به سالکان راه خدا می آموخت .تواضع به غایت داشت وبا بزرگی روح ، خاک راه دراویش بود

در چهلمین روز فراقش با گفتن  چند عبارت  از فرمایشات ا و یادش را گرامی می داریم :

فرمود : روندگان راه  حق دو دسته اند : گروهی تنها مولایشان را دوست دارند  وگروهی دیگر هم او وهم خویش را ، این شرک است ،در راه دوست باید خود را گذاشت و سر انداز بود.

فرمود : ازدنیاهر چه گرفتی و به  دست آوردی روزی پس خواهی داد یا در حیات یا به وقت ممات ،  دامن مولای خویش و مهر اورا بگیر که در مرگ و زندگی تنها او مشکل گشا و عروه الوثقی است ودر آخرت هم اوفریادرس است.

فرمود : دل بر فانی مبند ، که  به  ترس از دست دادنش نمی ارزد .

کسی گفت که محبت شما دیگران را گستاخ میکند ...،فرمود:  من مامور به مهر شده ام ،غضب از من ،  خلاف امراو است.

فرمود : در مقابل مولای خویش لال باش و گوش به فرمان ،اگر سئوالی فرمود ، به آن اندازه جواب ده وحرف بزن که بی ادبی نباشد.

فرمود : عاشقی دیوانگی است در عاشقی عاقلی نکن .

یادش گرامی باد

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/17 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

تظاهرات افشاگرانه هواداران دراویش سلسله نعمت اللهي گنابادي باموفقيت کامل در لندن برگزار شد

 

 

                                تظاهرات افشاگرانه هواداران دراویش سلسله نعمت اللهي گنابادي باموفقيت کامل در لندن برگزار شد

 

 

خبرگزاری در داخل ایران ( اینساید آف ایران ) - تظاهرات افشاگرانه هواداران دراویش سلسله نعمت اللهي گنابادي باموفقيت کامل در لندن درروز سیزده فروردین برای سیزده بدر برگزار شد و هواداران این سلسله با گذاشتن سبزه های خود بیرون دفتر ناصرمکارم شیرازی  مخالفت های خود را نسبت به سرکوبی دراویش و دانشجویان ابراز نمودند.

این تظاهرات که به دعوت کمیته حمایت از حقوق دراويش و دانشجویان ايران صورت پذیرفته بود شاهد گردهمايی وسیع ایرانیان علاقمند به سرنوشت دانشجویان و دراویش دربند و تحت سرکوب ایران بود

علیرغم بعضی از محدودیتهای اعمال شده توسط مقامات مسئول نسبت به برگزاری این تظاهرات، هموطنان ما از ساعت دوازده تا دو بعدازظهر در مقابل دفتر انگليسی آیت الله ناصر مکارم شيرازی در یکی از خیابانهای لندن گرد آمدند و با سر دادن شعارهایی خواستار رهایی هرچه سریعتر دراویش و دانشجویان دربند، متوقف کردن دستگیري و زندانی کردن هموطنان ايراني به علت تعلق به مرام درویشی، و متوقف کردن تخریب مراکز درويشی در ايران شدند

همچنین در پایان برنامه قطعنامه اي قرائت شد و درآن اعلام شد که در صورت عدم اجابت درخواست آزادی دراويش و دانشجویان دربند، کمیته حمایت از حقوق دراویش و دانشجویان ایران بطور منظم تظاهرات عظیم افشاگرانه اي در برابر مرکز اسلامی لندن و دفتر آیت الله مکارم شیرازی برگزار خواهد کرد

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/16 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

                                      نوروز 1388 درمزار سلطانی بیدخت

 

 

                                            نوروز 1388 درمزار سلطانی بیدخت

 

بر سر تربت ما چون گذری همت خواه                که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

نوروزامسال نیز همچون سالهای گذشته، شهر بیدخت ،  میزبان مسافران وزائران بيشماري ازاقصي نقاط ايران وجهان است. براساس گزارشهای دریافتی از خبرنگار سایت مجذوبان نور ،عزیمت و ازدحام  مسافران نوروزی و سیل مشتاقان و ارادتمندان عرفان و تصوف ، به شهربیدخت  درحدي است كه ظرفيتهاي و امکانات موجود ، تكافوي اين جمعيت را نمي دهد و زائران برای اقامت مجبورند از  چادراستفاده نموده  و با مشكلات عديده اي روبرو شوند.

مزار سلطانی بیدخت یکی از بناهای مشهورمذهبی و عرفانی و آرامگاه چهارتن از اقطاب سلسله نعمت اللهی گنابادی وصدها تن از مشایخ تصوف و دراویش است که ساخت آن به سده 13 هجری قمری باز می گردد و هرساله خصوصاً در اعیاد ملی و مذهبی ، مسافران و زائران بیشماری از اقصی نقاط ایران وجهان از این مکان مقدس بازدید و در صحن آن اقامت می گزینند .

 براساس اعلام روزنامه های داخلی ایران، شهر بیدخت یکی از مراکز مهم جذب توریست در استان خراسان است . اما علیرغم اهمیت این شهر از لحاظ مذهبی و فرهنگی ، مزاحمتها و فشارها بر مزار سلطانی بیدخت رو به افزایش است . فشار پلیس اطلاعات و امنیت عمومی شهرستان گناباد بر دراویش و خادمین این مکان مذهبی  برای تنظیم و ارائه لیست ثبت اسامی مراجعین به مزار سلطانی ، مخالفت با توسعه زائرسرا و ساخت صحن کوثر ، مخالفت با دفن اموات در مزار سلطانی و حذف نام بیدخت از اطلس جغرافیایی ایران نمونه هایی از ایجاد محدودیتها بر دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در این شهر است .   

