4 ماه زندان ؛ مجازات دفن اموات در مزار سلطانی بیدخت
شبکه بهداشت شهرستان گناباد ، دفن اموات در محل مزارسلطانی بیدخت ( آرامگاه اقطاب و بزرگان سلسلۀ نعمت اللهی گنابادی ) را به دلیل ایجاد مشکلات روحی و روانی، ممنوع و تهدید علیه بهداشت عمومی، اعلام نموده است.
حجه الاسلام علی موحدی راد ، دادستان شهرستان گناباد براساس نامه های فرمانداری و اداره اطلاعات ، عباس علی زارع حقیقی بیدختی، متصدی مزار سلطانی را به اتهام تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق دفن اموات در محل ممنوعه تحت تعقیب قضایی قرار داد و دادگاه جزایی این شهرستان ، حکم محکومیت 4 ماه حبس تعلیقی برای این درویش گنابادی را صادر کرد. تجدید نظرخواهی این درویش نعمت اللهی گنابادی نیز موثر نبود و شعبه 12 دادگاه تجدید نظر استان خراسان رضوی با اکثریت آراء، دادنامه معترض عنه را عیناً تأیید و ابرام کرد اما آقای حقیقی و وکلای مدافع وی کماکان این آراء صادره را خلاف موازین شرعی و مقررات جزایی ایران می دانند.
آقای حقیقی در بخشی از لایحه تجدید نظرخواهی خود ضمن رد ادعای شبکه بهداشت مبنی بر ایحاد اخلال در امنیت روحی و روانی مردم و ساکنین بیدخت به دلیل دفن اموات در مزار سلطانی ، می نویسد : متجاوز از یکصد سال است که از قدمت این بنای مذهبی – فرهنگی می گذرد و تاکنون فردی دچار استرس و ناراحتی روحی نشده و شکوائیه ای نیز از سوی اهالی محل در مراجع قضایی، انتظامی و بهداشتی به ثبت نرسیده است. از طرفی شبکه بهداشت دفن اموات را اخلال در روح و روان مردم عنوان کرده در حالیکه دادگاه جزایی دفن اموات را تهدید علیه بهداشت عمومی تلقی می نماید و این در حالی است که وکلای مدافع اینجانب بارها مراتب اعتراض خود به نظریه کارشناسی شبکه بهداشت را ابراز نموده اند اما مسئولین ذیربط هیچ توجهی به این اعتراض ها ندارند . قانونگذار جزایی ایران مرجع تشخیص برای تهدید علیه بهداشت عمومی را وزارت بهداشت، سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان دامپزشکی تعیین نموده اما حال چرا دادگاه گناباد مرقومه های فرمانداری و اداره اطلاعات را مستند قرار می دهد خود جای تامل دارد!!
این درویش نعمت اللهی گنابادی در بخش دیگری از لایحه اعتراضیه خود به اصل مترقی قانونی بودن جرم و مجازات اشاره و می نویسد : دادگاه جزایی گناباد مستند قانونی حکم محکومیت را ماده 688 قانون مجازات اسلامی عنوان نموده و این در حالی است که ماده مزبور قابلیت انتساب به دفن اموات را ندارد زیرا تهدید علیه بهداشت عمومی در تبصره 2 ذیل این ماده از قانون جزایی ایران برشمرده شده و منحصر به آلودگیهای محیط زیست است و شامل دفن اموات نیست کما اینکه بقاع متبرکه ای در ایران و سایر ممالک اسلامی در بافت شهری وجود دارند که علماء و بزرگان در آنها دفن می شوند.
