تبليغاتX
خورشید حق

rightsun1

خاک پای دراویش

rightsun1

http://rightsun1.blogfa.com

خورشید حق

خورشید حق

خورشید حق

خورشید حق

 

 

 

خورشید حق


لوگو خورشید حق


درباره خورشید حق



لينک فقرا


امکانات



آمار

خبرنگار سایت مجذوبان نور از کرج گزارش داد : خانم مریم علیجانی، آقایان آرش خدابخشی، مرتضی سپندار و سید سلمان میرسلیمی صبح دیروز دوشنبه 29 مهرماه 1387 از سوی معاونت اطلاعات کلانتری مرکزی کرج به صورت کتبی و به عنوان متهم احضار شدند  این گزارش می افزاید بر اساس احضاریه های ارسالی، این چهار تن باید صبح روز چهارشنبه اول آبان ماه 1387ساعت 8.30 صبح خود را به دایره اطلاعات معرفی کنند . بررسی های به عمل آمده حکایت از آن دارد، احضار این افراد به دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای کرج صورت گرفته است

مشاهده برگ احضار


|+| نوشته شده در 87/07/30 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
بنا به گزارشات واصله از خبرنگار سایت مجذوبان نور آقای مسعود وحدت مجاز نماز دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی درشهرستان خرم آباد که صبح امروز در منزل خود دستگیر و بازداشت شد ، ساعت 11 به زندان پارسیلون خرم آباد منتقل گردید .به اظهار خانواده وی آقای وحدت مبتلا به عارضه قلبی می باشد و سالهاست تحت مراقبت و معالجه پزشکان متخصص قرار دارد. لازم به یادآوری است آقای وحدت به علت امتناع از پرداخت جزای نقدی به علت غیر قانونی بودن احکام صادره  ،راهی زندان گردید

|+| نوشته شده در 87/07/30 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از چرمهین اصفهان، 28 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی به دادگاه احضار شدند.

در ادامه موج دستگیری و بازداشت دراویش گنابادی که به سنت و روندی معمول برای نیروهای امنیتی و قضائی تبدیل گردیده است، دادگاه بخش باغ بهادران 28 تن از دراویش شهرستان چرمهین را به اتهام نامشخصی احضار نموده است.

این گزارش می افزاید موج احضارها پس از آن صورت می گیرد که نیروهای امنیتی نتوانستند با تخریب غیر قانونی منزل آقای رحمت الله جوادی و تحت فشار گذاشتن او، مجالس درویشی را در این شهر تعطیل نمایند.

اسامی بخشی از احضارشدگان به شرح ذیل می باشد:

1. مجید امیری                     

2.امامقلی قهرمانی                

3.کمال راکمیار                    

4.روزعلی امیری                

5.ابوالقاسم صادقی                  

6.الله کرم صادقی

7.محمد جواد جوادی

8.یوسف لطفی

9.مهدی قاسمی                       

10.رضا قاسمی

11. ناصر جوادی

12. رسول سلیمانی

13.نگهدار خدابخشی              

14.مهدی رضایی                 

15. برزو نعمتی                    

16.غلامعلی لطفی                  


|+| نوشته شده در 87/07/30 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از خرم آباد، صبح امروز سه شنبه مورخه 30 مهرماه 1387 ساعت 6.45 دقیقه (قبل از وقت اداری)، جناب آقای حاج مسعود وحدت مجاز نماز محترم دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی توسط مأمورین اجرای احکام دادگستری خرم آباد بازداشت و روانه زندان گردید.

لازم به ذکر است که آقای حاج مسعود وحدت مدتی قبل به جرم اخلال در نظم و نشر اکاذیب در دادگاه بدوی به تحمل 91 روز حبس محکوم گردیده بود که این محکومیت در دادگاه تجدیدنظر به جزای نقدی معادل 300 هزار تومان تبدیل شده بود.

این گزارش در ادامه می افزاید آقای وحدت به دلیل غیر قانونی بودن احکام صادره از پرداخت جزای نقدی امتناع نموده است و به همین جهت بازداشت و راهی زندان پارسیلون خرم آباد گردید


|+| نوشته شده در 87/07/30 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

آيت الله نوري همداني با حرام شمردن جريمه دير كرد گفت: تبليغات تلويزيوني بانك ها براي پرداخت سود، به ظاهر ربا و باطل است و آنها بهتر است نوع ديگري از تبليغ را براي جلب سرمايه مردم در نظر بگيرند.

 آيت الله حسين نوري همداني صبح امروز در ديدار جمعي از مديران موسسه مالي و اعتباري مهر، ثواب قرض دادن به مومنان را بالاتر از دادن صدقه عنوان كرد و گفت: برآورده كردن حاجات مومنان در نزد خداوند متعال بسيار با عظمت بوده و به نقل معصوم(ع) از اعتكاف در مسجدالحرام نيز با ارزش تر است.


وي در ادامه افزود: سرمايه مردم كه در نزد بانك ها و موسسات اعتباري جمع مي شود، بهتر است در راه توليد و اشتغال سرمايه گذاري شده و بدين وسيله بسياري از معضلات و مشكلات كشور برطرف شود.


اين مرجع تقليد با بيان اينكه در كشور ما مقدار عرضه از تقاضا كمتر است اظهار داشت: افزايش توليد در كنار ايجاد فرصت هاي شغلي، قيمت اجناس را نيز پايين آورده و مشكل گراني در كشور برطرف مي شود.


آيت الله نوري همداني تأكيد كرد: ركود سرمايه و عدم بكارگيري مناسب آن، از نظر اسلام حرام است.


مدرس خارج فقه حوزه علميه قم در بخش ديگري از سخنان خود مسئله ربا و بانكداري اسلامي را پيش كشيده و خاطر نشان كرد: نفوذ پول ربوي در سرمايه مومنان، بسيار خفي و پنهان بوده و پرهيز از آن كار بسيار مشكلي است؛ ولي بايد در نظر گرفت كه ربا مخرب اجتماع و باعث سلب بركت از زندگي است.


وي در ادامه به تبيين تفاوت هاي جريمه ديركرد و ربا پرداخت و گفت: اگر ضمن عقد قرارداد قرض، براي تأخير در اداي دين، مبلغ و زماني معين، مشخص شود اين اشكالي ندارد؛ ولي اگر براي تأخير، به صورت روزانه، هفتگي و ماهيانه، بر اساس يك نرخ معين، مبلغ جريمه اضافه شود، اين ربا و حرام است.


آيت الله نوري همداني تأكيد كرد: گرفتن جريمه ديركرد ربا و حرام است و حرام خدا با هيچ دستاويزي حلال نمي شود.


اين مرجع تقليد تصريح كرد: بانك ها و موسسات اعتباري بهتر است بر اساس عقود شرعي براي سرمايه اي كه در اختيار دارند منافعي را استحصال كنند.


وی در پايان ضمن انتقاد از تبليغات تلويزيوني بانك ها براي پرداخت سود، ظاهر آن را ربا و باطل دانست وگفت: بانك ها بايد نوع ديگري از تبليغ را براي جلب سرمايه خرد مردم در نظر بگيرند و به عنوان وكيل مردم، پول هاي آنان را به جريان بيندازند.


|+| نوشته شده در 87/07/25 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

مرتضی سپندار از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در نامه ای به آیت الله خامنه ای ، اعتراض خود به بازداشت غیرقانونی در سلول انفرادی اداره اطلاعات کرج و نحوه غیرانسانی برخورد مأمورین اداره  اطلاعات و زندان ،  با وی رااعلام نمود .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از کرج ، این جانباز ارتش  در نامه خود به آیت الله خامنه ای به بازداشت غیرقانونی توسط مأمورین اطلاعات و شکنجه های رفته بر وی اشاره و می گوید : جنابعالي، بارها در سخنراني خود اعلام فرموده ايد كه: " ما هر چه داريم از بركت وجود جانبازان و ايثارگران است". اما مامورين اطلاعات کرج به من ثابت نمودند كه جانبازي چون فقير، نه تنها مايه بركت نظام نيست بلكه اسباب ناراحتي است و بايد مورد ضرب و شتم نيز قرار گيرد!!