 

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/12 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

دیدارجمعی از دراویش گنابادی با نماینده نهاوند در مجلس شورای اسلامی    

 

 

 

جمعی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساکن نهاوند با نماینده این شهرستان در مجلس شورای اسلامی دیدارو گفتگو کردند .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ، تعدادی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساکن شهرستان نهاوند با دکتر سنایی ، نماینده این شهرستان در مجلس شورای اسلامی دیدار و گفتگو کردند . در این دیدار ، دراویش با برشمردن مشکلات و محدودیتهای تحمیل شده از سوی معاندین تصوف ، با تقدیم  نامه ای به افزایش موج این فشارها و اقدامات خلاف قانون ،مراتب اعتراض خود را اعلام نمودند .

در بخشی از این نامه آمده است : به راستی اینجا کجاست ؟؟!! هیچ کس پاسخگوی مردم نیست ؟؟. اگر در کابل یا بحرین یا مدینه و لبنان و غزه و چچن و پاچنار و میانماره و.....زندگی می کردیم سوژه بسیار خوبی می شدیم برای رجال سیاسی و دولتمردان در ایران  تا  به  خیابان ها بیایند و مرگ بر اسراییل سر دهند  و از حقوق پایمال شده برادران دینیشان در کشور های دیگر حمایت نمایند و در بوق و کرنا کنند که آزادی عقیده در آن سرزمین ها وجود ندارد و یا شیعیان آن کشور ها توسط وهابی ها و طالبانیسم و صهیونیسم و هزاران ایسم  دیگر در تحت فشار هستند و یا در مدینه مسجد شیعیان  را تخریب می کنند و شیعیان در حبس به سر می برند.... ولی در ایران حسینیه هایمان تخریب شده و به آتش کشیده می شود و منازل دراویش تخریب می گردد و دوستداران علی (ع) را به حبس می برند و قرآن ها را به آتش می کشند و کتب مذهبی زیر تیغ لودر ها پاره می گردد و عزیزانمان را در شهر های مختلف به حبس می برند و صد افسوس که والیان حکومتی طارم اعلی را میبینند و پیش پای خود و مملکت خود را نمی بینند . به راستی اینجا کجاست ؟؟؟متولی این مملکت کیست ؟؟؟قانون چه معنا دارد؟؟و مجری قانون کیست ؟؟

نماینده نهاوند دکتر سنایی در این دیدار ضمن ابراز تأسف و تاثراز اقدامات غیر قانونی علیه دراویش گنابادی،در مقام نمایندگی مردم خویش را متعهد دانست که مراتب اعتراض و مظلومیت دراویش را به اطلاع مسئولین برساند .

 

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/12 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                          به یاد درویشان مظلوم دربند

 

                                      به یاد درویشان مظلوم دربند

 

ذکر حسین منصور حلاج از کتاب تذکره الاولیاء عطار

نقل است‌ که‌ پرسیدند از صبر؛ گفت‌ آنست که‌ دست‌ و پای‌ برند و از دار آویزند. و عجب‌ آن‌که‌ این ‌همه‌ با او کردند.

نقل است‌ که‌ شبلی‌ را روزی‌ گفت‌ یا ابابکر دستی‌ بر نه‌ که‌ ما قصدی‌ عظیم‌ کرده‌ایم‌ و سرگشته‌ی‌ کاری‌ شده‌ و چنین‌ کاری‌ که‌ خود را کشتن‌ در پیش‌ داریم‌. چون‌ خلق‌ در کار او متحیر شدند منکر بی‌قیاس‌ و مقر بیشمار پدید آمدند و کارهای‌ عجایب‌ از او دیدند. زبان‌ دراز کردند و سخن‌ او به‌ خلیفه‌ رسانیدند و جمله‌ بر قتل‌ او اتفاق‌ کردند، از آن‌که‌ می‌گفت‌ «اناالحق‌». گفتند بگوی‌ «هوالحق‌!» گفت‌ بلی‌ همه‌ اوست‌، شما می‌گویید که‌ گم‌ شده‌ است‌، بلکه‌ حسین‌ گم‌ شده‌ است‌، بحر محیط‌ گم‌ نشود و گم‌ نگردد. جنید را گفتند این‌ سخن‌ که‌ منصور  می‌گوید تأویلی ‌دارد؟ گفت‌ بگذارید تا بکشند که‌ نه‌ روز تأویل‌ است‌. پس‌ جماعتی‌ از اهل‌ علم‌ بر وی‌ خروج‌ کردند و سخن‌ او را پیش‌ معتصم‌ تباه‌ کردند. علی‌بن‌ عیسی‌ را که‌ وزیر بود بر وی‌ متغیر گردانیدند. خلیفه‌ بفرمود تا او را به‌ زندان‌ برند. او را به‌ زندان‌ بردند یکسال‌، اما خلق‌ می‌رفتند و مسایل‌ می‌پرسیدند. بعد از آن‌ خلق‌ را از آمدن‌ منع ‌کردند. مدت‌ پنج‌ ماه‌ کس‌ نرفت‌، مگر یکبار ابن‌عطا و یکبار عبدالله خفیف‌. و یکبارابن‌عطا کس‌ فرستاد که‌ ای‌ شیخ‌ از این‌ سخنی‌ که‌ گفتی‌ عذرخواه‌ تا خلاص‌ یابی‌. حلاج‌ گفت‌ کسی‌ که‌ گفت‌، گو عذرخواه‌! ابن‌ عطا چون‌ این‌ بشنید بگریست‌ و گفت‌ ما خود چند یک‌ حسین‌ منصوریم‌.

