تبليغاتX
خورشید حق

rightsun1

خاک پای دراویش

rightsun1

http://rightsun1.blogfa.com

خورشید حق

خورشید حق

خورشید حق

خورشید حق

 

 

 

خورشید حق


لوگو خورشید حق


درباره خورشید حق



لينک فقرا


امکانات



آمار

 

علی‌رغم آن که ریاست قوه قضائیه با صدور بخشنامه‌ای رسماً از قضات سراسر کشور خواسته است به دلیل بازتاب‌های تبلیغاتی به شدت منفی حکم سنگسار و تبعات آن در افکار عمومی جهانی از اجرای چنین احکامی خودداری کنند؛ حدود سه هفته قبل بار دیگر این درخواست مورد بی‌توجهی قرار گرفت و حکم سنگسار سه مرد در مشهد اجرا شد.

به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز؛ در حالی که حکم سنگسار این سه نفر همچون گذشته با واکنش گسترده نهادهای حقوق ‌بشری خارجی مواجه شده است؛ سخنگوی دستگاه قضایی امروز سه‌شنبه توضیحاتی را در این زمینه ارایه کرد.

علیرضا جمشیدی در کنفرانس خبری خود گفت: حدود 20 روز قبل سه مورد سنگسار در شهر مشهد داشتیم كه در مورد یك نفر به دلیل فرار از گودال، مجازات رجم انجام نشد. بنابر اعلام دادستان مشهد، این افراد علاوه بر «زناي محصنه» جرایم مختلف دیگری حتی قتل نیز مرتکب شده بودند.

اما مهم‌ترین بخش از اظهارات سخنگوی دستگاه قضایی، توضیحات وی درباره علت اجرای حکم سنگسار آن هم بر خلاف بخشنامه صریح آیت‌الله هاشمی شاهرودی بود. جمشیدی در این زمینه تاکید کرد: در رابطه با توقف مجازات سنگسار، رئیس قوه قضاییه توصیه‌هایی داشته‌اند و در لایحه جدید نیز تمهیداتی اندیشیده شده و لیكن با توجه به استقلال قاضی ممكن است تا زمانی كه تبدیل به قانون نشود، به توصیه‌های رئیس قوه قضاییه عمل نگردد. 

 


|+| نوشته شده در 87/10/30 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

               ضحاک ماردوش !!(اختصاصی سایت مجذوبان نور)

                                        ضحاک ماردوش !!(اختصاصی سایت مجذوبان نور)

 

   
 

ز دهـقان و از تـرك و از تازيان

 نژادي   پديد  آمد     اندر  ميان

نه دهقان، نه ترك، نه تازي بود

 سخن ها  به  كـردار بازي  بود

هـمـه گـنـج ها زير دامـان  نهـند

  بكوشند و كوشش به دشمن دهند

به  گــيتي  كسي را  نمانـد  وفـا 

 روان و زبان ها شـود  پر جفا

بريزند  خــون  از پي  خواسـته

 شـود   روزگار   بــد    آراسته

زيان  كسان  از پي  سود خويش

بجويند  و  دين انـدر  آرند  پيش

چو  بسيار از اين داستان  بگذرد

 كسي  سوي  آزادگــــي   ننـگرد

 

اگر قبول کنیم که اصل و اساس تمامی حرکتهای انحطاطی و ضد تکاملی بشردر راه رشد و کمال مطلق، چه در بعد درونی و فردی و چه در ابعاد بیرونی و اجتماعی جهل و نادانی او است،نماد بیرونی و ظهور جهالت،  تقلید کورکورانه ، خود باختگی و تبعیت از ظالم است.  انسان در ساختار جهل و جهالت،خالق  شیطان دردرون خویش و طاغوت در جامعه خواهد بود . اگر علوم و معارف الهی را نور و عقل را کلید اهدایی حضرت حق به انسان، برای  ورود به آن بدانیم  ،ظلمت جهالت، در نبود نور معرفت، خود نمایی و ظهور می کندودر واقع آنجا که نور نیست ظلمت پدیدار می شود، و آنجا که عدل و عدالت وجود نداشته باشد ظلم و ظالم سلطه خواهد داشت. دانایی و توانایی دو بال پرواز انسان به جهان نور و معرفت است همانگونه که نادانی و ناتوانی دو عامل  سقوط  انسانها به دایره ذلت و زبونی است .   

ملتی که ازراه اولیا ی الهی و راه دانش و خرد خدایی، دور شد و کژی را پیشه کرد ومقلدانه اجازه داد که ناکثان به جای او بیاندیشند واهورای پاکی را فراموش نمود و دوستی اهریمن تاریکی و جهالت را برگزید خالق   ضحاک و مستحق حکومت اوست . انسان جاهل همیشه گرفتارحکومت ضحاک است ،یا این ضحاک در درون او سلطه دارد که آن را نفس گویند  یا در بیرون و جامعه حکومت دارد که آن را طاغوت نامند .در واقع ضحاک سنبل و  مظهر شرک و کفر یک فرد یا یک ملت است و آینه تمام نمای جهالت و ناتوانی مردمی است که ظلم را به عنوان سنتی خدایی باور نموده و سلطنت اهریمن نفس یا طاغوت  را بر جان ودل پذیرفته اند .

 ملتی که ارزشهای انسانی و فرهنگی خویش را فراموش کند و نسبت به سرنوشت خویش بی تفاوت باشد و "دانستن" را نداند و "توانا"یی خویش را باور نداشته باشد ،ملتی که دنیای خویش را به امید آخرت واگذارد و از خرافات مسکن و مرهم سازد و به دیگران اجازه دهد که به جای او فکر کنند و تصمیم بگیرند حقیقتا، همین ملت و همین تفکرات خالق ضحاک خواهد بود . ظلم پذیری نفوس آلوده به جهالت و خرافه پرستی و تقلید ، بستر سازظهور ضحاک در جامعه می باشد .

روش حکومت ضحاک  مار دوش، گرفتن قوه تعقل و خرد از انسان هاست و او دشمن فکر بکر و اندیشه های نو و تازه است و فکر روشن و روشنفکر را بزرگترین دشمن خود می داند.

زیرا اندیشه های جوان و پویا فعال کننده ی تواناییهای نهفته در وجود انسانهاست .پس طاغوت طالب جمود ، رکود ، سکون وسکوت است .فردوسی بزرگ، این خورشید آسمان فرهنگ وملیت ایران، چه زیبا با ما سخن گفته است  :

ضحاک برون کیست ؟!

ضحاک، فرزند مرداس پادشاه سرزمین تازیان است ومرداس مردی عابد و نیک سرشت می باشد.

شرایط برای فریب ایرانیان فراهم است ،نگاه مردم به ضحاک به واسطه ی خوبی و عبادت پیشگی پدرش ،نگاهی قابل قبول است و رنگ مذهبی دارد . نگاه دینی به حاکم، فعل و عمل او را جنبه الهی و غیبی می دهد و باعث می شود که مردم عرق ملی خود را فراموش کنند و حاکمیت فردی تازی یا تازی صفت  را بر سرنوشت خویش پذیرا باشند .

  

شیطان همانا شهوت قدرت است وامر کننده به زشتی و ظلم، پس ضحاک پدر را می کشد تا به ما بیاموزد که سیاست پدر ومادر نمی شناسد . آنکس که برخویش،  رحم نمی کند برمردم چگونه می تواند شفقت داشته باشد .حرص وشهوت حکومت، سیاستی راطلب می کند که با بوسه شیطان بردوش ضحاک جلوه و ظهور می کند.

  

تثبیت حکومت ظلم و استمرار آن و ترس حاکم بیدادگر از بیم زلزله ی داد و فریاد مظلوم  ،همان دو مار گرسنه ، بر دوش ضحاک است ،که برای حیات خویش خوراک میخواهند!! خوراکشان مغز سر جوانان است. مغز مرکز فهمیدن،تعقل و اندیشیدن، و کانون آگاهی  وشعور است ومنظور از جوانی ،توانایی و قدرت دگرگونی و تحول است.
وقتی که در سر جوان مغز نباشد دیگر کسی نیست که به ضحاک و ظلمش اعتراض کند.هرضحاکی آگاهی وتوانایی را  از جامعه می گیرد .مردمی که اسیر خرافه و جهالت هستند از ظالم تبعیت می کنند و به دست خود فرزندان خویش را به تیغ جلاد می دهند .  در حکومت ضحاک اندیشیدن جرم است و فکر کردن گناه شرعی و امری  نابخشودنی است . در حکومت ضحاک دانش و هنر از بین می رود و شیاطین و غولان ویا اراذل به آزادی زندگی می کنند و فرشتگان وفرشته سیرتان در بند و عذاب خواهند بود .....

ضحاک درون کیست؟

فطرت انسانی خداجو و عدالت خواه است و طالب  نور است ،اما او جمع اضداد است و صاجب نفس و نفس وی رو به خاک و پستی دارد . تعقل انسان  عالم خاک را درک می کند و برایش آنچه می بیند  ملموس است ،وهمین میل به ناسوت، او را از حقیقت  لاهوتی خویش غافل می کند .حاصل آنکه ضحاک نفس بر دل و جان آدمی سلطه می یابد . ضحاک بت می سازد و خرافه را تقدس می بخشد و "بایدها" ی انسانی را چون ایثار ،عشق ،آزادگی،عدالت خواهی و... رابه مسلخ "نبایدها" می برد و خوراک مار  خودخواهی ، جهل ،خرافه و تعصب می کند . توانایی تحول و بازگشت به خویشتن خویش از آدمی گرفته می شود ووجود انسانی  ،تابع ضحاک نفس می گردد.

ضحاک نفس ،شریعت و ظاهرپرستی را خداجویی جلوه می دهد و حقیقت را از قالبها پاک می کند .عبادت می کند اما قبله و جهت را از آدمی می گیردو خدا پرستی به بت پرستی تبدیل می کند .خرافه جای دین را می گیرد و اسم و حرف  جای حقیقت و مسمی را . و شیطان به جای اولیای الهی استاد و معلم آدمی می شود و.......

اگر در خانه کس است یک حرف بس است!!!!!!

باید ضحاک را شناخت !! و کاوه را بیدار نمود !!و فریدون را فریاد زد!!

از بیش گفتن چه سود !!سخن کوتاه ،داستان ضحاک را آنگونه بخوانیم که باید خوانده شود!!!!!!.......

فردوسی بزرگ قصه نگفت تا  به خواب رویم ، این پیامبرکلام با شعر ما را به شعار می کشد تا در پاکی کلامش قوم ایرانی را به شعور رساند ونوید  آزادی وپیام  آزادگی را به ما ارزانی دارد . کاش شاهنانه را آنچنان می خواندیم که باید بخوانیم ...کاش

 

کانون نویسندگان سایت مجذوبان نور    



|+| نوشته شده در 87/10/30 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                     برگزاری مجلس دراویش گنابادی درحلقه محاصره

                                  نیروهای امنیتی و انتظامی کیش

   

 

 

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از جزیره کیش : امروز یکشنبه 29 دی ماه 1387 مقارن ساعت 30/17نیروهای امنیتی و انتظامی منزل آقای رضا گودرزی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی  راکه مجلس شب های دوشنبه در منزل وی برگزار می گردد ، محاصره نمودند و مانع ورود عده ای از دراویش به مجلس شدند .

دراویش گنابادی در زیر فشار نیروهای پلیس به هر شکل مجلس را برگزار کردند و عده ای از آنها نیز مجلس را در پشت حلقه محاصره نیروهای امنیتی و انتظامی منعقد نمودند .

در این گزارش آمده است امروز،  قاضی دادگاه کیش آقایان رضا انتصاری ومهران اسد پور را ا ز بازداشتگاه احضار کرده و از آنها خواسته اند برای آزادی خود  وثیقه بگذارند ولی نامبردگان  با این عنوان که ما جرمی انجام نداده ایم ودرویشی و شرکت در مجالس درویشی جرم نیست حاضر به دادن تعهد و  وثیقه نشدند

نامبردگان ضمن پافشاری بر حق قانونی خود مبنی بر  برگزاری مجالس درویشی و اعتقادات قلبی خود  اظهار نمودند :  وثیقه ندادن ما احترام به قانون است  زیرا اگر ما را آزاد کنید   در مجالس درویشی شرکت خواهیم نمود و شما باز مجبورید برخلاف قانون ما را بازداشت کنید.

رئیس دادگاه نیز با این عنوان که مقامات تهران به من دستور داده اند از تشکیل مجالس درویشی جلوگیری کنم  ازایشان و خانواده دراویش  خواسته اند  که مجالس را تعطیل نمایند

قاضی دادگاه وقتی صراحت و غیرت درویشی نامبردگان را می بیند اظهار می دارد چون امشب شما مجلس دارید و اگر آزاد شوید باز اقدام به برگزاری مجلس درویشی می کنید اگر وثیقه هم بگذارید ، شما را آزاد نمی کنم .

خانواده آقای عبدالرضا گودرزی  (همسر، دختر ودادماد ایشان )صبح امروز به اداره اطلاعات احضار شدند وبا تهدید  از آنها حواسته می شود که مجلس را برگزار ننمایند .آقای عبد الرضا گودرزی  نیز امروز از بازداشتگاه نیروی انتظامی به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل گردیده است .  ایشان نیز ضمن تکرار صحبتهای دیگر دراویش، حاضر به گذاشتن وثیقه نگردید.وی در شعری به مسئولین دادگاه می گوید :  

مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن 

 سخن چه فایده دارد چو پند می ننیوشم؟

 


|+| نوشته شده در 87/10/30 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                                                 

شیوه های قانونی دفاع علیه تهاجم متحجرین !!(اختصاصی مجذوبان نور)  

 

 

 

 

متاسفانه امروز ما دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی، برای نفس کشیدن و زندگی در کشور و موطن خود ، ضمن تحمل  تمامی ناملایمات اقتصادی،فرهنگی و... که بر همه ایرانیان به شکلی تحمیل گردیده است ،مضافا ، در دفاع و حفظ اعتقادات خود،مجبوریم مالیات و هزینه های  مخصوص !! پرداخت نماییم .

امروزتصوف و دراویش گرفتارتهاجم اژده های انحصارگری، جمود فکری و تحجر شده اند و همچون مولایمان امام حسین (ع) به تزویر و به اجبار،ما را به صحنه ی جنگ و جدالی کشانده اند که به هیچ رو راضی به ورود به این کارزار نبوده و نمی باشیم . شهوت دنیا، چشمهای این اژده ها راچنان کور کرده است که  دراویش را دشمن خود  می بیند ، ودر کنار تفکر خویش هیچ اندیشه ی دیگری را توان تحمل ندارد .این هیولای توهم زده ، بدنبال حاکمیت تک  صدایی و وحدت دروغین اجباری!! بر اساس باورهای خویش است و همه را دشمن می بیند وبه مبارزه می خواند !!!

سلاح ما در رویارویی با  افعی پیرجهالت ،آه آتشین سحرگاهان، عقل ولایتی واگاهی از حقوق حقه قانونی خود و تحمل سختی و ناملایمات و مقاومت در دفاع از اعتقاداتمان است.

   با توجه به شرایط  سیاسی کشورو تلاش متحجرین در نفوذ و تسلط بر ارکان قدرت،خصوصا در سالهای اخیر، دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی،از سوی بعضی از  نهادهای دولتی و غیردولتی موردتهدید ،احضار و بازداشت قرار گرفته و حسینیه و منازل آنان پلمپ یاتخریب شده و یا در معرض هجوم اشخاص قرارگرفته و حتی برای اقامه نمازجماعت باید حبس و زندان را به جان خریدار باشند  . جو ارعاب اقدام به اخذتعهد مبنی بر عدم حضور در مجالس درویشی ،عدم امنیت شغلی و....و ایجاد محدودیتها ی مختلف،شرایط ناگواری را بوجود آورده است که مارا ملزم می سازد که راههای مقابله با آن را دانسته تا بتوانیم از حقوق خویش دفاع نماییم.

در این مقاله سعی می شود با بررسی موارد قانونی و مصادیق عملی برخورد بادراویش راهکارهای حقوقی بر اساس قوانین کشوری و بین المللی ارائه نماییم.مواردی که در چند سال گذسته برای دراویش اتفاق افتاده و مبتلا به می باشد شامل :

1 ـ احضار به صورت تلفنی ، شفاهی یا کتبی از طرف اشخاص لباس شخصی و مأمورین امنیتی یا انتظامی

2 ـ جلب و بازداشت دراویش

3 ـ ورود به منزل و تفتیش

4 ـ ضبط اقلام فرهنگی ،  از جمله کتب ، نوار ، سی دی، عکس ، رایانه و...

5 ـ اخذ تعهد مبنی برعدم حضور در مجالس درویشی

6 ـ اتهام درویش بودن

7 ـ اتهام تجمع غیر قانونی  به دلیل شرکت درمجالس درویشی

8 ـ اتهام تشکیل یا عضویت درتشکل ، فرقه و اقدامات سیاسی و امنیتی و ...

 می باشد

 قبل از ورود و بررسی مصادیق عملی بازجوئی و تحقیقات مقدماتی درابتدا هر شخصی می بایست از حقوق قانونی خود مطلع باشد . قوانینی که تضمین کننده حقوق قانونی شهروندان می باشد عبارت از:

1 ـ قانون اساسی

 2 ـ قانون حقوق شهروندی

3 ـ قانون آئین دادرسی کیفری

4 ـ  اعلامیه ها و میثاقهای بین المللی حقوق بشر

 5 ـ اصول و قواعد فقهی و شرعی

 می باشد.

قانون اساسی  محدوده ی  حقوق قانونی اشخاص و جمعیتهارا معین  نموده است وبیانگرو مبنای چگونگی روابط متقابل مسئولین نظام با شهروندان کشور است که مهمترین اصول آن به شرح ذیل می باشد :

الف : تفتیش عقاید ممنوع است :

1 ـ در اصل 23 قانون اساسی آمده است : « تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.»

((توضیح : براساس این اصل ،حتی صدور بخشنامه ها از سوی ارگانهای اجرایی (امنیتی ، انتظامی و قضایی)که در تضاد با این قانون باشد وجاهت قانونی نخواهد داشت ودر نتیجه احدی حق تفتیش عقاید افراد جامعه را تحت هیچ عنوانی ندارد و خاطیان بایستی مورد مواخذه و مجازات قرار گیرند.))

2 ـ ماده 2 اعلامیه حقوق بشر : « هر کس می تواند بدون هیچگونه تمایز مخصوصاً از حیث نژاد ، رنگ ، جنس، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت ویا هر موقعیت دیگر از تمام حقوق و کلیه آزادیهایی که در اعلامیه حقوق بشرذکر شده است بهره مند گردد.»

ماده 18 اعلامیه حقوق بشردر خصوص آزادی عقیده چنین بیان نموده : « هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود این حق متضمن آزادی عقیده و ایمان است و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هر کس می تواندازاین حقوق منفرداً و مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی برخوردار باشد .»

درماده 19 اعلامیه حقوق بشر  آمده است که : « هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مذبور شامل آن است که از داشتن عقاید خودبیم یا اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و دراخذ و انتشارآن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی آزاد باشد »

((توضیح :  در موارد فوق الذکر ،از آنرو که دولت و نظام جمهوری اسلامی از امضاءکنندگان این قوانین می باشد لذا نسبت به آن تعهد بین المللی داشته و مقید و موظف به اجرای مفاد آن است،بنابراین مواد  مذکوراز مستندات  قانونی در مقابله با تضییع  حقوق شهروندان کشور می باشد.))  

بر این اساس هیچ شخص یا مقام رسمی و غیر رسمی حق نداردنسبت به عقاید درویشی سوال ، تعرض یا مواخذه نماید .

به عنوان مثال دیده شده که پس از احضار دراویش به اداره اطلاعات یا نیروی انتظامی فرمی مخصوص به آنان  ارائه که در آن سئوالاتی از جمله: "تاریخ تشرف به درویشی؟" ، "شیخ شما کیست؟" و ...، اعتقاد مذهبی ، شرایط تشرف ، تعداد افرادی که در خانواده درویش هستند و یا اسامی سایر دراویش و... آمده است.

برادران ایمانی در پاسخ به چنین سوالاتی شایسته است که چنین پاسخ دهند :

 

""مطابق اصل 23 قانون اساسی تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کسی در هر مقامی حق سوال و تفتیش عقاید دراویش را ندارد بنابر این چون سوال شما تفیش عقاید محسوب می گردد ،پاسخی به آن نمی دهم  و شما را به رعایت نمودن قانون توصیه می نمایم.

ب ـ درویشی و درویش بودن جرم نیست :

ممکن است برادران و خواهران ایمانی ازطرف نهادهای رسمی یا غیر رسمی احضار و یا جلب شده و به اتهام درویش بودن و حضور در مجالس درویشی مورد تهدید ، مواخذه ، بازجوئی و تعرض قرا گیرند بنا براین برادران و خواهران ایمانی باید بدانند:

 که با توجه به قوانین مدون کشور، درویشی و درویش بودن و شرکت در مجالس فقری جرم نمی باشد ؛ زیرا:

1 ـ همانطور که در مطالب فوق عنوان شده مطابق اصل 23 قانون اساسی ، تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای خاص، بازجوئی و محاکمه کرد .

2 ـ با عنایت به اصل 37 قانون اساسی :« اصل ، برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد .» چون در هیچ یک از قوانین کشور ،درویش بودن به عنوان جرم تعریف نشده است بنابراین درویشی از موارد اتهامی نمی تواند محسوب شود.

3 ـ اصل 169 قانون اساسی عنوان می دارد : « هیچ فعل یا ترک فعلی به استناد قانونی که بعد از آن وضع شده است جرم محسوب نمی شود »

 4 ـ بر اساس ماده 2 قانون مجازات اسلامی : «  هر فعلی یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود » لذا چون در هیچ یک از قوانین مدون کشور برای درویشی و شرکت در مجالس درویشی مجازاتی تعیین نشده است پس درویشی و شرکت در مجالس درویشی جرم نمی باشد و قابل تعقیب نیست.

5 ـ برخی از قضات دادگستری برای رفع ابهام و اشکال از اداره حقوقی قوه قضائیه ( که از قضات عالی رتبه و حقوقدانان مجرب تشکیل شده )در خصوص جرم بودن درویشی سوال نموده اند که جهت استحضار عین سوال و جواب درذیل می آید :

 نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه  به شماره 652/7 تاریخ 22/2/1366

((سوال : آیا عضو فرقه دراویش بودن و بکار بردن کلمه هو 121 در آغاز نوشته جرم است یا خیر ؟))

پاسخ اداره حقوقی قوه قضائیه :

((نظر به اصل 169 قانون اساسی و ماده 2 قانون مجازات اسلامی هیچ امری را نمی توان جرم دانست مگر آنکه به موجب قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد. درویش بودن و یا نوشتن کلمه هو121 درقانون جزائی ایران جرم شناخته نشده است.))

منبع : « کتاب نظرهای اداره حقوقی قوه قضائیه در زمینه مسائل کیفری ـ جلد اول ـ تهیه و تنظیم غلامرضا شهری و سروش ستوده جهرمی ـ ناشر روزنامه رسمی کشور چاپ دوم : زمستان 1377 صفحه 512 شماره 748»

6 ـ در سالهای گذشته بعلت عدم آگاهی برخی از قضات و یا به علت فشارهائی که از سوی برخی نهاد های دینی  و نیروهای امنیتی به قضات وارد شده بود برای عده ای از دراویش پرونده های تحت عنوان دروش بودن یا انعقاد مجالس درویشی تشکیل گردید که پس از مدتی همان قضات به ناچار با بررسی قوانین حکم برائت را صادر نموده اند.

 

ج :آیا دراویش جزء تشکل ، حزب وصنف محسوب می شوند ؟ آیا تشکیل مجالس درویشی تجمع غیر قانونی است ؟

بر اساس قوانین مدونه تشکل ، حزب ، جمعیت، صنف یا ... در موردی به کار می رود که موضوع تجمع مسائل سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی یا فرهنگی باشد و علاوه بر آن تجمعی غیر قانونی است که بر خلاف مبانی اسلامی ، و ضد نظام و به قصد برهم زدن امنیت کشور باشد . در حالی که مجالس درویشی ، مجالس مذهبی می باشد که در آن صرفاً ذکر خدا و برگزاری مراسم اعیاد و عزاداری می باشد ودر این مجالس موارد فوق وجود ندارد و                   بنابراین تشکیل و حضور در مجالس درویشی مصداق تجمع غیر قانونی نمی باشد .

در بعضی از موارد شنیده می شود که از طرف افرادی عنوان می گردد مجالس درویشی فاقد مجوز قانونی است ؟!!!چون مجالس درویشی هیچگونه دخلی نسبت به مسائل سیاسی ندارد و در جهت تایید و یا تکذیب هیچیک از گروه هاو تفکرات سیاسی نمی باشد و صرفا جنبه مذهبی و اعتقادی دارد و تشکیل جلسات کاملا منطبق با موازین شرعی می باشد لذا هر گونه ممانعت از تشکیل این گونه مجالس فاقد وجاهت قانونی و شرعی است و   تشکیل مجالس درویشی از زمان حضرت رسول اکرم(ص)و ائمه هدی(ع) سابقه داشته و هیچ قانونی شرعانمی تواند چنین مراسمی که مبین اسلام حقیقی است و قرنها قدمت دارد را تعطیل و از انعقاد آن جلوگیری نماید .

بر اساس اصل 26 قانون اساسی « احزاب ، جمعیتها ، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده آزادند ، مشروط به اینکه اصول استقلال ، آزادی ، وحدت ملی ، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچکس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت .» اگر به غلط حتی اشخاصی سلسله جلیله صوفیان حقه را در مجموعه احزاب تفسیر و تلقی کنند باز بر این اساس نیز انعقاد مجالس درویشی خلاف قانون نخواهد بود .

در ماده 20 اعلامیه حقوق بشر چنین عنوان شده است که : « هر کس حق دارد آزادنه مجامع و جمعیتهای مسالمت آمیز تشکیل دهد .»

د : اخذ تعهد از دراویش مبنی بر اینکه در مجالس درویشی شرکت ننمایند :

همانگونه که قبلاً توضیح داده شد درویش بودن و شرکت در مجالس درویشی جرم نمی باشد ولی متأسفانه در بعضی از موارد دیده می شود که از طرف مأمورین امنیتی با ایجاد جو رعب و وحشت دراویش را مجبور به دادن تعهد مبنی بر عدم شرکت در مجالس درویشی  می کنند .

اولاً : هیچ مقامی حق اخذ تعهد از دراویش را ندارد و در صورتیکه چنین تعهدی اخذ شود جرم محسوب می شود و مرتکبین از طریق محاکم صالحه قابل تعقیب و پی گیری می باشند .

ثانیاً : بر فرض اخذ تعهد از دراویش نیز این تعهد  مستند قانونی محسوب نمی شود و هیچ  بار و مسئولیت حقوقی ندارد . مثل اینکه شخص مسلمانی تعهد کند نماز نخواند و در مراسم عزاداری سید الشهدا( ع ) حاضرنگردد و یا تعهد نماید که به پدر و مادر خود احترام نگذارد.

بنابراین چنین تعهدی خلاف قانون و شرع مقدس بوده و هیچ ضمانت اجرائی ندارد .و اخذ کنندگان چنین تعهداتی خود مجرم می باشند

 

مراحل بازجوئی

 

مواردی که باید هر شخص در زمان بازجوئی مطلع باشد تا بتواند تحت تأثیر جو رعب و وحشت قرار نگرفته و از اعتقادات مذهبی و قلبی خود دفاع نماید بدین شرح می باشد :

1 ـ هر گونه بازجوئی و تحقیقات مقدماتی می بایست به دستور مقام قضائی و توسط دادیار یا بازپرس صورت گیرد .

2 ـ هر گونه شکنجه جسمی و روحی از جمله ایجاد رعب و وحشت در زمان بازجوئی ممنوع می باشد ؛

زیرا:

الف ـ در اصل 38 قانون اساسی عنوان شده است : « هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است ، اجبار شخص به شهادت ، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود »

ب ـ اصل 39 قانون اساسی بیان می نماید : « هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر ، بازداشت ، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است .»

ج ـ ماده 578 قانون مجازات اسلامی : «  هر یک از مستخدمین و مأمورین قضائی یا غیر قضائی دولتی برای اینکه متهمی را مجبور به اقرار کند او را اذیت و آزار بدنی نماید علاوه بر قصاص یا پرداخت دیه حسب مورد به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم می گردد ...»

ـ در ماده 9 قانون حقوق شهروندی آمده است که : « هر گونه شکنجه متهم به منظور اخذ اقرار و یا اجبار او به امور دیگر ممنوع بوده و اقرارهای اخذ شده بدینوسیله حجیت شرعی و قانونی نخواهد داشت .»

د ـ ماده 5 اعلامیه حقوق بشر در خصوص منع شکنجه بیان داشته : « احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرارداد که ظالمانه یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد»

3 ـ هر گونه سوال اعتقادی از سوی بازجو غیر قانونی بوده و نباید به چنین سوالاتی پاسخ گفت .

4 ـ بهترین جواب و نوع برخورد قانونی در مقابل سوالات بازپرس :

هو

121

« طبق قانون اساسی و قوانین مدون و ماده 129 آئین دادرسی کیفری ابتدامی بایست اتهام با ذکر دلایل قانونی به اینجانب تفهیم گردد . بنابر این تقاضا دارم حقوق قانونی اینجانب به رسمیت شناخته شود و در حضور وکیل خود نسبت به اتهام و دلایل انتسابی از خود دفاع می کنم . در ضمن ( در صورتیکه قبل از حضور در دادگاه و مقابل بازپرس توسط نیروی انتظامی یا امنیتی بازجوئی و یا فشارهای روحی و جسمی وارد شده باشد ) به علت فشار های روحی و جسمی در زمان بازداشت مورد آسیب جدی قرار گرفته تقاضای معرفی به پزشکی قانونی را دارم . تخلفات مأمورین امنیتی  یا انتظامی از زمان جلب که شامل ، توهین ، ضرب و جرح ، ایجاد ارعاب ، زدن چشم بند ، پابند ، پو شاندن سر ، رو به دیوار نشاندن ، پشت سر قرار گرفتن بازجوو پوشاندن صورت بازجویان و... می باشد بر خلاف قانون اساسی و قانون مجازات اسلامی و قانون حقوق شهروندی بوده ضمن بررسی و تعقیب متخلفین تقاضای گزارش تخلفات به مقامات ذیربط را دارم .