وی در ادامه می نویسد :ماموران امنیتی  به كدامين گناه مرا با پابند و دست بند و چشم بند مورد بازجويي قرار دادند؟ مرحوم امام خميني (ره) بارها فرمودند: "نگذاريد اين انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد". با اين اقدام غير قانوني و غیر انسانی اداره اطلاعات كرج، اين شبهه در ذهن من  ايجاد نموده كه گويي نااهل و نامحرمي درپیکره اطلاعاتی كشور نفوذ كرده كه اينگونه، جانبازي را مورد بي حرمتي و ضرب و شتم قرار مي دهند.

 این درویش جانبازدر نامه خود به رهبر ایران ضمن اعتراض به عملکرد مسئولین امنیتی و قضایی شهرستان کرج ، می افزاید :  جواني نادان و ناآگاه از مسايل شرعي كه در همسايگي ما سكونت دارد ، مدام از زنان و دختران اهالي محل و همسر و دختر من عكسبرداري و فيلمبرداري مي كند. اما عليرغم گزارشات شخصي و مردمي، نه تنها مورد توبيخ مسئولين شهر قرارنمی گیرد بلكه امنيت وي نيز تضمين و تامين است!! متأسفانه این جوان و امثال وی صرفاً براي رهايي از خدمت نظام وظيفه و براي سوء استفاده از تسهيلات دانشگاهي و استخدامي در كشور، تحت لواي نام بسيج قراردارد.

سپندار در پایان می گوید : حضرت آيت الله خامنه اي؛ من با نگارش اين نامه، از جفاي رفته بر خود نزد شما مي گويم و انتظار دارم اقدامي عاجل در راستاي حفظ حقوق قانوني من جانباز و خانواده ام به عمل آوريد.


|+| نوشته شده در 87/07/23 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
آرامگاه حافظ در آغوش گل‌هاي بهاري جاي گرفت
جام جم آنلاين: همزمان با بيستم ماه مهر ياد روز حافظ ، جمعي از اصحاب انديشه و دوستداران خواجه شيراز امروز شنبه آرامگاه قدسي حضرت لسان الغيب حافظ شيرازي را در شيراز، پايتخت فرهنگي ايران زمين، با گل هاي بهاري، گلباران کردند.

در اين آيين که در فضايي  آميخته با عطر کلام حافظ برگزار شد، دوستداران حافظ شيرازي شاخه هاي گل سرخ و گل مريم را نثار مزار معطر غزل سراي نامي ايران کردند.

دوستداران حافظ شيرازي که در اين برنامه فرهنگي شرکت داشتند در حالي که از ديوان فرخنده خواجه شيراز ياري مي جستند، به فالي فرزانه، اميد و تازگي زيستن را در دل مي پروراندند.

ذکر فاتحه بر مزار خواجه شيراز که گاه گاه با نمناکي چشمان دوستداران حافظ شيرازي همراه بود، شگون آيين گلباران آرامگاه حضرت لسان الغيب را دوچندان کرد.

مديربنياد فارس شناسي، بازديد رايگان ازآرامگاه حافظ و اجراي برنامه موسيقي گروه مغان ، شعر خواني و برگزاري شبي با قرآن در جوار آرامگاه حافظ را از جمله برنامه هاي امروز ياد روز حافظ ذکر کرد.

دکتر سعيد زاهد افزود: حافظ شناسان و حافظ پژوهان در نشست هاي علمي همچنين به تبيين انديشه هاي خواجه شيراز مي پردازند.

بيستم مهر ماه در تقويم ملي کشورمان ياد روز حافظ نامگذاري شده و هر سال از سوي بنياد فارس شناسي و ارگان هاي فرهنگي فارس آيين هاي نکوداشت حافظ در اين روز برگزار مي شود.


|+| نوشته شده در 87/07/20 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز: جوادی‌آملی گفت: اداره کشور با کمیته امداد و اقتصاد صدقه‌ای هنر نیست و باید زمینه زندگی عزت‌مندانه مردم را فراهم کنیم.
به گزارش روز جمعه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"،به نقل از مرکز خبر حوزه، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در دیدار مسئولان سازمان اوقاف و امور خیریه، ریشه‌کنی فقر را از اولویت‌های جامعه اسلامی دانسته و تصریح کرد: اینها از افزایش کمک‌های خود به مردم احساس خوشوقتی می‌کنند در حالیکه زمانی باید خوشوقت باشیم که این‌گونه کمک‌ها کم باشد و مردم با احترام زندگی کنند نه ترّحم.
ایشان قوی بودن کمیته امداد را نشانه ضعف اقتصاد کشور دانسته و ابراز داشتند: اطعام و سیر کردن شکم مردم کاری ندارد و هنر این است که برای خودکفایی و اشتغال برنامه‌ریزی و اقدام کنیم.
جوادی‌آملی دربخش دیگری از سخنان خود بر احیای موقوفات و فرهنگ وقف در جامعه تاکید کرده و افزود: نذورات مربوط به امامزادگان، صرف احداث کتابخانه و حوزه علمیه نزدیک همان بقاع متبرکه شود.
ایشان تصریح کردند: تشیع مردم ایران مدیون امام‌زادگان مکرم است و اگر اینها نبودند، امروز جز عمر و ابوبکر چیز دیگری نمی‌گفتیم.
ایشان خاطرنشان کرد: در حالت بسیار خوش‌باورانه‌ای، تنها یک میلیون از ایرانیان به واسطه تتبع در قرآن و روایات شیعه مسلمان شده‌اند وتدین بقیه ناشی از مسجد، حسینیه، منبر و روحانیت است.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به کارایی بالای دین و تبلیغات اسلامی برای ایجاد انقلابات جهانی گفتند: هیچ قدرتی به اندازه روحانیت نیست.
ایشان تلاش علما برای احداث موقوفات ویژه حوزه‌های علمیه را مورد توجه قرار دادند و اظهار داشتند: این رویه برای همگان الگوی خوبی است زیرا تقویت حوزه‌ها، هنر اصیل است./

|+| نوشته شده در 87/07/19 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                               کنگره صوفی عالی مقام شیخ بهایی

آیت‌الله سبحانی در دیدار دبیر کنگره بزرگداشت مقام شیخ بهایی گفت: علما کسانی نیستند که در همه علوم ریشه نداشته باشند، بلکه در تمام علوم صاحب نظر هستند، لذا باید آثار این مرد جهانی به دقت مورد تحلیل قرار گیرد و ویرایش و چاپ گردد و در اختیار مهمانان خارجی و داخلی قرار داده شود.

وی افزود: بزرگداشت مقام شیخ بهایی از کارهای خیلی مهم است وباید این کنگره مانند دیگر کنگره‌ها خوب برگزار گردد و اصالت این مرد بزرگ نمایان شود.

معظم له تصریح کردند: تقدیر از علما باعث می‌شود زندگی عالمان بزرگی مثل شیخ بهایی بیشتر مورد توجه قرار گیرد تا از استعدادهای فوق العاده این بزرگان بهره‌مند شویم.

آیت‌الله العظمی سبحانی بیان داشتند: مرحوم شیخ بهایی درتمام علوم از جمله ادب، حدیث، فقه، عرفان اسلامی و ادب فارسی کارکرده و عالم به تمام معنا بودند

 


|+| نوشته شده در 87/07/17 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

 

                        چه عجب یک صوفی مورد تمجید قرار گرفت !!!!

آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی
شیخ بهایی تنها یک عالم نبود بلکه یک مجری نیز بود
در میان علمای ما افراد معدودی هستند که ذو حیایتن‌اند که همه علوم جدید و قدیم را در حد اعلی دارند.