نقل است‌ که‌ شب‌ اول‌ که‌ او را حبس‌ کردند؛ بیامدند او را در زندان‌ ندیدند،جمله‌ی‌ زندان‌ بگشتند کس‌ را ندیدند. شب‌ دوم‌ نه‌ او را دیدند و نه‌ زندان‌. هر چند زندان‌ را طلب‌ کردند ندیدند. شب‌ سوم‌ او را در زندان‌ دیدند، گفتند شب‌ اول‌ کجا بودی‌ و شب‌ دوم‌  زندان‌و تو  کجا بودیت‌؟، اکنون‌ هر دو پدیده‌ آمدیت‌، این‌ چه‌ واقعه‌است‌؟ گفت‌: شب‌ اول‌ من‌ به‌ حضرت‌ بودم‌، از آن‌، نبودم‌؛ و شب‌ دوم‌ حضرت‌ این‌جا بود، از آن‌، هر دو غایب‌ بودیم‌؛ شب‌ سوم‌ باز فرستادند مرا برای‌ حفظ‌ شریعت‌؛ بیایید و کار خود کنید.

نقل است‌ که‌ در شبانروزی‌ در زندان‌ هزار رکعت‌ نماز کردی‌، گفتند می‌گویی‌ که‌ من ‌حق‌ام‌ این‌ نماز  که را می‌کنی‌؟ گفت‌: ما دانیم‌ قدر ما.

نقل است‌ که‌ در زندان‌ سیصد کس‌ بودند، چون‌ شب‌ درآمد گفت‌: از زندانیان‌ شما را خلاص‌ دهم‌. گفتند: چرا خود را نمیدهی‌؟ گفت‌: ما در بند خداوندیم‌ و پاس‌ سلامت‌ می‌داریم‌، اگر خواهیم‌ به‌ یک ‌اشارت‌ همه‌ بندها بگشاییم‌. بس‌ به‌ انگشت‌ اشاره‌ کرد، همه‌ بندها از هم‌ فروریخت‌، ایشان‌ گفتند: اکنون‌ کجا رویم‌ که‌ در زندان‌ بسته‌ است‌. اشارتی‌ کرد رخنه‌ها پدید آمد. گفت‌: اکنون‌ سر خویش‌ گیرید، گفتند: تو نمی‌آیی‌. گفت‌: ما را با او سری‌ است‌ که‌ جز بر سر دار نمی‌توان‌ گفت‌. دیگر روز گفتند: زندانیان‌ کجا رفتند؟ گفت‌: آزاد کردیم‌. گفتند: تو چرا نرفتی‌؟ گفت‌: حق‌ را با من‌ عتابی‌ است‌، نرفتم‌. این‌ خبر به‌ خلیفه‌ رسید. گفت‌ فتنه‌ خواهد ساخت‌. او را بکشید یا چوب‌ بزنید تا از این‌ سخن‌ برگردد. سیصد چوب‌ بزدند. به‌ هر چوبی‌ که‌ می‌زدند آوازی‌ فصیح‌ می‌آمد که‌ «لاتخف‌ یا ابن‌ منصور».

 


|+| نوشته شده در 88/01/12 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

  نامه مدیران سایت مجذوبان نور به کانونهای وکلای دادگستری ایران

 

هو

121

 

بنی آدم   اعضای  یک   دیگرند               که   در آفرینش زیک گوهرند

 

 

ریاست و اعضای محترم هیأت مدیره اتحادیه کانونهای وکلای دادگستری ایران

 

با عرض سلام

 

احتراماً ، با تقدیر و سپاس از تلاش عالیجنابان و وکلای محترم در پاسداری از حریم قانونی ملت شریف ایران ، به استحضار می رسانیم :

یکی از انگیزه ها و دلایلی که سبب استقلال کانون وکلا و پاسداری و دفاع ازشرافت وکیل و حیثیت وکالت گردید ممانعت از تمرکز و انحصار قانون در دست نهادهای قدرت و جلوگیری ازتحریف و تفسیر سلیقه ای ازمواد قانونی بود . مسلماً سکوت در برابر تعرض و شکستن شأن وکیل و مقام وکالت، نه تنها متعرض را بر فعل خویش محکم و استوار می کند، بلکه موقعیت و نقش این نهاد حقوقی را در ساختار قضایی کشور متزلزل می سازد .

همانگونه که مستحضرید در سالهای اخیر، به موازات افزایش فشار و محدودیت بر دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و وکلای آنها، حمایت قانونی از سوی نهادهای دولتی و مدنی نسبت به آنان کاسته  واقدامات غیر قانونی علیه دراویش به یک رویه تبدیل شده و شکایت علیه این سنت نابجا در محاکم صالحه به اقدام علیه امنیت ملی تأویل می شود .  متأسفانه در مقام دفاع از حقوق دراویش، با شکایات مراکز امنیتی، پروانه وکالت دو تن ازوکلای مرکزامور مشاوران قوه قضاییه ابطال گردیده(مصطفی دانشجو و امید بهروزی)  و دوتن ازاعضای کانون وکلای فارس ( فرشید یداللهی فارسی و امیر اسلامی بورکی ) تحت پیگرد قضایی قرارگرفته اند.