اینجانب درویش بوده و به درویشی  خود افتخار می کنم بنابر این حق برخورد قانونی با متخلفین و توهین کنندگان به عقایدخویش  و  بزرگان سلسله نعمت اللهی گنا بادی  برای من محفوظ می باشد . ضمناً از حقوق قانونی اینجانب حق ملاقات با وکیل و خانواده ام می باشد که تقاضای اجرای مقررات قانونی و حقوق شهروندی خود رادارم . در صورت عدم دستور مبنی بر ملاقات با وکیل و خانواده تقاضای اخذ کپی از صورتجلسات تنظیمی برای تظلم خواهی در مراجع قضائی بالاتر از جمله دادسرای انتظامی قضات ، شورای اجرای رسیدگی به حقوق شهروندی و بازرسی دادسراهای کل کشور را دارم .»

 

5 ـ حق گرفتن وکیل :

اصل 35 قانون اساسی : « در همه دادگاه ها ، طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانائی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد. »

ماده 128 قانون آئین دادرسی کیفری : « متهم می تواند یک نفر وکیل همراه خود داشته باشد وکیل متهم می تواند بدون مداخله در امور تحقیق پس از خاتمه تحقیقات ، مطالبی را که برای کشف حقیقت و دفاع از متهم یا اجرای قوانین لازم بداند به قاضی اعلام نماید . اظهارات وکیل در صورتجلسه منعکس می شود »

ماده 3 قانون حقوق شهروندی : « محاکم و دادسراها مکلفند حق دفاع متهمان و مشتکی عنهم را رعایت کرده و فرصت استفاده از وکیل و کارشناس را برای آنان فراهم آورند . »

برخی قضات با استناد به تبصره ماده ۱۲۸ قانون دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور كيفري،« در مواردی که موضوع جنبه محرمانه دارد یا حضورغیر متهم به تشخیص قاضی موجب فسادگردد و همچنین در خصوص جرایم علیه امنیت کشور حضور وکیل در مرحله تحقیق با اجازه دادگاه خواهد بود » حضور وكيل را مشروط به نظر خود می دانند، اما با بخشنامه حفظ حقوق شهروندي كه بلافاصله پس از ابلاغ آن توسط رئيس قوه قضائيه به قانون حقوق شهروندی تبديل شد، مطابق ماده 3 آن قانون وكلا به طور مطلق حق حضور در همه مراحل دادرسي را دارند.

اگر قاضي به اعتبار تبصره ذیل ماده 128  بخواهد مانع حضور وكيل در مرحله دادگاه شود، اين قاضي، حقوق اساسي مردم را تضييع كرده است. اصل ۳۵ قانون اساسي صراحت دارد كه «در همه دادگاه ها، طرفين دعوي حق دارند، براي خود وكيل انتخاب كنند و اگر توانايي انتخاب وكيل نداشته باشند، بايد براي آنها امكانات تعيين وكيل فراهم شود.»

بنابراین با توجه به موادفوق الذکر حق استفاده از وکیل برای متهم صراحتاً عنوان شده و اشخاص می توانند در تمامی مراحل دادرسی از حضور وکیل استفاده نمایند .

متأسفانه در برخی از پرونده ها با ایجادجورعب و وحشت و با فشار های روحی که بر برادران ایمانی وارد شده آنها رااز گرفتن وکیل منع نموده و به آنها عنوان شده بود که اگر وکیل بگیرید شمارا مدت زیادی نگه میداریم و دوباره از شما بازجوئی می کنیم و اگر از گرفتن وکیل خودداری کنید فوراً آزاد می شوید . لذا برادران ایمانی می بایست تحت هیچ عنوان از این تهدیدها نهراسند و از ابتدای بازداشت عنوان نمایند که نیاز به وکیل دارند و بدون حضور وکیل حاضر به بازجوئی نیستند و مطمئن باشند که تهدیدهای آنها غیر قانونی است و با گرفتن وکیل می توانند در شرایط بهتری از حقوق خود دفاع نمایند .

6 ـ مقامات قضائی و ضابطین رسمی دادگستری و هر مقام دیگری مطابق ماده 1 قانون حقوق شهروندی می بایست از اعمال هر گونه سلایق شخصی و سوء استفاده از قدرت و یا اعمال هر گونه خشونت و یا بازداشت های اضافی و بدون ضرورت اجتناب کنند .

7 ـ مطابق ماده 2 قانون حقوق شهروندی : « ...اصل بر برائت متهم بوده و هر کس حق دارد در پناه قانون از امنیت لازم برخوردار باشد »

8 ـ با توجه به ماده 5 قانون حقوق شهروندی خانواده دستگیر شدگان حق دارند در جریان دارسی قرار بگیرند . « اصل منع دستگیری و بازداشت افراد ایجاب می نماید که در موارد ضروری نیز حکم و ترتیبی باشد که در قانون معین گردیده است و ظرف مهلت مقرره پرونده به مراجع صالح قضائی ارسال شود و خانواده دستگیر شدگان در جریان قرار گیرند . »

9 ـ ماده 6 قانون شهروندی نحوه برخورد در زمان بازجوئی توسط بازجویان را چنین بیان داشته « در جریان دستگیری و بازجوئی یا استطلاع و تحقیق ، از ایذای افراد نظیر بستن چشم و سایر اعضاء ، تحقیر و استخفاف به آنان اجتناب گردد. »

10 ـ  ماده 7 قانون حقوق شهروندی : « بازجویان و مأموران تحقیق از پوشاندن صورت و یانشستن پشت سر متهم یا بردن آنان به اماکن نامعلوم و کلا اقدام های خلاف قانون خودداری ورزند . »

11 ـ ماده 8 قانون حقوق شهروندی : « بازرسی ها و معاینات محلی ، جهت دستگیری متهمان فراری یا کشف آلات و ادوات جرم بر اساس مقررات قانونی و بدون مزاحمت و در کمال احتیاط انجام شود و از تعرض نسبت به اسناد و مدارک و اشیایی که ارتباطی به جرم نداشته و یا به متهم تعلق ندارد و افشای مضمون نامه ها و نوشته ها و عکس های فامیلی و فیلم های خانوادگی و ضبط بی مورد آنها خودداری گردد . »

12 ـ ماده 11 قانون حقوق شهروندی : « پرسش ها باید ، مفید و روشن و مرتبط با اتهام یا اتهامات انتسابی باشد و از کنجکاوی در اسرار شخصی و خانوادگی و سئوال از گناهان گذشته افراد و پرداختن به موضوعات غیر موثر در پرونده  مورد بررسی، احتراز گردد . »

13 ـ ماده 13 قانون حقوق شهروندی : « محاکم و دادسراها بر بازداشتگاههای نیروهای ضابط یا دستگاههایی که به موجب قوانین خاص وظایف آنان را انجام می دهند و نحوه رفتار ماموران ومتصدیان مربوط با متهمان ، نظارت جدی کنند و مجریان صحیح مقررات را مورد تقدیر و تشویق قرار دهند و با متخلفان برخورد قانونی شود .»

بنا به مواد فوق الذکر در صورتیکه برادران و خواهران ایمانی در زمان دستگیری یا بازداشت مواجه با اقدامات خلاف قانون مأموران شدند . در همان زمان به آنها تذکر دهند و در برگ بازجوئی خود قید نمایند که مأمورین با آنها چگونه برخورد نموده اند و اگر آنها را تهدید کردند و شکنجه نمودند و بر خلاف قانون اقراری اخذ کردند و پس ازاینکه در حضور بازپرس یا رئیس دادگاه حاضر شدند  از آنها بخواهند که جواب سوالات را با دستخط خود بنویسند و در صورتجلسه قید نمایند که در زمان بازجوئی با آنها چه رفتارهائی شده و ازمأمورین در همان صورتجلسه دادگاه شکایت بکنند و از بازپرس ویا رئیس دادگاه بخواهند به شکایت آنها رسیدگی کند .

 14 ـ ممکن است قبل از حضور در دادگاه مآمورین شما را مورد تهدید قرار دهند که اگر همان صحبتهائی که در بازجوئی با فشار روحی و جسمی از شما اخذ کرده اند را در حضور قاضی نگوئی مجدداً شما را بر می گردانیم و با شما شدیدتربرخورد می کنیم . ولی شما با توکل به خدا و بدون ترس در زمان حضور در دادگاه اگر خدای نکرده اقراری برخلاف واقع و حقیقت نموده اید؛ منکر شوید و در صورتجلسه قید نمائید که آن اقاریر را با فشار های روحی و جسمی ازشما اخذ نموده اند و در همانجا شکایت کنید و در صورتجلسه بنویسید .زیرا حق قانونی شما است که جواب سوالات را با دستخط خود بنویسید . مطابق ماده 12 قانون حقوق شهروندی : « پاسخ هابه همان کیفیت اظهار شده و بدون تغییر و تبدیل نوشته شود و برای اظهار کننده خوانده شود و افراد با سواد در صورت تمایل ، خودشان مطالب خود را بنویسند تا شبهه تحریف یا القاء ایجاد نگردد .»

ماده 131 قانون آئین دادرسی کیفری : « پاسخ سوالات همان طوری که بیان می شود باید بدون تغییر و تبدیل یا تحریف نوشته شود . متهمین با سواد می توانند شخصاً پاسخ سوالات را بنویسند .» 

15 ـ ممکن است در بازجوئی به شما فشارهای جسمی و بدنی وارد ننمایند ولی شما را در انفرادی نگه دارند ، چشم بند بزنند ، در ساعتهای متوالی و طولانی از شما بازجوئی نمایند و یا مرتب شما را به زیر زمین در سلول برده و شما را به طبقه بالا ببرند و پشت سر شما بنشینند و شما را تهدید کنند ( از کار اخراجتان می کنیم ، آبرویتان را می بریم ، به قاضی می گوییم زندان طویل المدت برای شما حکم کند ) یا اینکه خبرهای ناگوار به شما بدهند ، همسرتان، مادرتان ، پدرتان و یا فرزندتان بیماری شدیدی دارد و در بیمارستان است زودتر جوابهای که ما می خواهیم بنویسید تا آزادتان کنیم ، اجازه ملاقات با خانواده و وکیل را ندهند حتی اجازه تماس تلفنی را ندهند و .... همه این موارد مطابق قانون شکنجه محسوب می شود .

16 ـ اگر این موارد رادر زمان حضور در دادگاه بیان نمودید و نوشتید،و قاضی آنها را پاره کرد و یا اجازه نداد بنویسید، شما به قاضی تذکر دهید که اقدام او خلاف قانون است و نمی تواند چنین برخوردی کند و اگر بر کار خلاف قانون  اصرار ورزید از پاسخ و امضاء صورتجلسه خودداری نمائید زیرا این حق را نیز قانون به شما داده است . ماده 129 قانون آئین دارسی کیفری : « ... سوالات باید مفید و روشن باشد . سوالات تلقینی یا اغفال یا اکراه و اجبار متهم ممنوع است . چنانچه متهم از دادن پاسخ امتناع نماید امتناع او در صورت مجلس قید می شود . » 

17 ـ در اولین فرصت که از زندان یا بازداشتگاه آزاد شدید در صورتیکه آثار شکنجه بر روی بدنتان مشهود است . در همان زمان آثار شکنجه را به چند نفر نشان دهید تا مشاهده نمایند و از آن عکس گرفته و سپس استشهادیه تنظیم نمائید بدین مضمون که « اینجانبان  نام ونام خانوادگی و آدرس....  شهادت و گواهی می نمائیم که در تاریخ....  ساعت ... که آقای...  از زندان...  و یا بازداشتگاه.... آزاد گردید آثار شکنجه از قبیل کبودی ، تورم ، شکستگی ، خراش در صورت ، دست ، پا و... مشاهده نمودیم و حاضر به ادای شهادت در دادگاه می باشیم» و باضمیمه نمودن استشهادیه شکایت نمائید و تقاضای معرفی به پزشکی قانونی را بخواهید . اگر شما را به پزشکی قانونی معرفی ننمودند با مراجعه به چند  پزشک از آنها گواهی اخذ نمائید . در صورتیکه پس از بازجوئی و شکنجه شما را به زندان اعزام نمودند می توانید در داخل زندان با تنظیم استشهادیه و شکایت در روی برگ های مخصوص زندان به مدد کار زندان تحویل دهید تا به دادگاه ارسال نمایند.

مطابق ماده 15 قانون حقوق شهروندی می توانید در صورت برخوردهای خلاف قانون طی شکایتی به هیأت نظارت بر حسن اجرای قانون حقوق شهروندی که در دادگستری مرکز هر استان واقع است شکایت نمائید و ضمناً رونوشت شکایت خود را به مقامات مسئول از قبیل رئیس قوه قضائیه ، دادستان کل کشور ، هیأت نظارت و ارزشیابی قضات ، دادسرای انتظامی قضات ، هیأت نظارت بر دادسراهای کل کشور  به صورت حضوری یا از طریق پست پیشتاز دوقبضه ارسال نمائید.

18 ـ اگر در زمان بازجوئی اجازه ملاقات با وکیل به شما ندادند و یا وکالتنامه وکیل به شما ارائه نشد در اولین فرصت به وکیل مراجعه نمائید و از او بخواهید که در خصوص حقوق قانونی شما اقدام نماید .بارها دیده شده که در زمان بازجوئی به بازداشت شدگان گفته می شود پس از آزادی سراغ وکیل نروید تا ما زودتر پرونده را خاتمه دهیم . از همین صحبت، شما بدانید که آنها مرتکب تخلف شده اند و ترسی نداشته و حتماً به وکیل مراجعه نمائید .

19 ـ در زمان بازجوئی در بازداشتگاه ( نیروی انتظامی یا اطلاعات ) پس از جواب به هرسوال اطراف آن را با ضربدر*ببندید و ساعت دقیق و تاریخ نیز در پایان هر سئوال قید نمائید .

 * .........................................................*

*.....................................*

ساعت 45 : 12 شب تاریخ 8/10/1378 

* .........................................................*

*.....................................*

ساعت 1:15 شب تاریخ 8/10/1378 

20 ـ بازجوئی می بایست در روز و در مقابل قاضی ( دادیار ، بازپرس ، دادستان ، دادرس و رئیس دادگاه ) و در مکان دادگاه( نه در بازداشتگاه )انجام شود برای صحت سمت بازجو می بایست کارت شناسائی او را مطالبه نموده و در صورتیکه به سمت وی مشکوک بودید ازپاسخ خود داری نمائیدو دلیل خود را بنویسید . زیرا صرفاً مقام قضائی حق بازجوئی دارد نه مأمورین امنیتی یا ضابطین دادگستری .

21 ـ بازداشتگاه و زندان بر اساس آئین نامه سازمان زندانها  باید مطابق با شأن بازداشت شده بوده و زندان انفرادی نوعی شکنجه محسوب می شود بنابراین بازداشت شده حق استفاده از ساعات هواخوری ، نمازخانه ، سرویس بهداشتی ، روزنامه تلویزیون و کتاب را داشته و می بایست این موارد از طرف مأمورین و مسئولین زندان و مقامات قضائی خصوصاً قاضی ناظر زندان رعایت شود .

 

آیا دانستن حقوق قانونی با توجه به برخوردهای غیر قانونی مقامات و قدرت آنها فایده ای دارد ؟

 

سئوالی که ممکن است ذهن برادران و خواهران ایمانی را مشغول نماید ، این است که برخی مأمورین و کسانی که به نوعی با دراویش برخورد می کنند به وسیله قدرتی که در حاکمیت دارند ، نسبت به رعایت مسائل قانونی و شرعی بی توجه بوده و به قولی گوششان بدهکار این حرفها نیست .؟!!!

به عنوان مثال وقتی  برخی مأمورین در حال بازجوئی هستند با ایجاد جو رعب و وحشت فرصتی برای گوشزد کردن مسائل حقوقی و قانونی به اشخاص نمی دهند و حتی ممکن است برادران ایمانی در صورت اشاره به حقوق خود و تکالیف قانونی مأمورین نیز بر خلاف انتظار ؛مورد بی حرمتی آنان قرار گیرند . مثلاً با طرح این موضوع به بازجویان که چشم بند زدن و از اتاقی به اتاقی دیگر بردن ، تهدید کردن ، بی خوابی دادن و سوالات تلقینی و مبهم پرسیدن و ... برخلاف قانون حقوق شهروندی است . بااین پاسخ ها از سوی بازجویان مواجه شوید : « نیازی به اینکه یاد ما بدهید نیست » « اینجا جای این حرفها نیست » « این حرفها برای کتابها است و تنها برای خواند و شنیدن » « این حرفهای مفت را وکلا یادتان دادند؟!! ،حالا حساب آنها هم می رسیم »« ما دستور مقامات رسمی و عالی رتبه را اجرا می کنیم » و غیره

بنابراین، این شبهه پیش می آید که ما هر چند حقوق قانونی خود را هم بدانیم ولی  برخی مجریان قانون از قدرت خود سوءاستفاده نموده  و اقدامات غیر قانونی خود را انجام می دهند ، چه بسا وکلائی که از تمام خم و چم قوانین اطلاع داشتند و از حقوق دراویش دفاع می کردند و با خود آنها نیز برخوردهای غیر قانونی شد و به مجازاتهای حبس ، شلاق ، جزای نقدی محکوم شدند و حتی پروانه وکالت آنان نیز باطل گردید است .

در جواب این سوال و شبهه  باید دانست که :

اولا ً : دانستن مسائل حقوقی و آشنائی به حقوق اولیه اشخاص به هر حال امری است ضروری، چرا که افراد با دانستن حقوق قانونی خود بهتر می توانند از عقیده و آزادیهای مشروع خود دفاع نمایند.

ثانیاً : از لحاظ روانشناسی نیز وقتی شخص حقوق قانونی خود را بداند می تواند بدون ترس وبدون آنکه تحت تأثیر جو بازداشت و بازجوئی قرار گیرد، اظهارات خود را بیان نمایند .

ثالثاً : تنها راه مقابله با بی عدالتی  متحجرین و بازجو های خاطی ، مقابله قانونی است . زیرا ما سلاحی جز قانون برای دفاع از حقوق قانونی خود نداشته و جز تمسک به قانون که چارچوب رفتارهای اجتماعی مردمان کشور را معین نموده است ، نداریم.

نلسون ماندلا  رهبر آفریقای جنوبی که باعث از بین رفت آپارتاید نژادی شد ،خود حقوقدان و وکیل بود و یا گاندی حقوقدان بود وآنها تنها از راه قانون توانستند با بی قانونی مبارزه کنند و آخر هم پیروز شدند ولی مدتها در زندان و سختی به سر بردند . 

البته دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی اسلحه ای دارند که اصل و اساس همه اسلحه ها است و آن « آه دل » است .

آه دل درویش به سوهان ماند        گر خود نبرد برنده را تیز کند

بنابراین ؛ اصل و ماده و تبصره و تذکر مسائل قانونی و حقوق شرعی تنها راه دفاع از عقیده و آزادی اندیشه است . از طرفی به هر حال شاید گوش شنوائی پیدا شود و بازوهای نظارتی ارگانهای رسمی به تخلفات رسیدگی کنند . وقتی از طرف مأموری امر خلاف قانون اعمال می شود ، وظیفه ما فقط تذکر و اطلاع رسانی اعمال خلاف قانون به مقامات عالی رتبه و مراجع ذیربط است . مأمور متخلفی که مشاهده می نماید، فرد بازداشت شده توسط او، از حقوق قانونی خود آگاهی دارد و مصرانه بر حفظ حقوق خود پافشاری می کند قهراً وبه ناچار مقید به رعایت موازین قانونی و شرعی شده و نهایتاً نمی تواند با استفاده از جهل اشخاص آنان را مجبور به گفتن و اقرار خلاف واقع نماید .

ادامه دارد....  

کارشناسان حقوقی سایت مجذوبان نور

 


|+| نوشته شده در 87/10/29 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
  

  "تصوف" از زبان علامه حلی

برگرفته از کتاب رساله تشویق السالکین

 

             ....چنانکه قدوﺓ المجتهدین جمال اﻟﻤﻟﺔ والدین علامه حلّی علیه الرﺤﻤﺔ  در کتاب شرح تجريد در مبحث امامت مي‌فرمايد، كه از آن حضرت عليه السلام بتواتر منقول است كه آن حضرتعليه السلام سيد و سرور ابدال بوده‌اند، از همه اطراف عالم بخدمت آن حضرت عليه السلام مي آمدند بجهت آموختن آداب سلوك و رياضات و طريق زهد و ترتيب احوال و ذكر مقامات عارفين.

و در كتاب مذکور مسطور است در بیان فضیلت ائمه علیهم السلام که منتشر و فراوان کرده اند ائمه از علم و زهد و فضل و انقطاع و ترک دنیا را تا غایتی‌که فضلای مشایخ فخر می‌کرده اند به خدمت و بندگی ایشان، چنانچه شیخ ابویزید بسطامی فخر میکرد به آنکه سقا بود در خانه حضرت صادق علیه السلام و شیخ معروف کرخی قدس سره العزیز شیعه خالص و دربان حضرت رضا علیه السلام بود تا از دنیا رحلت کرد.

و هم علامه حلی علیه الرﺤﻤﺔ در کتاب منهج الکراﻤﺔ درجائی که مفاخرت حضرت امیر را می شمارد، میگوید که علم طریقت منسوب است بحضرت امیر المؤمنین علیه السلام و صوفیه کلهم نسبت فرقه خود را بآن حضرت علیه السلام میدهند.

 


|+| نوشته شده در 87/10/29 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

آیت الله ناصر مکارم شیرازی:

برنامه‌های جهالت در لباس علم بیان می‌شود

 

 

قم - خبرگزاری مهر: یکی از مراجع عظام تقلید قم گفت: متاسفانه امروزه ما شاهد هستیم که برنامه‌های جاهلان و جهالت در لباس علم عرضه می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر در قم، آیت الله ناصر مکارم شیرازی عصر امروز در دیدار با اعضای شورای مشورتی آموزش و پرورش با اشاره به موضوع علم گفت: متاسفانه امروزه آفت علم گسترده شده است و برنامه‌های جهالت در لباس علم عرضه می‌شود.

وی تصریح کرد: این‌ها آفات علم است که بسیار تهدید کننده بوده و باید مراقب این گونه مسائل بود.

آیت الله مکارم شیرازی با بیان اینکه دشمنان در کتابهای دینی فرهنگ فاسدشان را جاسازی می کنند و ما هم ترجمه می کنیم٬ ابراز داشت: متاسفانه هر چه سطح کتاب های درسی ما بالاتر می رود میزان ترجمه در آنها افزایش پیدا می کند.  

وی افزود: امروزه عوامل بسیار نفوذی در گوشه و کنار کشور وجود دارند که نسبت به حذف ماهیت اسلام تلاش می‌کنند.

استاد حوزه علمیه قم در ادامه به گوشی‌های تلفن همراهی که در دست جوانان است اشاره کرد و گفت: افزایش استفاده جوانان از تلفن های همراه وظیفه مسئولان را سنگین تر می کند که در مقابل اموتج فاسد این وسیله نوجوانان و جوانان را حفظ کنند.

وی افزود: بیش از 30 درصد تربیت فرزندان در دست مدارس است و برد آموزش و پرورش از برد جامعه و خانواده بیشتر است.

آیت الله مکارم با بیان اینکه باید مشکلات دانش‌آموزان توسط همه گروه‌ها رفع شود اظهارداشت: تنها یک گروه نمی‌توانند این مشکلات را رفع کنند و باید تمامی گروه‌ها در این زمینه فعالیت نمایند.

 


|+| نوشته شده در 87/10/29 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                                  اطلاعیه سایت مجذوبان نور

 

افتتاح کتابخانه و بخش صوتی و تصویری سایت مجذوبان نور    

قابل توجه تمامی علاقه مندان و محققان تصوف وعرفان اسلامی؛

سایت مجذوبان نوربا توجه به درخواست جمع کثیری از دوستان وعزیزان ایمانی و در جهت ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی وافزایش وارتقاء سطح آگاهی ،اقدام به تاسیس بخشی به نام «کتابخانه سایت مجذوبان نور»نموده است. بدیهی است این بخش به مرور زمان و با اضافه نمودن کتابهای دیگر تکمیل میگردد.

همچنین بخش «صوتی و تصویری» سایت با هدف انتشار مصاحبه کارشناسان حقوقی و وکلای سلسله در خصوص مسایل مربوط به دراویش تاسیس گشته است.

امیدواریم که عزیزان ایمانی و دوستان گرامی، با ارسال انتقادات و پیشنهادات خود ، ما را راهنمایی فرمایند.

لینک کتابخانه :  کتابخانه سایت مجذوبان نور

 


|+| نوشته شده در 87/10/29 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

          جلسه شورای تأمین کرج پیرامون حسینیه دراویش گنابادی

 

                                جلسه شورای تأمین کرج پیرامون حسینیه دراویش گنابادی

براساس گزارشهای رسیده ، با تشکیل جلسه شورای تأمین کرج در سه روز متوالی از تاریخ شنبه 21/10/87 تا روز دوشنبه 23/10/87  با حضور فرماندار ، شهردار و کلیه مسؤولان ادارات این شهرستان و تنی چند از مقامات امنیتی اعزامی از تهران ، موضوع حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی در دستور کار قرار گرفت .

طبق گزارشهای رسیده از جلسه شورای تأمین ، رقابتها و چالشها میان صاحبان قدرت در حاکمیت سیاسی ایران در اجرای حکم تخریب حسینیه کرج و یا عدم اجرای آن،  نقش بارز و تعیین کننده ای به خود گرفته است .

حجت الاسلام والمسلمین کازرونی امام جمعه شهر کرج که نماینده رهبری در این شهرستان نیز است ، به شدت با تخریب حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی در کرج مخالفت کرده و همچنان شورای تأمین برای مقابله با امام جمعه ،  بدون حضور این مقام سیاسی - مذهبی شهر تشکیل جلسه داده است .

شهردار کرج در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی گرچه به ظاهر اعلام کرد که موافق تخریب حسینیه دراویش گنابادی نیست اما درادامه مصاحبه می گوید که برای چگونگی اجرای حکم تخریب منتظردستورمقامات ذیربط است.

آگاهان بر این باورند که این مقامات ذیربط ، گروههایی خاص درمیان امنیتی های کشور در وزارت اطلاعات می باشند. گفتنی است طبق قواعد و قوانین موضوعه کشور دخالت در مسایل شهری ربطی به شورای تأمین ندارد و این شورا بیش ازحدود وظایف و اختیارات خود، این موضوع را دردستورکارقرارداده است .

اخبارمنتشره در خصوص احتمال تخریب حسینیه سیدالشهدای کرج در روزها و ماههای اخیر بیش از پیش موجب تشدید نگرانیها در میان دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی شده است .

 

 


|+| نوشته شده در 87/10/28 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                              دو خبر از دراویش دو کشور مسلمان!!!!!!

 

                               دو خبر از دراویش دو کشور مسلمان!!!!!!

 

دستگيري شش تن از دراويش گنابادي(روزنامه اعتماد ملی)

دراویش در ترکیه گردهمایی اعتراض آمیز برگزار کردند  

سایت مجذوبان نور : صوفیه ، اگر در حکومت سکولار ترکیه و در میان اهل سنت حق گردهمایی و اعتراض داشته باشند و حق داشته باشند که صد هزارنفر شیعه ی حقه در یک محل جمع شوند ،در یک حکومت مدعی تشیع ،  به ظاهر باید دارای آزادی کامل باشند!! ،اما عجیب آن است  که وارثان حکومت عثمانی این اجازه را به دراویش می دهند و در کشور شیخ صفی الدین اردبیلی ،حسینیه دراویش را آتش می زنند وآنها را به جرم اقامه نماز به حبس و زندان محکوم می کنند و حتی تجمع چهار تا درویش در مجلس یاد خدا، آن هم در منزل شخصی در یک جزیره کوچک (کیش ) قابل تحمل نیست . چرا؟؟ !!!!

 

 علویان در ترکیه گردهمایی اعتراض آمیز برگزار کردند  

شماری از مسلمانان علوی با برگزاری تظاهراتی در ترکیه، برخورداری از حقوق مذهبی برابر را خواستار شدند. در حالی که بیشتر مردم ترکیه از مذهب اهل تسنن هستند، پیروان مذهی علوی که از تصوف شیعی هستند، سال هاست که از تبعیض در این کشور گله مند هستند.

اتحادیه اروپا نیز آزادی مذهبی را از جمله شرایطی می داند که دولت ترکیه برای پیوستن به این اتحادیه باید آن را اجرا کند

پیروان مذهب علوی در این گردهمایی اعتراض آمیز، پایان یافتن دوره های مذهب اجباری را بر اساس گرایش اهل تسنن خواستار شده و بر قانونی شدن مکانهای عبادی آنها و همچنین انحلال سازمان امور دیانت تأکید کردند. عبادتگاه های علویان در ترکیه رسمیت ندارند و از حمایت های مالی دولتی نیز برخوردار نیستند و کمکهای مربوط به امور مذهبی فقط به مساجد اختصاص می یابد. آسوشیتدپرس در گزارشی از آنکارا شمار معترضان را بین پنجاه تا یکصد هزار تن تخمین زد و آن را بزرگترین گردهمایی این گروه خواند. علویان که می گویند حدود یک سوم مسلمانان ترکیه و بیست میلیون تن را شامل می شوند. 

منبع: ماهنامه اخبار شیعیان

 

ستون شنیده های اعتماد ملی

دستگيري شش تن از دراويش گنابادي ‌
اين خبر هم شنيدني است كه‌ پيرو پلمب حسينيه دراويش سلسله نعمت‌اللهي‌گنابادي در كيش شش تن از دراويش گنابادي در جزيره كيش بازداشت شدند. به گزارش خبرنامه اميركبير يداللهي وكيل دراويش اعلام كرده كه از وضعيت موكلانش بي‌خبر است. ‌
 

اعتماد ملی  تاریخ شنبه 28 دی ماه 1387

 

 


|+| نوشته شده در 87/10/28 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                 پاسخ حضرت آیت الله العظمی مظاهری به یک استفتاء

 

                 پاسخ حضرت آیت الله العظمی مظاهری به یک استفتاء

حضرت آیت الله العظمی مظاهری از بزرگنرین مراجع تقلید شیعیان ایران و جهان ظلم و سرکوبی دراویش درایران و آزار و اذیت برادران وخواهران اهل تسنن را تقبیح شمرده و آن را قویاً محکوم کردند

 به دنبال یک استفتاء در مورد نحوه برخورد دوگانه مراجع تقلید در حمایت از مسلمانان پیرو مذهب تسنن در غزه ، و سکوت و خاموشی آنان در برابر سرکوب برادران مسلمان اهل تسنن در شهرهای مختلف ایران و همچنین بیتفاوتی آقایان مراجع عظام در مورد  سرکوب سازمان یافته شیعیان پیروان مکتب درویشی که همراه با تخریب یا تعطیل حسینیه های آنان انجام میشود آیت الله العظما مظاهری با صدور فتوایی ، ظلم و ستم را از جانب هر کسی که انجام شود  تقبیح کرده و دفاع مظلوم را در برابر ظالم در صورت امکان لازم شمردند. متن استفتاء و فتوا به شرح زیر است:

متن سوال شماره:11694 

حضور محترم جناب عالی در كشور اسلامی ما برادران و خواهران مسلمان و هموطن به جرم سنی بودن و شیعیانی به جرم درویش بودن بازداشت و محبوس و نفی بلد شده اند و شلاق تعزیر خورده اند و حسینیه ها و تكایا و اماكن عبادی و منازل مسكونی انان تخریب شده است از جناب حضرت عالی به عنوان مرجع تقلیدم این سوال را دارم فرق بین این مسلمانان در ایران با مسلمانان سنی در فلسطین و نوار غزه چیست كه جناب عالی در مقابل این سركوبها سكوت میفرمایید ودر مقابل به حمایت از برادران و خواهران سنی در نوار غزه و فلسطین به حمایت فرمان صادر میفرمایید شما به عنوان مرجع تقلید ما چه دستورمیفرمایید كدام حركت اسلامی و شرعی است و كدام حركت غیر اسلامی و غیر شرعی است با تشكر از راهنماییهای حضرت عالی

پاسخ سوال شماره:11694

بسمه تعالی

ظلم از هرکس باشد و در هرکجا باشد قبیح است و از مظلوم، هرکس باشد و در هرکجا باشد، دفاع لازم است. مگر نتواند که در این صورت معذور است.