صدور حکم مجازات زندان برای این درویش نعمت اللهی گنابادی این پرسش را در اذهان متبادر می سازد که چگونه دفن اجساد شهداء در دانشگاه صنعتی امیر کبیر که موجی از اعتراضات دانشجویان و اساتید این دانشگاه را در برداشت و منجر به ضرب و شتم و بازداشت شماری از آنها شد، با تعظیم و تکریم دولتمردان صورت گرفت اما دفن اموات در یک مزار متبرکه که سابقه ای بیش ازیک قرن را دارد، تهدیدی علیه بهداشت و اخلال در روح و روان مردم تلقی می شود؟
از سویی دیگرچون دادگاه جزایی گناباد در حکم صادره ممنوعیت دفن اموات درمکان مزار سلطانی را اعلام کرده است ،باید پرسید درچه زمانی و از سوی چه ارگانی این ممنوعیت تشخیص و به متولیان امر ابلاغ شده است؟
آیا استعمال عباراتی چون گورستان سلطانیه، از سوی مقام قضایی، مندرج در متن حکم صادره ،خود گویای کج فکری و ضدیت با ادبیات و گرایشات اعتقادی مردم تحت تاثیر افراد ذی نفوذ !! نیست؟
اینها پرسشهایی است که دستگاه قضایی ایران و نهادهای اطلاعاتی ذی نفع در این جریانات هرگز پاسخ قانع کننده ای برای آن نخواهند داشت.
|+| نوشته شده در 88/04/10 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
دستور اداره اطلاعات قم در باره آقای شریعت غیر قانونی است
در خبرها آمد که صبح روز سه شنبه نهم تیر ماه 88 اداره اطلاعات شهر قم جناب آقای شریعت شیخ دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی را مجبور به ترک این شهر نمود. این نهاد امنیتی، بهانه خود برای این دستور را محکومیت آقای شریعت به تبعید از شهر قم به مدت 10 سال عنوان کرده است.
افشین کرمپور، کارشناس حقوقی و از مدیران سایت مجذوبان نور در گفتگو با خبرنگار ما با غیر قانونی دانستن دستور اداره اطلاعات قم به جناب شریعت گفت: شعبه 12 دادگاه جزایی قم در سال 85 جناب آقای شریعت را به اتهام اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور پلیس به 10 سال ممنوعیت اقامت در شهر قم محکوم نمود که این حکم مورد تایید شعبه 6 دادگاه تجدید نظر استان نیز قرار گرفت . هرچند ما کماکان به غیر قانونی بودن این حکم اعتقاد داریم اما بر طبق این حکم جناب شریعت نمی تواند به مدت 10 سال اقامت دایمی و سکونت در این شهر را داشته باشند و این امر مانع از سفرهای احتمالی ایشان به زادگاهشان نیست.
آقای کرمپور با اشاره به مقررات قانونی ایران در باب اقامت افزود: منع اقامت در محلی معین با منع سفر به شهرمورد حکم ، تفاوت دارد چرا که براساس قانون مدنی ایران ، اقامتگاه هر شخصی عبارت از محلی است که فرد در آنجا سکونت دارد. پس از تخریب منزل شخصی و اموال آقای شریعت در جریان تخریب حسینیه دراویش در سال 84، ایشان در تهران سکونت دارند فلذا طبق قانون اقامتگاه ایشان تهران به حساب می آید و حال که به قم سفر نموده اند اداره اطلاعات و مقام قضایی نیز حق ایجاد مزاحمت برای ایشان را ندارند .
این کارشناس حقوقی در ادامه می افزاید: برخی شهرها و بلاد اسلامی مانند قم و مشهد و مکه و... از نظر مسلمین مورد احترام است و مسلمانان برای انجام مناسک مذهبی خود بدان جا سفر می کنند و متاسفانه اداره اطلاعات در یک کشور اسلامی برخلاف موازین شرعی و مقررات قانونی مانع از این سفرها می شود که این جای تامل و پرسش دارد.
گفتنی است آقای سید احمد شریعت در سال 85 به اتهام اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور پلیس از سوی محاکم جزایی قم به پرداخت جزای نقدی و تبعید از این شهر به مدت 10 سال محکوم شدند و منزل شخصی ایشان نیز به همراه حسینیه دراویش تخریب و شمار زیادی از دراویش مجروح، بازداشت و به زندان محکوم شدند.
|+| نوشته شده در 88/04/10 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
بنا به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نوراز شهرستان قم ، ساعت 9 صبح امروز 9 تیر ماه 1388 ماموران اداره اطلاعات، خودرو جناب آقای احمد شریعت (درویش فیضعلی ) را پس از خروج از منزل آقای آراسته یکی از دراویش قم ،متوقف و بدون ارائه مجوز قانونی از ایشان خواسته می شود که از شهرستان قم خارج شوند .