عالیجنابان ؛

ما جمعی ازکارشناسان ، حقوقدانان و وکلای مدافع دراویش  گنابادی در غربت قانون و تنهایی مظلوم و خاموشی یارانی که امید به حمایت آنان داشتیم در راستای عمل به رسالت انسانی و قانونی خویش  و فارغ از هر گونه گرایش سیاسی و حزبی ، با الهام از تعالیم عرفانی و دینی ، در جهت آگاهی مردم بر حقوق قانونی و شهروندی خودو تذکر به مسئولین در اجرای صحیح اعلامیه حقوق بشر و قانون اساسی  و شکستن بایکوت خبری و ....اقدام به تاسیس سایت مجذوبان نور نمودیم تا دراین ظلمت تحمیلی، امید به  عدالت را، پاسبان باشیم .

سروران ارجمند ؛

مدیران سایت مجذوبان نوربر این اعتقادند که خاموشی و مواضع انفعالی کانونهای وکلای دادگستری در خصوص تضییع حقوق دراویش گنابادی وخصوصا وکلای آنها می تواند بستر ساز حاکمیت قانون ستیزی و قانون گریزی  در جامعه و نا کارآمدی این نهاد مدنی باشد  . اگرتعهد وکیل در محکمه جز پایبندی به سوگندی باشد که یاد نموده است ودر دفاع از مظلوم  ترس و هراس داشته واحساس تشویش و ناامنی نماید ،اظهار قانون، عدالت و احقاق حق ،شرافت وکیل  وحیثیت وکالت ، ریشخند بر حقوق ملت از سوی صاحبان قدرت است.   همانگونه که رسیدگی به تخلفات انتظامی وکلا، در صلاحیت  کانونهای وکلای دادگستری است ،حمایت و دفاع ازوکیل درمقابل تعدی و تعرض مراجع قضایی،انتظامی و امنیتی نیز برعهده این نهاد مدنی بوده و دفاع از حیثیت  عدالت ایجاب میکند که وکیل رادر  طوفان حوادث رها ننمایید .

از اینرو مراتب جفای رفته بر وکلای دراویش  را به استحضار رساندیم . باشد که برای احترام به حیثیت وکالت وشرافت عدالت که وجه مشترک تمامی مدافعین حق و حقیقت است تدابیری اندیشیده شود.

 

با تشکر

مدیران سایت مجذوبان نور :

فرشید یداللهی فارسی ، امیراسلامی بورکی

مصطفی دانشجو، امید بهروزی ، افشین کرمپور، حمید رضا مرادی

 

 

 

رونوشت :

1- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مرکز جهت استحضار و اقدام لازم جهت دفاع از حیثیت شغل وکالت

2- ریاست محترم مرکز امور مشاوران حقوقی ، وکلاء و کارشناسان قوه قضاییه  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت    

3- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری فارس، بوشهر، کهکیلویه و بویراحمد جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

4- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

5- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری آذربایجان غربی  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

6- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری اصفهان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

7- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مازندران  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

 8- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری گیلان جهت استحضارو اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

9- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری خوزستان و لرستان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

10- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری کرمانشاه و ایلام جهت استحضارو اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

11- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری خراسان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

12- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری قزوین و زنجان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

13- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری همدان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت     

14- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مرکزی جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت

15 - ریاست محترم کانون وکلای دادگستری قم  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت

16- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری اردبیل  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت

17- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری کردستان  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت

18- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری گلستان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت

 


|+| نوشته شده در 88/01/08 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                       عید نوروز بردراویش زندانی مبارک باد!! 

 

 

                             عید نوروز بردراویش زندانی مبارک باد!!

 

   

امروز پنج شنبه 6 فروردین 1388 بر اساس گزارش دریافتی از خبرنگار سایت مجذوبان نور تعداد 16 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز "درویش"  سوم اسفند ماه 1387 دستگیر و بازداشت گردیدند ، پس از با زجوئی های متمادی و حبس در سلولهای انفرادی به بند عمومی زندان اوین انتقال یافتند.

قرار تأمین کیفری که از سوی بازپرس شعبه دوم دادسرای امنیت تهران قاضی سبحانی برای این عده از دراویش صادر گردیده است، قرار وثیقه 50 میلیون تومانی می باشد که این قرار با عناوین اتهامی و دلایل ارائه شده و همچنین باتوجه به وضعیت مزاج و وسن و حیثیت دراویش بازداشتی  هیچگونه تناسبی ندارد وآنها در اعتراض به اقدامات غیر قانونی مسئولین، از سپردن وثیقه خودداری نموده اند .

در ادامه این گزارش آمده است:

 

1ـ محمد علی تابان 70 ساله

2ـ فیروز بید آباد

3ـ حشمت الله وفائی شعار هفتاد و سه ساله

4ـ حمید رضا رحمانی

5ـ  محمد همراهي

6ـ حسن كاشاني

7ـ عبدالمناف غلامي ارجنکی

8ـ پيمان امرائي

9ـ غلامعلی باغستانی 70 ساله

10 ـ میکائیل قربانی

11 ـ مسلم صنعت پرست

12 ـ اسماعیل صنعت پرست

13 ـ ناصر پاپی

14 ـ سلیمان نوری

15 ـ یدالله شمسی خانی

16 ـ رضا شالی   

اسامی 16تن دراویش زندانی  می باشند که از سلولهای انفرادی  به بند عمومی منتقل گردیده اند.