حسین المظاهری

منبع :   خبر اختصاصی خبرگزاری اخبار داخل ایران

 


|+| نوشته شده در 87/10/28 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                     بازداشت شماری دیگری از دراویش گنابادی در کیش

 

                                                       بازداشت شماری دیگری از دراویش گنابادی در کیش

 

در دور تازه از برخورد با دراویش نعمت‌اللهی گنابادی، پنجشنبه شب، شماری از دروایش گنابادی کیش توسط مأموران امنیتی دستگیر شدند که سه نفر از آنان همچنان در بازداشت به سر می‌برند.

فرشید یداللهی، وکیل دراویش گنابادی کیش، در گفت‌وگو با رادیو فردا با اشاره به این موضوع، افزود که این تعداد در شامگاه پنجشنبه، پس از برگزاری نماز جماعت و مجلسی که در منزل یکی از آنها برقرار بود، توسط نیروهای انتظامی و امنیتی و بدون ارائه مجوز قضایی دستگیر شده‌اند.

آقای یداللهی از عبدالرضا گودرزی، رضا انتصاری، احمد گودرزی، امین گودرزی، تورج یگانه و مهران اسدپور به عنوان دستگیرشدگان روز پنجشنبه نام برد و گفت: با وجود آزادی شماری از دستگیرشدگان در نیمه شب گذشته، عبدالرضا گودرزی، رضا انتصاری و مهران اسدپور، همچنان در بازداشت به سر می‌برند.

به گفته آقای یداللهی این سه تن قرار است روز شنبه به دادگاه تحویل و در آنجا تفهیم اتهام شوند.

این در حالی که پیشتر دادگاه کیش با ارسال اخطاریه‌ای از آقای عبدالرضا گودرزی و همسر و داماد وی خواسته بود تا در روز شنبه خود را به این دادگاه معرفی کنند.

این وکیل دادگستری در خصوص اتهامی که متوجه این دسته از دراویش گنابادی است گفت که دلیل بازداشت این افراد هنوز روشن نیست اما بر اساس پرونده‌هایی که در هفته‌های گذشته در دادگاه کیش تشکیل شده، تشکیل مجالس درویشی و درویش بودن به عنوان اتهام طرح شده است.

آقای یداللهی گفت که حتی از این افراد تعهد گرفته شده که نباید در تجمعات درویشی حضور داشته باشند یا مجالس درویشی تشکیل دهند.

وکیل دراویش گنابادی با ابراز تعجب از برخوردهای دادگاه کیش، اقدامات صورت گرفته در کیش را خلاف قانون اساسی، اعلامیه حقوق بشر و قانون حقوق شهروندی خواند و گفت که دراویش گنابادی معتقدند درویشی ربطی به سیاست ندارد و عقیده مذهبی آنها در فرهنگ ایران جاری است چرا که در ادبیات ایران فرهنگ تصوف و عرفان به چشم می‌خورد.

وی دلیل برخوردهای اخیر با دراویش به ویژه دراویش سلسله نعمت‌اللهی گنابادی را وجود کسانی دانست که «با تحجر و جمود فکری با تصوف و عرفان دشمنی دارند و می‌خواهند همه مردم به یک صورت فکر کنند و یک عقیده داشته باشند.»

برخورد با دراویش گنابادی در شهرهای مختلف از جمله کیش به تازگی شدت گرفته و از جمله در روز یکشنبه ۸ دی ماه، ماموران اداره اطلاعات جزیره کیش، با حمله به شماری از دراویش گنابادی نعمت اللهى، آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

در جریان این حمله به دراویشی که جلو در ورودی حسینیه دراویش در حال نمازگزاری بودند، نمازگزاران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و شماری از آنان نیز بازداشت شدند.

مأموران امنیتی همچنین در همان روز با مراجعه به خانه‌های پنج تن از دراویش گنابادی ضمن بازرسی خانه‌ها، این دراویش را بازداشت و به اداره اطلاعات کیش منتقل کردند. 

منیع: رادیو فردا 

 


|+| نوشته شده در 87/10/28 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

تهدید یک درویش نعمت اللهی گنابادی به اجرای حکم شلاق    

 

 

ساعت 12 ظهر روز چهارشنبه 25دیماه 1387، جمشید لک از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهرستان دورود از سوی دادگستری این شهرستان تهدید شد .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از خرم آباد : ساعت 12 ظهر روز چهارشنبه 25 دیماه ، شخصی ناشناس با شماره تلفن 4236212 و معرفی خود به عنوان کارمند دادگستری ، با منزل آقای جمشید لک از دراویش گنابادی تماس گرفته و خواستار حضور فوری وی در دادگستری شده است .

براساس این گزارش ، جمشید لک به واسطه احضارهای خلاف قانون اداره اطلاعات شهرستان دورود و ایجاد مزاحمت برای وی و     خانواده اش و ایراد ضرب و شتم از سوی مأمورین اطلاعات دورود بر روی دهان و لثه وی در بهمن ماه 1384 ، شکایتی را از مأمورین خاطی در اداره اطلاعات ، به مقامات ذیصلاح نوشت .  به دلیل نگارش این نامه با شکایت اداره اطلاعات از سوی دادستانی دورود به اتهام نشر اکاذیب ،  افتراء  و توهین به مأمورین دولت تحت پیگرد قرار گرفت و با دستور دادستان 11 روز  زندانی شد .

این گزارش می نویسد : جمشید لک از سوی شعبه 102 دادگاه جزایی دورود به شش ماه حبس ، 74 ضربه شلاق و یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد که نهایتاً شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر لرستان وی را ازاتهامات نشراکاذیب و توهین به مأمورین تبرئه و نسبت به  افتراء ، محکومیت 74 ضربه شلاق را تأیید نمود و حال دادگستری دورود خواستار اجرای حکم شلاق این درویش گنابادی است .

این گزارش در پایان می افزاید : وکالت این درویش گنابادی را آقای مصطفی دانشجو برعهده داشت که آقای دانشجو نیز در این پرونده به دلیل دفاع از این درویش گنابادی با شکایت اداره اطلاعات به اتهام تهمت و افتراء از سوی شعبه 102 دادگاه جزایی به یکسال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم شد که نهایتاً شعبه اول دادگاه تجدیدنظر لرستان با تغییر عنوان اتهامی این وکیل دادگستری به نشراکاذیب محکومیت آقای دانشجو را به سه میلیون ریال جزای نقدی تبدیل کرد .  

 

 


|+| نوشته شده در 87/10/27 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

 

دستگیری 6 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در جزیره کیش

   

 

 

بنا به خبرهای رسیده از جزیره آزاد کیش ، پیرو پلمپ حسینیه و دستگیری تعدادی از دراویش نعمت اللهی گنابادی در هفته های گذشته ، امروز پنج شنبه 26دیماه ساعت 7 شب نیروهای اطلاعاتی و انتظامی بدون ارائه مجوز قضایی مبنی بر جلب و یا ورود به منزل در شب ، پس از محاصره و کنترل شدید منطقه ، به منزل آقای محمد جعفر انتصاری هجوم برده و تعدادی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در آن مکان جهت برگزاری مجلس درویشی و ذکر خدا حضور داشتند را جلب و با برخورد فیزیکی با مردان و زنان و با زور و غلبه، به بازداشتگاه اداره اطلاعات کیش منتقل نمودند.

تعداد و اسامی بازداشت شدگان تاکنون به صورت دقیق مشخص نیست ولی بنا به گزارشهای دریافتی : آقایان انتصاری ، عبدالرضا گودرزی  احمد گودرزی ، امید حسن زاده ، مهران اسدپور و تورج یگانه ، هم اکنون در بازداشتگاه اطلاعات کیش به سر می برند .

آخرین خبرها از جزیره کیش حاکی از آن است که خانواده های دراویش بازداشت شده هم اکنون در مقابل اداره اطلاعات کیش تجمع نموده و خواستار آزادی بلا قید و شرط نامبردگان می باشند . خبرهای تکمیلی متعاقباً اعلام می شود.

 

 


|+| نوشته شده در 87/10/26 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

         مولانا قيام عاشورا را حماسه‌اي عاشقانه و عارفانه مي‌داند

 

                                       مولانا قيام عاشورا را حماسه‌اي عاشقانه و عارفانه مي‌داند

 

دکتر ناصر مهدوي معتقد است امام حسين (ع) از نگاه مولانا عاشقي راستين است که مي‌خواهد ما را از زندان دنيا نجات دهد و به سوي طريقت اولي راهنمايي کند و از همين رو قيام عاشورا حماسه‌اي عاشقانه و عارفانه است.
دکتر ناصر مهدوي استاد دانشگاه و مولاناپژوه در نشست "واقعه عاشورا از نگاه مولانا" که عصر امروز يکشنبه در تالار باستاني پاريزي دانشگاه تهران برگزار شد، گفت: مولانا در مثنوي و ديوان شمس علاوه بر بررسي جنبه‌هاي سياسي اجتماعي واقعه عاشورا برجسته‌ترين ويژگي امام حسين (ع) را ثابت قدم بودن در راه عشق توصيف مي‌کند.
وي افزود: مولانا معتقد بود امام حسين (ع) به همه انسانها مي‌آموزد تا زماني که در زندان نفس خود حبس هستيم امکان شناخت زيبايي‌هاي حقيقي وجود ندارد. براي ديدن زيبايي‌ها و لطايف ناب حقيقي بايد زندان نفس را شکست.
مهدوي در ادامه خاطرنشان کرد: حقيقتي که در سراسر مثنوي و ديوان شمس به چشم مي‌خورد اين است که انسان براي لذت بردن از زيبايي‌هاي حقيقي بايد زندان نفس را بشکند. از نگاه مولانا امام حسين (ع) بزرگترين شخصيتي است که قفل زندان را مي‌شکند تا به معشوق برسد.
اين استاد دانشگاه اذعان کرد: مولانا نجات و رهايي انسان را در شخصيت امام حسين جستجو مي‌کند و مي‌گويد امام حسين (ع) خود تيشه به دست مي‌گيرد و زندان نفس را مي‌شکند تا به ما بياموزد چگونه از زندان عبوس خودپرستي خود را نجات دهيم و به خدا برسانيم.
وي با بيان اينکه که امام حسين (ع) در نگاه مولانا رسن محکمي است که آمده تا انسان را از ظلمت نجات دهد، گفت: مثنوي مولانا عشق‌نامه است و مولانا عاشق را کسي مي‌داند که همه زندگي‌اش را در راه معشوق مي‌بازد و امام حسين (ع) حقيقت ناب و مجسمي است که تمام هستي‌اش را در راه معشوق نثار مي‌کند.
مهدوي با بيان اينکه عاشورا از نگاه مولانا تقديري ازلي در پيش نوشته شده نيست تصريح کرد: مولانا به همه احوال امام حسين(ع) آشنايي دارد و معتقد است اين شخصيت بزرگ مي‌خواهد در وهله اول زنده بماند ولي از شخصيت خود عقب نشيني نکند و عاشق باشد براي همه شخصيت سرافرازي است که به خاطر عاشق بودن در نقطه مقابل يزيد قرار مي‌گيرد که عاشق‌کش است.
اين استاد دانشگاه در ادامه اظهار داشت: مولانا امام حسين(ع) را قرباني عشق مي‌خواند و در دفتر سوم مثنوي تصويرها و مصداقهاي روشني از اين قرباني شدن عاشق در راه عشق نشان مي‌دهد که مشخص است به صحنه کربلا اشاره دارد.
مهدوي اذعان کرد: در دفتر ششم مثنوي برداشتي که مولانا از عزاداري امام حسين(ع) دارد به معناي انکار نيست بلکه او مي‌خواهد بگويد امام حسين (ع) چه شخصيت بزرگي است که مي‌خواهد ما را از زندان دنيا نجات دهد و ما چقدر کوچک هستيم که به جاي پيروي از حرکت او فکر مي‌کنيم ما را دعوت به غم و افسردگي مي‌کند.
وي افزود: مولانا معتقد است از علامتها و اوصاف اخلاقي شخصيتهاي عاشقي مثل امام حسين(ع) اين است که شجاعت دارد و در برابر باطل دليرانه از حقيقت دفاع مي‌کند.
مهدوي در پايان يادآور شد: مولانا عزاداري شعيان را انکار نمي‌کند بلکه عدم شناخت آنها را از امام حسين(ع) را به نقد مي‌کشد و مي‌گويد ايشان شب‌خرم ، سرزنده ، اميدوار و پشت گرم بودند تا ما را به راه طريقت و حقيقت رهنمون شويم ولي شما اين درس را کمتر آموخته‌ايد.
خبرگزارى مهر

 

 


|+| نوشته شده در 87/10/26 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                          تنها وهابیون دشمن حسینیه ها هستند !!؟؟

 

                                                تنها وهابیون دشمن حسینیه ها هستند !!؟؟

   

سایت مجذوبان نور : وهابیون در هر مملکتی باشند چه اسرائیل و چه عربستان و چه پاکستان و چه ...!!و چه در قدرت باشند و چه در قدرت نباشند و چه حاشیه نشین قدرت باشند !! و در هر دینی و مذهبی باشند چه اهل سنت و چه شیعه !! و چه در سیک های هند و چه در یهودیان اسرائیل ،و در هر مقامی باشند چه امنیتی و چه مفتی وچه ...!!دشمن حسینیه ها هستند،  یا پلمپ می کنند و یا آتش می زنند !!.چه دشمنی با امام حسین (ع)و خانه ی او دارند ، خدا می داند؟!!. الهی  وهابیون را  در هر کجا هستند!!! هدایت بفرما !!!!!؟!

*********

نیروهای امنیتی عربستان چند حسینیه را در احساء بستند

منبع: اختصاصی ابنا

به گزارش خبرگزاری ابنا به نقل از "الراصد"، نیروهای امنیتی عربستان
در اقدامی خصمانه و بدون اخطار قبلی، حسینیه "البدی"، "الشواف" و "ابوزيد"، در شهر الفوف را بستند. این در حالی است که چندی پیش نیز مجلس عزاداری سادات علوی در روستای "الدالوه" و حسینیه‏ای در روستای "البطانیه" ودر دیگر بخشهای استان "الاحساء"، به دستور نیروهای امنیتی عربستان بسته شده بود و از برپا کنندگان مجالس با انجام بازجویی‏های متعدد و تعهد کتبی گرفته شد.گفتنی است نیروهای امنیتی عربستان هفته گذشته با حمله به نمادهای عزاداری امام حسین(ع) و پارچه‏نوشته‏ها در منطقه "الاحساء"، آنها را پایین آوردند.  همچنین در این روز برق مسجد بزرگ شیعیان منطقه ملک فهد الاحساء قطع گردید.

حسینیه شیعیان در پاکستان به آتش کشیده شد

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از فارس، شب گذشته در شهرستان "میرپور خاص" در منطقه "چاکی پاره" در ایالت سند، پس از درگیری میان عزادران حسینی و اعضای گروهک تروریستی موسوم به سپاه صحابه شورش در این شهرستان آغاز شد.  بر اساس این گزارش، در این درگیری‌ها که با سر شعار علیه هر دو طرف آغاز شد، ترویست‌های صحابه بازار و فروشگاهای شهرستان میرپور خاص را با زور مجبور به تعطیل کردند.  همچنین شورشیان ناشناس نیز برخی وسایل نقلیه را در سطح شهر به آتش کشیدند.  در ادامه این درگیری، صبح امروز در اقدامی تروریستی سپاه صحابه یکی از حسینیه‌های این شهرستان را به آتش کشید و تنش شدید میان سپاه صحابه و عزاداران حسینی سراسر شهر را فرا گرفت و این شهر به حالت تعطیل در آمده است.  نیروهای انتظامی در نقاط مهم شهرستان برای کنترل شورش گشت‌زنی می‌کنند و تاکنون چندین فرد ناشناس به اتهام شورش و درگیری دستگیر کرده‌اند.  

 

 


|+| نوشته شده در 87/10/25 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                              اخبار دراویش اصفهان    

خبرنگار سایت مجذوبان نور از اصفهان گزارش داد دو تن از دراویش سلسله  نعمت اللهی گنابادی به نامهای قاسم و احمد جعفرپور  که در خیابان هاتف مقابل امامزاده اسماعیل اصفهان در حدود پنجاه سال است  به شغل آرایشگری مشغول میباشند اخیرا جهت تمدید پروانه کسب خود به اداره اماکن مراجعه نموده و مسئولین با تقاضای آنها  مخالفت و  پراونه کسب آنها را تمدید نمی نمایند. مامورین اداره اماکن و اداره اطلاعات اعلام می کنند چون  اسم مغازه به نام  "اخوان"  می باشد تخلف محسوب شده و به همین دلیل پروانه کسب تمدید نخواهد شد . این اقدام اداره اماکن وادراه اطلاعات خانواده های این دو درویش گنابادی را با مشکلات عدیده ای جهت امرار معاش روبرو نموده است.
دربخش دیگری از این گزارش آمده است : عصر روز تاسوعا سه شنبه 17 دی ماه 1387 نیز مدیر کل امور تخت پولاد اصفهان به همراه رئیس شورای شهر اصفهان آقای حاج رسولیها و همچنین حجه الاسلام رهبر در ساعت 6 بعد ازظهر دیداری چند دقیقه ای از نمای داخلی مقبره درویش ناصرعلی داشته اند که تاکنون هدف از این  تجسس هاو بررسیها معلوم نگردیده است.امسال نیز چون سال گذشته در این مکان عزاداری امام حسین (ع)در ماه محرم، ممنوع اعلام  شد .

 


|+| نوشته شده در 87/10/25 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

فتنه و جو سازی متحجرین علیه دراویش گنابادی در شهرستان گراش

                                         فتنه و جو سازی متحجرین علیه دراویش گنابادی در شهرستان گراش

 

   

 به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ازگراش لارستان ، فرمانداری گراش چندی قبل آقای اکرم باشی نژاد  ازدراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی،شاغل در شهرداری این شهرستان را احضارو پس از چند ساعت بازجویی با  تهدیدو ارعاب از وی می خواهند که در مجالس درویشی شرکت ننماید.

هم زمان و به موازات برخورد فرماندار،  امام جمعه این شهرآقای حلاجی نیز در نماز جمعه با توهین به دراویش گنابادی وبا تهمت وافترا و اظهارات کذب ،  نمازگزاران راترغیب به برخورد با دراویش می نماید. آقای حلاجی در بخشی از خطبه های نماز می گوید :  "دراویش گنابادی در حال ازدیادند و ما از آنها میترسیم باید با آنها مقابله کرده و جلوی انها ایستاد ... چرا اجازه می دهید این همه مسافر ازنقاط دور و نزدیک برای دیدن و زیارت یک بی سواد  به گراش بیایند ... ما با این همه درس خواندن و دود  چراغ خوردن کسی به زیارت ما نمی آید ولی این پیرمرد که بی سواد است مدام از اطراف برای زیارت او می آیند و حسینیه آنها شلوغ و مساجد ما خلوت است... ببینید  ما که درس خواندیم و زحمت کشیده ایم  چرا یک نفر به دیدن ما نمی آید؟"....

در ادامه این گزارش آمده است : با شروع ماه محرم و پس ازاین سخنرانی که به صورت ضمنی برای متحجرین در حکم فتوای جهاد محسوب می شد  اقدامات علیه دراویش گنابادی  به اوج خود رسیده به طوریکه  پایگاه مقاومت انصار المهدی وابسته به حوزه علمیه باقرالعلوم گراش با درج آدرس خود اقدام به پخش شبنامه، اطلاعیه و تکثیر سی دی علیه دراویش می نماید .  تعدادی از روحانیون نیز بسیج شده به دانشگاهها ،دبیرستانها وحتی مدارس ابتدایی ، بیمارستان و ... رفته و عملا و علنا دست به تحریک مردم و جوانان جهت برخورد با  دراویش گنابادی می زنند.

خبرنگار سایت مجذوبان نور می افزاید: عدم همراهی مردم و عوام ، با محرکان و اقدامات آنها به حدی ملموس و مشهود گردید  که امام جمعه در یک چرخش باور نکردنی در نماز جمعه 20/10/87  عنوان نمود هدف ما تفرقه نیست ما با شخص مخالف نیستیم بلکه با عقیده مخالفیم و اصلا منظور ما بی احترامی به کسی  نیست!!.

یکی از دراویش گراش در مصاحبه با خبرنگار سایت مجذوبان نور اظهار داشت :  بحران بوجود آمده در گراش به  تحریک مستقیم ریاست حوزه علمیه  باقرالعلوم گراش آقای اسماعیلی و امام جمعه آقای حلاجی صورت گرفته است .ادارات دولتی نیز از ترس یا هر دلیل دیگر مجبور به اطاعت از دستورات آنها هستند. در جو سازی و تبلیغات سوء آقایان  از همه ننگین تر آن است که در این اطلاعیه ها عکسهای خانوادگی آقای خواجه گراشی (وفا علی ) نیز به چشم میخورد.

غلظت توهین ولجن پراکنی و زیاده روی آقایان در اجرای دستوراتی که از بالا به آنها امر شده بود!! و بی توجهی به این موضوع که تقریبا تمام مردم گراش به نحوی با هم فامیل میشوند و همه همدیگر را می شناسند و دراویش و خصوصا جناب آقای خواجه گراشی (وفا علی) را به تقوا ونیکی می شناسند   ، دروغها بر مردم هویدا شده ، به گونه ایکه افرادی که درویش هم نبودند رو در رو با انها به مخالفت برخواسته اند و  در خیابانها  جوانان اعلامیه ها را پاره کرده و سی دی ها را می شکنند. درمنطقه لارستان برادران اهل سنت و دراویش گنابادی و متشرعین شیعه سالها در کنار یکدیگر، بدون درگیری با هم زندگی کرده اند الگوی روحانیت را آیت الله  آیت اللهی می دانند که صغیر و کبیر و شیعه و سنی  و خصوصا دراویش به اواحترام می گذارند .مردم تاکنون  دروغگویی و هوچیگری را حداقل به این شکل و به این شدت  از منبریها ندیده بودند و به همین علت حد اقل تا امروز نقشه های آنان نقش برآب شده است .

 


|+| نوشته شده در 87/10/24 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

با توجه به حذف نام بیدخت از اطلس جغرافیایی ایران .  اطلس تصویری مزار سلطانی بیدخت و شهر بیدخت را ه اندازی شد . به همین منظور  ۱ گروه در سایت اطلس تصویری ایران به نام مزار سلطانی بیدخت و یک اکانت به اسم بیدختیان ۱۲۱ شروع به فعالیت نموده است  .

http://www.flickr.com/groups/iranpics/


http://www.flickr.com/photos/34129971@N02/


http://www.flickr.com/groups/997139@N23

 

 


|+| نوشته شده در 87/10/23 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

         فتواهای مراجع عظام تقلید وارد بازار عروسک فروشی شد!!!

 

         آقا جان مگه استفتا را نمی بینید؟؟ عروسک باربی را نخرید

 

 

 کد مطلب: 38688, P.View: 887  

آیت‌الله مکارم شیرازی: مصنوعات صهیونیست‌ها حرام است 

 

 

                                          

 

 

۲۳ دي ۱۳۸۷                

آیت الله مکارم شیرازی خریـد و فروش مصنوعـات صهیونیست ها را حـرام اعـلام کرد.

 

به گزارش واحد مرکزی خبر، وی در پاسخ به استفتایی درباره خرید و فروش ،

 

 استفاده ، نگهداری و اهدای عروسک های باربی و سایر لوازمی که تصاویر این

 

 عروسک را دارند تصریح کرد چنانچه متعلق به صهیونیست ها باشد حرام است.

 

 

 

 


|+| نوشته شده در 87/10/23 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                                                          پرونده‌ای دیگر از دستگیری دراویش‌ نعمت‌الهی در گفت و گو با با فرشید یدالهی

پرونده‌ای دیگر از دستگیری دراویش‌ نعمت‌الهی در گفت و گو با با فرشید یدالهی    

 

 

این‌بار کیش، این پرونده محرمانه است

اردوان روزبه

خبرها اشاره داشتند که چندی پیش چهار نفر از درویش‌های نعمت‌الهی ‌گنابادی در کیش در یک مراسم در حسینیه‌شان دستگیر شدند. این‌بار نکته قابل تأمل این بود که پرونده دستگیری این درویش‌ها «محرمانه» اعلام شده بود.

محمدجعفر انتصاری، عبدالرضا گودرزی، هادی حبیبی و رویا اسدپور از دراویش سلسله نعمت‌اللهی گنابادی بوده‌اند که در جزیره کیش توسط مأمورین نیروی انتظامی دستگیر و بازداشت شدند.

این نکته حتا برای وکیل‌های این دستگیر شده‌ها نیز مبهم بود. عدم امکان تماس با دستگیر شده‌ها، عدم اعلام اتهام به وکیل‌ها و مواردی از این دست، شامل وضعیت متهمین بوده است و از سویی آن‌ها در یک بند امنیتی نگهداری می‌شده‌اند.

پس از دستگیری این هشت نفر در هفتم دی‌ماه امسال، روز شنبه هفته گذشته، چهاردهم دی‌ماه چهار نفر از آنان آزاد شده‌اند. اما منزل‌های آن‌ها مورد تفتیش قرار گرفته است.

فرشید یداللهی و امیر اسلامی، وکالت این گروه از دروایش را برعهده گرفته‌‌اند، آن‌هم در شرایطی که برخی در مقابل منزل‌های دستگیر شدگان تجمع کرده بودند و اجازه ورود به خانه این افراد را نمی‌دادند.

در همین رابطه، با فرشید یدالهی از وکلای این گروه از دروایش گفت و گو کرده‌ام.

 

او در ابتدا اشاره می‌کند این پرونده به چه استنادی محرمانه اعلام شده است:

متأسفانه در قانون آیین‌ دادرسی ‌کیفری، تبصره‌ای قرار دارد که به استناد آن پرونده‌ی ما محرمانه اعلام شده است. بعضی قضات از این ماده استفاده می‌کنند و اجازه‌ی دخالت وکلا را در این مرحله یعنی مرحله بازپرسی نمی‌دهند.

البته وکلا طبق قانون می‌توانند در تحقیقات مقدماتی حضور داشته باشند، ولی نباید دخالتی داشته باشند و اگر مطالبی را در خصوص موکلشان لازم بدانند می‌توانند بعد از بازجویی به اطلاع ریاست دادگاه برسانند.

البته پرونده‌ی دراویش، پرونده‌ای نبوده که امنیتی باشد. در ابتدا به دادگستری کیش مراجعه کردیم که در آن زمان رییس شعبه حضور نداشتند و جانشین شعبه حضور داشتند.

از ایشان تقاضا کردیم که می‌خواهیم با موکلانمان ملاقات داشته باشیم و وکالتنامه را به امضایشان برسانیم. ایشان به ما اجازه‌ی ملاقات ندادند و اعلام کردند پرونده امنیتی است و ممنوع‌الملاقات هستند.

اما دستور دادند ما آن دستور را به همراه برگه‌ی وکالت‌نامه به اداره‌ی اطلاعات کیش ببریم و آن‌جا اعلام کردند که وکالت‌نامه را به آقایان و خانم‌ها ارایه می‌دهیم، اگر امضا کردند بعد ضمیمه‌ی پرونده می‌کنیم.

 

باز تقاضای ملاقات کردیم و اجازه‌ی ملاقات ندادند. لایحه‌ای با اشاره به این موارد که، حقوق قانونی موکلانمان است که وکلا با آن‌ها ملاقات داشته باشند و خانواده‌شان از وضعیتشان اطلاع داشته باشد، نوشتیم.

یکی از موکلان خانمی بودند که از نظر قلبی مشکل داشتند، درد مفاصل هم داشتند و صاحب فرزند خردسالی بودند که خانواده‌شان خیلی نگران این موضوع بودند.

این‌ها را به اطلاع ریاست دادگاه رساندیم ولی متأسفانه توجهی نشد و آن‌ها یک هفته در اداره‌ی اطلاعات در بازجویی بودند و در این مدت هیچ اجازه ملاقاتی به خانواده‌ی این‌ها و وکلایشان داده نشد.

آن‌طور که ما اطلاع پیدا کردیم پس از بازپرسی اولیه جمعه به کیش برگرداندند و ساعت یازده شب از آن‌ها در دادگستری کیش بازجویی کردند و خانم اسد‌پور و آقای انتصاری را آزاد کردند. یک‌شنبه هم آقای گودرزی و آقای حبیبی را آزاد کردند.

آزادی با قید ضمانت است یا در کل، پرونده بسته شده است؟

آن‌طور که ما اطلاع پیدا کردیم در زمانی که این افراد در بازداشت بوده‌اند، وکالت‌نامه به آن‌ها ارایه نشده است و به بعضی از آن‌ها هم گفته‌اند اگر وکیل نگیرید بهتر است.

اما الان که آزاد هستند انشالله وکالتنامه را تنظیم می‌کنیم و مجدداً به دادگاه مراجعه می‌‌کنیم. به هر حال آن‌ها را با قرار کفالت آزاد کرده‌اند.

دلیل دستگیری این دراویش در کیش چه بوده است؟

چیزی که این آقایان و خانم‌ها بعد از آزادی خود به ما اعلام کردند، این بود که آن‌ها تجمعات و مجالس درویشی داشته‌اند که به آن‌ها گفته شده بود این مجالس غیر قانونی است و نباید این مجالس را داشته باشید. یعنی بیشتر بحث مسایل اعتقادی بوده ‌است.