آیت‌الله  مکارم شیرازی در جمع اعضای ستاد بزرگداشت کنگره شیخ بهایی خاطرنشان کردند: شیخ بهایی از علمای بزرگ تشیع است که دوران زندگی او در قرون وسطی بود در حالی که کلیسا علمای علوم طبیعی را به شدت مجازات می‌کرد، اما در کنار مدارس دینی شیعه، علوم جدید فرا گرفته می‌شد و بر این اساس می‌توانیم برتری اسلام را به تشکیلات تبشیری مسیحیت ثابت کنیم.
آیت الله مکارم شیرازی  در بخش دیگری از سخنان خود گفتند: شیخ بهایی تنها یک عالم نبود بلکه یک مجری بود و علوم دینی خود را به شایستگی پیاده کرد.
در ابتدای این دیدار حجت الاسلام دری نجف‌آبادی، دادستان کل کشور با ارایه گزارشی از مسایل مختلف داخلی و بین‌المللی گفت: راهنمایی‌های مراجع در مسایل مختلف کشور پشتیبان مسئولان است.
وی با اشاره به برگزاری کنگره بین‌المللی بزرگداشت شیخ بهایی و احیای آثار او افزود: ما در کشور مشکل فن‌آوری داریم و باید تکنولوژی را به هر نحوی که باشد تولید و یا بومی کنیم و در این زمینه باید الگوی خود را شیخ بهایی قرار دهیم.
 

|+| نوشته شده در 87/07/17 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

با قرائت رأی شماره 87099725101005 مؤرخ 12 / 6 / 87 قاضی پور موسوی رئیس شعبه 101 دادگاه عمومی جزائی شهرستان قم به یاد صحنه‌ای از یک فیلم افتادم که قاضی شارع می‌گفت قضاوت کار ساده ای است.

این رأی بر مبنای دو اتهام می‌باشد : اول اقامه جماعت توسط فردی که در لباس روحانیت نیست و دوم تهیه‌نامه جهت اعتراض به بعضی از اقدامات انجام شده در شهر قم. اتهام اول در قالب جرم توهین به مقدسات اسلام و اتهام دوم در قالب جرم نشر اکاذیب به منظور تشویق اذهان عمومی مطرح شده است. از آنجائیکه سعی شده این حکم بسیار مستدل تهیه شود، بررسی و دقت در آن بسیار آموزنده می‌باشد.

الف ) اتهام اقامه جماعت :

در فضیلت نماز جماعت در حدی روایت وجود دارد که اهل سنت و شیعه در آن اختلافی ندارند. در بحث اقامت جماعت مهمترین شرط عدالت امام می‌باشد.

البته در نحوه تشخیص این مهم جای تامل بسیار وجود دارد. هر چند اکثر مراجع بر این باورند که تشخیص آن بعهده ماموم می‌باشد و شهادت چند نفر در اثبات عدالت کفایت می‌کند. حتی مشاهده اقتداء چند نفر به امام برای اثبات عدالت وی کافی است. در این حکم قضائی بر مبنای نکات زیر اتهام انتسابی محرز تشخیص داده شده است :

1- پوشیدن عبا و بستن دستار یکی از دلایل مجرمیت متهم محسوب شده است. در صورتیکه این هر دو به فتوای اکثر مراجع مستحب بوده و حتی در اکثر مساجد و نمازخانه‌ها تعدادی عبا در گوشه‌ای قرار می‌دهند که خلایق ( غیر روحانی ) در زمان اقامه نماز از آن استفاده کنند. حال که بر مبنای این حکم انجام یک امر مستجب موجب جزائی تا حد پنج سال حبس می‌شود لازم است موضوع به تمام مساجد و نمازخانه‌ها ابلاغ شود که مردم بی‌خبر دچار حکم حبس نشوند.

2- تراشیدن ریش بعنوان یکی دیگر از دلایل عدم احراز صلاحیت متهم در اقامه نماز جماعت بوده است. در این حکم که از موی گذشت نشده است. هیچ اشاره‌ای به سابقه کیفری یا اشتهار متهم به خلاف عرف یا شرع نشده است که خود محکمترین دلیل به سلامت اخلاقی و صلاحیت متهم می‌باشد. حال بر مراجع محترم فرض است که اعلام نظر نمایند که آیا تراشیدن ریش دلیلی بر صدور حکم پنج سال زندان می‌شود یا خیر. هر چند صدور احکامی این چنین و حتی شدیدتر از آن در همین دوران در افغانستان تجربه شده است.

3- در این حکم به نظر مقام رهبری مبنی بر عدم جواز اقتدا به غیر روحانی در زمان حضور روحانی اشاره شده است. در این رابطه نیز توجه به چند نکته لازم است :

1-3- در این نظریه مقام رهبری اشاره نشده است که بین روحانی غیر عادل و دارای سوء شهرت که شاید نمونه‌های آن را در پرونده های دادگاه ویژه روحانیت قم بتوان پیدا نمود و فردی که موجه و مقید و عادل باشد کدام یک در امامت جماعت اولی می‌باشد

2-3- آیا در زمان و مکان اقامه جماعت توسط متهم پرونده، روحانی واجد شرایطی حضور داشته است یا خیر؟

3-3- مهمترین مسئله اینکه باید توجه داشت در اقامه جماعت امام فعل یا ترک فعل خاصی نسبت به نماز عادی خود انجام نمی‌دهد بلکه مامومین هستند که به وی اقتدا می‌نمایند و لذا حکم مذکور متوجه عدم جواز اقتدا می‌باشد یعنی متوجه مامومین است نه امام جماعت، لذا نظر رهبری در این رابطه مصداق ندارد. از طرف دیگر این نظریه یک حکم ولائی نیست لذا شاید مقّلدین متخلف گناه کار باشند ولی مجرم محسوب نمی‌شوند

4-3- به یاد داریم که در جبهه‌های جنگ و در محیط‌های دانشگاهی گاهاً جوانی را  حتی به اجبار به امامت جماعت می‌گماشتند و اقامه جماعت می‌نمودند و حتی روحانی حاضر در جلسه نیز به منظور تشویق وی اقتداء می‌نمود.

4- تشخیص فعل توهین بر مقدسات که به قاضی واگذار شده است موضوع بسیار مهمی است که مسلماً به سادگی انجام نمی‌شود. شاید نظر قاضی پرونده این بوده که در شهری مانند قم که تعداد زیادی روحانی حضور دارند و با مبالغ ناچیز آمادگی دارند چندین بار اقامه نماز در جماعتهای مختلف نمایند. عدم استفاده از ایشان بعنوان امام جماعت به معنی عدم قبول و به روحانیت و نوعی توهین به ساحت مقدس اسلام می‌باشد. اما به این مسئله به نوع دیگری نیز می‌توان نگاه کرد. یعنی شهر قم که یک مرکز مهم آموزش علوم اسلامی است در واقع مهمترین مرکز تولید و رشد انواع گرایشهای مذهبی و حتی سیاسی نیز می‌باشد. لذا روحانیون مختلف با سلایق و عقاید بعضاً متضاد در آنجا حضور دارند که نه تنها یکدیگر را قبول ندارند و واجد شرایط اقامه جماعت نمی‌دانند حتی احکام تکیفر نیز برای هم صادر می‌نمایند. در چنین شرایطی افراد بدون اینکه بدانند گاهاً با حضور در یک نماز جماعت در لیستهای قرار می‌گیرند و حتی کم‌کم دارای گرایشات خاص سیاسی و مذهبی می‌شوند که مشکلاتی را برایشان ایجاد می‌کند. بنابراین بعضی به منظور جلوگیری از شائبه پیروی از یک خط فکری و مخالفت با خط فکری دیگر و احترام به اصل مقدسات دینی احتیاط می‌نمایند و از ضرب‌المثل دوری و دوستی استفاده می‌کنند البته شاید بهتر باشد وقت و هزینه دستگاههای امنیتی- انتظامی و قضائی شهر قم که طبق آمار موجود با وجود این همه روحانی بیشترین جرم و جنایت در آنجا رخ می‌دهد صرف مقابله با این موارد گردد نه مقابله و جلوگیری از اقامه نماز جماعت شیعیان علی ( ع )

5- در این بخش که موضوع توهین به مقدسات را بررسی می‌نمائیم مفید است که از بخش دیگر این حکم نیز استفاده نمائیم. زیرا در بخش دوم این حکم آمده است که متهم به نامه‌نگاری و شکایت به مراجع تقلید مبادرت نموده است. این مسئله نشان می‌دهد که متهم شکایت خود از ناملایمات زمان را به مراجع بین‌المللی و مدعیان حقوق بشر نبرده است بلکه به مراجع تقلید رجوع نموده است یعنی متهم به جایگاه مراجع تقلید و مقدسات اسلام معتقد و حتی مقید است.