در پایان این گزارش ، یکی از دراویش که اخیرا از زندان آزاد شده است در مصاجبه با خبرنگار سایت مجذوبان نور می گوید:
 برخی از بازداشت شدگان در روزهای اولیه بازجوئی،به دلیل مقاومت در برابراجبار به اقرار در فبول اتهامات وبرخوردهای غیر قانونی دیگر ، با بازجویان حتی مجبور به درگیری فیزیکی می شوند که   توسط  مأمورین اداره اطلاعات شدیدا مورد ضرب و شتم قرارمی گیرند و از معرفی این دراویش به پزشکی قانونی و شکایت از مامورین خاطی ممانعت می شود.  

 

 


|+| نوشته شده در 88/01/06 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
  

عارف شهید: حضرت حاج ملا سلطانمحمد سلطانعليشاه گنابادي طاب ثراه

 

 

                                              عارف شهید: حضرت حاج ملا سلطانمحمد سلطانعليشاه گنابادي طاب ثراه

 

قطب سلسله علويه رضويه نعمت اللهيه سلطانعليشاهي گنابادي

هو

۱۲۱

 سلطان العرفاء و زين الحکماء و رأس العلماء، الزّاهدالاتم و الخلق الاعظم، جناب سلطانعلي شاه گنابادي. نام شريفش حاج سلطان محمّد فرزند ملاحيدر محمد اهل بيدخت گناباد. پدر بزرگوارش ملا حيدر محمد در يکي از يورش‌هائي که ترکمن‌ها براي غارت و چپاول به گناباد آورده بودند، اسير آنها گرديده و پس از مدتي اسارت بوسيله فديه که اقوام وي فرستاده بودند، مستخلص گرديده در مزرعه نوده سکونت اختيار نمود؛ و در همان اوقات اتفاق را خدمت جناب نورعليشاه اوّل رسيده و به شرف فقر مشرّف گرديد. آنگاه در سال يکهزار و دويست و پنجاه و چهار هجري قمري به قصد زيارت عتبات و عزم تشرّف حضور جناب حسينعلي شاه و تجديد عهد از طريق هندوستان حرکت فرمود، ولي ديگر از سفر باز نيامد و براي هميشه مفقودالاثر گرديد.

جناب سلطانعلي شاه در بيست و هشت جمادي الاولي سال يکهزار و دويست و پنجاه و يک متولد و در سن سه سالگي از ديدار پدر محروم گرديد. جنابش تا شش سالگي تحت پرستاري مادر که مؤمنه‌اي زاهده بوده است نشو و نما يافته، آنگاه مادرش وي را به مکتب سپرد. هوش سرشار و حافظه قوي وي را در کمتر از شش ماه قادر به قرائت قرآن و خواندن کتاب نمود. جنابش پس از خواندن چند کتاب فارسي بعلت عدم بضاعت مالي تحصيل را ترک و به کمک برادر بزرگ خود ملاّ محمدعلي که سرپرستي وي و مادرش را بر عهده داشت، مشغول گرديد و در تلاش معاش با برادر همکاري مي‌فرمود که از جمله مدتي به گوسفند چراني اشتغال داشت. وي تا سن هفده سالگي هم چنان براي ادامه زندگي دستيار برادر بود، تا اينکه اتفاقاً روزي به قصد ديدن خواهر خود به قريه بيلُند دو فرسخي بيدخت رفت و گذار وي به مدرسه قريه افتاد و از ايام مکتب و تحصيل ياد نموده شوق تحصيل در وي مشتعل مي‌شود، در مراجعت به بيدخت به مادرش اظهار مي‌کند که رفقاي هم سن خود را ديدم که همه به مدرسه مي‌رفتند و درس مي‌خواندند، من هم ميل دارم بروم درس بخوانم. مادر قبول تقاضاي وي را منوط به اجازه و رضايت برادرش مي‌کند. شب که برادرش به منزل مي‌آيد، مادر اشتياق آن جناب را به تحصيل به برادرش مي‌گويد........

 

ادامه در ادامه مطلب.........

 


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در 88/01/04 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

              بیدخت،عرفان و ایران از هم جدائی ناپذیرند(قسمت دوم)  

 

 

 

                                    بیدخت،عرفان و ایران از هم جدائی ناپذیرند(قسمت دوم)

 

توضیحا ت در این کتاب و نقشه چاپ شده توسط این موسسه به اشتباه مزار سلطانی بیدخت را با نام سلطان محمد عابد ذکر نموده اند که حقیر شفاها و کتبا این موضوع را به استاد ارجمند جناب آقای سعید بختیاری مدیر و صاحب امتیاز موسسه جغرافیایی و کارتو گرافی گیتاشناسی مطرح نمودم و ایشان وعده کردند که در چاپ های بعدی با تصویر مزار آنها را چاپ نمایند. در اینجا از ایشان بواسطه در اختیار قرار دادن چند کتاب و نقشه قدیمی در مورد بیدخت تشکر و قدردانی می نمایم.

31- اطلس گیتاشناسی استانهای ایران – زیر نظر سعید بختیاری – موسسه جغرافیایی و کارتو گرافی گیتاشناسی – چاپ سوم 1387 – ص 106 و 107 و 113(نقشه) و 105(نقشه).