آیا از نظر حقوقی، برگزاری این مجالس در ایران غیر مجاز به حساب می‌آید؟

خیر. غیر مجاز نیست و مجالس دراویش در اسلام منعی ندارد. در قانون هم منعی برای آن‌ها در نظر گرفته نشده است. اصول قانون اساسی، تفتیش عقاید را ممنوع اعلام کرده است.

فرقه‌های مختلفی از دراویش داریم. چرا بیشتر برخوردها حول محور دراویش نعمت‌الهی بوده است؟

برای ما هم سوال است که چرا این برخوردها با آن‌ها می‌شود. الان افرادی در دستگاه حاکمه هستند که تفکری مخالف با تصوف دارند و با تصوف عناد دارند.

در حالی که تمامی نظام و همه‌ی مسئولان چنین تفکری ندارند. اما عده‌ای هستند که برای پیشبرد اهدافشان این اقدامات را انجام می‌دهند.

از طرفی هم دراویش نعمت‌الهی گنابادی در تمامی شهرها و بین جامعه و مردم حضور دارند و تعدادشان هم قابل توجه است. بعضی‌ها فکر می‌کنند باید از این بابت نگران باشند.

نحوه‌ی برخورد با موکلان شما در مدت دستگیری چگونه بود؟

چیزی که اعلام کرده‌اند، شکنجه‌ی جسمی در کار نبوده ولی از این افراد سوالات عقیدتی و بر خلاف حقوق شهروندی شده است.

به هر حال رو به دیوار نگه داشتن، فیلمبرداری کردن، اجازه‌ی ملاقات ندادن مواردی است که غیر قانونی محسوب می‌شود و بر خلاف حقوق شهروندی است.

منبع : رادیو زمانه

 


|+| نوشته شده در 87/10/23 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                                             

 

 
             دراویش گنابادی بندر دیلم در رنج و عذاب قشریون و....    
 

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از بندر دیلم : مامورین حراست اداره آموزش و پرورش این شهرستان با احضار آقای عیسی برمکی ،از وی خواسته اند که مجالس شب های دوشنبه را تعطیل نماید ودر صورت امتناع از این دستور، وی را به بندر نخل تقی تبعید و منتقل خواهند نمود و دراویش این شهرستان اجبارا و جهت حمایت از برادرایمانی خود مجلس یکشنبه شب 22 دیماه 1387 را در محل دیگری برگزار نمودند .

در ادامه این گزارش آمده است :آقای فرج امیرزاده مجلس دار شب های جمعه بندردیلم ، در دو مرحله مورد تهاجم و ضرب و شتم نیروهای قشری !!(امنیتی)قرار گرفته است و بارها از سوی مامورین اداره اطلاعات و متحجرین منطقه ،به دلیل انعقاد مجالس درویشی در منزلش مورد تهدید و ارعاب قرار گرفته است .

قشریون این منطقه اعلام نموده اند در صورتی که مجالس دیلم تعطیل نگردد به منازل دراویش حمله خواهند نمود.

یکی از دراویش ساکن در بندر دیلم در مصاحبه با خبرنگار سایت مجذوبان نور اظهار داشت : چندی پیش عده ای از قشریون ومتحجرین این شهرستان به تحریک نیروهای امنیتی ،طوماری علیه دراویش تنظیم کرده  و به فرمانداری دیلم ارسال نموده اند و خواستار برخورد با دراویش شده اند . این تحرکات تنها به جهت زمینه سازی برای برخورهای فیزیکی صورت می گیرد و مستمسکی برای اداره اطلاعات خواهد بود که اعمال غیر قانونی خود را با مردمی نشان دادن !!مخالفتها علیه دراویش توجیح نماید . بخش اعظم دراویش بندر دیلم را جوانان تشکیل می دهند و گویا مامورین اداره اطلاعات ومقلدین بعضی از مراجع دولتی که در این بندر صاحب نفوذ می باشند!! ترجیح می دهند جوانان این شهر بدنبال اعتیاد و قاچاق کالاو مفاسد اجتماعی باشند تا به دنبال معارف الهی ،و معلوم نیست دراویش گنابادی چه ضرر و مزاحمتی برای آنها ایجاد نموده اند؟

سئوال اینجاست که ارگانهای امنیتی و انتظامی دربندر دیلم که ازمالیات این مردم حقوق می گیرند مجریان قانون هستند  یا جیره خوارو تابع مقلدین مراجعی که با دراویش به مخالفت برخواسته اند !؟ چرا دراویش در کشور و موطن خودشان نباید امنیت جانی داشته باشند؟ اگر این "آقایان" فکر می کنند با این روشها می توانند ما را از راه تشیع راستین که همانا تصوف حقه می باشد بازدارند در خیال خامی به سر می برند که گذرزمان آن را اثبات خواهد کرد و زمستان رنج و عذاب می گذرد و سیاهی آن بر رخسارو چهره آنان خواهد ماند.

 


|+| نوشته شده در 87/10/23 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

            نامه یکی از دراویش گنابادی به مجله نشنال جئوگرافی آمریکا

 

                                         نامه یکی از دراویش گنابادی به مجله نشنال جئوگرافی آمریکا

 

   

هو

121

 آیا حیف نیست نام: مجله ای برای ارباب معرفت جغرافیا را زیر سوال ببرید؟

 نشریه وزین و معتبر بین المللی نشنال جئو گرافیک

The National Geographic Magazine                                                 

با تقدیم احترام به مدیر مسئول و دست اندرکاران ارجمند مجله:

بعرض می رساند از آنجا که نشریه شما در سطح بین الملل جزو معتبرترین و معروفترین مجلات در حوزه جغرافیا و تحقیقات وابسته به آن به شمار می رود و در سراسر دنیا از جمله  در کشور عزیزم ایران نیز مشترکین و مطالعه کنندگان  بسیاری را دارد (همچون محقق ارجمند و استاد گرانمایه جناب آقای دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی استاد تاریخ دانشکده ادبیات دانشگاه تهران که در مورد مجله می فرمایند: مجله نشنال جغرافی عین مغازه ایست و در واقع سوپر مارکتی است برای ارباب معرفت جغرافیا ... اما تا به حال چند چیز را این مجله همیشه مد نظر داشته: اینکه هرگز از زی خود خارج نشده و مجله جغرافیایی مانده... بالاتر از آن اینکه همیشه کوشش داشته خواننده خود را از خود جدا نکند و او را تا می تواند نگاه دارد.)(1) بجاست همچون گذشته اعتبار و ارزش خود را بخاطر رقابتهای سیاسی،مسابقه اقتصادی یا دشمنی های ایدئولوژیک و خدای نخواسته وابستگی ها ی مالی و غیره به کشور و طیف خاصی مورد سوال قرار نداده و این درجه اعتبار و اهمیت را بنا به دلایل فاقد وجاهت قانونی و واهی مخدوش ننمائید.

بر تمامی دول و مطلعین جغرافیایی دنیا واضح و آشکار است که خلیج فارس از دیر باز همیشه به همین نام در تمامی اسناد،مدارک،مکاتبات بین المللی،کتب و مجلات انتشار یافته نامیده شده است و "نخستین بار جمال عبدالناصر از این نام مجعول(خلیج عربی) استفاده کرد،البته روس ها نیز در استفاده از این عنوان مجعول بی تاثیر نبودند. این در حالی بود که ناصر قبلا از عنوان درست خلیج فارس استفاده کرده و درباره وسعت سرزمینهای عربی گفته بود: (من المحیط الاطلسی الی الخلیج الفارسی) یونانی ها این خلیج را به نام فارس و (سینوس پرسیکسوس Sinus Persicus ) تلفظ می کردند. در تمامی نقشه های قدیمی و اسناد تاریخی همگی این نقطه را خلیج فارس می نامیدند و جغرافی دانان بزرگی چون استخری و مقدسی اینجا را خلیج فارس می نامیدند. پرتغالی ها نیز هنگامی که آفریقا را از جنوب دور زدند و به اینجا رسیدند در نقشه هایشان اینجا را خلیج فارس نامیدند و سازمان ملل به عنوان یک مرجع رسمی این خلیج را خلیج فارس می داند و در اسناد خود بدین نام از خلیج یاد می کند."(2) و می بینیم که خلیج همیشه فارس را حتی رادیوهایی همانندBBC  از دور زمان به همین عنوان نام می برد"نکته جالب توجه این است که تقریبا تمامی مخاطبان این نشریه بین المللی محققان و کارشناسان حوزه جغرافیا و یا کسانی هستند که از حداقل های جغرافیای جهان مطلع اند،در این صورت ذکر عنوان مجعول (خلیج عربی) چگونه قابل توجیه است ؟"(3)

از آنجا که بررسی ادله و اسناد مربوط به این مسئله در تخصص حقیر نمی باشد لذا توجه شما را به اسناد و مدارک و مطالب منتشر شده در این زمینه جلب نموده و به بررسی و مراجعه به کتب و مقالات اهل فن همچون استاد مسائل جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک و مدیر عامل بنیاد پژوهشی یوروسویک ( (Urosevicلندن جناب آقای پیروز مجتهد زاده که مقالات بسیاری در این مورد از ایشان در مجلات معتبر دنیا به چاپ رسیده است فرا می خوانم و امیدوارم که در شماره های بعدی مجله، واقعیت روشن این مهم را به اطلاع ارباب معرفت جغرافیا رسانده و حق را به لباس باطل کتمان نفرمائید که چنین اشتباهی از نشریه معتبری همچون نشنال جئو گرافیک انتظار نمی رفت.

توضیحا نام  چند کتاب و مجله را که حاوی اسناد و مدارک جهت تحقیق در مورد خلیج فارس هستند را به انضمام چند برگ کپی دراین رابطه تقدیم می نمایم:

مبالغه مستعار: بررسی مدارک مورد استناد شیوخ در ادعا بر جزایر تنب کوچک، تنب بزرگ، ابو موسی – محمد علی موحد – نشر کارنامه – چاپ اول 1380

ماهنامه اطلاعات سیاسی – اقتصادی – مدیر مسئول: مهدی بشارت -  موسسه اطلاعات – زیر نظر شورای سر دبیری -  شماره های دارای مقالات مربوط به موضوع  (از جمله  شماره 200-199 فروردین و اردیبهشت 1383- که کپی مقاله دکتر مجتهد زاده  را تقدیم می نمایم).

فصلنامه ره آورد -  ناشر و سردبیر : حسن شهباز -  شماره های دارای مقالات مربوط به موضوع ( ازجمله شماره 59 بهار 1381 و شماره 65 زمستان 1383-  کپی مقالات دکتر مجتهد زاده در هر دو شماره  را تقدیم می نمایم ).

بخارا (مجله فرهنگی و هنری) – صاحب امتیاز، مدیر مسئول و سردبیر : علی دهباشی -  شماره های دارای مقالات مربوط به موضوع ( از جمله شماره 34-33 آذر و اسفند 1382 مقاله : اسم باستانی خلیج فارس – همایون صنعتی . و شماره 35  فروردین – اردیبهشت 1383 مقاله:درباره ی اسم باستانی خلیج فارس (2)- همایون صنعتی -  کپی هر دو مقاله تقدیم می شود).

ایده های ژئوپولیتیک و واقعیت های ایرانی مطالعه روابط جغرافیا و سیاست در جهان دگرگون شونده – پیروز مجتهد زاده – نشر نی – چاپ اول 1379.

در آخر یاد آور می شوم که این اشتباه فاحش و بدور از واقعیت  که با موجی از اعتراضات ملت، اهل دانش و فرهنگ ایران زمین همراه بوده است را با نگرش عالمانه و محققانه رفع و بر اعتبار و مستدل بودن مطالب منتشره در مجله نشنال جئو گرافیک بیفزائید.

با آرزوی موفقیت برای مجله ارزشمند شما

کمترین از ملت سرافراز ایران زمین

مهردا د مصوری

7 آذر ماه 1383

27 نوامبر 2004

IRANTEHRAN – P.O.BOX: 16535/544  

رونوشت به مجله ارزشمند بخارا دوست ارجمند جناب آقای علی دهباشی

رونوشت به استاد گرامی جناب آقای دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی

رونوشت به محقق گرانمایه جناب آقای دکتر پیروز مجتهد زاده  

1- بخارا – شماره 37 مرداد 1383 – صفحه 39 تا 41 مقاله: استاد دکتر باستانی پاریزی.

2- روزنامه همشهری – چهارشنبه 4 آذر 1383/24 نوامبر2004 – سال دوازدهم – شماره 3564 – صفحه 26

3- روزنامه ایران – شنبه 7 آذر 1383/27 نوامبر2004-  سال دهم – شماره 2983 – صفحه 7 

توضیح: کتابهای ذیل نیز در مورد تاریخ و مسائل مربوط به خلیج فارس حائز اهمیت می باشند:

1- حاکمیت ایران بر جزایر تنب و ابو موسی – پیروز مجتهد زاده – موسسه جغرافیایی و کارتو  گرافی سحاب – چاپ نخست 1385.

2- نام خلیج فارس (بر پایه اسناد تاریخی و نقشه های جغرافیایی) – ایرج افشار سیستانی – مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه – چاپ اول 1381.

3- کشورها و مرزها در منطقه ژئوپلیتیک خلیج فارس -  پیروز مجتهد زاده – ترجمه و تنظیم: حمید رضا ملک محمدی نوری -  مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه – چاپ پنجم 1382.

4-  جزایر تنب و ابو موسی رهنمونی در کاوش برای صلح و همکاری در خلیج فارس -  پیروز مجتهد زاده – ترجمه و تنظیم: حمید رضا ملک محمدی نوری -  مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه – چاپ دوم 1383.

با تشکر از سایت مجذوبان نور

مهردادمصوری

 


|+| نوشته شده در 87/10/23 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                 آخرین وضعیت حسینیه دراویش گنابادی در کرج

 

                                     آخرین وضعیت حسینیه دراویش گنابادی در کرج

     

 مجموعه فعالان حقوق بشر  

در خصوص آخرین وضعیت حسینیه دراویش گنابادی در کرج که طبق اعلام شهرداری منطقه 2 این شهر، برنامه ریزی تخریب آن تا قبل از تاریخ 19/10/87 قطعی شده بود،

طی گفتگویی کوتاه با مصطفی دانشجو وکیل تعداد زیادی از دروایش گنابادی از آخرین وضعیت حسینیه مذکور پرسیدیم.

ایشان ابراز داشتند طی نامه ای که از طرف شهرداری منطقه 2 صادر و ضرب الاجلی که توسط این نهاد تعیین گشته بود مقرر گردیده بود، تا قبل از مناسبت عاشورا، حسینیه کرج تخریب گردد. همچنین آقای دانشجو اظهار نمودند که تا این تاریخ هیچگونه اقدامی در این خصوص انجام نشده است هرچند احتمال این امر را رد ننمودند.
مصطفی دانشجو، حقوقدان جوانی است که پس از ماجرای یورش به حسینیه دراویش در بهمن 84 در شهرقم و تخریب و به آتش کشیدن حسینیه شریعت ، وکالت دراویش را در اعلام جرم علیه وزارت اطلاعات ایران و شورای تأمین استان قم و مسببین امر برعهده گرفت . آقای دانشجو همچنین وکالت تعدادی از دراویش گنابادی که بعضاً مورد تعرضات مالی ، جسمی و شغلی قرار گرفته اند را نیز برعهده داشته است که به همین علت پرونده وکالت ایشان که خود نیز از دراویش این سلسله می باشند از سوی مرکز امور مشاوران حقوقی و وکلاء قوه قضائیه باطل گردید.

 


|+| نوشته شده در 87/10/23 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

وبلاگ دوست و برادر ایمانی عرفان و تصوف ایران به عنوان هدیه دامین tk. را به وبلاگ خورشید حق داده اند.

 

از این پس وبلاگ خورشید حق با دو آدرس زیر در خدمت شما فقرای گرامی می باشد.

 

                                                  www.rightsun.tk  

       

                                            www.rightsun1.blogfa.ir

 

با تشکر فراوان ازمدیریت گرامی وبلاگ عرفان و تصوف ایران 

 

 

 


|+| نوشته شده در 87/10/22 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                       سايت تصوف ايران برای چهارمين بار فيلتر شد 

 

                                

 

وقتي در نوشته هاي آيت الله زنجاني می‌خواندم كه در حوزه علميه مثنوی را با انبر برميدارند قبولش سخت بود ولی امروز كه برای چهارمين بار سايت تصوف ايران فيلتر شد واضح گرديد كه همان طرز فكر در بسياری از نهادهای فرهنگي و سياسی كشور ريشه دوانده است. 

آدرس جديد سايت تصوف ايران   http://www.sufi. ws  

ميباشد كه اميد است مورد استفاده علاقمندان و محققين عرفان اسلامی و فرهنگ كهن ايران زمين قرار گيرد.

برای جلوگيری از پيشروی آن خط سياسی غيردينی كه با تفكر و تدبر ايراني مخالف است از مديران كليه سايتهای اينترنتی درخواست مينمايد كه مطالب، كتب، مستندات و محتوای سايت تصوف ايران را دانلود كرده و در سايت خود قراردهند تا وسعت توزيع مطالب امكان فيلتر مجدد اين فرهنگ غنی را سلب نمايد.

همچنين از سايتهايی كه به سايت تصوف ايران لينك داده اند درخواست ميشود لينك جديد را درج نمايند.

به اميد روزی كه گروهی ديگران را اجبار ننمايند كه چگونه فكر كنيد.

آدرسهای فيلتر شده سايت تصوف ايران:

 http://www.sufism. ir      http://www.tasavuf. ir      http://www.tasavof.ir     http://groups. yahoo.com/ group/sufism_ ir 

آدرس گروه خبری سايت نيز به آدرس زير تغيير يافت:

      http://groups. yahoo.com/ group/sufism- ir

 ____________ _________________ ______

از گيرندگان اين نامه دعوت ميشود كه از كتابخانه بی نظير سايت تصوف ايران بازديد و متن كامل كتب عرفانی مورد علاقه خود توضيحات:

سايت تصوف ايران صرفاً يك سايت فرهنگي است و شامل يك كتابخانه تخصصي منحصر بفرد از تفاسير قرآن و كتب عرفا و دستورات اخلاق اسلامي است و كليه كتب مندرج در سايت تصوف ايران داراي مجوز چاپ و نشر صادره از وزارت ارشاد بوده و قبلا به صورت كاغذي نيز چاپ شده‌اند. متذكراً اين سايت فعاليتي در زمينة سياسي يا خبري نداشته است و مشمول هيچيك از بندهاي ماده هفت آيين‌نامه ساماندهي فعاليت پايگاههاي اطلاع‌رساني (سايتهاي) اينترنتي ايراني به شمارة 109060 / ت / 35741 هـ  مورخ 5/9/1385 مصوب هيأت محترم وزيران نمي‌شود.

از جهات ديگر:

اولا هر فرد از اين حق برخوردار است كه داراي سايتهاي اينترنتي باشد و اين موضوع از مصاديق حقوق مالكيت وي مي‌باشد و براساس اصل بيست و دو قانون اساسي از تعرض مصون است. واحد فيلترينگ مخابرات و كميته تعيين مصاديق پايگاههاي اطلاع رساني رايانه‌اي غيرمجاز بدون هرگونه اعلام قبلي به اقدام به فيلتر نمودن سايت تصوف ايران نمود و اين اقدام از مصاديق قاعده حقوقي قبح عقاب بلابيان بوده كه بدون تفهيم اتهام فرد مجازات شده است.

ثانيا اقدام واحد فيلترينگ در فيلتر نمودن سايت تصوف ايران ارتكاب عملي است كه قانون براي آن مجازات تعيين نموده است. براساس آيين‌نامه ساماندهي فعاليت پايگاههاي اطلاع‌رساني (سايتهاي) اينترنتي ايراني به شمارة 109060 / ت / 35741 هـ  مورخ 5/9/1385 هيأت محترم وزيران اشعار مي‌دارد كه: "اتخاذ تصميم نسبت به پايگاههاي موضوع اين آيين‌نامه مانع طرح شكايت عليه آنها در مراجع ذي‌صلاح و جبران خسارت و مجازات قانوني نمي‌باشد." و بر اين اساس تخطي از حدود مفاد مقرر در ماده هفت آيين‌نامه مزبور كه تنها پايگاهها و سايتهايي را قابل انسداد مي‌داند كه شامل يكي از موارد مندرج در ماده هفت آن باشند، فيلترينگ سايتهايي كه مشمول مفاد ماده هفت نمي‌شوند در زمرة جرم تلقي مي‌شود. از طرفي ماده پانصدوهفتاد قانون مجازات اسلامي تصريح مي‌دارد كه اقدام هريك از مقامات و مأمورين دولتي كه برخلاف قانون آزادي شخصي افراد ملت را سلب كند يا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسي محروم نمايد را جرم و مستوجب مجازات دانسته است.  

ثالثا استناد كميته مزبور به توجيهاتي غير از آنچه كه در قانون تصريح شده مسموع نمي‌باشد و طرح و مستمسك قراردادن ادله‌اي نظير «از لحاظ امنيتي» و «مصلحت كشور» و عناوين مشابه به مثابه قانونگزاري است و كميته مزبور كه متشكل از نمايندگان وزارت اطلاعات و وزارت ارشاد و مخابرات و شوراي انقلاب فرهنگي است حق قانونگزاري ندارد. براساس اصل نهم قانون اساسي كه اشعار بر اين دارد كه هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزاديهاي مشروع را هرچند با وضع قوانين و مقررات سلب كند مجاز به صدور دستور مبني بر فيلتركردن سايتهاي متعلق به درويشان گنابادي نيست. چه اين كميته علاوه بر فيلتر نمودن سايت تصوف ايران در يك اقدام كلي دستور داده تا تعداد بسياري از سايتهاي مرتبط با دراويش گنابادي را فيلتر نمايند. در صورتي كه براساس اصول دوازده و سيزده قانون اساسي پيروان مذاهب اسلامي و اهل كتاب در اشاعة و تعليم تعاليم و تربيت ديني خود آزادند چه رسد به شيعيان اثني عشري. لذا هرگونه استناد به توجيهات امنيتي و استصلاح مبني بر لزوم فيلترينگ سايت تصوف ايران از ابعاد سياسي و يا امنيتي و غيره توسط واحد فيلترينگ فاقد وجاهت قانوني است.

رابعا اقدام كميته مزبور و واحد فيلترينگ تعرض به حقوق شهروندي و آزاديهاي مشروع افراد تلقي و فيلتر شدن سايت در زمره تعرض به حيثيت اجتماعي افراد مي‌باشد و براساس اصل بيست و دو قانون اساسي حيثيت افراد از تعرض مصون است.

مدير سايت تصوف ايران http://www.sufi. ws                   

دكتر بيژن بيدآبادhttp://www.bidabad. com                   

info@sufism. ir


|+| نوشته شده در 87/10/22 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

بیژن بیدآباد در گفتگو با ایلنا: حقوق کارکنان دولتی نیازمند افزایش است

 

                                 

 

تهران- خبرگزاري کار ايران

بسياري از سياست‌‏هاي اقتصادي دولت‌‏ها که با هدف توسعه, رشد اقتصادي و افزايش رفاه است در حقيقت اثرات معکوس بر رفاه شهروندان خواهد داشت.
بيژن بيدآباد، عضو پژوهشکده پولي و بانکي ايران در گفت‌‏وگو با "ايلنا" با بيان اين مطلب گفت:‌ حمايت بي‌‏مورد از نيروي کار جز تحميل بار هزينه بر سرمايه‌‏گذار و توليدکننده نتيجه‌‏اي در برنخواهد داشت.
وي افزود: اين موضوع باعث کاهش سرمايه‌‏گذاري، توليد و اشتغال خواهد شد و در نهايت تنها کارگر از اين مورد آسيب خواهد ديد.
اين اقتصاددان تاکيد کرد: قانون حداقل دستمزد نيروي کار نيز همين طبيعت را دارد و خسارت آن بر اشتغال و نيروي کار بيش از منافع آن است.

قانون کار نيازمند اصلاح است
عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي تصريح کرد: در ارتباط با طرح هدفمند کردن يارانه‌‏ها بايد به اين نکته توجه شود که انجماد سطح حقوق و حداقل دستمزد نيروي کار سياست مورد تاييدي نيست.
وي در ادامه گفت: قانون کار نيازمند اصلاح است و لازم است بند حداقل دستمزد اجباري نيروي کار از اين قانون حذف شود زيرا اين بند عملاً‌ به ضرر کارگر و اشتغال است.
بيدآباد اظهار داشت: حذف اين ماده شرايط اشتغال را آسان‌‏تر مي‌‏کند زيرا اين ماده تنها موجب به وجود آمدن نزاع ميان کارگر و کارفرما مي‌‏شود.

حقوق پرسنل دولتي نيازمند افزايش است
عضو پژوهشکده پولي و بانکي ايران افزود: نکته دوم در ارتباط با حقوق پرسنل دولتي و افزايش سنواتي آن است و بايد توجه دا
شت که در‌‏ فرآيند تورم مهمترين قشري که آسيب مي‌‏بيند حقوق بگيران ثابت و افراد با قراردادهاي شغلي مدت‌‏دار هستند.
وي تاکيد کرد: اين موضوع در شرايط اجراي سياست هدفمند کردن يارانه‌‏ها بايد به‌‏گونه‌‏اي مدنظر دولت قرار گيرد و در غير اين صورت قشر وسيعي از مردم که در دستگاه‌‏هاي دولتي مشغول به کارند دچار کاهش قدرت خريد خواهند شد و با توجه به اينکه در حال حاضر کم کاري و اشتغال‌‏هاي ثانويه و ثالثه در بخش دولتي ايران به شدت رايج است، کاهش قدرت خريد پرسنل دولتي نيز مي‌‏تواند اين معضل را تشديد کند.
اين کارشناس اقتصادي افزود: حقوق فعالان بخش خصوصي نبايد تحت قوانين دولتي تغيير يابد زيرا بخش خصوصي با استفاده از ساز و کارهاي بازار قادر به بازيافتن تعادل جديد خود خواهد بود.
بيژن بيدآباد تصريح کرد:‌ اين نکته نيز قابل توجه است که دولت مسوول کاهش قدرت خريد پرسنل خود است و لذا هنگامي که به دنبال اجراي اين‌‏گونه سياست‌‏هاست، لازم است درصدد جبران برآيد؛ در غير اين صورت سياست اتخاذ شده بخشي از حقوق پرسنل دولتي را نيز از بين مي‌‏برد.

 


|+| نوشته شده در 87/10/22 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

              حاضرم هر هزینه‌ای را در دفاع از حقوق مردم بدهم 

 

                       

   
22 دی 1387 ساعت 10:17

 سحام نیوز: جمعی از دانشجویان دانشگاه زنجان با آیت‌الله مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی دیدار و گفت‌وگو کردند.

به گزارش روابط عمومی حزب اعتماد ملی در این دیدار آیت‌الله کروبی با تشکر از مردم استان زنجان، گفت: زنجانی‌ها همیشه در خط مقدم دفاع از کشور و آزادی‌خواهی بوده‌اند و علما و دانشگاهیان زنجان همواره نقش عمده‌ای در دفاع از اسلام و کشور داشته‌اند.

آیت‌الله کروبی سپس با اشاره به گوشه‌هایی از مبارزات دانشجویان قبل از انقلاب اسلامی، گفت: من خود به عنوان کسی که سال‌ها به عنوان دانشجو در دانشگاه حضور داشته و از نزدیک شاهد فعالیت‌های دانشجویی بوده‌ام، شهادت می‌دهم که حرکت و جنبش دانشجویی یکی از سالم‌ترین و مؤثرترین جنبش‌های تاریخ ایران بوده است و به همین دلیل از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

آیت‌الله کروبی با اشاره به تأثیر بنیادی جنبش دانشجویی در مبارزات ملت ایران و حرکت‌های اصلاحی گفت: همین نکته موجب شده است که دوست و دشمن و موافق و مخالف نگاه ویژه‌ای به جنبش دانشجویی داشته باشند.

کروبی در ادامه با اشاره به برخی از حوادثی که بر جنبش دانشجویی رفته است، گفت: بنده به عنوان یکی از علاقمندان به حرکت‌های دانشجویی و کسی که سال‌ها با دانشجویان عزیز از نزدیک در ارتباط بوده‌ام، چند نکته را خدمت عزیزان عرض می‌کنم که امیدوارم مورد توجه دوستان دانشجو قرار گیرد. نکته‌ی اول این‌ است که دانشجویان عزیز باید مواظب باشند که استقلال خود را تحت هر شرایطی حفظ کنند و اجازه ندهند که برخی از جریان‌های سیاسی از آنان به عنوان پیاده‌‌نظام استفاده کنند و نگاه ابزاری به آنان داشته باشند.

آیت‌الله کروبی در ادامه با تأکید بر ضرورت نگاه علمی و کارشناسانه توسط فعالان دانشجویی گفت: از دانشجویان عزیز انتظار می‌رود که در مواجهه‌ی با هر پدیده و مسأله‌ای، علمی و کارشناسانه با آن برخورد کنند. مثلا اگر می‌خواهند وارد حرکتی شوند و یا دست به یک عمل سیاسی بزنند، باید بدانند که این حرکت از کجا آغاز می‌شود و سر از کجا درخواهد آورد.

آیت‌الله کروبی با اشاره به سوابق حمایت خود از حقوق اقشار مختلف مردم، گفت: من چه زمانی که مسؤولیت داشته‌ام و چه زمانی که در مسؤولیت نبوده‌ام همواره از حقوق همه‌ی مردم، فارغ از سلیقه‌ی سیاسی آنان دفاع کرده‌ام و امروز نیز به عنوان یک مسلمان علاقمند به سرنوشت کشور برخود واجب می‌دانم که از حقوق همه‌ی ملت به ویژه دانشگاهیان و دانشجویان دفاع کنم.

آیت‌الله کروبی سپس با اشاره به اقدامات خود در دفاع از دانشجویان و هم‌چنین اعتراض جدی به بازداشت لقمانیان و برخورد قاطع خود با حکم اعدام آقاجری و اعتراض به محدودیت‌های ایجاد شده برای دراویش گنابادی و ... و هم‌چنین اعتراض به رد صلاحیت‌های بی‌مبنا گفت: من اصلاح‌طلبی را در تلاش برای التزام تمامی ارکان حکومت به قانون، دفاع از حقوق شهروندی و میزان بودن رأی ملت می‌دانم و در این زمینه فرقی بین هیچ‌یک از شهروندان قائل نیستم و از حقوق همه‌ی ملت ولو مخالفان سیاسی و حتی مخالفان اعتقادی خودم دفاع می‌کنم و حاضرم هر هزینه‌ای را در دفاع از حقوق مردم بدهم. آیت‌الله کروبی هم‌چنین با انتقاد از برخوردهایی که با دانشجویان انجام می‌شود گفت: من با این برخوردها مخصوصا ایجاد محرومیت از تحصیل برای دانشجویان مخالفم و این روش را در تعارض با قانون اساسی، آرمان‌های انقلاب اسلامی و خط امام مي‌دانم.