ب ) اتهام تهیه‌نامه جهت اعتراض :

بحث تظلم و دادخواهی و حتی اعتراض به حکم قضائی یکی از امتیازات قوانین کشور محسوب می‌شود که با وجود مشکلاتی که بعضاً ایجاد می‌کند مانند تطویل دوره دادرسی و صرف هزینه زیاد از محل بیت‌المال مسلمین و حتی تاخیر در احقاق حقوق ذی حق، بدلیل اهمیت فوق‌العاده دقت نظر و جلوگیری از اعمال ظلم در احکام تحمل شد بطوریکه معمول شده است وجود مراجع متعدد تجدیدنظر که در قانون پیش‌بینی شده است و رویه‌های دادرسی موجود این موضوع را تائید می‌نماید، حتی خود این حکَم نیز قابل اعتراض در مرجع دیگری می‌باشد. حال توجه به نکات زیر در این حکم شاید مفید واقع شود :

1- در متن این حکم تاریخی آمده است که متهم عرض حال واقعه قم را برای مراجع تقلید و مقامات سیاسی و اجتماعی نوشته است و نتیجه گرفته است که منظور تشویش اذهان عمومی بوده است در صورتیکه خود قاضی ذکر کرده است متهم حتی اطلاع رسانی عمومی ننموده است بلکه فقط برای افراد خاصی و بسیار خاصی نامه نوشته است. اگر تشویش اذهان هم باشد خصوصی است نه عمومی و در واقع اذهان افراد خاص باید جلب شود.

2- در واقع نشر اکاذیب در این مورد به این معنی می‌تواند باشد که اساساً حسینه شریعت در قم تخریب نشده و کسی حبس و زجر نشده باشد و متهم مدعی این موضوعات شده باشد. در صورتیکه شاید منظور قاضی از نشر اکاذیب اعلام نگرش متهم در مورد دلایل و نتایج این واقعه بوده است مسلماً نظر افراد مختلف به دلایل و عواقب هر پدیده و واقعه‌ای متفاوت است بعضی آن را به حق و بعضی آن را ناحق می‌دانند قطعاً بیان این نظرات مصداق نشر اکاذیب نمی‌باشد.

3- در اینجا باید توجه نمود که حکم برمبنای اصل تظلم خواهی و شاید به تعبیری مظلوم نمائی بوده است نه اینکه در متون نامه‌ها و شکوائیه‌های که متهم ارسال نموده است کذبی آمده است یا توهین و افترائی ذکر شده است. یعنی اصل تظلم خواهی جرم متهم قلمداد شده است

4- همانگونه که در متن حکم ذکر شده است دادخواهی متهم به مراجع تقلید که محل مراجعه عموم می‌باشند بوده است حال باید مراجع تقلید پاسخ دهند که اگر مسلمی عرض حال نمود باید توبیخ شود؟ اگر مسلمی امر به معروف و نهی از منکر نمود باید مجازات شود؟ اگر مسلمی سؤالی نمود باید تنبیه شود؟ اگر مسلمی شکایتی نمود حتی اگر شکایت نابجا باشد باید تبعید شود؟ اگر در یک مسئله چند مرجع تقلید احکام متفاوتی داشتند و مسلمی به حکم مرجع تقلید خود عمل نمود باید حبس شود؟ آیا در خصوص واقعه قم همه مراجع تقلید دارای نظر یکسان می‌باشند یا بعضی با آن موافق و بعضی مخالف بوده‌اند؟

5- همانگونه که در متن حکم ذکر شده است شکوائیه و اعتراض متهم به مقامات سیاسی و اجتماعی کشور بوده است لذا این مقامات باید پاسخ دهند که آیا انتقاد خیرخواهانه یکی از ابزارهای مفید برای رشد جامعه نمی‌باشد؟

آیا مراجع مختلف در کشور موضوع تخریب حسینه شریعت در قم را پیگیری ننموده‌اند و به جمع بندی‌های متفاوتی نرسیده‌اند؟ آیا صرف اعتراض به یک رفتار که توسط بعضی دستگاهها تائید و بعضی دستگاهها رد شده است می‌تواند دلیل حکم زندان و شلاق و تبعید باشد؟ آیا اگر این رویه در کشور جاری شود امکان هیچگونه تعاملی در کشور بین گروههای مختلف و اقشار ملت باقی می‌ماند؟

در واقع مرور چنین احکامی نشان می‌دهد که قضاوت واقعاً کار ساده‌ای است هر چند باید ترسید که نوشتن و توجه کردن به این مطالب موجب عقوبت دنیوی گردد ولی باید بیشتر ترسید که ننوشتن یا توجه نکردن به این مطالب و موضوعات موجب عقوبت اخروی گردد.


|+| نوشته شده در 87/07/15 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
به گزارش خبرنگار سایت مجدوبان نور، ساعت 4 بعد از ظهریکشنبه  14مهر ماه 1387 جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)(ازمشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی)توسط مامورین اداره اطلاعات شهرستان یاسوج بازداشت شدند

آقای فرهان پور پس ازآنکه نزدیک به 3ساعت ، در بازداشتگاه اداره اطلاعات به دلیل مسافرت در کشور خود مورد بازجویی قرار گرفت ،آزاد شده و این شهر را ترک نمودند.

صبح امروزنیز آقای زابلی که مجالس درویشی شبهای دوشنبه در منزل ایشان منعقد میگردد وضمنا میزبان آقای فرهان پوربودند دستگیر و تا زمان ارسال خبر همچنان در بازداشت به سر میبرد.  

در ادامه گزارش آمده است ،جلوگیری از مسافرت بزرگان و مشایخ سلسله گنابادی که سالهاست توسط نیروهای امنیتی اعمال می گردد و این بزرگان عرفان و تصوف  بدون حکم محاکم قضایی به حبس خانگی محکوم گردیده اند ،نقض آشکار قانون اساسی و قوانین حاکم  وزیر پا گذاشتن آزادی های مشروع شهروندان ،توسط یک نهاد به ظاهر قانونی !!!است


|+| نوشته شده در 87/07/15 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
در آستانه‌ روز بزرگداشت حافظ، نشست "با خنیاگر شیراز؛ حافظ در عرصه‌ ادبیات تطبیقی" در شهر کتاب برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، شعر حافظ آیینه‌ تمام‌نمای فرهنگ و احوال درونی ماست و بیش از ۲۰۰ سال است که به زبانهای اروپایی ترجمه و منتشر شده است و بسیاری از شاعران و نویسندگان برجسته‌ غرب از شعر او تاثیر گرفته‌اند.

گوته، شاعر بزرگ آلمانی، با نبوغ شاعرانه‌ خود به عظمت حافظ پی برد و کتاب معروف "دیوان غربی ـ شرقی" خود را با الهام از او سرود. علاوه بر گوته، شاعران و متفکرانی چون هردر، هامان، شلگل، روکرت، آندره ژید، امرسون، کلارک، گرترود بل و ... به اهمیت ادبیات شرق به ویژه‌ اشعار حافظ پی برده‌ و در آثارشان به آن اشاره کرده‌اند.
 
نشست "با خنیاگر شیراز؛ حافظ در عرصه‌ ادبیات تطبیقی" به بررسی میزان تاثیرگذاری شعر حافظ بر شاعران و نویسندگان آلمانی، فرانسوی و انگلیسی می‌پردازد و دکتر اصغر دادبه، دکتر محمود حدادی، دکتر علی‌رضا انوشیروانی و دکتر طهمورث ساجدی در این نشست سخن می‌گویند.

این نشست سه‌شنبه ۱۶ مهرماه ساعت ۴ بعدازظهر برگزار می‌شود. شهر کتاب مرکزی در تقاطع خیابان‌های حافظ  زرتشت شرقی واقع است.


|+| نوشته شده در 87/07/14 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

هو

۱۲۱

هلال عید می‌بینی و من پیوسته ابرویت‌ /// مبارک باد بر تو عید و بر من دیدن رویت

ــ برای دریافت عکس فوق با ابعاد بزرگ و کیفیت متوسط اینجا کلیک نمائید.(حجم : ۱۰۸KB)

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ــ عزیزانی که قصد چاپ عکس را دارند برای دریافت عکس فوق با کیفیت فوق العاده و ابعاد بزرگتر اینجا کلیک نمایند.(حجم : ۱.۳۱MB)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

وبلاگ خورشید حق عید سعید فطر را به  بندگان حضرت  آقای حاج دکتر نور علی تابنده مجذوبعلیشاه  ارواحنا فداه ومشایخ بزرگوار ایشان و تمامی عزیزان ایمانی وملت شریف و سر افراز ایران تبریک و تهنیت عرض می نماید.