جناب آقای شریعت به مامورین اظهار می نمایند که جهت کار اداری به قم آمده اند. مامورین امنیتی اعلام می کنند که به دستور آقای پور موسوی از تاریخ 23 اردیبهشت ماه 1388 ، حق ماندن یک ساعت هم در قم ندارید و مامورین حتی به ایشان اجازه بازگشت به منزل جهت برداشتن وسایل شخصی و همراهی خانواده را به ایشان نداده و ازشهرستان قم خارج می نمایند.
در ادامه این گزارش آمده است ، آقای احمد شریعت از مشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی و واقف حسینیه شریعت قم می باشند که برخلاف تمام موازین قانونی و شرعی، وقف ایشان از سوی قشریون مردود اعلام شد و حسینیه شریعت و منزل شخصی ایشان در سال 1384 ودر ماه محرم توسط متحجرین و حمایت وکمک مسئولین محلی به آتش کشیده شد و تخریب گردید وعده ای از دراویش گنابادی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بیش از 1500 تن ازآنها بازداشت شدند ونه تنها به شکایات آنهاترتیب اثری داده نشد بلکه در مراکز قضایی علیه 54 تن از دراویش و وکلای آنها وخصوصا واقف حسینیه شریعت قم پرونده های متعددی تشکیل گردید
|+| نوشته شده در 88/04/10 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
در مناظره ای که بین کروبی و موسوی برگزار شد، مهدی کروبی با صراحت موضع خود را در رابطه با تخریب حسینیه دراویش و حمایت از این گروه اعلام کرد. چند تن از مدیران سایت مجذوبان نور در این رابطه با خبرنگار تریبون به گفت و گو نشستند. این گفت و گو را بخوانید: تریبون:۱-در سالهای گذشته شاهد مشکلاتی برای جامعه دراویش بوده ایم؛ مختصری از محدودیت ها و مضیقه های دراویش را توضیح دهید؟ مصطفی دانشجو(از مدیران سایت مجذوبان نور، حقوقدان و وکیل سابق دادگستری): در طول سالهای گذشته به ویژه در چهار سال اخیر موج فشارهای محدودیتها بر دراویش نعمت اللهی گنابادی شدت فزاینده ای به خود گرفته است. تنها در طول چهار سال گذشته سه حسینیه در شهرهای قم، بروجرد و اصفهان و منزل یک درویش در «چرمهین» اصفهان تخریب و محل عبادت دراویش جزیره کیش و عسلویه پلمپ و حکم تخریب حسینیه کرج نیز صادر شد. اردیبهشت ماه سال ۸۶، مولا و قطب دراویش گنابادی، آقای نورعلی تابنده، مجذوب علی شاه در زادگاه خویش بیدخت از سوی ماموران امنیتی دستگیر و به تهران بازگردانده شدند، مشایخ و مأزونین این سلسله حتی برای سفرهای درون مرزی خود از سوی ادارات اطلااعت مورد بازخواست و مزاحمت قرار دارند و عموماً به حبس خانگی محکومند. قریب به ۳۰۰۰ درویش به تناوب در طول چهار سال گذشته دستگیر و بازداشت و به مجازاتهای حبس، شلاق و تبعید از شهر و دیار خود محکوم شده اند. دراویش برای اقامه نماز جماعت نیز متأسفانه باید مجازاتهای بدنی و سالب آزادی را تحمل کنند. کارکنان دولت، معلمان، اساتید و دانشجویان هر از گاهی به جرم درویش بودن از مراکز دولتی و دانشگاهی اخراج می شوند، وکلای مدافع دراویش نیز مصون از تعرض نمانده و پرونده وکالت اینجانب و همکار محترم آقای امید بهروزی با گزارشات مقامات امنیتی از سوی مرکز امور مشاوران حقوقی و وکلای