آیت‌الله کروبی در ادامه با بیان برخی از اقدامات خود در مبارزه با انحراف از مسیر آرمان‌های انقلاب اسلامی و خط امام گفت: همواره خواستار حرکت در چارچوب قانون اساسی، مسیر آرمان‌های انقلاب و خط امام بوده‌ام و هستم و معتقدم که نباید اجازه دهیم این آرمان‌ها و خط امام توسط برخی از جریانات مخدوش شود.

آیت‌الله کروبی افزود: البته امروزه قانون اساسی به عنوان ثمره‌ی مبارزات ملت ایران و چکیده‌ی آرمان‌های انقلاب اسلامی و خط امام مطرح است و من معتقدم هرکس که التزام به قانون اساسی ندارد، قطعا التزام به آرمان‌های انقلاب اسلامی و خط امام نیز ندارد.

آیت‌الله کروبی در خصوص ضرورت اجماع اصلاح‌طلبان نیز گفت: ما همواره طرفدار اتحاد و اجماع اصلاح‌طلبان بوده‌ایم و راهکارهایی را هم برای رسیدن به این اتحاد و اجماع پیشنهاد و در برابر بسیاری از جفاها به خاطر جلوگیری از ایجاد اختلاف در میان اصلاح‌طلبان سکوت کرده‌ایم. ولی این دیگران بوده‌اند که با اتخاذ برخی روش‌های غیرمعقول و خارج از ضوابط منطقی مانع اتحاد اصلاح‌طلبان و ایجاد اجماع در میان آنان شده‌اند و می‌‌شوند. ما معنای اتحاد و اجماع را همه‌باهم بودن می‌دانیم، ولی متأسفانه برخی از دوستان معنای اتحاد و اجماع را همه با من بودن می‌دانند و می‌کوشند که نظر خود را برهمگان تحمیل کنند. با همه‌ی این‌ها ما هم‌چنان معتقد به اتحاد و اجماع بر اساس اصول و ضوابط منطقی هستیم و معتقدیم که باید برای رسیدن به اجماع به بررسی واقعیت‌های موجود جامعه و گذشته‌ی اصلاحات و توانمندی‌های افراد مطرح برای انتخابات ریاست‌جمهوری پرداخت و به دور از جارو جنجال و لحاظ منافع شخصی و گروهی به این نتیجه رسید.

آیت‌الله کروبی در پایان با اشاره به ضرورت تلاش برای حل مشکلات معیشتی مردم گفت: من در جریان این مشکلات هستم و از مشکلاتی هم که برای فعالان در صنعت و کارگران محترم و شریف در استان زنجان ایجاد شده است ناراحتم و امیدوارم که با اتخاذ تدابیر لازم توسط مسؤولان مشکلات عامه‌ی مردم مخصوصا کارگران زحمتکش در زنجان حل شود. البته ما برای حل این مشکلات تلاش خواهیم کرد.

در ابتدای این دیدار که نمایندگان برخی از تشکل‌‌های سیاسی، علمی، فرهنگی و نشریات دانشجویی این دانشگاه حضور داشتند بهروز فرخی، مدیرمسؤول نشریه‌ی دانشجویی«فردای روشن» و نماینده‌ی دانشجویان در کمیته‌ی ناظر بر نشریات دانشگاه زنجان، جنبش دانشجویی را اصیل‌ترین و مقاوم‌ترین جنبش ایران در مبارزه با استعمار، استبداد و استثمار دانست و گفت: جنبش دانشجویی در راه نیل به اهداف والای خود هیچ کوتاهی نکرده و   بداخلاقی‌ها و جفاهای برخی از متحجران را به جان خریده و خم به ابرو نیاورده است. فرخی با اشاره به برخی از اتهاماتی که نثار این جنبش می‌شود، گفت: گرچه امروزه متحجران می‌کوشند که جنبش دانشجویی را با زدن اتهاماتی چون مخالفت با اسلام و منافع ملی به اضمحلال بکشانند، ولی بر همگان روشن است که جنبش دانشجویی از پای‌بندترین جریان‌های فعال در کشور به اسلام عزیز و منافع ملی می‌باشد و هرگز با این‌گونه ترفندها از بین نمی‌رود. این فعال دانشجویی در ادامه با اشاره به مشکلاتی که بر سر راه انجمن‌ اسلامی دانشگاه زنجان و فعالیت‌های دانشجویی در این دانشگاه ایجاد شده است، گفت: امروزه دانشجویان دانشگاه زنجان یکی از سخت‌ترین دوران خود را سپری می‌کنند. مجوز انجمن لغو شده، از صدور مجوز برای فعالیت انجمن اسلامی ممانعت می‌شود. بعد از ماجرای تحصن حدود 4000 نفر از دانشجویان این دانشگاه که بزرگ‌ترین تحصن دانشجویی بعد از انقلاب اسلامی بود، به خاطر جلوگیری از سوءاستفاده‌ی بیگانگان آبرومندانه پایان داده شد، متأسفانه تعدادی از دانشجویان این دانشگاه علی‌رغم وعده‌های داده شده بازداشت شدند و برای برخی از آنان مشکلات زیادی ایجاد شد. بهرام واحدی، سورنا هاشمی و علیرضا فیروزی تا کنون از ادامه‌ی تحصیل محروم شده‌اند. فرخی افزود: البته هیأت مؤسس انجمن اسلامی به دیوان عدالت اداری شکایت کرده و خواستار برخورد قضایی با ممانعت از فعالیت انجمن اسلامی شده است که امیدواریم با حمایت‌ جناب آقای کروبی مشکلات این انجمن و دانشجویان نامبرده حل شود. فرخی ضمن تشکر از حمایت‌های آیت‌الله کروبی از جنبش دانشجویی گفت: ما نمی‌توانیم وعده‌ی سر خرمن برخی از افراد و جریان‌ها و گروه‌ها را برای بعد از پیروزی در انتخابات قبول کنیم. ما کسی را اصلاح‌طلب واقعی می‌دانیم که اولا در گذشته از دانشجویان مظلوم و حقوق شهروندی همه‌ی مردم دفاع کرده باشد و همین امروز نیز از چنان جایگاه و شجاعتی برخوردار باشد که از دانشجویان و کسانی که حقی از آنان تضییع شده دفاع مؤثر داشته باشد. مدیرمسؤول نشریه‌ی دانشجویی فردای روشن با اشاره به ضرورت حضور فعال دانشجویان در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم گفت: دانشجویان در این انتخابات از کسی حمایت خواهند کرد که همین امروز موضع خود را در انتقاد از بی‌عدالتی‌ها و نابسامانی‌ها به صورت شفاف اعلام دارد و شجاعانه از حقوق همه‌ی ملت دفاع کند.

در ادامه این دیدار ، علیرضا مظفری ، مهدی حسنی، حسین زمانی با ارائه‌ی تحلیلی در خصوص انتخابات ریاست‌جمهوری نهم، خواستار اجماع اصلاح‌طلبان و ارائه‌ی راهکار و اتخاذ تدبیری برای تضمین امنیت و صحت انتخابات شدند.

رحمت‌اله بیگدلی، استاد دانشگاه‌ زنجان نیز، با ارائه‌ی گزارشی در زمینه‌ی اهمیت جغرافیایی و سیاسی استان زنجان و پتانسیل‌‌های موجود در این استان، به بیان جایگاه دانشگاه زنجان پرداخت و گفت: دانشگاه زنجان یکی از دانشگاه‌های مهم کشور می‌باشد و از نظر علمی و تأثیرگذاری بر سپهر سیاسی دانشگاه‌های کشور از پتانسیل بالایی برخوردار است. بیگدلی در ادامه ضمن تقدیر و تشکر از عنایت ویژه‌ی آیت‌الله کروبی به مسائل استان زنجان گفت: علی‌رغم حضور فعال مردم این استان در عرصه‌های مختلف انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و ...، متأسفانه حق این استان آن‌چنان که باید و شاید ادا نشده است. بیگدلی سپس به ذکر برخی از مشکلات استان زنجان از جمله مشکلات دانشگاهی و دانشجویی و وضعیت نامطلوبی که امروزه بر فضای دانشگاهی این استان حاکم است پرداخت و خواستار تلاش و پیگیری آیت‌الله کروبی برای حل این مشکلات شد.

شایان ذکر است که دانشجویان دانشگاه زنجان با حجت‌الاسلام منتجب‌نیا، قائم‌مقام دبیرکل حزب اعتمادملی و دکتر محسن رهامی، حقوقدان، استاد دانشگاه و وکیل دانشجویان در حادثه‌ی 18 تیر در دفتر حزب اعتماد ملی دیدار و گفت‌و‌گو کردند.

روزنامه اعتماد ملی صفحه سه یکشنبه 22/10/1387   


|+| نوشته شده در 87/10/22 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                         تصوف و شریعت          

 

مقاله حاضر به گزارش و بررسى ديدگاه بزرگان تصوف و عرفان نسبت به شريعت و احكام عملىِ دين مى‏پردازد. مراد از صوفيان در اين مقاله بزرگان و افراد برجسته تصوف و عرفان مى‏باشد؛ افرادى كه رشد و رواج تعاليم صوفيه وامدار آنان بوده است و مورد قبول صوفيان نيز مى‏باشند. بررسى رفتار و گفتار منسوبان و پيروان اين راه و رسم و كسانى كه ظاهر درويشى را به ارث برده‏اند تحقيقى جدا مى‏طلبد و طبعا نتايج ديگرى نيز در پى خواهد داشت.
 

   ● نويسنده:  علی آقا نوری

 

منبع: فصل نامه ـ هفت آسمان ـ شماره ۱۶

 
 
شريعت در اصطلاح، تعاليمى است كه آنها را، يكى از پيامبران از سوى خدا آورده باشد، اعم از اين‏كه از امور اعتقادى باشد يا عملى و گاهى نيز فقط به احكام فرعيه گفته مى‏شود(1)؛ موضوع بحث حاضر شريعت به معناى اخير آن است. كاربرد اين واژه در چند قرن نخستِ اسلام بيش‏تر در معناى عام آن، يعنى مجموعه اصول اعتقادى و فروع فقهى و دستورات اخلاقى بوده و در اصطلاح صوفيان هر گاه قسيم طريقت و حقيقت قرار گرفته، غالبا در فروع عملى و احكام فقهى و يا جنبه‏هاى ظاهرى تعاليم دينى (فقه و حديث) به كار رفته است.
بررسى رابطه تعاليم صوفيان با شريعت به معناى عامِ آن و عرضه مبانى نظرى و عملى آنان بر قرآن و سنت، كارى سترگ و جمعى است؛ به‏علاوه، دانشى وسيع و عميق مى‏طلبد و البته اين در توان هر كسى نيست و چه بسا دست‏نيافتنى باشد؛ زيرا صوفيان نيز همانند ديگر گروه‏هاى اسلامى در مبانى نظرى و تعاليم عملى و روش‏هاى سلوك از ديدگاه يكسانى برخوردار نيستند و در سلسله‏ها و طريقه‏هاى مختلف آنها، در رد و قبول برخى از عقايد و روش‏هاى سلوك، اختلاف مبانى و نقد درونىِ فراوانى وجود دارد. تقسيم تصوف به عاشقانه و زاهدانه، موضع و روش ملامتى‏گرى برخى از صوفيان، بى‏اعتنايى پاره‏اى از آنان به مستحسنات و ظواهر تصوف و زى صوفيانه، اختلاف صوفيان شيعى و سنى در پاره‏اى از مبانى و رد ادعاهاى بزرگ برخى از صوفيان توسط برخى ديگر، از مواردى است كه با اندك توجهى به آثار صوفيان روشن مى‏شود. به عنوان نمونه در توجه و تأكيد آنان به شريعت (به معناى خاص) و اعتنا به ظاهر و باطن، برخى از آنها بيشتر به شريعت متمايل هستند و عده‏اى نيز بر لبّ و حقيقت تاكيد مى‏كنند و گروهى نيز به جمع اين دو، گرايش دارند.(2) افزون بر اين، تبيين، فهم و شناخت همه‏جانبه حقيقت اسلام و رسيدن به مراد واقعى آموزه‏هاى كتاب و سنت و فلسفه احكام ظاهرى اگر مُحال نباشد، امرى بسيار مشكل و طاقت‏فرساست و هر فرقه و مكتبى مدعى رسيدن به واقعيت و حقيقت اسلام است.
با اين توجه، قلمرو تحقيق حاضر، شريعت به معناى عام آن نيست، بلكه مرادْ شريعتى است كه در احكام فقهى و اعمال جوارحى جلوه مى‏كند و احيانا در زبان و كاربرد صوفيان، قسيم طريقت و حقيقت است و صوفيه آن را به عنوان يكى از مراحل آغازينِ سير و سلوك انسان و مراتب رسيدن به معارف الهى به كار مى‏برند.
در واقع، محور اصلى اين پژوهش نوع ديدگاه و ميزان پاى‏بندى آنان به تكاليف شرعىِ فقهى و نگاه ويژه آنان به آموزه‏هاى فقهى و ظاهرىِ شريعت است. طبيعى است كه اگر بخواهيم ربط و نسبت تصوف و عرفان و تعاليم بزرگان تصوف را با شريعت، به معناى عام آن عرضه كنيم، بحث گسترده‏تر و عميق‏ترى پيش خواهد آمد. نگارنده جهت سامان‏دهىِ اين پژوهش در آغاز به جايگاه شريعت و ميزان پاى‏بندى صوفيان به آن و رابطه شريعت با طريقت و حقيقت مى‏پردازد، سپس موضوع سقوط تكليف و توجيه صوفيه را در اين‏باره پى مى‏گيرد. ارائه نمونه‏هايى از چالش محدثان و فقيهان با برخى از آموزه‏هاى صوفيه مانند شيوه‏هاى سلوك صوفيانه، رقص و سماع نيز اگرچه بايسته است و در غناى بحث سهمى بسزا دارد، اما محدوديت‏هاى اين نوشتار اجازه پرداختن به آنها را نمى‏دهد.
البته نمى‏توان منكر شد كه با ملاحظه تعابير مختلف صوفيان به ويژه در آثار قبل از قرن هفتم، مراد آنان از شرع و شريعت و قسيم آن، يعنى طريقت و حقيقت، به خوبى روشن نيست. در برخى از تعابير آنها، شريعت شامل طريقت و صرفا مقابل حقيقت است، در واقع شامل دستورهاى دينى و سنن و آداب نيز مى‏باشد و مراد آنها از حقيقت رسيدن به مرحله توحيد و مشاهده‏هاى باطنى عارف است. در اين تقسيم‏بندى، احاديث و سنن و حتى مستنبطات و مستحسنات صوفيه كه آن را متخذ از قرآن و سنت مى‏دانند، از علوم شريعت است.

فصل اول: جايگاه شريعت از ديدگاه صوفيان
اگر سخنان صوفيان را درباره شريعت از ابتداى شكل‏گيرى تا مرحله كمال آن، پى‏گيرى كنيم بسيارى از مشايخ عرفان بر لزوم شريعت و عمل به آن تاكيد داشته‏اند از نظر آنان شريعت نه تنها ضرورى است، بلكه طلسم وجود انسانى را جز بدان كليد نمى‏توان گشود و راه باز شدن ابواب علوم باطنى تنها شريعت است(3) و گام نهادن در طريقت، بدون رعايت شريعت، جز هوا و هوس و وسوسه و زندقه و الحاد پيامدى نخواهد داشت.(4) اگرچه مخالفان متشرع تصوف، مشايخ و پيروان اين مكتب را هميشه به بى‏اعتنايى به شريعت و ترك تكليف‏هاى شرعى و اعمال عبادى متهم مى‏كنند.(5) ظواهر شبهه‏برانگيز رفتار و سخنان خود صوفيان و سوء استفاده‏هاى برخى از پيروان آنها نيز به آن حمله‏ها دامن زده است، اما با پى‏گيرى مواضع و سخنان و رفتارهاى مشايخ آنها متوجه مى‏شويم كه جريان و بدنه اصلى تصوف از اتهام بى‏اعتنايى به شريعت مبراست.
در بررسى تعريف‏هاى بسيارى از آنان از حقيقت، زهد، ورع، تقوا، انس، صبر، ويژگى‏هاى عارف و ديگر مقامات و حالات عرفانى مشاهده مى‏كنيم كه در تبيين و تفسير اين موضوعات، محافظت بر طاعت و عبادت و حفظ حدود شريعت به گونه‏اى نهفته است. مثلاً شبلى، يكى از اركان ورع را، دورى از محرمات و مشكوكات شرعى دانسته و عارفى ديگر احتراز از هر چيزى را كه شوب انحراف شرعى داشته باشد از لوازم ورع مى‏داند(6) و اساسا شرط پيروى از شيخ را اين مى‏دانند كه سالك بين شريعت و طريقت جمع كرده، از اعتناى كامل به دستورهاى شرعى فروگذارى نكند.(7)
كلابادى شناخت علم شريعت و عمل بروفق فتواى فقها را بر صوفيان واجب دانسته، هيچ گونه تقصير و تاخير و تفريط را روا نمى‏شمارد.(8) سهروردى نيز بر لزوم متابعت شرع تاكيد دارد.(9) جامى در احوال يكى از صوفيان مى‏نويسد:
وى گفته كه: «لا يظهر على احد شى‏ء من نور الايمان الا با تباع السنة و مجانبة البدعة، و كل موضع‏ترى فيه اجتهادا ظاهرا بلا نور، فاعلم انّ ثمة بدعة خفية.»(10)
عزّالدين محمود كاشانى شرط اساسى تصوف و حقيقت عشق را در طاعت و عبادت و ملازمت شريعت مى‏داند و مى‏گويد: «و اقوال و افعال صوفى همه موزون بود به‏ميزان شرع».(11) آنان بر خلاف آنچه بعضى مخالفان تصوف گفته‏اند، در ترويج و عمل به فرايض و مستحبات دين اصرار مى‏ورزند. امام محمد غزالى در كيمياى سعادت، اركان مسلمانى را برشمرده، مهم‏ترين آنها را ركن معاملات و عبادات مى‏داند.(12)
قيصرى در مقدمه شرح تائيه ابن فارض در تبيين ديدگاه عارفان نسبت به شريعت مى‏گويد:
بر طالبان راه حق واجب است كه در عبادات و طاعات از علماى ظاهر پيروى كرده، علم به ظاهر شريعت را بپذيرند چه آن صورت علم حقيقت است و لاغير(13)
در مجموع مى‏توان جايگاه شريعت را نزد مشايخ صوفيه در موارد ذيل جست‏وجو كرد:
1. تأكيد آنان بر پيروى از كتاب و سنت و ضرورت علم به شريعت و مسايل فقهى
2. التزام عملى مشايخ عرفان به تكاليف ظاهرى و فقهى و حتى افراط در آن
3. نفى و طرد اباحى‏گرى از ساحت تصوف
4. تأكيد آنان بر رابطه و انفكاك‏ناپذيرى شريعت از ديگر مراحل سلوك.

1. تأكيد بر پيروى از كتاب و سنت و ضرورت آگاهى از تعاليم شريعت و مسائل فقهى
صوفيان نه تنها در آثار خود بر لزوم استناد و تكيه بر كتاب و سنت تأكيد مى‏كنند، بلكه سخنان و مبانى خود را شرح آن دو مى‏دانند و در بيان تعاليم و اصول تصوف اين موضوع را دخيل مى‏دانند. سهل بن عبدالله بر آن است كه اصول تصوف و شرط اصلى فتوّت تمسك به كتاب و سنت، خوردن حلال و... است(14) ابن عطا مى‏گويد: «هيچ مقامى برتر از موافقت فرمان كتاب و سنت نيست».(15) بايزيد بسطامى مى‏گويد «به من خطاب شد: «خلاصِ تو از تويىِ تو، در متابعت دوست ماست يعنى محمد عربى، صلوات الرحمان‏عليه» و رودبارى نيز در كلام خود صوفى واقعى را سالك بر طريق مصطفى مى‏داند.(16) قشيرى يكى از عوامل مهم ضعف و سستى در طريقت تصوف را بى‏اعتنايى برخى صوفيان به ويژه مبتديان به شريعت و عدم تميز بين حلال و حرام دانسته، از مشايخ تصوف سخنانى بسيار در جهت ترويج التزام به شريعت آورده است.(17)
محمد بن فضل بلخى نيز در تأكيد بر اين مطلب مى‏گويد: «آشناترين شخص به خدا كسى است كه در راه اوامر و پيروى از سنت پيامبر(ص) تلاش كند».(18)
جُنيد درباره تصوف مى‏گويد:
اين راه را كسى بايد كه كتاب خداى بر دست راست گرفته باشد و و سنت مصطفى بر دست چپ و در روشنايى اين دو شمع مى‏رود تا نه در مغاك شبهت افتد و نه در ظلمت بدعت.(19)
خواجه عبدالله انصارى مى‏گويد:
عموم علما و مشايخ صوفيه معتقدند نهايات و رسيدن به مراحل سير و سلوك و طى طريقت حاصل نيست مگر به تصحيح بدايات و اين بدايات به عنوان پايه‏ها عبارتند از: امتثال امر الهى، پيروى از سنت پيامبر، بزرگداشت نهى و اجتناب از نواهى و رعايت محارم الهى.(20)
نصرآبادى گفته است: «اصل تصوف، ايستادن است به كتاب وسنت و... .»(21) از جنيد نيز اقوالى در تكيه به سنّت وشريعت باقى است(22) ديگر بزرگان تصوف نيز بر لزوم تبعيت از كتاب و سنت تاكيد كرده‏اند. كمتر عارفى را مى‏توان يافت كه در بيان لزوم اين امر تسامحى كرده باشد.(23)
ابن عربى‏نيز ـ اگرچه به عدم پاى‏بندى به شريعت متهم شده است ـ در آثار خود، اهميت شريعت را متذكر شده و هشدار داده است كه شريعت محمدى هرگز بر كنار گذاشته نشود.(24)
در ديدگاه آنان كشف و شهود نيز آنگاه ارزش دارد كه بر وفق كتاب و سنت باشد(25)
امّا در رابطه با لزوم آگاهى‏داشتن از تعاليم شريعت و مسائل فقهى نيز، مى‏توان به آنچه از نسفى،(26) ابونصر سراج، شيخ احمد جام(27) و ديگران نقل شده است اشاره كرد.(28)

2. التزام عملى به تكاليف شرعى فقهى
ارائه نمونه‏هاى التزام عملى بزرگان تصوف به رعايت شرع و ملازمت هميشگى آنان با دعا، عبادت، ذكر، احتياط‏هاى شرعى و حج‏هاى طاقت فرسا، امرى نيست كه قابل انكار باشد. به جرئت مى‏توان مدعى شد كه نگاهى هر چند گذرا به شرح حال صوفيان گذشته و حال، اين آموزه را به همراه دارد كه آنان حتى در توجه به مستحبات و مكروهات، پيش‏قدم بوده‏اند، چه برسد به انجام واجبات شرعى، و ترك محرمات الهى.(29)
به عنوان نمونه، عطار درباره بايزيد مى‏نويسد كه او در نماز از هيبت حق و تعظيم حالت او كاملاً تغيير مى‏كرد. و درباره يكى ديگر از صوفيان مى‏گويد ساعتى در عمر خود از عبادت و ذكر خدا خالى نبود.(30)
نقل كرده‏اند كه ابراهيم ادهم يك شب در حالت بيمارى هفتاد و چند بار تجديد وضو كرد و هر دفعه دو ركعت نماز گزارد يا بر تشنگى سخت تحمل ميكرد و آب وضو را به مصرف سوز عطش نمى‏رسانيد.(31)
در وصف معروف كرخى، گويند: روزى طهارت شكست در حال تيمم كرد. گفتند اينك دجله چرا تيمم كنى؟ در پاسخ گفت: شايد تا به آنجا برسم نمانده باشم.(32) در مورد حمدون، موسس سلسه قصاريه و يكى از بنيانگذاران ملامتيّه، مى‏خوانيم:
مى‏گويند او را دوستى بود كه هنگام مرگ به بالين وى بود، چون آن دوست جان داد وى فورا چراغ را خاموش كرد، گفتند: در چنين هنگامى رسم بر آن باشد كه چراغ بيشتر روش كنند. گفت روغن اين چراغ تا اين زمان از آنِ وى بود و اكنون از آنِ وارثان.(33)
در تقيّد بايزيد بسطامى به شريعت مى‏نويسند كه در طول عمر خويش جز به مسجد و رباط تكيه نكرد و مدام بر اين باور بود كه حق تعالى از ذره باز خواهد پرسيدو اين از ذره بيش است.(34)
ابن بزاز اردبيلى نيز در كتاب صفوة الصفا به بيان اهتمام شيخ صفى الدين اردبيلى به رعايت موازين شرعى پرداخته، قضايايى را نقل مى‏كند كه خواندنى است.(35)
رضاعلى شاه درباره لزوم تمسك به شرع و عمل به شعاير دينى به پيروان خود دستوراتى دارد كه نقل برخى از فرازهاى آن مى‏تواند ره‏گشاى بسيارى از شبهات در مورد ديدگاه و عمل صوفيان باشد. به‏ويژه اين‏كه وى و هم مسلكان ايشان، همواره مورد چنين اتهامى بوده‏اند. وى مى‏نويسد:
فقرا بايد كاملا رعايت آداب شرع مطهر را نموده، در رفتار و گفتار خود از دستورات شارع مقدس و ائمه هدى عليهم السلام تخطى نكنند و فرمايش معصوم ـ عليه السلام ـ : كونوا لنا زينا و لا تكونوا علينا شينا را در نظر داشته باشند. و چون لازمه عمل به احكام، اطلاع و علم به آنهاست رساله عمليه را مطالعه نمايند كه دستور مرجع عالى‏قدر تقليد را بدانند و كوتاهى در انجام وظائف شرعيه، باعث سخط خدا و پيغمبر و ائمه ـ عليهم السلام ـ مى‏باشد.
فقرا... از بدگويى و غيبت و تهمت كه از گناهان كبيره است پرهيز نمايند.
در اجتماعات غير مذهبى نيز مراقبت كنند كه امرى بر خلاف دستور شرع مقدس واقع نشود.
... خواهران ايمانى بايد نهايت رعايت در حفاظ و حجاب اسلامى داشته باشند.(36)
وى در تبيين و تأييد شيوه عملى سلسله نعمت اللهيه، مى‏گويد:
«پيروان اين فرقه به آداب شريعت تقيد دارند چرا كه ظاهر بايد عنوان باطن باشد و رسيدن به مقامات عرفانى جز از راه بندگى ممكن نيست و هر فردى تا زمانى كه در قيد حيات مادى دنيوى است مكلف است و يقين در آيه «واعبدر بك حتى ياتيك اليقين» به معناى مرگ است».(37) نگارنده بر آن است كه اگر بخواهيم جانب انصاف را در بررسى رفتارهاى ديگر گروه‏هاى رعايت نماييم و سخن و كار ديگران را حمل بر صحت كنيم، نمى‏توان تحليل برخى از پژوهشگران را كه مى‏گويند: اين قبيل تمسك‏ها و سخنان صوفيان به منظور تقيه و استتار كارهاى خلاف خودشان است، قابل اعتنا دانست.(38)

3 . نفى و طرد اباحى‏گرى از ساحت تصوف
مبارزه با تفكر اباحى‏گرى وبى اعتنايى به ظواهر دينى نيز در رفتار و گفتار بسيارى از مشايخ عرفان به چشم مى‏خورد؛ سراج طوسى، فصل بزرگى از كتاب اللمع را به اشتباهات صوفيان اختصاص داده و از جمله مباحث وى اباحى‏گرى برخى از صوفيان است. هجويرى مى‏گويد:
دو گروه درباره شريعت و حقيقت به غلط افتاده‏اند يكى علماى ظاهر كه گويند: خودِ شريعت حقيقت است و حقيقتْ شريعت؛ ويكى گروه ملحده كه قيام هر يك از اين با ديگرى روا ندارند و گويند كه چون حال حقيقت كشف گشت، شريعت برخيزد.(39)
در ميان صوفيان كمتر كسى است كه همانندغزالى به معرفى صوفى‏نمايان واباحتيان پرداخته باشد وى در كيمياى سعادت مى‏گويد:
وگروهى ديگرازاين قوم بتر باشند كه طاقت جامه دريده و مختصر ندارند وطاقت گزاردن فرايض و ترك معاصى ندارند كه به عجزبرخويشتن اقراردهند كه اندردست شيطان و شهوات اسيرند، گويند: كاردل دارد وبه صورت (ظاهر) نظرنيست كه اين براى مجاهده، كسانى را فرموده‏اند كه ايشان اسيرنفس خويشتن گشته‏اند و ما را خود نفس بمرده است و دين ما دوقله (آب كر) شده است كه به چنين چيزهاآلوده نشود ومتغيرنگردد، و چون به عابدان نگرند گويند:اين مزدوران بى مزدانند و چون به علما نگرند گويند: اين قوم به حديث افتاده‏اند و راه فراحقيقت نمى‏دانند.
و باز مى‏گويد:
و چنين قوم كشتنى‏اند و خون ايشان به اجماع امت حلال است(40) و بترين اين قوم آن باشد كه سخنكى چند به عبارت صوفيان ياد گرفته باشد و بيهوده مى‏گويد و مى‏پندارد كه علم اولين و آخرين بر ايشان گشاده شد كه آن سخن مى‏توانند گفت و باشد كه شومى آن سخن ايشان به جايى كشد كه با چشم حقارت در علم و علما نگرند و باشد كه شرع نيز در چشم ايشان مختصر گردد و گويند كه اين براى ضعفاست و كسانى كه در اين راه قوى شده‏اند ايشان را هيچ چيز زيان ندارد و... و چون بدين درجه رسيدند، كشتن يكى از ايشان فاضل‏تر از كشتن هزار كافر در بلاد هند و روم است.(41)
حاصل كلام او درباره چنين صوفيانى آن است كه اباحتيان زنديق، معاملات با ايشان باطل باشد، كه خون و مال ايشان معصوم نباشد، بلكه ايشان را خود ملك نبود و نكاح ايشان باطل بود، و حكم ايشان حكم مرتدان باشد.(42)
با بررسى سفارش‏هاى فراوان صوفيان درباره شريعت و مبانى طريقت، به روشنى به‏دست مى‏آوريم كه آنان نفى و طرد اباحى‏گرى و سستى و بى‏مبالاتى نسبت به شرع را به همراه معرفى اباحتيان و صوفى نمايان، از وظايف اصلى خود مى‏دانسته‏اند.(43) از جنيد نقل شده است كه درباره قومى كه به سقوط تكليف اعتقاد دارند و مى‏گويند، ما واصل شده‏ايم، گفته است، درست است، واصل شده‏اند اما به جهنّم.(44)
شيخ احمد به صوفيان و پيروان تصوف سفارش مى‏كند كه گول اين سخن را نخورند كه برخى مى‏گويند: باطن بايد پاك باشد چرا كه ظاهر نشانه باطن است.(45)
وى در جاى ديگرى چنين افراد لا ابالى راناجوانمردانى مى‏داند كه راه زنديقى پيشه گرفته و اباحى گرى را در ميان امت محمد(ص) پراكنده‏اند و اسباب بدنامى اهل صلاح و تصوّف حقيقى شده‏اند.(46)
از نظر مولانا جلال الدين اگر بر خاستن قيود شريعت در حالت سكر بى‏خودى و فناءفى الله، با دلايل فقهى توجيه‏پذير باشد، باز هم ادعاى رسيدن به اين مقام، گزافه‏اى بيش نيست.(47) در جاى ديگر نيز اباحتيان عصر را مفسدان و مكاران زمانه دانسته، مى‏گويد:
شرع و تقوى را فكنده سوى پشت
كو عمر؟ كو امر معروفى درشت؟
كاين اباحت زين جماعت فاش شد
رخصت هر مفسد قلّاش شد
كو ره پيغمبر و اصحاب او؟
كو نماز و سبحه و آداب او(48)
ملاصدرا كه در نقد تصوف بازارى، گوى سبقت را از ديگران ربوده است، گزنده‏ترين جملات را متوجه آن دسته‏اى از صوفيان مى‏كند كه جاهلانه مدعى رهايى از تكليف و وصول به حق شده و با رهزنى خود، اسباب بد نامى صوفيان حقيقى و تعاليم اين راه و رسم شده‏اند.(49)
سهروردى نيز به چنين طايفه‏اى اشاره مى‏كند ومى گويد كه ايشان عين الحاد و زندقه‏اند. جامى در مقدمه نفحات الانس مى‏گويد:
متشبهان مبطل به صوفيه، معتقد بودند كه تقليد به احكام شريعت، وظيفه عوام است كه نظر ايشان بر ظواهر اشياء مقصور بود، و اما حال خواص و اهل حقيقت از آن عالى‏تر است كه به رسوم ظاهر، مقيد شوند و اهتمام ايشان به مراعات حضور باطن بيش بود.
اينان خود را فانى در حق مى‏پنداشتند و بدين بهانه در مرتع اباحت مى‏چريدند.(50)
طرفه اين‏كه صوفيان بر ضرورت علم و عمل به شعاير دينى نه تنها تاكيد دارند بلكه مى‏توان گفت، در اين مهم پيش قدم نيز مى‏باشند.(51) با بررسى نقد و انتقادهايى كه از اين جهت، متوجه صوفيان شده است متوجه مى‏شويم كه عملكرد و ديدگاه صوفيان درباره برخى از دستورات فقهى، از طرف دو دسته، البته با انگيزه‏هاى مختلف مورد نقد و ردّ، واقع شده است.
1. پژوهشگران بى طرف و يا مخالفان غير مذهبى تصوّف كه افراط آنها را در توجه به آخرت و دل‏مشغولى به عبادات و اذكار، بهانه ساخته، چنين روشى را بر نمى‏تابند.
2. عده‏اى ديگر ،بويژه متشرعان، بى اعتنايى به ظواهر شرعى و لاابالى گرى آنها را مطرح كرده‏اند. بنابر ديدگاه اول اگر نقدى متوجه آنان باشد نه از جهت اباحى‏گرى آنها نسبت به ظواهر دينى و عبادت است، بلكه زياده‏روى آنان در نسيان حظوظ دنيوى و فقدان اعتدال در توجه به دو بعد دنيوى و اخروى مادى و معنوى بشرى است.(52)
البته كه با لحاظ راه و رسم و بدعت‏هاى صوفيان بازارى، كه يقينا مورد نقد و اعتراض بزرگان تصرف نيز بوده و هست، مى‏توان حق را به مخالفان دسته اوّل داد و هم‏زبان با خود مولوى گفت:
صوفيئى گشته به نزد اين لئام الخياطه و اللواطه و السلام(53)
و طبعاً به تعبير لسان‏الغيب: چنين خرقه و ظاهرى مستوجب آتش و بر بنياد مكر و حقه بازى خواهد بود. اما تفكيك تعاليم و سخنان استوانه‏ا و فرهنگ‏سازان هر مكتبى از سوء استفاده شيادان و جاهلان به آن راه كار دشوارى نيست اگرچه اكسير كمياب است.