 


|+| نوشته شده در 87/07/09 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
جلال‌الدین محمد بلخی ـ مولوی ـ (1) هشتصد سال پیش(2) در شهر بلخ متولد شد. به سن نوجوانی نرسیده‌بود که پدرش ـ بهاءالدین‌ الولد سلطان ‌العلما ـ به دلیل رنجش از پادشاه وقت ـ سلطان محمد خوارزمشاه ـ دست زن و بچه‌اش را گرفت و از بلخ خارج شد.(3) بین راه، در گذر از نیشابور به ملاقات شیخ فریدالدین عطار رفتند. گفته‌شده که عطار با یک نگاه به مولوی پی به استعدادهای نهفته در وی برد: «زود باشد که پسر تو آتش در سوختگان عالم زند.» و حتی کتاب اسرارنامه‌ی خود را هم به وی هدیه دادپس از ترک نیشابور و زیارت مکه، بهاءالدین‌ و خانواده‌اش در قونیه ساکن شدند.(3) می‌گویند بهاء‌الدین تا آخر عمر در قونیه ماند و به ارشاد خلق پرداخت و سال‌ها بعد که از دنیا رفت، پسرش جلال‌الدین ـ که حالا جوان 24 ساله‌ای بود ـ کار پدر را ادامه داد و مدتی هم فقه و سایر علوم دین را درس می‌داد. بنا به روایاتی پیش از آن، جلال‌الدین در هجده سالگی ـ در همان سالی که مادرش را از دست داد ـ در شهر لارنده به فرمان پدرش با گوهر خاتون دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج کرده‌بود.

سال 642 هجری بود که تحول بزرگ زندگی مولوی رخ داد. جلال‌الدین هنوز چهل سال نداشت که شمس تبریزی(4) وارد قونیه شد. آمده‌است که شمس بر سر راه مولانا رفت و از وی پرسید: «محمد(ص) بزرگتر است یا بایزید بسطامی؟» مولانا سخت برآشفت و فریاد برآورد که محمد والاترین است و بایزید را با خاتم انبیا چه کار. شمس پرسید: «پس چرا محمد گفت "ما عرفناک حق معرفتک" و بایزید گفت "سبحانی ما اعظم شانی"؟» این سوال مولوی را چنان به خود مشغول کرد که باعث شد شش ماه با شمس در حجره‌ی شیخ صلاح‌الدین زرین‌کوب خلوت گزیند و به بحث بنشیند. در این مدت جز شیخ صلاح‌الدین هیچ‌کس اجازه‌ی ورود به خلوت آن‌دو را نداشت. مولوی که تا پیش از ملاقات شمس مردی زاهد و معتبد بود و کارش تفسیر و توضیح اصول و فروع دین بود، پس از پایان این شش ماه دین و وعظ و منبر را کنار گذاشت و صوفی شد و به مسلک عشق و شعر و شاعری روی آورد:

ادامه متن در ادامه مطلب . . .


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در 87/07/08 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

انفاق

ـ «وَ أَنفِقُوا مِمّا رَزَقناکُم مِن قَبل أن یَأتِیَ أحدَکم المَوتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَو لا أَخَّرتَنِی إلی أجلٍ قَریبٍ فَأَصَدَّقَ وَ أکُن مِنَ الصّالِحینَ»1

و از آن چه روزی شما کردیم، در راه خدا انفاق کنید؛ پیش از آن که مرگ بر یکی از شما فرا رسد. در آن حال، به حسرت بگوید: پروردگارا اجل مرا اندکی به تأخیر انداز تا صدقه و احسان بسیار کنم و از نیکو کاران شوم.

ـ «وَ أنفِقُوا فِی سَبیلِ اللّهِ و لا تُلْقُوا بأَیْدِیکُم إلی التَّهلُکَة و أحسِنُوا إنّ اللّه یُحِبُّ المُحسِنین»2

از مال خود در راه خدا انفاق کنید و به دست خویش خود را در خطر نیفکنید و نیکویی کنید که خدا نیکوکاران را دوست دارد.

ـ توانگرا دل درویش خود به دست آور که مخزن زر و گنج و درم نخواهد ماند

(حافظ)

ـ ز احسان می‏شود صاحب کرم را دولت افزونتر بلی هر چاه را آب از کشیدن بیش می‏گردد

(سالم کشمیری)

ـ شرف مرد به جود است و کرامت به سجود هر که این هر دو ندارد عدمش به ز وجود

(سعدی)

ـ من نگویم به ابر مانندی که نکو ناید از خردمندی
او همی‏بخشد و همی گرید تو همی بخشی و همی خندی

(رشید و طواط)

ـ بخور هر چه داری فزونی بده تو رنجیده‏ای بهر دشمن منه
اگر گنج قارون به دست آوری نماند، مگر آن چه بخشی بری

(مولوی)

ـ درخت کرم هر کجا بیخ کرد گذشت از فلک شاخ و بالای او
گر امیدواری از او برخوری به منت منه اره بر پای او

(سعدی)

عفو و بخشایش و تحمل رنج در ادامه مطلب . . .

 


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در 87/07/08 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

یک هکر ایرانی با نام dnjournal 2005 با نفوذ به حدود یکصد سایت گروههای وهابی صفحه اصلی آنها را تغییر داد.

 در این مجموعه هک تصاویری شامل صورتی که با پرچم جمهوری اسلامی ایران و نشان مراکز هسته ای پوشیده شده در کنار پرچم شکسته رژیم اشغالگر قدس و عبارت Persian Gulf نمایش داده می شود.

در این صفحه در کنار فهرست نشانی سایت های هک شده در کنار نام مبارک حضرت علی(ع) عبارت "این است قدرت دفاعی ایرانیان" درج شده، همچنین هکر مذبور در این صفحه به دو زبان فارسی و انگلیسی اعلام کرده که وی عضو و یا وابسته به هیچ گروهی نیست.


هکر فوق با ارسال ایمیلی به ایستنا اعلام کرده سایت های فوق در مقابله با حمله به سایت های شیعی هک شده اند


|+| نوشته شده در 87/07/08 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

                                                   تقدیمی خورشید حق به فقرا

 

      

 

                                             نظر یادتون نره

 


|+| نوشته شده در 87/07/07 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
 

لازم به  ذکر است این نامه  در مورخه مرداد 1339 نوشته  شده است که  در ان زمان مخالفت با تشکیل دولت یهود  جرم سنگینی محسوب می شده است و حضرت امام خمینی هم  در سال 42  توانستند به این موضوع اشاره کنند

مخاطب : آقای شیخ مصطفی رهنما


هو

 121

26 صفر 1380 – 29/5/1339

 به عرض عالی می رساند: مشروحه چاپی که در باره یهود مرقوم گردیده و نسخه ای از آن را به نام حقیر ارسال فرموده بودید واصل و موجب تشکر و امتنان گردید ، زادکم الله عزا و شرفا و توفیقا و تاییدا

موضوع اسرائیل که اشاره فرموده بودید  هرچند حقیر در امور سیاسی وارد نیستم و دخالت نمی کنم ؛ولی چون این موضوع با مذهب ارتباط دارد و اقدام و اظهار نظر حضرتعالی  را نیز از نظر مذهبی بسیار  بجا و پسندیده می دانم؛ ویژه آنکه بعضی از کسانی که اطلاعی از لحاظ مذهبی در این باب ندارند پا را فراتر نهاده زمزمه  نزدیکی و دوستی کامل می نمایند و مدعی علایق نزدیک بین دو ملت ایران و یهود از نظر تاریخی می باشند ؛ در صورتی که چنین نیست ، زیرا:

1- این  علاقه با وضعی که آنان مدعی اند  قبل از اسلام نبوده و پادشاه هخامنشی فقط از نظر ترحم بر زیر دستان نسبت به  آنها ابراز شفقت نموده و در آن موقع بسیار کار پسندیده ای بود ، زیرا ترحم بر مغلوب و زیر دست بسیار پسندیده است . بالاخص آنکه دیانت حقّه به عقیده ما در ان زمان همان دیانت یهود بوده و بزرگان دین در میان انان بسیار بودند و البته در این زمان هم یهودیانی که تحت ذمه دولت اسلام هستند و به وظایف ذمّی بودن عمل می کنند و به دولت اسلام خیانت نمی کنند ، طبق دستور اسلامی باید جان و مالشان محفوظ و احترامشان رعایت  شود و این امر ربطی با دوستی با دولت اسرائیل ارتباطی ندارد

2-ملیت امروز ایرانی  با  دیانت اسلام عجین و آمیخته  شده و آنچه مخالف  دیانت اسلام باشد با ملّیت ایرانی نیز مخالف است و چون یهود و اسرائیل دشمنی فطری  با اسلام دارند و با ملیت ایرانی نیز بالتبع طبعا  عداوت  دارند ،که در قرآن مجید است :لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود اشرکو (سوره مایده آیه 82)

3- بر فرض وجود علاقه بین ایران و یهود ، البته علاقه اخوّت و برادری مقدم است ، چون آوارگان  فلسطینی برادران اسلامی  ما می باشند و به ما نزدیکترند ،ما باید از حقوق انان طرفداری و دفاع نماییم.

4- فلسطین و اراضی آن شرعا و قانونا ملک همان آوارگان است که یک عده غاصب و راهزن مسلح ، به زور و  عنف  انان را از خانه و ملک خود بیرون کرده غاصبانه تصرف نموده اند و وظیفه هر مسلمی شرعا و وجدانا طرفداری از مظلوم در رفع  تجاوز و ظلم است .

5- دولت اسرائیل دولتی است پوشالی که تکیه آن به دیگران است و طبق آیه شریفه:ضربت علیهم الذله اینما ثقفوا الا بحبل من الله و حبل من الناس(آل عمران آیه 112)از خود دوام و ثباتی ندارد مگر آنکه به ریسمان خدایی که دیانت مقد سه اسلام است ،متوسل شوند یا به  ریسمان خلقی چنگ زده  و متوسل  به  دیگران شوند . و بر همه جهانیان واضح است که اسرائیل از خود شخصیتی ندارد و تکیه او  به دیگران  است . فقط به مادیات  که از قارون به آنان  به ارث رسیده در آنها موجود است .

با جهات مذکوره در فوق البته  مسلم  نباید خود را حاضر به همکاری با یهود نماید ، بلکه باید انها را  بزرگترین دشمنان خود بداند که هر وقت بتوانند ضربت خود را بر مسلمین وارد می آورند

والسلام /اقل سلطانحسین تابنده


همانگونه که مشاهده میشود مبارزه  با دولت اسرائیل  و غیر رسمی دانستن  کشور اسرائیل از چندین  سال قبل در آرا و عقاید صوفیه گنابادی  به چشم می خورد و این خود سندی است  برای کسانی که سلسله صوفی گنابادی سلطانعلیشاهی را  اسرائیلی نام می نهند برای  توضیح بیشتر  در همین خصوص  می توانید  به کتاب  سفر به ممالک عربی تالیف حضرت آقای رضا علیشاه (طاب ثراه) صفحه 61 مراجعه نمایید .
 
 

|+| نوشته شده در 87/07/06 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

 

نظر یادتون نره

**نظر شما چیست ؟؟**

 


|+| نوشته شده در 87/07/03 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
                                                        

                                                  دانشمند صوفی شیخ بهایی

 

بهاء الدين محمد بن عزالدين حسين بن عبدالصمد بن شمس الدين محمد بن حسن بن محمد بن صالح حارثي حمداني(از صحابه معروف حضرت علي (ع) )عاملي جبعي (جباعي) معروف به شيخ بهائي در سال 953 ه.ق 1546 ميلادي در بعلبك متولد شد. او در جبل عامل در ناحيه شام و سوريه در روستايي به نام "جبع" يا "جباع" مي زيسته و از نژاد "حارث بن عبدالله اعور همداني" متوفي به سال 65 هجري از معاريف اسلام بوده است.
ناحيه "جبل عامل" همواره يكي از مراكز شيعه در مغرب آسيا بوده است و پيشوايان و دانشمندان شيعه كه از اين ناحيه برخاسته اند، بسيارند. در هر زمان، حتي امروزه فرق شيعه در جبل عامل به وفور مي زيسته اند و در بنياد نهادن مذهب شيعه در ايران و استوار كردن بنيان آن مخصوصاً از قرن هفتم هجري به بعد ياري بسيار كرده و در اين مدت پيشوايان بزرگ از ميان ايشان برخاسته اند و خاندان بهائي نيز از همان خانواده هاي معروف شيعه در جبل عامل بوده است.
پدر شيخ بهايي از رهبران شيعه و مشايخ بزرگ و از شاگردان و صحابه پيشواي معروف شيعه زين الدين علي بن احمد عاملي جبلي مشهور به شهيد ثاني است كه پس از كشته شدن شهيد ثاني به سال 966 ه.ق به ايران آمد.
صاحب تاريخ عالم آراي عباسي در باره عزالدين گفته است: " شيخ حسين از مشايخ عظام جبل عامل و در جميع فنون بتخصيص فقه و تفسير و حديث و عربيت فاضلي دانشمند بود. و خلاصه ايام شباب و روزگار جواني را در صحبت شهيد ثاني و زنده جاوداني شيخ زين الدين عليه الرحمه بسر برده در تصحيح حديث و رجال و تحصيل مقدمات اشتهار و كسب كمالات مشارك و مصاحب يكديگر بوده اند".
از آنجا كه وي شاگرد شهيد دوم بوده و از سرزميني آمده بود كه مركز ديرين شيعيان بود، پيشرفت و شهرت بسيار يافت و مورد توجه سلطان محمد خدابنده پدر شاه عباس بزرگ قرار گرفت وپس از چندي مقام شيخ الاسلامي دارالسلطنه ي هرات بوي تفويض شد.
بهاءالدين نيز در كودكي به همراه پدرش از جبل عامل به ايران آمد و در پايتخت ايران يعني شهر قزوين كه مركز تجمع دانشمندان شيعه بود سكني گزيد و ظاهرا هنگام سفر پدرش به هرات همراه وي نبوده است زيرا وي در آن هنگام در قزوين به كسب علوم اشتغال داشته است. وي چندي نيز در مشهد به تحصيلات خود ادامه داده و مدتي در هرات به جاي پدر مقام شيخ الاسلامي را عهده دار بوده است.
پس از اتمام تحصيلات، شيخ الاسلام اصفهان شد. چون در سال 991 هجري قمري به قصد حج راه افتاد، به بسياري از سرزمينهاي اسلامي از جمله عراق، شام و مصر رفت و پس از 4 سال در حالي كه حالت درويشي يافته بود، به ايران بازگشت.
وي در علوم فلسفه، منطق، هيئت و رياضيات تبحر داشت، مجموعه تأليفاتي كه از او بر جاي مانده در حدود 88 كتاب و رساله است. وي در سال 1031 ه.ق در اصفهان درگذشت و بنا بر وصيت خودش جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مرقد مطهر حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام جنب موزه آستان قدس دفن كردند. مقبره اين دانشمند بين صحن امام و صحن آزادي ،‌و در جايي كه پيشتر محل تدريس اوبوده قراردارد .