قوه قضائیه باطل و به مجازاتهای حبس و شلاق محکوم شدیم. به دلیل نگرشها و تعصبات نا معمول سیاسی حتی نام شهر«بیدخت» زادگاه و مدفن بزرگان این سلسله از اطلس جغرافیای ایران در سال ۸۷ حذف شد. دراویش این سلسله بایکوت خبری بوده و بارها سایت ها و وبلاگهای خبری و پژوهشی آنها از سوی نهادهای قدرت مسدود شده است. دراویش گنابادی در حرکتی خود جوش روز سوم اسفند ماه ۸۷ «روز درویش» را برای حضور در مجلس شورای اسلامی ایران برگزیدند تا بلکه بتوانند از این طریق بر منافع و حقوق شهروندی خود تاکید و هیأت حاکمه و نمایندگان ملت را متوجه مصائب خود کنند اما اینبار نیز با دخالتهای ناروای مامورین امنیتی مواجه و این حرکت خودجوش به اقدام علیه امنیت، تبلیغ علیه نظام، تمرد از دستور پلیس و اخلال در نظم عمومی تأویل و تعبیر شد و ۱۵ تن از آنها ۷۵ روز در زندان اوین نگهداری و به حبس محکوم شدند. در تازه ترین اقدام در سال ۸۸ نیز مزار متبرک«سلطانی بیدخت» مورد تعرض قرار گرفت و به دستور دادستانی گناباد بخشی از املاک و موقوفات این مزار متبرکه مصادره و محدودیت های بیشماری در پی آن ایجاد شد. اینها خلاصه ای بود از دفتر ظلم و جور علیه دراویش گنابادی به جرم عقیده. تریبون:۲- علت این برخوردها را در چه چیزی می بینید؟ حمیدرضا مرادی(از مدیران سایت مجذوبان نور): پاسخ این سوال را باید از دولتمردان پرسید اما چون هر بار خود را از پاسخگویی به ما بری می دانند می گوییم که عده ای فراموش کرده اند که رسمیت تشیع در ایران توسط صوفیه انجام شده است و همین صوفیه بوده اند که فقهای جبل عامل را به ایران دعوت کردند. به هر صورت در ۳۰ سال گذشته هر زمانی که دولتها و مدیران جامعه در سطوح مختلف اجرایی و قضایی از اصول و موازین قانون اساسی تخطی می نمایند و از خارج از نظام و تحت تأثیر تفکرات قشری گری و حزبی و «انجمنی» عمل می کنند، برخورد با دراویش ابعاد جدیدی پیدا می کند. تفکر خودمحور و تمامیت خواهی به نام مذهب در مکانیزم دولتی در تئوری و عمل سعی می کند تمامی ارزشهای ملی و فرهنگی و دینی ایران را زیر سوال ببرد که این تفکر نه تنها به دراویش رحم نمی کند بلکه به تمامی اقلیتهای قومی و مذهبی روشنفکران و دگراندیشان و حتی فرزندان انقلاب هم رحم نمی کند. این اندیشه متحجر جز خود را نمی ببیند و دیگران را دشمن می انگارد. اسلام و ایران را در تملک خود می داند و هر زمان که فضای مناسبی در حاکمیت می بیند ظهور می کند. تریبون:۳- معمولاً انتخابات و تغییر دولتها را یک فرصت برای گروههای ناراضی می دانند.گروهی از دراویش نیز در چند هفته اخیر حمایتهایی از مهدی کروبی بعمل آورده اند. آیا شما امیدوار هستید که در دولت احتمالی کروبی وضعیت بهتری داشته باشید؟ چرا؟ فرشید یداللهی فارسی(از مدیران سایت مجذوبان نور، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کمیسیون حقوق بشر کانون وکلا): با توجه به سابقه جناب آقای مهدی کروبی در طول ۳۰ سال گذشته که همگی ملت ایران از آنگاه هستند و با عنایت به شجاعت و صراحت لهجه ایشان که همیشه یار و مدافع مظلومان بوده اند و از طرفی ایشان نیز در مناظره تلویزیونی مجدداً نیز اعلام کردند که با افرادی که حقوق شهروندی و اصول قانون اساسی را نقض می کنند به شدت برخورد می کنند به نظر می رسد، در صورتی که آقای کروبی به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شوند کمتر شاهد نقض حقوق شهروندی باشیم و حداقل اینکه این موارد نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی از جمله دولت نهم صورت گرفته از کانال و مجرای دولت دهم صورت نپذیرد، هر چند که گروههای فراقانونی و قدرتمندی که وجود دارند مشکلات زیادی را ایجاد می کنند. من به عنوان یک وکیل دادگستری تنها امیدوار هستم که در دولت همین قانون اساسی و قوانین جاریه مملکت به نحو صحیح از ناحیه دولت شود تا گروههای فراقانونی کمتر به نقض حقوق ملت نبندند و دیگر شاهد تشکیل شوراهای تامینی توسط دولت نباشیم که در تصمیمات آنها نقض اصول اساسی صورت گیرد و مشکلاتی نیز برای دستگاه قضایی ایجاد کنند.
منبع : سایت تریبون
|+| نوشته شده در 88/03/20 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
دراویش گنابادی با ارسال نامه ای به مهدی کروبی از دفاع او از دروایش در جریان مناظره تلویزیونی با میرحسین موسوی تقدیر کردند. به گزارش تریبون در این نامه که فرشید یداللهی رییس ستاد انتخاباتی مستقل مجذوبان نور(دراویش گنابادی حامی کروبی آمده است: “آقای کروبی دیشب در مناظره با میرحسین از ظلم ها و ستم های رفته بر دراویش سلسله نعمت الهی گنابادی در طول چهار سال اخیر سخن گفتن. ما مراتب تقدیر و سپاس خود را از این روحانی شجاع و عدالت طلب که ثابت کرد در کارزار عدل وجود یک روحانی دلسوز می تواند پیشگام نجات مظلومان باشد و همواره در بیانیه ها و اظهارنظر در خود آقای کروبی را سیاستمداری با مرام دانسته ایم که جرات اظهارنظر خویش پیرامون تخریب حسینیه های دراویش در قم، بروجرد و اصفهان را داشته اند و برهمین اساس نیز گروهی از دراویش این سلسله تصمیم گرفتند حمایت خود را از آقای کروبی در دهمین دوره انتخابات رئیس جمهوری ایران اعلام کنیم و اصل تشکیل ستادها مجذوبان نور نیز نیز به همین منظور بوده است.” در ادامه این نامه امده است: “ما امیدواریم که پیروز صحنه رقابت این دوره از انتخابات آقای کروبی باشد اما حتی اگر این روحانی بزرگوار در انتخابات پیروز نشود تاریخ ملت ایران ظلم ستیزی و مقاومت و شجاعت ایشان را در برابر مراکز قدرت و اقدامات فراقانونی و ضد اسلامی آنها را فراموش نخواهد کرد.”
براي حمايت از مهدي كروبي توسط دراویش راه اندازی شد.
دراويش گنابادي در ماه گذشته بيش از سيصد ستاد مردمي براي حمايت از مهدي كروبي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در شهرهاي مختلف تشكيل دادند.
دراويش ابراز ميدارند كه ما همگي براي تشكر از شيخ مهدي كروبي كه در زمانيكه بشدت تحت فشار ستمهاي حكومت احمدي نژاد در تخريب حسينيه هاي متعلق به آنان بودند تنها كروبي از آنها به حمايت برخواست و براي تشكر از او اقدام به حمايت از او در انتخابات رياست جمهوري مينماييم.