ادامه دارد ...


|+| نوشته شده در 87/10/22 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
مصاحبۀ تلفنی صدای آمریکا با دکتر سید مصطفی آزمایش - ۹ دیماه ۱۳۸۷ در رابطه با دراویش کیش    

Imageمصاحبۀ تلفنی صدای آمریکا با دکتر سید مصطفی آزمایش - ۹ دیماه ۱۳۸۷ در رابطه با دراویش کیش 

مصاحبۀ تلفنی صدای آمریکا با دکتر سید مصطفی آزمایش - ۹ دیماه ۱۳۸۷ در رابطه با دراویش کیش

دانلود کنید


|+| نوشته شده در 87/10/21 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
                                             سه سال گذشت و داستان ادامه دارد..!!

 به مناسبت سومین سالروز واقعه تخريب حسينه‌ شريعت

ناگفته هاي ماجراي تخريب حسينه‌ شريعت قم

 

ماني نقشبند

پيرمرد گريه مي‌كند: «بيش‌تر از چهل سال است كه براي اهل بيت روضه مي‌خوانم. چهل سال است كه ذكر مصيبت اهل بيت مي‌گويم. از شهيدان مي‌گويم و از اسيران كربلا... اما ديشب فهميدم كه اين همه سال دروغ مي‌گفته‌ام؛ فهميدم كه تا به‌حال به مصيبت‌شان بي‌معرفت بوده‌ام. ديشب بود كه تازه فهميدم درد اسيري چه بوده است. تازه ديشب بود كه فهميدم در كربلا چه گذشته است.» حسينيه حالا ديگر ويران شده است. اما حكايت حسينيه ويران شريعت يكي از برگ‌هاي سياه تاريخ معاصر ايران است. حكايتي كه روايت‌هاي رسمي آن بويي از حقيقت نداشته‌اند.

سابقه حسينيه شريعت

حسينيه شريعت را آقاي سيد احمد شريعتي به وصيت پدر بنيان گذاشت. پدر آقاي شريعت، سيد محمود شريعت ، از اهل طريقت و علماي قم بوده است و مورد احترام بسياري از اهالي اين شهر مذهبي (چنان كه آمد نام خانوادگي آقاي احمد شريعتي از شريعت به شريعتي تغيير يافته است ولي هنوز بسياري از مردم سيد احمد شريعتي را با همان نام «شريعت» مي‌شناسند). وصيت آقاي شريعت به پسر اين بود كه خانه پدري و خانه عموي خود سيد عباس شريعت را كه به هم پيوسته بودند از ورثه بخرد و تبديل به حسينيه كند. سيد محمود شريعت در سال ۱۳۷۶ درگذشت و سيد احمد شريعت نهايتاً سهم وراث را پرداخت، منزل پدر و عمو را تجميع پلاك كرد و بناي حسينيه را در سال ۱۳۸۰ به پايان برد. از همان آغاز مقامات شهر در روند گشايش حسينيه مانع ايجاد كردند. شهرداري قم گفت كه تجميع صورت گرفته پذيرفته نيست و تنها تراكم يك بنا را قبول دارد. در همين روند كميسيون ماده ۱۰۰ يك سال پس از ساخته شدن حسينيه (۱۳۸۱) به نفع شهرداري رأي داد و ساختمان پلمب شد.

مالك براي نقض اين حكم به ديوان عدالت اداري مراجعه كرد. اما ديوان هم به نفع طرف مقابل رأي داد. طرف مالك اما بنا بر شواهدي كه از همان آغاز پديد آمدن مشكل داشت مانند بار گذشته رأي تحت تاثير نهادهاي امنيتي بوده است. با اين همه چاره‌اي از گردن نهادن به حكم و پذيرش ادامه پلمب حسينيه در آن شرايط وجود نداشت. سيد احمد شريعت براي اين كه مشكل حل شود و حسينيه مطابق وصيت قابل استفاده شود به صورت رسمي آن را وقف كرد و به اين ترتيب ملك را از مالكيت خود خارج كرد و به مالكيت وقف درآورد و در وقفنامه خود را به عنوان متولي در زمان حياتش و قطب سلسله نعمت‌اللهي گنابادي در هر زماني به عنوان متولي آينده تعيين كرد (در حال حاضر دكتر نورعلي تابنده قطب اين سلسله است).

از نظر قانوني وقف مشكل را حل مي‌كرد. از آن گذشته طبق همين قوانين و بنا به قواعد شرعي متولي منصوص است و دادگاه حق عزل او را ندارد (ماده ۷۹ قانون مدني نيز بر اين مسئله تاكيد دارد). تنها تغييري كه دادگاه مي‌تواند در توليت اعمال كند اين است كه نهايتاً در صورت اثبات عدم صلاحيت متولي كسي را براي توليت وقف به متولي منصوص ضميمه كند. علاوه بر اين تنها راه اثبات عدم صلاحيت متولي اين است كه او در جريان پرونده‌اي كيفري يا جنايي به حكم قطعي محكوم شده باشد. اين امر البته در مورد سيد احمد شريعت كه هيچ‌گاه چنين محكوميت نداشت صادق نبود. هيچ دادگاهي هم به اداره اوقاف مجوز تصرف ملك را نداده بود. به هر حال حسينيه باز هم در پلمب ماند تا شب عيد غدير امسال.

تصرف

شب عيد غدير براي صوفيان گنابادي هم مانند بسياري ديگر از گروه‌هاي صوفي و غير صوفي شيعه شبي مقدس است و معمولاً در اين شب مراسم دارند. آن‌ها هم اين شب و هم روز عيد غدير را در تكاياي مختلف‌شان در سراسر ايران مراسم داشتند. حسينيه شريعت اما هنوز پلمب بود و برخلاف گفته مقامات رسمي كسي از ايشان در آن‌جا مراسمي نداشت؛ قفل سه‌ساله ناگشوده مانده بود. با اين‌همه در اين شب، يعني شب بيست و هشتم دي‌ماه، گروهي كه در قم شناخته شده و مشهور هستند با همراهي گروهي از نيروهاي امنيتي به حسينيه آمدند و پلمب آن را شكستند. تصرف حسينه را در چنين شبي اقدامي تحريك آميز بود.

اندك شناختي از جايي كه مورد تصرف قرار مي‌گرفت و گروهي كه موقوفه‌شان غصب مي‌شد به سرعت اين را به ذهن متبادر مي‌كند كه متصرفان به قصد چنين شبي را انتخاب كرده بودند تا در حداقل زمان و به واسطه نزديك‌ترين مراسم گناباديه (در روز عيد غدير) خبر تصرف را به گوش فقراي اين سلسله در سراسر ايران برسانند. خصوصاً اين‌كه بسياري از مريدان سلسله گنابادي به مناسبت عيد غدير براي زيارت حضرت معصومه به قم آمده بودند كه طبعاً در جريان ماجرا قرار مي‌گرفتند و قطعاً اين خبر را به شهرهاشان مي‌بردند. گروه متصرف مورد اشاره هيئت «فاطميون» بودند.

هيئت فاطميون كه در قم گروهي است كه از طريق برخي اعضاي خود که از مريدان فکري مصباح يزدي هستند با موسسه «امام خميني» در قم كه متعلق به وي است، نسبت دارد. هيئت فاطميون داخل حسينيه شدند و مراسم خود را برگزار كردند. اقدام آن‌ها البته مورد اعتراض مالك و گروهي از نزديكان او قرار گرفت. فاطميون به وضوح دو اقدام غير قانوني انجام داده بودند؛ يكي اين كه وارد ملك ديگري شده بودند و ديگر اين كه براي ورود پلمبي را كه از سوي مقامات دولتي زده شده بود بدون اين كه تحول جديدي در پرونده رخ داده باشد شكسته بودند. سواي اين كه اصولاً اگر هم تحولي صورت گرفته بود هر گونه فك پلمبي بايد با نظارت مقامات قانوني و نمايندگان واقف صورت مي‌گرفت.

با اين همه چنين استدلال‌هايي هيئت فاطميون را حاضر به ترك محل نكرد. به‌نظر مي‌آيد كه آن‌چه نهايتاً در آن شب باعث ترك اعضاي هيئت شد تاكيد آقاي احمد شريعتي بر غصبي بودن محل بوده است و اين که آقايان نمازشان در اين محل صحيح نخواهد بود. به اين ترتيب اعضاي هيئت فاطميون براي خواندن نماز صبح به محل ديگري مي‌روند. برخي از اعضاي گروه فاطميون بعدها گفته بودند كه براي آن شب از آقاي «آقا تهراني» دعوت كرده بودند كه در حسينيه «فتح» شده برايشان سخنراني كند كه البته ميسر نشده بود و كس ديگري مي‌آيد. آقا تهراني كسي است كه صبح‌هاي جمعه در موسسه امام خميني (همان موسسه مصباح يزدي) دعاي ندبه مي‌خواند.

با وجود اين‌كه هيئت فاطميون محل را ترك مي‌كنند تا دست‌كم آشكارا در مكان غصبي نماز نخوانند، حسينيه در تصرف مي‌ماند و در روزهاي بعد هم كنترل حسينيه را حفظ مي‌كنند و اقدام به آوردن وسايلي به داخل آن مي‌كنند و حتي در بخشي از آن ديوار كشي مي‌كنند. تلاش‌هاي واقف براي تعيين تكليف بنا و رفع تصرف از آن به جايي نمي‌رسد. نه شهرداري و نه اوقاف مسئوليتي در قبال اين تصرف نمي‌پذيرند و عملاً هم اقدامي براي رفع تصرف از آن نمي‌كنند، و نه تنها اقدامي نمي‌كنند بلكه اوقاف ظاهراً تحت فشار يا نفوذ متصرفان مسئله جديدي در مورد پرونده طرح مي‌كند كه از نظر محتوا بسيار عجيب است: اوقاف مدعي مي‌شود كه «وقف» اين حسينيه اشكال دارد چرا كه واقف آن را به امور «عرفان و تصوف» اختصاص داده است! (در حالي که در تاريخ موقوفات اسلامي در ايران و ساير نقاط جهان اسلام، خانقاه‌ها و تكاياي صوفيه بخش عظيمي از از موقوفات را تشكيل مي‌داده‌اند و مي‌دهند). شكايت‌هاي نمايندگان واقف به جايي نمي‌رسد.

اوج گرفتن بحران

حسينيه تحت تصرف سرايداري داشت كه با همسر و فرزند نوزاد خود در آن‌جا زندگي مي‌كرد. متصرفان تلاش مي‌كنند فضا را چنان بر سرايدار و خانواده‌اش تنگ بگيرند كه به خواست خود محل سكونت‌شان را ترك كنند. پس از تصرف راه ارتباط اين خانواده عملاً با بيرون قطع مي‌شود چرا كه راه ارتباطي‌شان در اختيار متصرفان بود. آن‌ها اگر مي خواستند براي تهيه مايحتاج خود هم به بيرون از ملك بروند بايد از همين راه مي‌رفتند و البته اين احتمال كاملاً جدي بود كه اگر هر كدام براي هر كاري بيرون بروند ديگر امكان ورود نيابند. به‌اين ترتيب حتي رساندن غذا و مايحتاج روزمره به آن‌ها هم از بيرون صورت مي‌گرفت و هر چه مي‌آمد ابتدا به دست متصرفان مي‌رفت تا به آن‌ها برسد.

در اين مدت ديگر خبر تصرف به فقراي سلسله در همه نقاط ايران رسيده بود و آن‌ها به‌طور پراكنده به قم مي آمدند تا از وضع حسينيه خود مطلع شوند. مانند بسياري از موقوفه‌ها اين حسينيه هم با كمك‌هاي خرد و كلان متعلقان ساخته شده بود كه در اين مورد فقراي سلسله گناباديه از مناطق مختلف بودند بنابراين نگراني و تعلق خاطر ايشان به حسينيه هم كاملاً طبيعي بود. اين حرف از زبان دراويش سلسله به‌طور مكرر شنيده مي‌شد كه: «اصلاً مگر حسينيه مال آقاي شريعت است كه مي‌خواهيد از ايشان بگيريد؛ تك تك ما در خشت و گل اين حسينيه سهم داريم» .

در چنين فضايي متصرفان روز به روز به تحريك خود نسبت به فقراي سلسله ‌افزودند و از جمله عرصه را بر خانواده سرايدار تنگ‌تر ‌كردند. ابتدا آب را بر آن‌ها بستند و سپس در نهايت يك‌روز شير خشكي را كه از بيرون براي كودكشان فرستاده بودند به آن‌ها ندادند. اين اقدام كه براي وادار كردن خانواده سرايدار به خروج بود به نتيجه ديگري مي‌انجامد؛ فقراي سلسله كه در آن زمان در محل حاضر بودند و از محروم كردن نوزاد سرايدار آگاه شده بودند به داخل حسينيه هجوم مي‌آورند و آن را باز پس مي‌گيرند.

ميان‌پرده حيرت‌آور

تنها در اين روز يعني پنجم بهمن ماه بود كه فقراي سلسله گنابادي به حسينيه‌اي وارد شدند كه سه سال پلمب بود و نهايتاً هم به‌وسيله هيئت فاطميون پلمبش شكست و تصرف شد. چيزي كه گناباديان در آن‌جا مشاهده كردند برايشان حيرت‌آور بود و تناسبي هم با اسباب معمول هيئت‌هاي عزاداري نداشت؛ گناباديان با دستگاه‌هاي مونيتورينگ و شنود بسيار مجهزي مواجه مي‌شوند. شاهداني كه در آن روز وارد حسينيه شده بودند مي‌گويند كه «از روي مونيتورهاي نصب شده كه در آن زمان در حال كار بود مي‌شد رفت و آمد بخش وسيعي از شهر قم را زير نظر داشت و دستگاه‌هاي شنود هم ظاهراً قادر بودند كه تا فواصل زيادي را استراق سمع كنند.» اين مسئله آن‌جا اهميت فوق‌العاده مي‌يابد كه موقعيت مكاني حسينيه شريعت واقع در خيابان ارم، كوچه شريعت را در نظر آوريم: خيابان ارم مهم‌ترين خيابان قم است و حسينيه شريعت در نزديكي بيوت بسياري از مراجع قرار دارد. منزل آيت‌الله بهجت ديوار به ديوار حسينيه است؛ خانه مرحوم آيت‌الله شريعتمداري با آن فاصله بسيار كمي دارد؛ منزل آيت‌الله روحاني و منزل آيت‌الله شيرازي هم در نزديكي آن قرار دارد؛ و فاصله حسينيه با بيت آيت‌الله منتظري هم زياد نيست. به علاوه كتابخانه‌ها و مدارس علميه مهمي هم در آن نزديكي هستند از جمله كتابخانه مرحوم مرعشي نجفي و نيز كتابخانه و مدرسه متعلق به آيت‌الله مكارم شيرازي. به اين ترتيب حسينيه تبديل به مركزي براي شنود و تجسس در قلب قم شده بود.

گناباديان اما با ساده دلي تمام وسايل موجود را با حضور وكلايشان صورت‌جلسه مي‌كنند و به هيئت فاطميون تحويل مي‌دهند. از اين‌جا به بعد صورت بازي و سير وقايع كلاً تغيير مي‌كند. بازي ناخوشايندي آغاز مي‌شود.

خارج شويد، تحويل دهيد!

پس از اين‌كه اعضاي سلسله گنابادي وارد حسينيه مي‌شوند فشار و تهديد براي خروج از آن‌جا به آن‌ها آغاز مي‌شود. از اين‌جا اين اعضاي سلسله گنابادي هستند كه از سوي مقامات رسمي «متصرف» قلمداد مي‌شوند! اطلاعات قم از آن‌ها مي‌خواهد كه از محل خارج شوند. اين در حالي ا‌ست كه اعضاي اين سلسله آشكارا از سوي متصرفان تهديد و تحريك مي‌شوند. نوع تهديدها جاي شبهه‌اي باقي نمي‌گذارد كه قرار بر طي همان سير قانوني و تعيين تكليف رسمي موقوفه در كار نيست؛ از گناباديان مي‌خواهند از محل خارج شوند تا اين‌بار هيئت فاطميون رسماً در آن‌جا مستقر شود. خارج شدن به اين وضع از آن محل به معني از دست دادن حسينيه بود بي‌آن‌كه هيچ حقي براي آن‌ها كه آن را ساخته‌اند و صاحب اصلي‌اش هستند قائل شده باشند. اعضاي نگران سلسله هر روز بيشتر و بيشتر به قم مي‌آيند. اطلاعات قم نيز در ادامه فشارهاي خود وكلاي واقف (امير اسلامي، اميد بهروزي، غلامرضا هرسيني، و فرشيد يداللهي) را احضار و براي چهار روز، از هفدهم تا بيستم بهمن ماه، بازداشت مي‌كند.

وقتي آن‌ها را آزاد مي‌كنند تهديدي مشخص به ايشان ابلاغ مي‌شود: حسينيه بايد تا بيست و سوم بهمن ماه تحويل داده شود. در اين مدت گناباديان به هر دري مي‌زنند تا تظلم آن‌ها شنيده شود. از جمله گروهي از آنان نامه‌اي به مسئول دفتر رهبري در قم (آقاي ملكات) و دفاتر چند تن از مراجع ديگر مي‌دهند: «احتراماً اينجانبان امضاءكنندگان ذيل، عده‌اي از فقراي سلسله جليله نعمت‌اللهي سلطانعليشاهي گنابادي از آن‌جا كه به امر بزرگان سلسله، مكلف به تقليد از مراجع عظام مي‌باشند و از جهت اين‌كه رجوع به مراجع در تنگناها تمسك به عروة‌الوثقي است، بنابراين مراتب ذيل را جهت استمداد و رسيدگي به استحضار آن مرجع عالي‌قدر مي‌رساند... آن‌چه مسلم است فقراي اين سلسله هيچگونه تضادي نه با حكومت و نه با شرع انور اسلام – كه شما از مراجع عظيم‌الشأن آن مي‌باشيد- نداشته، بلكه هميشه از خداوند متعال توفيق روزافزون براي حضرتعالي و ساير مراجع و رهبر عظيم‌‌الشأن را خواستارند... اكنون كه تمام كفر و الحاد سعي در تضعيف نظام پربركت جمهوري‌اسلامي ايران دارند، ما به‌عنوان مقلدين مخلص شما؛ اولاً حمايت بي‌چون و چرا از نظام و قوانين جمهوري‌اسلامي و كشور پربركت ايران را اعلام؛ ثانياً از آن مرجع عظيم‌الشأن استدعاي استمداد و كوتاه نمودن دست افرادي كه قصد آزار و اذيت و و ايجاد نفاق بين مسلمين و شيعيان را دارند، داريم. بنابراين استدعاي بررسي و پيگيري مشكل را خواهشمند است...»

اما تظلم‌هاي ايشان به‌جاي نرسيد و كار به‌گونه اي ديگر رقم خورد.

روز واقعه

روز دوشنبه بيست و سوم بهمن خيلي زود فرا رسيد. چند صد تن از مريدان سلسله گناباديه در حسينيه و مقابل آن جمع شده بودند. يكي از آن‌ها مي‌گويد: «نوار مشكي زده بوديم به پيراهن‌مان يعني كه عزادار حسينيم. گل به دست گرفته بوديم يعني اين كه اگر ما را بزنيد ما جز گل چيزي نداريم كه به شما بدهيم. شيريني هم آورده بوديم با خودمان كه اگر از در آشتي درآمدند كام‌شان را شيرين كنيم.» آشتي البته در كار نبود. در مقابل مريدان سلسله كه از زن و مرد و پير و جوان جمع شده بودند نيروي انتظامي هم آمده بود. مريدان سلسله از شهرهاي مختلف خود را به قم رسانده بودند و در مقابل تعدادي چهار رقمي مأمور نيروي انتظامي هم از شهرهاي مختلف آمده بودند. در ميان آن‌ها كه با اتوبوس‌هايي مشخص، از شهرهاشان آمده بودند نيروهايي از تهران، كرمان، لرستان، و خوزستان قابل تشخيص بودند. براي كساني كه بوي حادثه را حس مي‌كردند اين تكثر نشان از امري ناخوشايند داشت؛ خصوصاً برخي مريدان سلسله كه خود اهل قم بودند اين مسئله را به گونه‌اي خاص تفسير مي‌كردند: «معلوم بود كه براي درگيري آمده بودند. آخر در قم همه آقاي شريعت [شريعتي] را مي‌شناسند. مامورهاي قمي هم بالاخره براي ايشان احترام قائل بودند و شايد دلشان مي‌لرزيد اگر قرار به درگيري با اطرافيان ايشان مي‌شد.»

يكي از فقيران سلسله كه پيش از حادثه از قم عزيمت كرده است مي‌گويد: «در راه آمدن بودم كه ديدم جلوي كلانتري‌هاي يازده و پانزده قم شلوغ است و ماشين‌هاي پليس ايستاده‌اند. ناگهان افسري را ديدم كه از قبل مي‌شناختمش. از ماشين پياده شدم و احوال‌پرسي كردم و سوال كردم كه چه خبر است؟ او كه تعلق من را به سلسله نمي‌دانست گفت كه ما آماده باشيم چون صوفيه در حسينيه‌شان جمع شده‌اند و قرار است "قلع و قمع" شان كنند. پرسيدم كي مي‌خواهد قلع و قمع كند، شما؟ گفت نه ما كه كاره‌اي نيستيم. حزب‌الله قرار است بكند ما هم بايد باشيم.»

رفته رفته گروهي از لباس شخصي‌هاي مجهز به بيسيم و باتوم هم جمع شدند. در ميان آن‌ها كه از معمم و مكلّا گرد آمده بودند دو نفر بلندگو به دست داشتند و با توهين و تهديد خطاب به جمعيت حرف مي‌زدند. يكي‌شان مداحي به نام سلحشور بود كه قمي‌ها مي‌شناختندش و ديگري معممي به نام شهشهاني كه براي كرماني‌ها خاطره تلخ قتل‌هاي زنجيره‌اي اين شهر را زنده مي‌كرد.

فضا بسيار تند بود و جمعيت مريدانِ گل به‌دست حالا ديگر آشكارا مي‌فهميدند كه مي‌خواهد آن‌ها را به واكنش تحريك كنند: «مي‌آمدند ما را هل مي‌دادند و مي‌زدند و فحش مي‌دادند. نه اين‌كه خودمان را فحش بدهند يا پدر و مادرمان را؛ به اقاي شريعت ناسزا مي‌گفتند. انگار برنامه داشتند كه جلوي ما كه به جناب ايشان ارادت داريم بهشان ناسزا بگويند تا ما را از جا به در برند. اما ما نمي‌خواستيم به هيچ قيمتي با آن‌ها درگير شويم. اصلاً قرارمان اين بود كه اگر هم ما را زدند ما به آن‌ها گل بدهيم...» محاصره ادامه داشت و توهين وتحريك و ضرب و شتم. مردم بي‌پناه همچنان با همان گل و شيريني و بعضاً با عكس‌هايي از رهبر پيشين و فعلي جمهوري‌اسلامي و عكس‌هايي از شهداي سلسله در جنگ با عراق در دست ايستاده بودند اما پراكنده نمي‌شدند. با تاريكي هوا حمله آغاز شد. «با باتوم برقي مي‌زدند، زن و مرد هم نمي‌شناختند. بر سرهامان مي‌زدند. بي‌هيچ ملاحظه‌اي مي‌زدند تا زير اين ضربه‌ها بميريم.»

بعد دورتادور حسينيه و بام آن را هم به آتش كشيدند. ديگر مردم واقعاً از اين ترسيده بودند كه گويي مهاجمان هيچ پروايي از كشتن يا سوزاندن آن‌ها ندارند. عده‌اي از مريدان براي اين‌كه راهي باز كنند و حلقه محاصره را بكنند كه در آتش نسوزند پس از ساعت‌ها كتك خوردن و پاسخي ندادن به سوي مهاجمان سنگ پرتاب كردند. با اين‌كار كه از سوي برخي مسئولان گزارش دهنده به دروغ به عنوان آغاز درگيري ياد شده است، عده‌اي راهي يافتند تا بگريزند. اما همان ها هم در فرار به حد مرگ كتك مي‌خوردند. خشونت مهاجمان بي حد و باورنكردني بوده است. به‌عنوان نمونه يكي از حاضران چنين مي‌‌گويد: «در كنار من خانمي بود كه كودك نوزادش را هم بغل كرده بود. يكي از آن‌ها به او حمله كرد و او را طوري هل داد كه بچه از دستش افتاد. من دويدم و بچه را برداشتم. ديدم بيچاره به خاطر اين كه گاز اشك‌آور به گلويش رفته خس خس مي‌كند. اما يك‌دفعه به من هم حمله كردند و يكي از آن‌ها بچه را از دستم گرفت و مثل انگار يك تكه دستمال را گرفته باشد آن را به جوي آب كنار خيابان انداخت.» مهاجمان قصد دستگيري همه تجمع‌كنندگان را داشتند و براي اين‌كار ده‌ها اتوبوس آماده كرده بودند كه جمعيت را كتك‌زنان داخل آن‌ها مي‌راندند.

مردم به هرسو مي‌دويدند تا فرار كنند. برخي مغازه‌ها مردم را به داخل خود پناه دادند؛ اما خود نيز مورد هجوم قرار گرفتند و خرد شدند تا پناهندگان بيرون كشيده شوند. عده‌اي توانستند به حرم پناه ببرند، اما نيروهاي امنيتي آن‌ها را در همان قسمتي كه جمع شده بودند محبوس كردند تا براي بردن‌شان اتوبوس بياورند. آن ها حسينيه را تصرف کردند. و منزل سيد احمد شريعتي را هم اشغال مي‌كنند. فردا روز كه حسينيه را به همراه خانه با بولدوزر ويران مي‌كنند، اسباب و اثاثيه خانه را هم بيرون مي‌ريزند و به آتش مي‌كشند. برخي از حاضران مي‌گويند كه خود سيد احمد شريعتي به دليل اين‌كه تهديد به مرگ شده بود از پيش منزلش را، در جنب حسينيه، ترك كرده بود.

صبح تيره
نهايتاً حدود 2000 نفر را دستگير كردند (استاندار قم اين رقم را 1000 نفر ذكر كرده است). تعداد دستگير شدگان براي جادادنشان بسيار زياد بود. از اين ميان حدود 300 نفر را به زندان «ساحلي» قم بردند. 500 الي 600 نفر را بدواً در هلال احمر قم محبوس كردند. عده‌اي را هم به پادگان‌هاي اطراف شهر از جمله پادگاني كه بالاي جاده تهران است بردند.