 توضیحا در این کتاب و نقشه چاپ شده توسط این موسسه به اشتباه مزار سلطانی بیدخت را با نام سلطان محمد عابد ذکر نموده اند که حقیر شفاها و کتبا این موضوع را به استاد ارجمند جناب آقای سعید بختیاری مدیر و صاحب امتیاز موسسه جغرافیایی و کارتو گرافی گیتاشناسی مطرح نمودم و ایشان وعده کردند که در چاپ های بعدی با تصویر مزار آنها را چاپ نمایند.

در اینجا از ایشان بواسطه در اختیار قرار دادن چند کتاب و نقشه قدیمی در مورد بیدخت تشکر و قدردانی می نمایم.

 

خاکپای فقراء نعمت اللهی سلطانعلیشاهی

                                                                                             مهرداد مصوری

                                                                                                                           اسفند 1387

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده در 88/01/04 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

          بیدخت،عرفان و ایران از هم جدائی ناپذیرند(قسمت اول)

 

                                  بیدخت،عرفان و ایران از هم جدائی ناپذیرند(قسمت دوم)

 

از آنجا که نام و شهر بیدخت نیازی به معرفی نداشته و شهرت تاریخی و عرفانی این شهر اظهر من الشمس است و با وجود کثرت کتب و منابع معتبر تاریخی ،علمی و جغرافیایی در این مورد همچون کتابهای: تاریخ و جغرافیای گناباد و  نابغه علم و عرفان  اثر عالم و عارف یگانه حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده (رضا علیشاه) اعلی الله مقامه الشریف و بیدخت را بشناسیم تالیف مرحوم مبرور حاج محمد علی امینی بیدختی و بسیاری کتابهای عالمانه بسیار(نه کتب نوشته شده از روی بغض و تحریف واقعیت آنهم تحت لوای دانش جغرافیا!) دیگر جایی برای پرداختن به این موضوع باقی نمی ماند تا آنکه اخیرا کتابی تحت عنوان اطلس جامع ایران تالیف سید محمد حسین لاجوردی توسط انتشارات با فرزانگان به چاپ رسیده است که در آن نام شهر بیدخت را از روی نقشه حذف نموده اند؟! و باعث تعجب و تاثرمحافل جغرافیایی و اهالی این شهر و خصوصا ارادتمندان به ساحت مقدس عرفان اصیل اسلامی یعنی پیروان سلسله جلیله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی گردید که امیدوارم نویسنده و ناشر این کتاب با اصلاح این نقیصه فاحش و ابراز عذر خواهی از جامعه ایران و خصوصا جامعه اهل جغرافیا و علی الخصوص از اهالی محترم این شهر تاریخی و باستانی خشنودی آنان را فراهم آورده و خط بطلانی کشیده شود بر هرگونه قلب واقعیت در میان اهل دانش و نوشته های غیر علمی چه بر همه کسانی که کار علمی مینمایند روشن است که از  لوازم و اصول کارهای محققانه دقت عمل در تحقیق و نداشتن هرگونه پیش داوری ، حب و بغض(شیدائی و نفرت) نسبت به موضوع مورد بررسی میباشد و یا لااقل اگر هم به موضوعی در تحقیق علاقه و یا عدم علاقه داشت از راه انصاف و تعادل بیرون نرود و دیگر آنکه حیطه علمی  را نمی بایست به سهولت و بدون دقت و توجه و  وسواس علمی و عدم صلاحیت خدای ناکرده  در موضوعی  زیر سوال برد ، می بایست به شعور و فهم اجتماعی مردم با دیده احترام نگاه کرد، که دیده ایم حتی کشیدن کاریکاتوری در مورد عده ای از عزیزان هم وطنمان با چه سیل بزرگی از اعتراضات روبرو گردید:

بزرگش نخوانند اهل خرد                               که نام بزرگان به خُردی برد

چقدر حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام در کتاب شریف نهج البلاغه ما را به دوری از رذالت که ریشه در فرومایگی دارد فرا می خوانند آیا حذف نام شریف و مبارک آن امام همام تا سالها از لسان مردم و آن را در کف کفش قرار دادن و لعن و تکفیر در منابر آنهم  به  واسطه ثواب و به اسم اسلام و حضرت رسول اکرم (ص) صورت نمی پذیرفت؟ آیا بر همان پایه ماند و نام مولی از بین رفت و فراموش شد و روش و منش حضرت به ورق پاره های تاریخ پیوست؟ آیا چندین بار مزار مبارک و حرم مطهر حضرت سید الشهداء امام حسین علیه السلام بنا به تاریخ مورد تعرض و تخریب معاندین از خدا بیخبر قرار نگرفت؟ آیا یاد و نام مبارک ایشان فراموش شد یا آنکه هر لب تشنه ای بعد از نوشیدن جرعه ای آب گوارا با گفتن" یا حسین" عطش تن را فرو می نشاند و عطش جان به عشق آن بزرگواران را زیادتی میبخشد؟   

با در نظر گرفتن اینکه شاید قضیه سهوا رخ داده  و این اشتباه به وجود آمده  نویسنده و ناشررا دعوت به رفع آن خطا مینمائیم و امید آن داریم که این حرکت از سر غرض و عناد نبوده باشد که در جامعه علمی چنین حرکتی بسیار مذموم و قبیح بشمار میرود.     