از طرفي فرمانداريها كه تابع وزارت كشور دولت احمدي نژاد هستند در چندين شهر اقدام به تحت فشار قرار دادن مسوولين اين ستادها نمودهاند و آنها را تحت فشار قرار داده تا ستادهاي خود را تعطيل نمايند. معاون فرماندار و مدير اداره اطلاعات دره شهر در استان ايلام و فرماندار فسا و فرماندار داراب در استان فارس نيز با هماهنگي اداره اطلاعات استان اقدام به تحت فشار قرار دادن ستادهاي مردمي دراويش مبني بر تعطيل ستاد نمودهاند.
اقدامات غيرقانوني دولت احمدي نژاد در چهارسال گذشته در همه زمينهها مشهود بوده و دولت و عوامل دولت همواره حقوق اقليتها را در ايران تضييع نموده است
گفتني است دراويش بر اين باورند كه تخريب حسينيههاي آنان به درخواست روحانيت متعصب حوزه كه در راس آنان آيت الله مكارم شيرازي قرار دارد و به دستور مستقيم شخص احمدي نژاد و توسط نيروهاي اطلاعات و سپاه پاسداران صورت گرفته است.
|+| نوشته شده در 88/03/18 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
مصاحبه روزنامه اعتماد ملی با حضرت آقای حاج دکتر نور علی تابنده مجذوب علیشاه(ارواحنا فداه)
با توجه به اين كه جنابعالي پنجمين نفر از اين نسل هستيد كه به قطبيت سلسله رسيدهايد آيا اين موضوع ارثي بودن اين منصب را نميرساند و آيا امكان ندارد ديگري به همين كمالات برسد؟
مرحوم پدرم، هم پدر و هم پير ما بودند. به ايشان بسيار ارادت داشتم و در خاطرم مانده است كه ديگران نيز چنين بودند. بعد از ايشان برادر بزرگترم پير ما بودند. ايشان نيز بعد از خود، فرزندش حاج علي آقا را تعليم دادند. همه از ايشان تبعيت ميكرديم. حاج علي آقا نيز بنده را جانشين خود تعيين كردند. پس اين مقام و منزلت موروثي نيست. 130 يا 140 سال پيش، حضرت سلطان عليشاه پير و مرشد همه بودند. ايشان اولين نفر بود. من بعد از ايشان و ششمين نفر هستم. در اين 140 سال نيز هيچكس نگفته كه ارث من را بدهيد يا من بايد به صورت موروثي، پير ديگران شوم. همه ما خاك پاي ائمه هستيم. ائمه نيز همه از 12 امام و از نسل هم هستند. قطبيت تعيين به اختيار نيست. من نيز خودم را موظف ميدانم كه بمانم اصلح را خداوند تشخيص ميدهد تمام كساني كه پيش از من پير درويشان بودند، همه اصلح بودند. خود من اصلا مايل نبودم كه در اين جايگاه قرار بگيرم. نه اينكه اعتقاد نداشتم، خودم را لايق نميدانستم. اما امر شد كه بايد اين كار را انجام بدهم و پذيرفتم. پس هيچ ارث و موروثي در كار نيست. اگر قطبيت موروثي بود عمو كه از برادرزاده ارث نميبرد.
چرا اكنون هركس داوطلب باشد به عضويت پذيرفته ميشود. در حالي كه گويا در گذشته چنين نبود.
يكي ديگر نيز اين ايراد را گرفت. اگر كسي بداند بيعت چيست، اين سوال را مطرح نميكند. كساني كه ميخواهند درويش شوند بايد بيايند پيش من. اگر تشخيص بدهم كه خلوص ندارد او را نميپذيرم. برخي به قصد فتنه به داخل جمع ما ميآيند. من بايد تشخيص بدهم و اين از وظايف بنده است كه فتنهگران را بشناسم. برخي به من گفتند كه چرا مبلغ تربيت نميكنيد. گفتم نياز نداريم. دشمنان ما مبلغ خوبي براي ما هستند. برخي سخنان و رفتار آنها باعث ميشود كه مردم به حقيقت و راستي توجه كنند.