آشنائی با شیخ بهائی

" بهاء الدین عاملی " که نامش محمدبن عزالدین حسین بن عبدالصمد جیعی عاملی حارئی همدانی معروف به شیخ بهائی است در غروب روز پنجشنبه هفدهم ذی احجه سال 953هجری قمری ( 925 ش و 1546 میلادی ) در شهر بعلبک لبنان متولد شد و بعدها ستاره تابناک اسمان علوم و ریاضی و نجوم و ادبیات و فقه و مهندسی گردید . نبوغ خارق العاده این مرد بجائی رسید که مسائل و مطالب و کارهای او از زمان و عصر خودش بیش از حد متعارف جلو بود . اجداد بهاء الدین از اهالی جیاع در ناحیه ای بین شام و سوریه میزیستند که اصل و نسب آنها همدانی بوده و از شیعیان متعصب و به مولای متقیان و ال علی ( ع ) دلبستگی باطنی داشتند . چون در آن زمان حاکم عثمانی شهر بعلبک با شیعیان خوشرفتاری نمی کرد و به عناوین مختلف به آنها سختگیری می نمود , ناچار شیعیان منطقه جبل عامل به اتفاق تصمیم به مهاجرت گرفتند و به نقاط مختلف اطراف مسافرت کردند .  

مهاجرت به ایران

عزالدین , پدر شیخ بهائی ناچار شد باتفاق پسر سیزده ساله اش به ایران بیاید و در شهر قزوین که در آن زمان پایتخت شاه طهماسب صفوی بود سکنی گزیند و چون در آن زمان شاه طهماسب صفوی شیعیان را می پذیرفت ,مقدم او را گرامی داشت و او را تحت حمایت خود قرار داد . پدر شیخ بهائی که از نویسندگان و محققان و اهل مطالعه بود کتاب " عقدالطهماسبی " را در همان زمان نوشت . مدتی این خانواده در قزوین بودند و هنگامی که شاه عباس پایتختش را به اصفهان منتقل کرد , شیخ بهائی به همراه پدرش به اصفهان رفتند . شیخ بهائی با سعی و مجاهدت بسیار در شبانه روز مدام تعلیم می گرفت . عربی و تفسیر و حدیث را در نزد پدر فرا گرفت و حکمت و کلام و قسمتی از علوم منقول را از ملا عبدالله یزدی صاحب کتاب " حاشیه در منطق " و ریاضی را از مولانا فضل بن محمد قائینی در مشهد مقدس آموخت . وی در جوانی به سیر و سیاحت پرداخت و با مردم شهرهای افغانستان , دمشق , فلسطین و مصر درآمیخت و توشه پربار دانش و معرفت را از خرمن هر قوم و ملیت و قبیله ای برداشت . شیخ بهائی در سال 984 هجری قمری برای حج به مکه سفر کرد و درسال 992 سفر دوم خود را به حجاز آغاز نمود و سپس در سال 1008(ه .ق ) به همراه شاه عباس صفوی با پای پیاده و بدون آنکه سوار بر مرکبی شود عازم مشهد مقدس گردید . هوش و ذکاوت و اطلاعات عمیق او مورد توجه دانشمندان و علمای وقت قرار گرفت و در نتیجه روز به روز به شهرتش افزوده شد , بطوریکه فقیهی بنام شیخ منشار که شیخ الاسلام وقت بود او را به جانشینی خود انتخاب و دخترش را به عقد شیخ بهائی درآورد و پس از در گذشت شیخ منشار شیخ بهائی به جانشینی او منصوب گردید . شیخ بهائی , حکیم عارف , فقیه , ادیب , ریاضیدان و مهندسی برجسته بود و چون از قدرت سخنوری بهر کافی داشت در محافل و مجالس ادبی و سیاسی و علمی طرفداران زیادی را کسب کرد تا آنجا که با توجه به معلومات و محبوبیتش به مقام وزارت منصوب شد .

شاهکارهای شیخ بهائی :

1) تقسیم آب زاینده رود

نخستین کار جالب او تقسیم صحیح و طریقه مهندسی آب زاینده رود به محله ها و باغات شهر اصفهان بود , او با محاسبه دقیق و بدست آوردن آمار بارندگی مناطق مختلف اصفهان ,حومه و کوهستان های اطراف و همچنین سرچشمه زاینده رود , طرح دقیق نهرها و شیب و مقطح آنها و سهم استفاده آب هر باغ و محله و منزل , به مشگل و اختلاف چندین ساله این منطقه پایان داد . این منطقه تا قبل از تقسیم آب همیشه در حال نزاع و جنگ و خونریزی قبیله ای برای تقسیم آب بود و با این کار شیخ بهائی این گرفتاری برای همیشه خاتمه پیدا کرد . بر اساس این رساله یا آئین نامه که امروزه به آن دفترچه مشخصات فنی می گویند , تقسیم بندی و استفاده صحیح از آب زاینده رود قانونمند شد و هنوز بر مبنای همان رونوشت تقسیم مقدار آب باتوجه به حرکت و سرعت و کشش و شیب و حجم مناطق زراعی و باغ ها و یا برای استفاده عامه مردم مشخص و معلوم شده است . جالب ترین محاسبه شیخ بهائی در این است که فصل سیلابی زاینده رود را طی 197 روز اوایل آذر ماه و سپس مدت 168 روز برای جریان عادی و منظم برسی و محاسبه کرده است . جالبتر آنکه , این مدت زمان تغییرات و نوسانات تا به امروزه با آمار متوسط عوامل جوی اصفهان منطبق بوده و اصالت خود را حفظ کرده است . شیخ بهائی طرز تقسیم بندی جریان آب زاینده رود را با توجه به محاسبات خیلی دقیق به 33 سهم تقسیم نموده که هر سهم معادل 5 شبانه روز قسمتی از آب رودخانه است که باید آب موجود در رودخانه به هر محله سرازیر شود که امروزه با نصب دستگاه های مختلف آب سنج ها در نقاط زاینده رود به همان نتیجه رسیده اند که او در 420 سال قبل رسیده بود .

2) ساخت مسجد چهار باغ به روی لجنزار

کار مهم دیگر شیخ بهائی بنای مسجد مشهور چهار باغ است که چون در مسیر یکی از کانالهای آب زاینده رود قرار داشت و امکان پی ریزی ساختمان عظیم و سنگی آن مواجه با اشکال می گردید و ساختمان مذکور هم نمی توانست روی سطح مرداب و لجن های موجود در اطراف آن قرار گیرد و امکان هر گونه خطر برای ساختمان و به ویژه برای دیوارهای جانبی گنبد و مناره ها وجود داشت ( این کانال هنوز از وسط مدرسه چهارباغ اصفهان عبور می کند ) دست به یک ابتکار زد . شیخ برای اجرای صحیح این کار پیشنهاد کرد که نخست ، مقدار زیادی زغال چوب به ضخامت 2 متر در سرتاسر پی ساختمان پراکنده گردد و پس از کوبیدن زغال در کف پی ها روی آنرا با ساروج و شفته پر کرده و پی های ساختمان را روی ساروج و شفته مذکور بنا نمایند . این روش که عبارت است از استفاده از زغال چوب برای پی ساختمان های روی مرداب و لجن زار است بعدها مورد توجه اروپائیان قرار گرفت و پی و شالوده ساختمانهای عظیم خود را بدین طریق ساختند و هنوز هم در بعضی از نقاط به همین روش عمل می کنند . ظمنا" چون باید ملات گل ساختمان مسجد بهم در آمیخته و با پا و سایر وسایل بخوبی مخلوط شود و از آنجا که هر چه ملات بیشتر پا بخورد چسبندگی گل بهتر شده و خوب عمل می آید , از این لحاظ به دستور شیخ بهائی ابتکاری برای هر چه بیشتر پا زدن گل ها بکار برده شد که ملات بنای مسجد هر روز زیر پای مردم و کودکان اهل اصفهان بلا وقفه پا بخورد و بهم مخلوط و آمیخته گردد . ابتکار شیخ بهائی این بود که دستور داد که هر روز صبح چند سکه طلا را در خاک ملات ها بریزند و سپس گل ساخته و به مردم اطلاع دهند که بیایند و سکه ها را برای خود بیابند . مردم گروه گروه گل ملات ها را از صبح لگدمال کرده و تا غروب آنروز تعدادی سکه برای خود می جستند و بدین طریق گل ملات ها کاملا بهم آمیخته و به قول معمارها عمل می آمد , یعنی همین کاری که امروزه هم برای گل خاک رس کاشی سازی به وسیله ماشین های مکانیکی مخلوط کن انجام می گیرد . ( البته امروز این بناء به مدرسه چهارباغ مشهور است.)