در اين ميان حكم بازداشت بيست نفر از جمله سيد احمد شريعتي و چهار وكيلش صادر شده است. به علاوه يكي از وكلاي اهل اين طريقت هم به نام اقاي بهمن نظري كه براي رسيدگي به كار دستگيرشدگان خود را از اهواز به قم رسانده بود به محض معرفي و ارائه پروانه وكالت دستگير مي‌شود!

در ضرب و شتم‌هاي حمله وحشيانه شبانه بسياري به شدت مصدوم شدند كه شمارشان دست‌كم به 400 نفر مي‌رسد، و خبرهاي نگران کننده اي از امکان فوت يکي از مصدومان که يك دبير آموزش و پرورش است به گوش مي رسد. فرداي واقعه يكي از اعضاي درمانگاه خيريه «صالح» در تهران، متعلق به سلسله گنابادي، بوده به «شوراي تأمين» استان قم مراجعه مي كند و از اين شورا نامه مي‌گيرد كه به ملاقات محبوسان برود و دستگيرشدگاني را كه حالشان وخيم است به تهران منتقل كند. اما واقعه‌اي كه براي او رخ مي‌دهد بسيار تلخ وتأسف‌بار؛ به محض اين كه در يكي از بازداشت‌گاه‌ها خود را به همراه نامه معرفي مي‌كند نه تنها اجازه انتقال كسي را نمي‌يابد بلكه خود او را چنان كتك مي‌زنند كه به حال نزع مي‌افتد.

كساني كه تا به حال آزاد شده‌اند مي‌گويند كه پيش از آزادي با تهديد و شكنجه از آن‌ها سه تعهد گرفته‌اند: به شهرهايشان كه بر‌مي‌گردند خود را به اداره اطلاعات معرفي كنند؛ تعهد بدهند كه ديگر در هيچ مجلس صوفيانه‌اي شركت نمي‌كنند؛ و اين كه تنفرنامه‌اي را نسبت به تصوف امضا كنند. كار اما به همين‌جا ختم نشده؛ در برخي شهرها مانند همدان كساني كه با اين وضع آزاد شده‌اند را به اداره اطلاعات مي‌برند و در آن‌جا باز هم كتك مي‌زنند. پيرمرد روضه‌خوان حق داشت كه بعد از چهل سال گرياندن خلق به «ذكر» مصيبتِ اسيري، حالا خود به «رويت» آن اشك بريزد.


|+| نوشته شده در 87/10/21 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

                           

                               تصوف و اخلاق

                             

تصوف باید ظواهر شرع را بخوبی رعایت و حفظ نماید، چرا که مغز بدون محافظت پوست، امکان رشد و نمو و زندگی ندارد . پس به صوفی واجب است که بخاطر امتثال امر و نهی به ظواهر عمل کند ، چرا که هر کس به خدا نزدیکتر  باشد ،اطاعت اوامر برای او الویت بیشتری دارد ؛ چنانکه فرمود :" ان کنتم تحبون الله فاتبعونی ."                                        

 

تصوف در هر مذهبی به لباس آن مذهب نمایان شده . بر این مبنااست که تصوف در دیانت مسیح (ع ) همراه با رهبانیت بود ولی تصوف در اسلام مطابق آن چیزی است که حضرت محمد (ص ) قرار داده است ؛ بلکه حقیقت حال وی است ، لذا تصوف کامل در اسلام جمع بین ظاهر و باطن ، شریعت و طریقت است و با رهبانیت و ترک دنیا مخالف است ؛بلکه امر به اجتماع و ورود در جامعه و کمک به افراد و کسب وکار می نماید .                                                  

 

تصوف همچنین در اخلاق نیز اوامر حضرت رسول را پیروی می نماید . حسن خلق در تصوف اسلامی جدای از آن چیزی است که بین صوفیه هند و مسیحی است ؛ بلکه صوفی حقیقی  ،مسلمان قرآنی است که تابع کامل اوامر قرآن است .                                               

 

مراحل نفس انسانی در اخلاق  چهار مرحله دارد : تخلیه ، تجلیه ، تحلیه و فنا .                       

تخلیه عبارت است از ترک رذائل و تطهیر نفس از نا پاکی ها و  تخلیه قلب از تمام صفات و یا مخلوقاتی که مخالف سلوک الی الله باشد .                                                                 

                         

 تجلیه عبارت است از آمادگی قلب و جلا دادن برای ظهور کمالات . تحلیه عبارت است از اتصاف نفس به کمالات انسانی و صفات پسندیده نفسانی و ظهور کمالات در قلب و نورانی نمودن با آن.                   فنای سالک در نور احدو جبروت الهی تا جائیکه هیچ کس را جزخدا نبیند ؛ و این مرحله خود دارای سه مرتبه است که عبارتند از محو  و  طمس  و  محق  .                                       

                              

محو عبارت از فنا در افعال است بطوری که سالک تمام موجودات را فعل  حق و اسباب فعل وی ببیند .                                                                                                           

طمس فنای صفاتی است ،به آنگونه که صفات احدی را در تمام مراتب متجلٌی ببیند و تمام خصائل را مظهر صفات او ببیند .                                                                                  

 

محق عبارت از فنای کلٌی است تا جائیکه هیچ کس را جز الله نبیند .تکلیف اخلاق فردی و اجتماعی هر مرتبه به نسبت همان مرتبه می باشد .                                                          

برای سلوک مراحل مختلفی وجود دارد که عرفا از آن به نام " مقام " یاد کرده اند و برای هر مقام تکلیف و حکم خاصی وجود دارد که با مقام دیگر تفاوت دارد . منظور از " احوال " در اصطلاح صوفیه ،معانی وارد از غیب به قلب سالک است که اراده و اختیار در آن دخالتی ندارد .                                                                                                               

حالات و مقامات به تعداد سالکان میباشد، که از آنجا که حکم هر مقام و حال آن  با حکم و حال مقام دیگر  متفاوت است ، برای هرسالک لازم است که حال و مقام خود را پوشیده بدارد و چیزهایی را که ممکن است به حال دیگران مضر باشد به زبان نیاورد و لذا در احادیث اهل بیت شیعه آمده است که : " لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان لکفره " اگر ابوذر میدانست در قلب سلمان چه می گذرد اورا کافر می شمرد . 

 


|+| نوشته شده در 87/10/21 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

سه سال گذشت و داستان ادامه دارد..!!    

 

20 دی 1387 ساعت 08:21

 

امروز گرفتار غم و محنت و رنجیم
در داو فره باخته اندر شش و پنجیم
با ناله و افسوس دراین دیر سپنجیم
چون زلف عروسان همه در چین و شکنجیم
هم سوخته کاشانه و هم باخته گنجیم
مائیم که در سوگ و طرب قافیه سنجیم
جغدیم به ویرانه هزاریم به گلزار
ای مقصد ایجاد سر از خاک به در کن
وز مزرع دین این خس و خاشاک به در کن
زین پاک زمین مردم ناپاک به در کن
از کشور جم لشگر ضحاک به در کن
از مغز خرد نشأه تریاک به در کن
این جوق شغالان را از تاک به در کن
وز گله اغنام بران گرگ ستمکار
افسوس که این مزرعه را آب گرفته
دهقان مصیبت زده را خواب گرفته
خون دل ما رنگ می ناب گرفته
وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته
رخسار هنرگونه مهتاب گرفته
چشمان خرد پرده ز خوناب گرفته
ثروت شده بیمایه و صحت شده بیمار

 

 

ماه محرم است ، قم نینوا شدست،  دودی ز شهر جفا برسماء شدست...
 بوی گازهای سمی و اشک آور می آید. شلیک گلوله ها و بمب های آتش زا حکایت از ستیز و درگیری دارد. فریاد وااسلاما و خروج آل علی از دین رسول الله از بلند گوهای مستقر در محل به گوش می رسد ...
 در آسمان پرنده ای نیست!! سنگ است آنچه چشم می بیند، جماعتی نظاره گر و عده ای با باتوم و سنگ یورش می برند ...
گویا فتوا داده اند ...

خودروهای آتش نشانی ، آمبولانس و پلیس در حرکتند. نظامیان را با لباسی مبدل از شهرهای اطراف آورده اند تا بگویند!!عاملان جنایت ،مردمند...
 اتوبوسها زنان، کودکان ، پیران و جوانان را با سر و روی خون آلود به زندان می برند.... بیمارستانها مملو از صوفیان مجروح است ... حسینیه شریعت در آتش می سوزد... هلهله ای برپاست ... آشوب در ذرات عالمست ،قم در تلاطم است ، ماه محرم است ...
 22بهمن 57 نیست ،اشتباه نکنید ، جنگ طاغوت و یاقوت نیست . 24 بهمن   84 است .
قم صحنه رزم جهالت و تحجر علیه حقیقت است .جنگ میان بودنها و بایدها  .
عمال مفتیان، فتوا بدست، تازیانه بر حق و حقیقت پرستان می زنند ، اینجا تکرار کربلا در قرن ماست
 شب پرستان شریعت شعار از فرط حماقت و شقاوت با حربه قانون ، فتوا و دین ،برآنند تا خورشید تابنده معرفت را به مسلخ برده با احادیث ابو هریره ای و سنت ابوسفیانی و قوانین فرعونی حقیقت را  به بند بکشند .
اینجا قم است و ماه محرم است ،حرمت شکنان همیشه ی تاریخ آمده اند که بار دیگر حرمت مقدسات، شرافت انسانیت و وجدان و قداست دین و مذهب را بشکنند ، حلاج را بر دار کنند و عین القضات را در بوریا به آتش بسوزانند و مشتاق را مثله کنند...
اینان خانه حقیقت و شریعت را سوزاندند و با خاک یکسان نمودند .

سایت مجذوبان نور سالروز اعتلای فقر و درویشی ،مقاومت غیورانه و دلیرانه صوفیان صفت نشان در مقابل مرتجعین و مقدس مآبان  متحجررا به ساحت مقدس امام عصر عجل الله تعالی فرجه و قطب زمان حضرت آقای حاج دکتر نور علی تابنده مجذوبعلیشاه ( ارواحنا فداه ) و شیخ خلیل القدر سلسله جناب آقای حاج سید احمد شریعت ( درویش فیض علی ) و تمامی ارادتمندان ولایت مرتضوی تبریک و تهنیت عرض می دارد واز خدای منان استدامه ایام عزت و سرفرازی درویشی و تشیع را مسئلت می نماید .

 


|+| نوشته شده در 87/10/20 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

مجلس دراویش گنابادی در زیر فشار اداره اطلاعات کیش برگزار شد!!؟؟  

 

 

 

19 دی 1387 ساعت 22:21

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نوردر جزیره کیش،صبح امروز پنج شنبه 19 دی ماه 1387  ماموران امنیتی با  ایجاد جو رعب و وحشت  و احضار عده ای از  دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساکن درکیش، خواستار تعطیلی مجالس درویشی دراین جزیره شدند .

در ادامه این گزارش آمده است : بعد از ظهر امروز نیز آقای محمد جعفرانتصاری (مجلس دار شبهای جمعه در کیش )  احضار وبازداشت شده وتا ساعت 8 شب در اداره اطلاعات نگهداری می شود تا مجلس برگزار نگردد . اما علیرغم تمامی فشارهای انجام شده و حضورگسترده نیروهای انتظامی و امنیتی در اطراف منزل آقای انتصاری و جو پلیسی، دراویش این منطقه مجلس را برگزار کردند .


|+| نوشته شده در 87/10/20 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

هو

۱۲۱

عظّم الله اجورنا و اجورکم به مصابنا سیّدنا الحسین علیه السّلام

سنّت عزاداری امام حسین(ع) از سننی است که بزرگان تصوّف و عرفان به آن توجه خاصّی داشته اند. چنانکه مرحوم استاد مرتضی مطهری در کتاب ده گفتار ، اصولاً سنّت وعظ در عالم اسلام را از ابتکارت مشایخ بزرگ صوفیه و عارفان می داند. در دوران اخیر نیز در سلسله نعمت اللهی گنابادی این سنّت حسنه حفظ و ترویج گردیده است به نحوی که بزرگان سلسله مقید بوده اند که در سحر عاشورا ضمن ذکر واقعه مصائب حضرت اباعبدالله، به بیان نکات معنوی واقعه نیز می پردازند.

درباره نهضت و قیام حسینی کتابهای بسیاری توسط محققان تألیف گردیده و هر یک از آنها از منظری به این نهضت نگریسته اند. لذا برخی صرفاً به ظاهر قضیه و جنبه حکومتی آن توجه کرده و به حقیقت معنوی آن تجهی ننموده اند و برخی دیگر علاوه بر موضوع تاریخی و نقل حادثه مذکور جنبه معنوی آن هم مدّ نظرشان بوده است.

تألیفات اقطاب اخیر سلسله نعمت الهیه گنابادی در خصوص موضوع نهضت اباعبدالله واجد وصف اخیر می باشد. بدین معنا که علاوه بر توجه به ظاهر قضیه، حقیقیت آن نیز مغفول نمانده است. اولین این آثار کتاب سلطنه الحسین، دوم تجلّی حقیقت در اسرار فاجعه کربلا، سوم ظهور العشق الاعلی و عهد الهی می باشد که به معرّفی مختصر آنها می پردازیم:


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در 87/10/17 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

یکی از آشنایان جناب آقای امیر علی محمدی  لباف، مجاز نماز دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی قم، در مصاحبه با خبرنگار سایت مجذوبان نور در خصوص شرایط روحی و جسمی ایشان و خانواده نامبرده،  اظهار داشت : همانگونه که اطلاع دارید آقای  لباف پس از آنکه  با گزارش و شکایت اداره اطلاعات قم به جرم اقامه نماز جماعت توسط  دادستان تحت پیگرد  قرار گرفت ، در روز 23 مردادماه 1387  احضار واز سوی شعبه 101  دادگاه عمومی جزایی قم  ، به تحمل74 ضربه شلاق ، 5  سال زندان و 10 سال تبعید به شهر بابک محکوم شد  و حکم صادره در دادگاه تجدید نظر استان قم مورد تایید قرار گرفت وچندی پیش،حکم شلاق توسط   مامورین شعبه اول دادیاری  اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی قم در زندان  به اجرا در آمد .

وی افزود: دراویش گنابادی از اقصا نقاط ایران به وسیله نامه و تلفن ،جویای حال جناب آقای لباف و خانواده محترم ایشان بوده و به مناسبتهای مختلف  راهی شهرستان قم می شوندو ضمن شرکت در مجالس درویشی  و زیارت زمین متبرک حسینیه شریعت که یادآور شجاعت و مردانگی و مظلومیت دراویش است به خانواده آقای لباف سرکشی نموده  و جویای حال ایشان می شوند .

آقای لباف با آنکه در شرایط جسمانی نامناسبی در زندان به سر می برد همچون خانواده اش در بیرون از زندان، از روحیه فوق العاده خوبی برخورداراست تا آنجا که در اعتراض به صدور احکام غیر قانونی و ظالمانه دادگاههای قم ،حاضر به قبول مرخصی از زندان نگردیده است . 

 

وی در پاسخ به این سئوال که آیا بعداز محکومیت آقای مهندس لباف از موج فشارها در قم  کاسته شده یا نه؟ گفت : شرایط هنوز برهمان روال سابق است. در روز گذشته  یکشنبه 15 دی ماه 1387  مامورین اداره اطلاعات قم با احضار و تهدید آقای عبدالله شریعت که مجالس درویشی شب های دوشنبه خانمها ،در منزل ایشان منعقد می گردد،خواستار   تعطیلی مجالس  شده اند. آقای عبدالله شریعت پسر عموی جناب آقای شریعت شیخ بزرگوار سلسله گنابادی می باشد .


|+| نوشته شده در 87/10/17 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

سخنرانی سحر عاشورای سال ۱۴۱۶ قمری برابر ۱۳۷۴ شمسی جناب حاج علی تابنده محبوبعليشاه قدس سره  

بسم الله الرحمن الرحیم‏
«
والحمد لله رب العالمین ، والصلاه والسلام علی‏ سیدنا محمد (ص) و ائمه المعصومین (ع) لا سیما علی ظهور العشق الاعلی‏ و اب الاولیاء و خامس آل العباء سیدالشهداء مولانا ابی عبدالله الحسین (ع) عظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا بسیدنا الحسین (ع) »

قال رسول الله (ص) : « الاحسان ان تعبد الله کانک تریه و ان لم تکن تراه فانه یراک » . (۱) حدیث ، حدیث نبوی است . رسول خدا در این حدیث می فرماید : « خداوند را به گونه ای عبادت کن که گویی او را می‏بینی و اگر تو او را نمی بینی ، او تو را می بیند. »
روزی پیامبر خدا درحالی که عده ای از صحابه در حضورشان شرفیاب بودند ، نشسته بودند . ناگهان در باز شد و مردی سفید جامه با گیسوانی سیاه وارد شد و دو زانو و در کمال ادب در حضور رسول خدا نشست و عرض کرد : یا محمد ، اسلام چیست ؟ پیغمبر فرمود : اقرار به شهادتین ، انجام نماز ، روزه ، حج و زکات . آن مرد عرض کرد : صحیح است . صحابه تعجب کردند . مجددا سؤال کرد : ایمان چیست ؟ پیغمبر فرمود : اعتقاد به خداوند و ملائکه و کتاب ها و رسولانش و آخرت . او عرض کرد : صحیح است . بار سوم پرسید : احسان چیست ؟ حضرت در جواب فرمود : احسان آن است که خداوند را به گونه ای عبادت کنی که « گویی » ( کان ) [ به فتح حمزه (الف) و تشدید ن ] او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند . مرد برخاست و رفت . حاضرین در جلسه متعجب و متحیر شدند از اینکه این شخص که بود که آمد و این سوالات را کرد و جواب خود را گرفت و مجلس را ترک کرد . آنها در این حالت تعجب بودند که پیامبر سوال کردند : آیا این شخص را شناختید ؟ عرض کردند : خدا و رسولش بهتر می دانند . و بلافاصله خودشان ادامه دادند : این شخص جبرئیل بود ، آمده بود برای تکمیل اعتقادات شما.


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در 87/10/17 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

حسینیه سید الشهدای سلسله نعمت اللهی گنابادی در معرض تخریب قرار دارد

به گزارش خبر نگار ما :با صدور اخطاریه ای از شهرداری منطقه 2 کرج به حسینیه سید الشهدای کرج این مکان یک بار دیگر در معرض تخریب قرار دارد

این اخطاریه خطاب به آقای دکترنور علی تابنده که قطب سلسله دراویش نعمت اللهی گنابادی است صادر شده و در آن قید گردیده در صورت عدم رفع  بناهای اضافه احداثی تا مورخ 15-10-87رای تخریب قطعی کمیسیون ماده صد اجرایی می گردد.

گفتنی است یک هزار و یکصد متر بنای اضافه در این اخظاریه بر آورد شده است در حالی که به نقل از وکلای پرونده این حسینیه این بنا، اضافه احداثی ندارد و کاملا قانونی ساخته شده و رای کمیسیون ماده صد شهرداری بر طبق مقررات موجود وجاهت قانونی ندارد.

دکتر نورعلی تابنده در پاسخ به سوال خبرنگارما در خصوص تخریب حسینیه کرج گفتند: این مکان به نام امام حسین (ع)حسینیه نام دارد و خانه  امام حسین(ع) است و ما در اینجا واقعه تخریب حرم امام حسین(ع)را یاد آوری می کنیم که در آن زمان، خلیفه وقت ضریح امام حسین (ع) را سوزاند و از سوخته آن قهوه درست کرد و خورد و به چه روزی در آمد.

قطب سلسله نعمت اللهی گنابادی افزود: موضع ما در مقابل تخریب این حسینیه این است که خطای عاملان را به زبان بیاوریم و این حکایت را یاد آور کنیم و بگوییم که دوباره این حسینیه بهتر از قبل ساخته می شود اما...........

ایشان اظهار داشت: ما اسلحه نداریم چون با به کار بردن اسلحه مخالف هستیم ولی ما اسلحه خودمان را داریم که آن هم آه دل درویش است.

دکتر تابنده خاطر نشان کرد:هر آجری که از این حسینیه تخریب کنند،همان آجر بر سر خودشان خواهد خورد.

وی خطاب به جامعه خبری و رساله های جمعی خواستار انعکاس واقعیت های جامعه شد و تاکید کرد: به نقل از رسانه های داخلی بیش از دو میلیون نفر در ایران پیرو سلسله نعمت اللهی گنابادی هستند ،البته ما آمار  نمی گیریم و نداریم  اما این عده دوست دارند حقایق سلسله آنان و مسایل مربوط به آنها  منعکس گردد که متاسفانه از سوی برخی از مقامات باکوت خبری شده اند .

دکتر تابنده در پایان ادامه دادند :اگر در مسائل روز، حکومت به آنها توجه نکند موجب دل مردگی وبی اعتنایی وبی اعتمادی آنان به دولت و حکومت می گردد و این امر به نفع جامعه نیست .

سایت مجذوبان نور جهت تنویر افکار عمومی عین متن اخظاریه شهرداری منطقه 2 کرج را به استحضار عموم میرساند:

      


|+| نوشته شده در 87/10/15 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                                     

           شهر بیدخت از اطلس جغرافیای ایران حذف شد    

 

   

14 دی 1387 ساعت 14:50

یک کارشناس حقوقی:

شهر بیدخت از اطلس جغرافیای ایران حذف شد

تهران- خبرگزاري کار ايران
شهر بيدخت از توابع شهرستان گناباد در استان خراسان رضوي، از اطلس جغرافياي ايران حذف شد.


مصطفي دانشجو، حقوقدان در گفت وگو با خبرنگار"ايلنا" اعلام کرد: ‌‏اين شهر که يکي از بزرگ‌‏ترين مراکز عرفان اسلامي است از سوي مرکز اطلاع رساني ايران و ناشران اطلس جامعه ايران، از اطلس جغرافياي کشور حذف شد.
اين حقوقدان اظهار کرد: به نظر مي‌‏رسد عده‌‏اي با افکار و انديشه‌‏هاي خاص تلاش مي‌‏کنند با حذف اين شهر از جغرافياي ايران مانع آشنايي ملت‌‏ها با ذخيره و سرمايه‌‏هاي معنوي اسلام و ايران شوند.
وي ادامه داد: ‌‏اهالي شهر بيدخت نيز در اين اقدام خلاف شأن مرکز اطلاع‌‏رساني، اعتراضات گسترده‌‏اي را نيز صورت دادند که تاکنون از سوي اين مرکز که بزرگ‌‏ترين منبع ترسيم و تهيه نقشه‌‏هاي جغرافيايي کشور است، پاسخي دريافت نشده و اصلاحاتي صورت نگرفته است.
دانشجو با بيان اين‌‏که شهر بيدخت به عنوان مرکز عرفان حقي اسلامي از ذخاير عرفاني و فرهنگي فراواني برخوردار است، بيان کرد:‌‏ اولين کتابخانه در شهر بيدخت و کتابخانه مزار سلطاني در سال 1302 تاسيس شده است، در حالي که در اسناد منتشر شده در کتابخانه ملي ايران تاسيس نخستين کتابخانه‌‏ها به سال‌‏هاي 1328 نسبت داده شده است.
وي با اشاره به اين‌‏که حدود دو، سه سال پيش روزنامه‌‏هاي خراسان و قدس اعلام کردند شهر بيدخت در عيد نوروز 40 هزار توريست جذب کرده و از اين نظر اين شهر بعد از مشهد مقدس در رتبه دوم قرار دارد بر اهميت اين شهر تاکيد کرد.
دانشجو خاطر نشان کرد:‌‏ اين اقدامات متعصبانه که به جهت عدم آشنايي و يا مخالفت با عرفان اسلامي صورت مي‌‏گيرد، به طور قطع بي‌‏اعتمادي و بي‌‏اعتنايي مردم نسبت به دستگاه دولتي را در بر خواهد داشت
.

 


|+| نوشته شده در 87/10/14 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
                                                  

شجاعت مدیران روزنامه اعتماد ملی در انتشار اخبار دراویش گنابادی در فضای امنیتی بایکوت و سانسور

 

   
14 دی 1387 ساعت 11:51

ستون شنیده های اعتماد ملی


داماد ولا‌يتي از ايسنا رفت

شنيديم كه‌ محمدرضا جعفرآقايي، داماد علي‌اكبر ولا‌يتي كه بيش از دو ماه پيش با حكم مديرعامل ايسنا به‌عنوان سرپرست اداره اخبار فرهنگي- هنري خبرگزاري دانشجويان ايران منصوب شده بود، يك ماهي است بدون اطلا‌ع قبلي در محل كار خود حاضر نمي‌شود. به گزارش سايت ياري‌نيوز، گفته مي‌شود يكي از مهم‌ترين علل قطع همكاري آقايي با خبرگزاري ايسنا، اين شرط كمال رحيميان، مديرعامل ايسنا بوده است كه او عدم نياز خود را به خبرنگاران فعلي فرهنگي و هنري اعلا‌م كند تا خبرنگاران حامي دولت جايگزين آنها شوند؛ كه جعفر آقايي چنين شرطي را قبول نكرده است.


شعبه يك فروشگاه لباس انگليسي در تهران ‌

شنيده شده كه‌ يك فروشگاه انگليسي درصدد افتتاح اولين شعبه خود در شمال تهران است. به گزارش سايت فردا، شبكه خبري ‌CBS در گزارشي ضمن اعلا‌م اين خبر آورده است: <افتتاح شعبه دبنهامز در شمال تهران ممكن است با مخالفت‌هايي روبه‌رو شود.> در اين راستا فرانسيس مك‌آلي مدير بين‌الملل دبنهامز گفته <تهران يكي از دوستانه‌ترين شعبي است كه من تا به‌حال داشته‌ام.>


محكوميت يك فعال سياسي به يك‌سال حبس ‌

گفته مي‌شود كه‌ سايت تريبون خبر داده احمد دانش‌پذير، فعال سياسي كه در بهمن‌ماه سال گذشته در منزلش بازداشت شده بود، از سوي شعبه 15 دادگاه انقلا‌ب تهران، به اتهام تبليغ عليه نظام و با استناد به ماده 500 قانون مجازات اسلا‌مي به تحمل يك‌سال حبس تعزيري محكوم شد. ‌


اعتراض به پلمب كانون مدافعان حقوق بشر

اين خبر هم شنيدني است كه‌ بيش از 500 تن از فعالا‌ن جامعه مدني و جنبش زنان با صدور بيانيه‌اي به پلمب دفتر كانون مدافعان حقوق بشر اعتراض كردند. آنها خواستار لغو هرچه سريع‌تر پلمب اين دفتر و ادامه فعاليت‌هاي اين كانون شدند. ‌


بازداشت تعدادي از دراويش سلسله نعمت‌اللهي در كيش ‌

آخرين خبر شنيده اينكه‌ يك روز پس از پلمب شدن حسينيه دراويش سلسله نعمت‌اللهي‌گنابادي در كيش، تعدادي از دراويش اين منطقه به‌علت تجمع در مقابل اين حسينيه بازداشت شدند.

 


|+| نوشته شده در 87/10/14 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
                                                 

 

انعقاد اولین مجلس درویشی پس ازپلمپ حسینیه درجزیره کیش 

 

   
14 دی 1387 ساعت 01:46

خبرنگار سایت مجذوبان نور گزارش داد مجلس صبح جمعه 13 دی ماه 1387 در جزیره کیش منعقد شد و اولین مجلس شب جمعه پس از پلمپ حسینیه ،با شکوه تمام و شرکت دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در منزل شخصی یکی از دراویش برگزار گردید .

در این گزارش آمده است: در روز گذشته اداره اطلاعات آقای مهران اسدپورهمسر خانم رویا اسدپور که در بازداشت و  اسارت مامورین امنیتی به سر می برد، احضار و وی را تهدید نموده اند که حق تردد در اطراف حسینیه پلمپ شده کیش را ندارد!!.

یکی از دراویش ساکن در جزیره کیش در مصاحبه با خبرنگارسایت مجذوبان نور اظهار داشت : پلمپ حسینیه و دستگیری دراویش و ضرب و شتم آنان در هفته گذشته ،تماما از سوی مامورین اداره اطلاعات اعزامی از تهران رهبری و برنامه ریزی شده بود و  مقامات محلی منطقه تنها مجریان آن بودند .آنچه پیش آمد و هنوز ادمه دارد هیچ توجیه سیاسی ، امنیتی وقانونی ندارد و احتمالا این غائله آزمایش شروع  یک حرکت جدید و سازمان یافته در خارج از جزیره کیش می باشد.     


|+| نوشته شده در 87/10/14 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
                                                 

     

               «پرونده دراویش کیش، محرمانه اعلام شده است»

 محمد ضرغامی

شمار دراویش بازداشت شده در جزیره کیش به هشت نفر رسیده است.

یک روز پس از آنکه مأموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران، حسینیه دراویش سلسله نعمت‌اللهی گنابادی در کیش را پلمب کردند، دراویش این منطقه با حضور در برابر این حسینیه، مشغول خواندن نماز جماعت بودند که با برخورد نیروهای انتظامی مواجه شدند.

 

فرشید یداللهی که به همراه امیر اسلامی وکالت این گروه از دروایش را برعهده دارد، برای پیشگیری وضعیت بازداشت‌شدگان به جزیره کیش سفر کرده است.

آقای یداللهی در گفتگو با رادیو فردا، از روند این پرونده گفته است.

رادیو فردا: آقای یداللهی قرار بود دراویش یک روز پس از مهر و موم حسینیه خود در جزیره کیش در آنجا حضور پیدا کنند، شما اکنون برای پیگیری قضایا به جزیره کیش رفته‌اید اوضاع در آنجا از چه قرار است؟

فرشید یداللهی: دراویش پس از این اقدام، در جلوی حسینیه، اقدام به اقامه نماز جماعت کردند و همچنین اجازه ورود به جزیره کیش به خانواده های موکلین، برای پیگیری موضوع بازداشت، داده نشده است.

اینجانب با همکارم آقای اسلامی، امروز به دادگاه کیش رفتیم و از قاضی پرونده تقاضای ملاقات حضوری با موکلین خود را کردیم، ولی متأسفانه قاضی دادگاه، با این دلیل که پرونده محرمانه است، اصلاً به تقاضای ما توجه نکرد و علیرغم پیگیری‌های ما، نوع اتهام وعلت جلب را اعلام نکردند.