آيا به نظر شما حتما بايد براي رسيدن به كمال وارد عرفان شد و بدون آن ممكن نيست؟
در عرفان و تصوف، اين بحث پيش آمده كسي كه تحت تربيت نظريات مختلف است هيچ كدام ديگري را تخطئه نميكنند. يك نظر است ولي ديده نشده كه كسي بدون اين امر به مقاماتي برسد. چرا؟ چون اساس درويشي با بيعت است. ائمه نيز بيعت ميگرفتند و نماينده ميفرستادند. پيغمبر (ص)، علي (ع) را فرستاد. علي، مالك را ميفرستاد و او نيز اويس قرني را به اين سو و آن سو ميفرستاد. آنها هيچ كدام امام نبودند. نه مالك و نه اويس قرني. خودشان نيز نميگفتند كه ما امام هستيم. اما بعد از فوت پيغمبر دو دستگي پيش آمد. يك عده گفتند كه جانشين را پيغمبر تعيين ميكند. اين افراد شيعه علي عليهالسلام ناميده شدند. عده ديگري گفتند كه خودمان بايد جانشين پيامبر را تعيين كنيم. اين افراد سني ناميده شدند. تا اينكه رسيديم به امام دوازدهم (ع) برخي از آقايان اكنون معتقدند كه بعد از غيبت امام عليهالسلام، علما جانشين آنان ميشوند. ما ميگوييم امام دو كار ميكرد. گاهي جواب سوالها را ميداد و گاه ديگر افراد را هشيار ميكرد. مثل آن جوان نصراني كه قصدش كشتن امام حسين (ع) در قتلگاه بود اما وقتي نزد ايشان آمد در يك لحظه متحول و در راه امام حسين (ع) شهيد شد. وجود و حضور علما لازم و ضروري است. برخي از آنها نيز نميگويند كه جانشين هستند. علما حتي تاكيد دارند رسالهاي كه مينويسند «رساله عمليه» است. درويشي و ولايت يك مساله اعتقادي است. خب اين آقايان پس چرا در موضوع ما اظهارنظر ميكنند.
در طول سالهاي سال عرفان و تصوف پيوسته مورد حمله و انتقاد بود. دليل شدت يافتن اين حملات را چه ميدانيد؟
به نظر من اختلاف، اختلاف نظري بين متصوفين و متشرعين بوده و هست. از قديم بوده. هزاران كتاب عليه هم نوشتند اما هيچ كجا و در هيچ زماني، مانند اين دوران، جلوي كتابهاي عرفا را نگرفتند. هيچ كجا اجازه انتشار كتابهاي ما را نميدهند. من ميپرسم كه چرا اينطور شده است.
هدف اصلي كساني كه دست به تخريب حسينيههاي سلسله شما ميزنند، چيست و چه عواملي باعث اين اتفاق است؟
واضح است كه برخي نگران هستند. چون فكر ميكنند جمعيت ما زياد شده و حتي برخي با رفتارهاي خود، مردم را به سوي ما روانه كردهاند. به همين علت تصور ميكنند كه قدرت ما بر اين جمعيت تاثيرگذار است. خب اين قدرت وجود دارد اما شما نميتوانيد چنين قدرتي بر اين درويشان داشته باشيد. از اين قدرت هيچكس نميتواند استفاده كند.
برخي خرده ميگيرند كه من مجتهد نيستم. روحاني نيستم. تا پيش از من، 4 نفر از اقطاب گذشته معمم بودند و لباس روحاني داشتند. آقايان هر حرفي كه داشتند، ميزدند و آنها نيز نظر ميدادند. اما من نميتوانم، با اينكه در كارهاي قضايي مجتهد هستم و اگرچه 2 نفر از آقايان به بنده اجازه روايت دادهاند اما شخصا وارد اين حوزه نميشوم. به همين علت نيز اينها اين موضوع را نقطه ضعف قلمداد ميكنند.