حقیر با  قلت بضاعت و دانش تنها از سر اعتراض به بررسی و تحقیق در این مورد پرداختم و شاید  تکرار مکررات را بازگو می نمایم ولیکن میدانم برای عده ای که به بزرگان مدفون در مزار سلطانی بیدخت و به عزیزانی که از این دیار مقدس در قید حیات هستند ارادت و دوستی دارند شهر بیدخت و نام و یاد آن عزیز است که میفرمایند:

یک نکته بیش نیست غم عشق و وین عجب

از هر زبان که می شنوم نا مکرر است

در اینجا جا دارد از پدر علم جغرافیای ایران که خود از ارادتمندان و سرسپردگان بزرگان بیدخت گناباد بود یاد نمائیم ایشان کسی نبود غیر از مرحوم مهندس سرتیپ عبدالرزاق خان بغایری که زحمات بسیاری در مورد علم جغرافیای ایران در آن دوران با نبود وسائل پیشرفته امروزی کشیده و نقشه های مهمی را از خود به جای گذاشته اند که در بسیاری از کتب جغرافیائی شرح حال و خدمات ایشان به جغرافیای کشور و پرورش اساتیدی بزرگ در مدرسه دارالفنون جهت خدمت به ملت ایران ثبت و ضبط می باشد و همچنین در کتاب نابغه علم و عرفان اثر حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده کنابادی (رضا علیشاه) اعلی الله مقامه الشریف در ذیل عنوان "فقرای تهران" در صفحه 469 چاپ سوم (چاپ اول انتشارات حقیقت) آمده است:

جناب سرتیپ عبدالرزاق مهندس بغایری از بزرگترین مهندسین جهان و مایه افتخار دانشمندان ایران می باشد ... جناب سرتیپ در 22 محرم سال 1286 قمری متولد شده و سال ها به تحصیل علوم اشتغال داشت و در علوم ریاضی و هیئت و نجوم و هندسه و حساب و سایر علوم تبحر یافت و امروز در علوم ریاضی در ایران بی نظیر و بیشتر بلکه قریب تمام رجال و دانشمندان ایران نزد او تلمذ نموده و بدان افتخار دارند.

در سال 1312 قمری در حضرت عبدالعظیم خدمت جناب حاج شیخ عبدالله،راهنمایی به فقر شد...

مرحوم بغایری در تاریخ 25 شعبان 1372 قمری مطابق با 19 اردیبهشت 1332 بدرود حیات گفتند،رحمه الله علیه.

استاد گرانمایه وارجمند جناب آقای سعید بختیاری مدیر، مسئول و صاحب امتیاز موسسه جغرافیایی و کارتو گرافی گیتا شناسی در حین گفتگو بنا به یاد مرحوم سرتیپ بغایری به حقیر مهرداد مصوری گفتند:

مرحوم سرتیپ عبدالرزاق بغایری پدر جغرافیا در ایران بوده و از فرزانگانی بودند که جامعه ایران دیگر نمی تواند همانندی مثل ایشان را بیاورد.

در هنگام نگارش این مطلب که در مورد مهندس بغایری گفته شد  و یا ارجاع به کتب ارزشمند به نوعی پدر تاریخ ایران واز چند نفر چهره های ملی و ماندگارایران استاد دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی که ایشان هم دل مشغول بزرگان بارگاه خانقاه در کویر بیدخت گناباد هستند یاد کلام پرفسور سید حسین نصر افتادم که در جایی گفته است که :

تصوّف، تنور شناخت است و با دانش و شناخت طبیعی سر دشمنی و ناسازگاری ندارد. زمانی که دانشجویی بیست و چهار ساله بودم، ادعایی کردم که با مخالفت بسیار روبرو شد.بعدها، پس از گذشت سی سال، علم تاریخ صحّت ادّعایم را تایید کرد. ادّعایم این بود که اکثر دانشمندان بزرگ اسلامی، یعنی کسانی که جبر و هندسه را ابداع کردند، علم پزشکی بقراط و جالینوس، و پزشکی رومی، یونانی و هندی را با هم تالیف کردند، یا خود صوفی بودند و یا به سنّت متصوّفه علاقمند بودند. چه این مسأله خوشایندطبع ما باشد چه نباشد، واقعیت فرهنگ اسلامی همین است. عدۀ زیادی مرا به این دلیل مورد حمله قرار دادند، چه در دنیای امروز، نوعی سیانتیسم و مکتب تحصّلی(پوزیتیویسم)مقبول همگان قرار گرفته و کسی حاضر نیست درک کند که ویژگی و ماهیت اصلی معنویت اسلامی چیست.

با این مقدمات اکنون در ذیل به تعدادی از اسناد و کتب ( و متن بعضی از آنها ) و همچنین عکس ماهواره ای سایت گوگل در مورد شهر بیدخت اشاره نموده و اذعان مینمایم :                          حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد

 

1- اداره جغرافیائی ارتش- فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران (گناباد) – جلد 54 – سال 1363- ص 13:

بیدخت        BIDOKHT

ده مرکز دهستان بیدخت، بخش حومه، شهرستان گناباد، استان خراسان.

... دو زیارتگاه بنام های مزار سلطانی و مزار جعفر آباد است که در صحن هر دو مزار کتابخانه های بزرگی وجود دارد.

آرامگاههای سلطان علیشاه و صالح علیشاه در مزار سلطانی واقع است که مورد زیارت تمام صوفیان ایران است.