۳) گرمابه شیخ بهائی

یکی دیگر از کارهای شیخ بهائی ساختن گرمابه ای است که به احتمال نزدیک به یقین از روی ایده شمع خودکار احمدبن موسی بن شاکر خراسانی ساخته شده است . طرز کار این شمع خودکار و تهیه آبگرم حوضچه سربینه حمام مذکور با مراجعه به شکل و دست خط و ترسیم احمدبن موسی بن شاکر خراسانی بخوبی مشهود است ,نسخه اصلی کتاب او که فقط در موزه ها و کتابخانه های واتیکان , برلین , لندن , ترکیه موجود است , مکانیسم و عمل کار آن بدین طریق است که شرح می دهم.

طرز کار آبگرمکن "شیخ بهائی "

چون نقشه اصلی و خط نویسنده کتاب موسی بن شاکر خراسانی در دسترس است و از این لحاظ سعی شده که اصالت نقشه اصلی سازنده حفظ شود و شکل به طریقه برشی مقطع و یا پرسپکتیو و یا ایزومتریک ترسیم نشده است ( یعنی نقشه همانطور ترسیم شده و مثل نقشه های امروزی که به آن نقشه کشی صنعتی می گویند رسم نشده است )

1- کره فلزی "1 " که بالای آن سرپیچ است به لوله فلزی توخالی "2 " که یک سر آن فتیله و انتهای دیگر آن دنده دار است لحیم شده است . چون کره "1 " تو خالی است روی مایع شناور است و اگر سطح مایه سوخت شناور است و اگر سطح مایع سوخت پائین اید توپ مذکور پائین آمده و لوله منحنی در مسیر حرکت می کنند و فتیله شعله ور می گردد .

3- قرمز رنگ " 4 " بطرف چرخ دنده) هنگام حرکت دنده ها بطرف زنجیر حرکت می کند" 5 " بطرف و در نتیجه حرکت زنجیرها بطرف انجام میگیرد

4- فلوتر و یا گوی توپر " 5 " دریچه " 6 " را که سر ورود لوله سوخت است به بالا میبرد و مایع سوخت وارد ظرف و یا منبع میشود . در نتیجه مخزن پر شده و دوباره گوی " 1 " به بالا میرود و با این عمل دنده " 4 " بطرف عکس حرکت و اینبار گوی " 5 " دریچه را می بندد . در صورتی که دریچه بسته شود مازاد مایع از لوله عصائی " 7 " که ارفلو است بخارج ریخته می شود بدون اینکه اسیبی به سیستم وارد کند .

5 - شناور " 8 " برای تولید فشار کافی روی مایع است که از طرفی با اهرام هایی به پشت گوی " 5 " وصل است که با کم و زیاد شدن مایع سوخت به باز و بسته شدن دریچه ورودی مایع کمک می کند

6 - تامین مایع سوخت , در زمان شیخ بهائی به وسیله یک لوله زیر زمینی به عصار خانه جنب حمام وصل شده بود و با تولید روغن های کرچک و کنجد و روغن های سوختی دیگر که در محل مذکور روغن کشی می شده تامین میگردید . روی شمع مذکور ظرف لکن مسی بوده که حجم ابی را برابر با 3 و یا 4 سطل کنجایش داشته و مرتبا در شبانه روز گرم بوده و اب ان برای کسانی که از شستشو فراغت یافته و سربینهء حمام قسمت خروجی نزدیک در کار گذاشته و جاسازی کرده بودند . دستگاه مذکور را حدود اواخر حکومت زندیه از زیر زمین بیرون اوردند و به خارج از ایران منتقل کردند . این اطلاعات از نسخه منحصر به فرد کتاب " الحبل " که فقط به تعداد سه نسخه است در لندن , برلین و در ترکیه است استخراج شده است . ( اگر دقت کرده باشید تقریبا کار این دستگاه شببیه ابگرمکن های گازی دیواری میباشد که اب را سریع گرم می کند )

4) محاسبات کامپیوتری

یکی دیگر از کارهای برجسته این استاد بزرگ در عملیات حساب و ریاضی , نکته جالبی است که در کتاب " خلاصه الحساب " او امده است . بحث درباره اعداد مزدوج ( اعداد زوج ) و یا بای ناری "Binary " 2 – 4 – 8 – 16 – 32 – 64 – 128 – 256 – 512 – 1024 است . که عدد 2 جذر , و 4را مال , و 8 را کعب در نتیجه مال المال = 16 و مال الکعب = 32 کعب الکعب = 64 مال المال الکعب = 128مال الکعب الکعب = 256 کعب الکعب الکب = 512 ما المال کعب الکعب = 1024 انتخاب می کند و سپس روی عدد 1024 متوقف شده و انرا بنام "ام " یعنی مادر بکار برده که امروز در یک کامپیوتر هم به همین ترتیب حساب میشود , با این تفاوت که بجای کلمه " ام " انرا یک " بایت" یا "بیت " میگویند که اغلب کامپیوترها تا 8 بیت مجهز هستند ( البته به تاریخ نگارش این مطلب توجه شود . 1361 ش ) یعنی تا 8 بار عدد 1024 را محاسبه می کنند . معمولا حافظه یک کامپیوتر با بکار بردن " K " حساب میشود که چند کیلوبیت و یا همان عدد " ام " شیخ بهائی است که مال المال کعب الکعب و برابر با 1024 است که جهان ریاضی از ان بخوبی استفاده کرده و ما از ان بکلی بی اطلاع بودیم

 


|+| نوشته شده در 87/07/02 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

مجمع جهاني صلح اسلامي به مناسبت روز جهاني صلح بيانيه صادر كرد.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين بيانيه آمده است:

« نياز به صلح، در بطن زندگي اجتماعي نهفته است و انسان‌هاي كامل و متعالي به ويژه پيامبران الهي با تاكيد بر جنبه‌هاي ارزشي اين موهبت و نقش آن در زمينه‌سازي تكامل انسان، از ابتداي تاريخ بشري در جست‌وجوي تضمين صلح و بهره‌مند ساختن بشريت از آن برآمده‌اند تاتمام انسان‌ها قادر باشند بدون ترس و وحشت از گرايشات افراطي و توسعه طلبانه بتوانند در پناه ارزش‌هاي بشري و براساس باورهاي خود زندگي كنند. در اين ميان، ‌امروزه به دليل تنوع و تكثر تهديدها، بشر و جامعه انساني بيش از هر زمان ديگري به صلح نياز دارد. فقر، بي‌سوادي، سلطه‌جويي‌هايي سياسي، فرهنگي و اقتصادي، جنگ و كشتار افراد بي‌گناه به ويژه غيرنظاميان، از مهم‌ترين تهديدهايي هستند كه حيات پايدار بشري در سايه صلح و همزيستي صلح‌آميز را نشانه رفته و روز به روز بر ابعاد اين تهديدها به زيان بشر و ارزش‌هاي بشري افزوده مي‌شود.

نشناختن دقيق علل و عوامل تهديد صلح، موجب شده تا انسان‌ها در گذشته و حال نتوانند فضاي مسالمت‌آميز را در جامعه جهاني تجربه كنند و هر روز با شكل‌هاي مختلف تضييع حقوق خود مواجه شوند. به راستي كه بشريت با وجود سال‌ها تلاش متمادي، قادر به ايجاد فضاي امن براي زندگي نبوده و هزاران عهدنامه و پيمان مورد توافق بين دولت‌ها و سازمان‌هاي بين‌المللي نتوانسته حتي صلحي حداقلي براي بشريت به ارمغان آورد. مخالفان صلح كه خود مسببان اين تهديدها و موارد نقض صلح هستند، در بسياري از مواقع و مقاطع تاريخي، برخي سازمان‌هاي بين‌المللي را به مسيري رهنمون ساخته‌اند كه با كمال تاسف، آسيب ديدگان و قربانيان ترور را به جاي عاملان كشتار مردم بي‌گناه مورد مواخذه قرار گيرند. هيچ وجدان بيداري نمي‌تواند بپذيرد كه دارندگان بزرگ‌ترين و مخوف‌ترين زندان‌هاي پنهان تاريخ، در جهان بتوانند خود را قاضي و ارزيابي كننده صحت و سقم رفتار ساير ملل بدانند.


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در 87/07/01 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش

آخرين مطالب ارسالي