درست است که دلایل بازداشت این عده به شما اعلام نشده، اما این اولین باری نبوده که دراویش سلسله نعمت‌اللهی گنابادی بازداشت شدند. در پرونده‌های گذشته، دلیل این بازداشت‌ها، چه عنوان شده بود و چرا این فشار متوجه این گروه از دراویش است؟

البته برای دراویش و وکلای آنها هم این مسئله یک سؤال است و من از مسئولین نظام جمهوری اسلامی سؤال دارم که به چه دلایلی و به چه عنوانی دراویش را بازداشت می‌کنید؟ حسینیه آنها را پلمب می‌کنید؟ به منازل آنها یورش می‌برید؟ دراویش چه اقدام سیاسی یا اقدامی علیه امنیت کشور انجام داده‌اند؟ دراویش، غیر از اینکه یک عقیده مذهبی دارند، چه خطری برای این نظام دارند؟

متأسفانه هر سال با شروع ماه محرم، دراویش را بازجویی و زندان می‌کنند. امسال نیز در نقاط مختلف ایران، دراویش نعمت‌اللهی گنابادی، مورد تحدید و بازداشت قرار گرفتند، از جمله شهرستان سروستان، یاسوج، میبد یزد، کرج، اخیراً هم در جزیره کیش، در حالی که طبق اعتقادات مذهبی ما در اسلام، ماه محرم از جمله ماه‌های حرامی است که در آن جنگ و ضرب و جرح و تخریب حسینیه سید الشهدا، حرام است.

در دیداری که با مقام‌های مسئول پرونده در قوه قضائیه داشتید، مشخص شد کدام نهاد مسئولیت بازداشت این افراد را به عهده گرفته است؟

اطلاعاتی راجع به پرونده به صورت صریح و شفاف به ما داده نشده است، ولی هم اکنون موکلان ما در بازداشتگاه اداره اطلاعات کیش هستند و افرادی که به منازل موکلین مراجعه و آنها را بازداشت کردند، مأمورین اداره اطلاعات بودند که به دستور رئیس شعبه ۱۰۲ دادگاه عمومی جزایی کیش، حکم ورود به منزل داشتند و این اقدامات را انجام دادند.

در ابتدا عنوان شده بود که افراد بازداشت شده شش نفر هستند، در حال حاضر، برخی منابع به بازداشت هشت نفر اشاره می‌کنند. از تعداد دقیق بازداشت شده‌ها اطلاعی دارید؟

در ابتدا شش نفر را بازداشت کردند، آقایان عبدالله گودرزی، محمدجعفر انتصاری، هادی حبیبی، خانم رویا اسدپور و آقای مراد کوچک زاده به همراه همسر و فرزند خردسالش ، ولی مراد کوچک‌زاده و خانواده‌اش را همان شب آزاد می‌کنند.دیروز هم دو نفر به نام علی اکبر نعمتی و آقای بایرام‌زاده نیز بازداشت می‌شوند و خانمی هم بازداشت می‌شود که پس از مدتی او را آزاد می‌کنند.

حضور این عده از دراویش در جزیره کیش مسبوق به سابقه بوده است؟

بزرگ دراویش، آقای صالح‌علیشاه، رساله‌ای دارند به نام «پند صالح» و شعار ما دراویش این است که دست به کار و دل با یار و عده‌ای از این دراویش هم برای امرار معاش زندگی خویش در جزیره کیش مشغول زندگی و فعالیت اقتصادی بودند و چون آنجا بودند، طبیعتاً مجلسی هم برگزار می‌کردند. این مجالس قدمت بسیاری دارد و این حسینیه هم حدود پنج سال است که ساخته شده و در آنجا مجالس دراویش برگزار می‌شده است.

آقای یداللهی، فرقه‌های دیگری هم از دراویش در ایران هستند، اما چرا مقام‌های قضایی و امنیتی، به گفته شما، این فشارها را بر فرقه نعمت‌اللهی گنابادی وارد می‌کنند؟

دراویش سلسله نعمت اللهی چون در جامعه هستند، مردم از نزدیک با اخلاقیات آنها آشنایی دارند و به علت رعایت موازین انسانی و بشری، مردم به آنها علاقه‌مند می‌شوند و روز به روز به تعداد آنها افزوده می‌شود. به همین علت به نظر می‌آید که با این دست برخوردها قصد دارند جلوی این گسترش را بگیرند.

البته با دراویش سلسله‌های دیگر هم برخورد شده است، از جمله دراویش «اهل حق»، و دراویش «سلسله نوربخشیه»، که خانقاه‌های آنها هم مصادره شد و زمان دولت آقای خاتمی، کمیسیون اصل نود مجلس، اعلام کرد توقیف این خانقاه‌ها خلاف قانون بوده است.


|+| نوشته شده در 87/10/12 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

سرویس بین الملل :

 «رسائل مولانا جلال‌الدين رومي»

 در سوريه منتشر شد

 

 

کتاب «رسائل مولانا جلال‌الدين رومي» توسط دکتر عيسي العاکوب به زبان عربي ترجمه و توسط انتشارات دارالفکر سوريه چاپ و منتشر شد./

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) به نقل از اداره كل روابط عمومي و اطلاع‌رساني سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، دكتر عيسي العاکوب استاد ادبيات دانشگاه حلب و از محققان به نام فرهنگ و ادبيات فارسي اين دانشگاه در مقدمه كتاب آورده است: اين کتاب سومين کتاب از مجموعه آثار مولاناست که از زبان فارسي به زبان عربي ترجمه مي‌شود. 

از آثار ارزشمند مولانا مي‌توان به «فيه‌ما‌فيه» و «المجالس السبعه» اشاره كرد كه با ارائه اين ترجمه تقريباً اكثر آثار مولانا جلال‌الدين در اختيار فرهنگ و ادبيات عرب قرار مي‌گيرد. 

بر اساس مقدمه كتاب، سال 2006 در دمشق زندگي‌نامه مولانا از کتاب فارسي بديع‌الزمان فروزانفر به زبان عربي ترجمه و مورد استقبال علاقه‌مندان واقع شده است.

کتاب «رسائل مولانا جلال الدين رومي» توسط توفيق سبحاني تحقيق و پژوهش شده و مرکز نشر دانشگاهي آن را به زبان فارسي منتشر كرده است، اين كتاب 150 نامه از نامه‌هاي مولانا جلال‌الدين رومي را دربردارد.


|+| نوشته شده در 87/10/12 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

دومین روز تجمع دراویش گنابادی و آخرین اخبار جزیره کیش

 

   
10 دی 1387 ساعت 21:38

بنا به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از جزیره کیش ،امروز سه شنبه 10 دی ماه 1387 همچون روز گذشته خانواده های بازداشت شدگان به همراه سایر دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی مقابل دادگستری جزیره کیش تجمع نموده و خواستار آزادی بدون قید و شرط اسیران در بند شدند.

آقای صدر، قاضی شعبه 102 دادگاه عمومی-جزایی کیش که دستورات قضایی از بدو بازداشت دراویش تاکنون از سوی وی صادر شده ، اتهام بازداشت شدگان را امنیتی اعلام  و اجازه ملاقات به بستگان و وکلای آنها نداده است .

بنا به این  گزارش ، اصرار وتهدیدات نیروهای امنیتی نتوانست شرکت کنندگان را متفرق سازد و این تجمع تا پایان وقت اداری ادامه داشت.

یکی از مامورین اداره اطلاعات به جمعی از شرکت کنندگان در این تجمع گفته است "اگر به جای شما بودم برای محافظت و جلوگیری از تخریب حسینیه های تهران و شیرازعازم آنجا می شدم"!!!

یکی از دراویش در مصاحبه با خبرنگار سایت مجذوبان نور اظهار داشت :جزیره کیش منطقه ای تجاری-توریستی و بسیار کوچک است  و در این جا بوی همه چیز می آید جز تعصبات دینی و خصوصاً قشریگری، از این رو مشاهده می شود که در تهاجمات علیه دراویش حتی یک نفر از ساکنان این منطقه وجود ندارد و آنچه در چند روز گذشته انجام گرفته تماماً توسط ارگانهای دولتی بوده است .

شواهد و قرائن موجود از جمله

1- بازداشتهای مکرردرروزهای آغازین ماه محرم

2- ممانعت از ورود دراویش به این جزیره

3- برخوردهای غیرقانونی و بی سابقه مسئولین

4- میدان داری اداره اطلاعات در این قضایا

5- امنیتی نمودن پرونده ها و صحبتهایی که از گوشه و کنار درز می نماید!!

تماما نشان از پرونده سازی و هدایت آن به شیوه های غیر معمول دارد و  همه گویای استفاده تبلیغاتی از این دسیسه پردازی برای شروع یک بحران سراسری در خارج از جزیره کیش می باشد .

 


|+| نوشته شده در 87/10/11 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

تهدید و ممانعت از اقامه نماز جماعت درشهرستان قم

 

   
10 دی 1387 ساعت 19:49

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از شهرستان قم ،امروز 10 دی ماه 1387 مامورین اداره اطلاعات شهرستان قم آقای اصغر خدادادی مجاز نماز دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی قم را تهدید نمودند که چون تحصیلات حوزوی ندارید و روحانی نمی باشید  حق اقامه نمازجماعت را ندارید و ایشان در پاسخ گفته اند که من نماز می خوانم و شرعا و قانونا کسی حق ممانعت ازاجرای دستورات شرع مبین اسلام را ندارد .

یکی از دراویش شهرستان قم دراین خصوص در مصاحبه با خبرنگار سایت مجذوبان نوراظهار داشت :گویا آقایان خبر ندارند که بلال حبشی تحصیلات حوزوی نداشت و حتی سواد هم نداشت و روحانی هم نبود و حتی "ولا الضالین" را هم به راحتی نمی توانست ادا کند  اما اذان گوی حضرت محمد (ص) بود .

وی افزود : گویا محاکمه و زندانی نمودن  جناب آقای امیر علی لباف مجاز نماز قم ، آتش خشم آقایان را فروننشانده است. انشاالله آقایان فراموش ننمایند که در ماه محرم  جنگ وجدال حرام است!!!

 

 


|+| نوشته شده در 87/10/10 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

انعکاس خبری پلمپ حسینیه جزیره کیش و ضرب و شتم دراویش گنابادی در رسانه های جهان

 

   
10 دی 1387 ساعت 08:57

 

دستگیری دراویش گنابادی در کیش

 محمد ضرغامی

 روز یکشنبه، ماموران اداره اطلاعات جزیره کیش، به شماری از دراویش گنابادی نعمت اللهى حمله کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

بر پایه گزارش‌های رسیده به رادیو فردا، در جریان حمله ماموران امنیتی به دراویشی که جلو در ورودی حسینیه دراویش در حال نمازگزاری بودند، آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده و شماری از آنان را نیز بازداشت کردند.

روز شنبه ماموران اداره اطلاعات کیش، ضمن بازرسی حسینیه دراویش قفل‌های در ورودی آن را تعویض کرده بودند.

ماموران امنیتی در همان روز با مراجعه به خانه‌های پنج تن از دراویش گنابادی ضمن بازرسی خانه‌ها، این دراویش را بازداشت و به اداره اطلاعات کیش منتقل کردند. 

يکی از دروايش که در جزيره کيش سکونت دارد و نخواست هويتش فاش شود به راديو فردا در مورد مجالس دراويش و دستگيری های اخير گفت: «دادستان به ما گفته است که اين دستگيری ها به  اطلاعات کشوری مربوط می شود آن ها می خواهند ، فعاليت های مذهبی ما را در جزيره کيش مورد بررسی قرار دهند  و به همين خاطر پنج نفر را ديروز بازداشت کردند و روز يکشنبه هم يکی ديگر از خانم ها را گرفتند.»

وی افزود: « شيوه بازداشت آن ها هم  به اين ترتيب بوده که برای بازجويی و تفتيش به منزل يا محل کار آن ها مراجعه کرده اند، کلیۀ کتاب ها، نوار، سی دی، کامپيوترهای شخصی آن ها را جمع آوری کرده و همراه خود به محل نامعلومی برده اند. الان چهارده سال است که  تجمع دراويش در کيش برگزار می شود.»

وی در مورد  مجالس دراويش گفت: «این مجالس منحصر به جزيره نيست، هرجايی که اين مجالس برگزار می شود، يک قانون حاکم است و آن قانون خواندن کتب مذهبی و اشعار مولانا و حافظ است و قوانين شريعتی کاملا" رعايت می شود. مجلس با نماز و آيات قرآن شروع می شود و با اشعار مثنوی تمام می شود.»

وی افزود: « اجتماع اين تعداد از دراويش تجمعی نبوده است، همه اين ها  در جزيره زندگی می کنند، و دستگير شدگان اکثرا" نزديک ده تا پانزده سال است که در کيش زندگی می کنند و تقريبا" فکر می کنم، حدود ۱۵۰ نفر از دراويش گنابادی، در جزيره زندگی می  کنند.»

در اواخر مهر ماه نیز  هفت تن از دراويش گنابادى در شهر اصفهان و پنج تن از آنان در شهر كرج دستگير شدند.

رادیو فردا

دستگیری دراویش نعمت‌اللهی در کیش

شماری از دراویش سلسله نعمت‌اللهی گنابادی در جزیره کیش در جنوب ایران دستگیر شده‌اند.

این دستگیری‌ها از روز شنبه آغاز و تا امروز (دوشنبه) ادامه داشته است.

در مرحله اول این دستگیری‌ها که به دستور مقام‌های امنیتی صورت گرفته است، چهار تن از دراویش این سلسله به نام‌های محمدجعفر انتصاری، عبدالرضا گودرزی، هادی حبیبی و رویا اسدپور بازداشت شدند.

به گزارش وب‌سایت مجذوبان نور، در جریان این بازداشت‌ها، تعدادی از دراویش نیز از سوی ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند.

بر اساس این گزارش، مأمورین امنیتی پس از بازرسی حسینیه دراویش گنابادی در جزیره کیش، اقدام به مصادره اقلام مختلفی از جمله عکس‌ها و کتاب‌های این حسینیه کرده‌اند.

همچنین منازل چهار عضو دستگیر شده این سلسله نیز از سوی ماموران بازرسی شده است.

در ادامه بازداشت‌ها، امروز نیز ماموران امنیتی منزل یکی از این دراویش را پلمب کرده‌ و فرزند یکی از آنها را که برای پیگری وضعیت پدرش به کیش سفر کرده، دستگیر کرده‌اند.

دراویش سلسه نعمت‌اللهی چند سالی است که از سوی ماموران امنیتی جمهوری اسلامی مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند.

در مهر ماه سال ۱۳۸۵ نیز نورعلی تابنده گنابادی؛ قطب دراویش نعمت‌الهی گنابادی که اصالتاً نیز اهل همین شهر است، از سوی فرمانداری گناباد در ایام ماه رمضان مجبور به ترک این شهر شد.

وی در زمره نیروهای ملی‌- مذهبی به شمار می‌رود و دارای تحصیلات حقوقی در سطح دکتراست.
مریدانش، او را «مجذوب علیشاه» می‌خوانند.

آقای تابنده در تهران سکونت دارد، اما بنابر برنامه‌ای سالیانه، ماه رمضان را در «بیدخت» در نزدیکی گناباد می‌گذراند.

مأموران جمهوری اسلامی همچنین سال گذشته در بیستم آبان‌ماه، با یورش به حسینیه محل تجمع دراویش گنابادی در شهر بروجرد، آن را تخریب کردند.

آن زمان برخی رسانه‌ها در ایران گزارش کردند که تخریب این حسینیه در پی درگیری میان دراویش و جمعی از مردم صورت گرفته، اما سخنگوی دراویش گنابادی، هرگونه اقدام تهاجمی از سوی دراویش را تکذیب کرد.

در حمله به این حسینیه، ده‌ها نفر زخمی و ۱۸۰ نفر بازداشت و به مقامات قضائی معرفی شدند.

در بهمن ماه سال ۱۳۸۴ نیز حسینیه دراویش گنابادی در شهر قم هدف حمله قرارگرفت و تخریب شد و عده‌ای از دراویش بازداشت و محاکمه شدند.

زمانه

 

حسينيه دراويش گنابادي در كيش پلمب شد

 

 

در پي اقدام اداره اطلاعات كيش و بازداشت پنج تن از دراويش گنابادي اين جزيره در روز 7 ديماه 1387 در روز یکشنبه 8 دی خانواده های بازداشت شدگان و جمعی از دراویش  در اعتراض به اداره اطلاعات كيش در مقابل دادسرای جزیره کیش تجمع و مراتب اعتراض خود را به دادستان اعلام نمودند.

دادستان كيش در پاسخ اولیه از بازداشت این افراد بی اطلاع نمود ، اما با اصرار خانواده بازداشت شدگان در خصوص اتهام و دلیل بازداشت و ورود به منزل این افراد اعلام نمود که در جزئيات اين جريان قرار داشته و موظف به اطاعت از امر اداره اطلاعات بوده است.

مامورین اداره اطلاعات، ضمن تفتيش حسینیه دراویش قفلهای درب ورودی آن را تعویض مینمایند. چند تن از دراویش جهت اعتراض به این موضوع ظهر يكشنبه به حسینیه مراجعه مينمايند و با شكستن قفلها وارد حسينيه شده و مستقر ميگردند. مجددا لباس شخصيها با آنها برخورد كرده و درب ورودی حسینیه را نیز پلمپ مينمايند و تني چند از دراويش منجمله محبوبه زهتاب بازداشت می شوند.

مجددا عصر روز يكشنبه كه مقارن مجالس هفتگي شبهاي دوشنبه دراويش است نیروهای امنیتی و انتظامی، شامل 25 نفر از نيروهاي انتظامي و حدود 30 نفر لباس شخصي در ساعت پنج بعد از ظهر به دراویشي كه براي شركت در مراسم حسينيه به محل آمده بودند حمله ور شده و به دراویش كه ناچار در شب اول ماه محرم در جلو درب حسینیه مبادرت به اقامه نماز نموده بودند يورش برده و صفوف نمازگزاران را مورد ضرب و شتم قرار داده و عده ای را نیز دستگیر می نمایند.

تني چند از دراويش نيز در اثر ضربات باطوم نيروهاي انتظامي زخمي يا دچار جراحت سطحي شدند.

حسينيه دراويش گنابادي در كيش با زميني حدود 400 متر مربع در سال 1383 توسط آقاي دكتر تابنده مقتداي درويشان گنابادي افتتاح گرديده است.

 

 میزان نیوز


|+| نوشته شده در 87/10/10 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

برنامه مجالس سوگواري فقراي نعمت اللهي سلطانعليشاهي تهران در ماههاي محرم و صفر

 

   
09 دی 1387 ساعت 23:06

هو

121

قال رسول الله (ص):ان الحسين مصباح الهدي و سفينة النجاة

برنامه مجالس سوگواري فقراي نعمت اللهي سلطانعليشاهي تهران در ماههاي محرم و صفر1430قمري

  1. از روز چهارشنبه سوم محرم=87/10/11تا روز جمعه12محرم=87/10/20بمدت 10روز از ساعت 3تا5 بعد از ظهرمجلس سوگواري در حسينيه مرحوم امير سليماني منعقد مي باشد

  2. صبح روز عاشورا87/10/18حضرت آقاي حاج دكتر نورعلي تابنده مجذوب عليشاه (دامت بركاته) نماز صبح را در حسينيه مرحوم امير سليماني اقامه فرموده و سپس با بيانات حكيمانه و عارفانه خود درباره ي عاشوراي حسيني سخنراني خواهند فرمود

  3. روزهاي تاسوعا وعاشورا ويازدهم محرم=9و10و87/10/11در منزل حضرت آقاي مجذوب عليشاه(دام ظله العالي)ساعت8 صبح مجلس سوگواري برگزار مي باشد.(توجه:مجلس سوگواري در منزل حضرت آقا (ارواحنا فداه) در روز عاشورا بعد از اتمام مجلس صبح حسينيه خواهد بود

  4. روزدو شنبه 20صفر=87/11/28 به مناسبت اربعين حضرت اباعبدالله عليه السلام ساعت 8صبح درمنزل حضرت آقاي مجذوب عليشاه (سلمه الله) مجلس سوگواري منعقد است

  5. از روز 20صفر(اربعين)=87/11/28تا روز جمعه 24 صفر=87/12/2به مدت 5 روز مجلس سوگواري از ساعت 3تا5  بعد از ظهر در حسينيه مرحوم آقاي شيخ عبدالله حايري (عليه الرحمه) برگزار است

  6. از روز شنبه 25صفر=87/12/3تا روز 30صفر=87/12/8 بمدت 6روز بمناسبت ايام رحلت حضرت پيامبر اكرم(ص) وشهادت حضرت امام مجتبي و امام رضا (عليهمااسلام)مجلس سوگواري در حسينيه مرحوم اميرسليماني از ساعت 3/5تا 5/5 بعد از ظهر برگزار مي باشد

  7. روزهاي 28و29و30صفر=6و7و8اسفندماه ساعت 8صبح در منزل حضرت آقاي مجذوب عليشاه (دام ظله العالي) مجلس ذكر توسل برگزار است.شركت در اين مجالس تعظيم شعائر الهي است

التماس دعا خادم الفقرا حسينعلي كاشاني بيدختي


|+| نوشته شده در 87/10/10 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                             اسراییل غاصب همین جاست

پلمپ منزل یکی ازدراویش گنابادی وآخرین خبرها از جزیره کیش

 

   
09 دی 1387 ساعت 12:44

منزل آقای مراد کوچک زاده از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساکن  در جزیره کیش پلمپ گردید.

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از جزیره کیش ،صبح امروز دوشنبه 9 دی ماه 1387 به دستور آقای سجادی رئیس حوزه قضایی جزیره کیش منزل آقای مراد کوچک زاده از دراویش گنابادی پلمپ گردید .

در این گزارش آمده است در درگیریهای روز گذشته آقای علی اکبر نعمتی دستگیر و بازداشت گردیده است و صبح امروز نیز آقای رضا انتصاری که برای پیگیری بازداشت پدر خود، محمد جعفر انتصاری به جزیره کیش عزیمت می نماید در بدو ورود توسط نیروهای امنیتی دستگیر و بازداشت می شود.

این گزارش می افزاید :موج دستگیری و بازداشت دراویش گنابادی در این جزیره رو به افزایش بوده و مراجع قضایی و ارگانهای اجرایی  از اظهار دلایل قانونی و پاسخگویی به خانواده ها و بستگان آنها امتنا می نمایند.

 


|+| نوشته شده در 87/10/09 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                                      اسراییل غاصب همین جاست

اخبار سروستان : ماموران اداره اطلاعات چه می خواهند ؟؟!!!

 

   
09 دی 1387 ساعت 12:13

 

خبرنگار سایت مجذوبان نور گزارش داد : یکشنبه 8 دی ماه 1387 اداره اطلاعات با تهدید و ارعاب از برگزاری مجلس شب دوشنبه در منزل  آقای غلامرضا رحمانی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ممانعت نمود اما دراویش گنابادی با مقاومت دربرابراعمال غیر قانونی نیروهای امنیتی ،مجلس درویشی را درمنزل برادر ایشان مرحوم اسماعیل رحمانی منعقد نمودند.

در این گزارش آمده است : اداره اطلاعات به قصد تعطیلی مجالس درویشی  در سروستان بارهاآقای غلامرضا رحمانی  پیر مردی 90 ساله و بیما ر را احضار و مورد بازجویی قرار داده است

یکی از دراویش سروستان در مصاحبه باخبرنگار سایت مجذوبان نور اظهار نمود :تصوف و عرفان  درشهرستان  سروستان سابقه ای دیرینه دارد و در هیچ زمانی حضور دراویش باعث اختلاف و بحران نبوده بلکه آنها مورد اعتماد و احترام همگان می باشند .

وی افزود :در سروستان خانواده های بسیاری وجود دارد که یک عضو آن متشرع ،فردی دیگر بهایی و دیگری درویش گنابادیست ،اما اختلاف و تفاوتهای اعتقادی مانع از وحدت خانواده نمی شود و مردم با هر بینش و تفکری این واقعیت را پذیرفته و با آرامش زندگی می کنند.

معلوم نیست چه کسانی و با چه مقاصدی به نام اداره اطلاعات و یک ارگان دولتی آتش تفرقه  وجنگ اعتقادی به پا می کنند و گویا نمی دانند این روشها نهایتا وحدت ملی کشور را به مخاطره می اندازد و شرایط غیر قابل کنترل  خواهد شد!!. 

 


|+| نوشته شده در 87/10/09 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود

همه ما اعتقاد به وجود نظامی قانونمند بر جهان هستی داریم.نظامی که دادستان آن خداوند متعال است.هیچ کس تا به حال نتوانسته  از محکمه  عدل الهی فرار کند چرا که خداوند خود فرموده که در کمین ستمگران نشسته .یکی از حکایتهایی که بر این مطلب صحه میگذارد ماجرای قتل مشتاقعلیشاه کرمانی است که اتفاقا با فتوی امام جمعه شهر کرمان ملاعبداله مجتهدحدود ۲۲۰سال پیش اتفاق افتاده است.گرچه بعد از این واقعه نام مشتاق به نیکی ماند و اکنون مقبره او در کرمان زیارتگاه اهل دل است و از ملا عبد اله مجتهد  و خاندانش نامی جز(( ملا عبد اله سگو)) به لهجه کرمانی نماند.اما این قتل پیامدهایی داشت که واقعا عبرت آموز و شنیدنی است:

مقبره مشتاقعلیشاه در کرمان

                                    

 مشتاق علی شاه در کرمان

در اواخر حکومت کریم خان زند سید معصومعلیشاه دکنی عده ای از یاران خود را مامور رسیدگی به امور دراویش نعمت الهی در ایران نمود.در بین این مریدان مشتاقعلی شاه مامور کرمان شد.مشتاق در کرمان ماند و کارش رونق گرفت.جمع کثیری به مشتاق گرویدند از جمله عده ای از رو حانیون شهر کرمان که معروف ترین آنها میرزا محمد تقی کرمانی(مظفر علیشاه) بود.این میرزا محمد تقی کسی بود که به روایتی وقتی میخواست به مسجد برود ۱۲ نفر قرآن خوان در دو طرف او قرآن قرائت میکردند تا به مسجد برسد.اتفاقا میرزا محمد تقی چنان در مخالفت با متصوفه تعصب میورزید که هرگز با ایشان نمی نشست و حتی دیگران را هم از مجالست با صوفیه منع مینمود.

روزی یکی از کسبه کرمان که روضه خوانی سالانه دالشت علمای شهر را هم دعوت نمود.علما در در صفه ای خاص نشسته بودند که مشتاق بی خبر وارد مسجد شد و در زاویه ای مقابل ملا محمد تقی نشست.هنگامی که سفره گستردند ملا محمد تقی دست دراز نکرد و سایر علما هم دست نزدند.صاحب نذر که مردی بازاری و متدین بود از علت سوال کرد و تاکید کرد جای احتیاط نیست چون تمام مخارج سفره از کسب حلال بدست آمده و ذره ای از آن به ناحق نیست.ملا محمد تقی اشاره به مشتاق کرد و گفت که :قرار نبود درویش بر این سفره باشد.مشتاق شنید نگاه معنی داری به ملا محمد تقی کرد و گفت:حاجی اگر سفره مولاست که:((بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست))درویش و غیر درویش ندارد.سپس برخاست و از مجلس بیرون رفت.میگویند نگاه مشتاق در ملا محمد تقی اثر کردو همه حاضرین متحیر بماندند اما از فرط نارا حتی کسی نتوانست دست به غذا ببرد.ملا محمد تقی  عبای خود را برداشت و در پی مشتاق روان شد و در اوایل کوچه ماهانی به مشتاق رسید که بر قبری چمباتمه زده بود هر چه اصرا ر کرد درویش باز نگشت.اما از آن روز ملا محمد تقی متحول شد تغییر مشرب داد و دیوانه عشق شد و در راه سلوک و عرفان افتاد و بعدها مظفر علیشاه لقب گرفت و حتی دیوان شعر خود را به نام مرشد خود ((دیوان مشتاق)) نام نهاد

                                          هر که شد خاک نشین برگ و بری پیدا کرد

                                            دانه در خاک فرو رفت و سری پیدا کرد

بدین طریق ملا محمد تقی که از فحول علمای کرمان بود مفتون درویشی به نام مشتاق شد.گرویدن ملا محمد تقی به مشتاق در افکار عمومی شهر کرمان سخت اثر کرد.همین امر مقدمات قتل مشتاق را فراهم ساخت.باری مشتاق روزها را در حجره ای در کنار مسجد جامع میگذراند و به قرآن خوانی مشغول بود. صوتی بس خوش داشت و به قول وزیری  تار را در نهایت امتیاز میزد.مخالفان و به خصوص روحانیون که بازار درویش را گرم دیدنددر فکر نابودی او افتادند نقطه ضعف مشتاق از نظر آنها نواختن ساز بود و حاسدان و مغرضین شایع کرده بودند که درویش آیات قرآن را همراه با ساز میخواند.تا بلاخره متعصبین مقدمات صدور فتوی قتل مشتاق را توسط ملا عبداله مجتهد فراهم آوردند.در مطلب بعد بعد به جزیات قتل مشتاق و پیامدهای آن میپردازیم.

             تا دل مرد خدا نامد به درد                          هیچ قومی را خدا رسوا نکرد

و این حکایت ادامه دارد(پایان قسمت اول)


|+| نوشته شده در 87/10/09 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                                اسراییل همین جاست

 

هجوم نیروهای امنیتی و ضرب و شتم دراویش گنابادی    

 

08 دی 1387 ساعت 20:56

 

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نوراز جزیره کیش  ،نیروهای امنیتی و انتظامی، امروز یکشنبه 8 دی ماه 1387 مقارن ساعت30 /17به صفوف نمازگزاران دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی حمله ور شده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده وتعدادی را نیزدستگیرو بازداشت نمودند.

در ادامه این گزارش آمده است : در روز گذشته مامورین اداره اطلاعات، حسینیه دراویش را، مورد تفتیش و بازرسی قرار داده و قفلهای درب ورودی این محل عبادی را تعویض می نمایند. چند تن ازدراویش جهت اعتراض به این موضوع ظهر امروز به حسینیه مراجعه نموده که با برخورد غیر انسانی مامورین روبرو می گردند که در نهایت خانم محبوبه زهتاب  بازداشت می گرد د ودرب ورودی حسینیه نیز پلمپ می شود.

دراویش گنابادی  جهت برگزاری مجلس ذکرخدا و برپایی مراسم عزاداری سیدالشهدا، در شب اول ماه محرم  به ناچار، در جلو درب  حسینیه  مبادرت به اقامه نماز می نمایند.

نیروهای انتظامی و امنیتی با یورش به صفوف نمازگزاران چند تن از دراویش را مورد ضرب وشتم قرار داده و عده ای رانیز دستگیرو بازداشت می نمایند

اسامی بازداشت شده هاو مجروحین  و اخبار تکمیلی متعاقبا بعرض عموم خواهد رسید.

در پایان این گزارش آمده است : جمعی ازدراویش گنابادی جنوب ایران وخصوصا استان هرمزگان جهت همدردی و حمایت از برادران و خواهران ایمانی  خود که از طریق راههای هوایی و دریایی قصد عزیمت به جزیره کیش را داشتند با ممانعت مامورین اداره اطلاعات روبر گردیدند 


|+| نوشته شده در 87/10/09 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

آخرين مطالب ارسالي