(صورت تصویر متن کتاب و عکس مزار سلطانی در ضمیمه پیوست می باشد).

2 - بارگاه خانقاه در کویر هفت کاسه – محمد ابراهیم باستانی پاریزی – نشر علم – چاپ اول 1384 – ص 531:

     در دل کویر یک خانقاه هست،که نقطه تمرکز همین طایفه از صوفیه است – که به گنابادیه معروفند، و من چند کلمه ای به عنوان نقطه اولی،درباره خانقاه مرکزی کویر- یعنی بیدخت گناباد عرض می کنم:

بیدخت، شهرکی بسیار قدیمی است که نام آن حکایت از تقدس پیش از اسلام دارد، و می تواند مرکب از بغ + دخت باشد که به معنی دختر مقدس است، و این لقب فرشته حامی آبها، وانوشت، و بیماری های زنان باشد، و در واقع خدای آب و باران و تگرگ، پیش از اسلام و احتمالا پیش از زرتشت.

خانقاه گناباد – هر چند نسبت به خانقاهای کویری که نام بردیم – مستحدث و جوان است – ولی به هر حال یکی از پر تحرک ترین خانقاه های روز گار ماست.

از اواسط عصر قاجار پرتو عارفانه ای براین آبادی ها تافت، و مرکزیتی از جهت اهل تصوف پیروان شاه نعمت الله ولی پیدا کرد، سلطان محمد گنابادی، معروف به سلطان علی شاه، صاحب تفسیر معروف بیان السعاده سر سلسله این جمع از صوفیان این روزگارست.

3 - حماسه کویر- محمد ابراهیم باستانی پاریزی – انتشارات امیر کبیر- چاپ دوم 1357- ص235:

فی المثل اگر قبول کنیم که کلمه "بیدخت" منتسب به فرشته آناهیتا و مربوط به روزگار ناهید پرستی در ایران، یعنی پیش از زمان زرتشت یا لااقل پیش از اسلام باشد، حداقل دو سه هزار سال از عمر آن می گذرد، و با یک حساب سرانگشتی که مهندسین آبیاری ما کرده اند این قنات بیدخت همین روزها حدود یک سنگ و نیم آب دارد – یعنی در هر ثانیه حدود پانزده لیتر، به اندازه یک پیت نفت، تقربیا – آب جاری داشته است، با این حساب ، هر روز حدود یک میلیون و دویست و نود هزار لیتر آب داده است، حدود پانصد میلیون لیتر در سال، و اگر سه هزار سال این قنات آب داده باشد عددی با رقم 15 که یازده صفر در جلوی آن باشد یعنی قریب یک ونیم ترلیون لیتر آب در دشتهای گناباد پراکنده است.

4- فرهنگ فارسی (جلد پنجم)- دکتر محمد معین- انتشارات امیر کبیر- چاپ نهم 1375- ص 308:

بیدخت bi – doxt  قصبه ایست که امروز مرکز متصوفه گناباد و پیروان حاج ملا سلطانعلی گنابادی میباشد و آن در سه کیلومتری جویمند مرکز شهرستان گناباد قرار گرفته (استان نهم).

5 - فرمانفرمای عالم- محمد ابراهیم باستانی پاریزی- نشر علم- چاپ چهارم 1377 – ص 42 و 32:

کافی است به اسامی آبادیهای بزرگ و معروف حول و حوش کویرات ایران اشاره کنم، که این نامهای معروف اغلب عنوان اسلامی ندارد و بالنتیجه مسلما از هزار و چهارصد سال پیش، پیشتر احداث شده و اغلب نیز با نامهای عصر ساسانی همراه نیست، و بنا براین  از دو هزار سال تجاوز می کند، و برخی حتی مربوط به عصر تمدن زرتشتی هم نیست که از سه هزار سال می گذرد، یعنی مربوط به عصری است که هنوز پرستش و ستایش مظاهر عناصر طبیعی، خصوصا "آناهیتا" رواج داشته است، و ما می دانیم که یکی از اصول دیانت زرتشتی تبدیل تثلیث "میترا" و "آناهیتا" و " تیشتر" به پرستش اهورا مزدا و نوعی توحید بود.

در این صورت وقتی می دانیم که آبادی بیدخت ( بیدخت گناباد) در دل کویر خراسان، و آبادی "نای بند" در مرز بیابان کرمان، و کوره "جندق" در راه نائین، نقطه ارتباط این بیابانهای دور دست از هزاران سال پیش بوده است – و هر سه منتسب به آناهیتاست – می توانیم به اهمیت قدمت تمدن کاریزی کویر پی ببریم.

(در صفحه 42 عین عبارت کتاب حماسه کویر را آورده اند).

6- سفرنامچه (گلگشت در وطن) – ایرج افشار- نشر اختران- چاپ اول 1384 – ص 494:

از تون حرکت کردیم. پس از گذشتن از بجستان که روزگاری برکش شهرت بسیار داشته است به کناباد و سپس به بیدخت رسیدیم. آبادی های منطقه گناباد تقریبا به هم متصل است. راه میان بیدخت و گناباد آسفالت شده است. بیدخت مزار عارف نامور ملا سلطان علی و مقر صالح علیشاه مراد صوفیه گنابادی است. مزار سلطان علیشاه زیباست. کنارش حجراتی برای واردین و فقرا ساخته ........

 

ادامه در ادامه مطلب .......

 


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در 88/01/04 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

آخرين مطالب ارسالي