از سوي ديگر، خانواده تابنده منسجم است. اختلاف خانوادگي نداريم. ديگر اينكه مزار سلطاني موقوفاتي دارد كه اين موقوفات سه چيز است. اول قدرت، بعد در هرم درويشي، من راس هستم و سوم بنده متولي موقوفات و مزار سلطاني هستم. خب اين سه قدرت در يك جا جمع شده است و آنها از اين امر خوششان نميآيد.
يك زمان در گذشته دور گفته بودند كه ميخواهيم تصوف را براندازيم اما بعد ديديم كه اين خواست آنها امكانپذير نيست. چون روحيه ايرانيان با تصوف خيلي هماهنگ است، آن را در خود حل ميكنند و ميپذيرند. ايرانيان تضاد و سرسختي با تصوف ندارند. همينطور درويشان با شرع مشكلي ندارند ما حتي بيش از آقايان متشرعه، پايبند احكام شرعي هستيم و اين را مرتبا به درويشان تاكيد ميكنيم و از آنها ميخواهيم كه سحر بيدار شوند و قرآن بخوانند و مناجات كنند و ياد خدا را هميشه گرامي بدارند. اين جزو شرايط ماست.
اما واكنش آنها چه بود؟ آنها ميآيند و بخشنامه ميكنند كه ما مخالف درويشي نيستيم بلكه با توسعه آنها مخالف هستيم. خب ما بايد چه كار كنيم؟ يك شركت ساختمانسازي تجارتي وقتي ميخواهد اعلام كند كه وضعيت خوبي دارد ورشكسته نيست، چه كاري انجام ميدهد؟ ميآيد ساختمان ميسازد و اينگونه اعلام ميكند كه ثروت دارد. اما آنها ميآيند حسينيه ما را خراب ميكنند. حسينيه نماد توسعه ماست. آنها نمادهاي ما را از بين ميبرند. در حالي كه بچههاي ما ميروند و در اين حسينيهها نماز ميخوانند و ذكر و ياد خدا را به جا ميآورند. بدانند كه حسينيهها علت توسعه درويشي نيست بلكه معلول آن است.
بزرگان سابق سلسله معمولا مداخلهاي در امور سياسي نداشتند ولي در دوره شما گويا اين روش تغيير يافته است. دليل اين تغيير را در چه عواملي ميدانيد؟
به ما ميگفتند و انتقاد ميكردند كه صوفيها مينشينند گوشهاي و سربار جامعه هستند. اينگونه نيست، صوفيها در تمام دنيا اثرگذار هستند. منتها ما نميخواهيم و نخواستيم اين اثرگذاري را متمركز كنيم. نخواستيم كه اين اختيار و قدرت در دست يك نفر جمع باشد. گفتيم كه ما در سياست دخالت نميكنيم. اين يك امر طبيعي است. درويش در سياست دخالت نميكند. اما افراد درويش آزاد هستند، البته اكنون و در اين برهه شرايط استثنايي حاكم است. حاج آقاي كروبي كه فرياد ما را به گوش مسلمين رسانيدند و پيوسته ميرسانند پس درويشان به آقاي كروبي توجه دارند و اين بسيار طبيعي است و بهطور قهري و طبيعي ميخواهند زحمات و محبتهاي آن جناب را جبران كنند.
تاكيد ميكنم در زمانهاي ديگر، خصوصا در گذشته هيچگاه در سياست دخالت نميكرديم و پس از اين نيز نخواهيم كرد. اين بار بهطور استثنا كسي نامزد است كه فريادرس ما بود. كسي كه به ما توجه ميكرد و حرفها و سخنان را ميشنيد و اعتراض ميكرد كه چرا حسينيه دراويش را تخريب ميكنيد و پيگير كار ما بود و اين رسم مردانگي و درويشي است كه مصداق «هل جزاء الاحسان الا الاحسان» را جبران كنيم زيرا درويشان معتقد به اخلاق اسلامي هستند. اما آقايان از يك طرف ما را يك مشت آدم تنبل معرفي ميكنند و از طرف ديگر به ما ميگويند كه از سياست فاصله بگيريد و درباره تخريب حسينيهها سخن نگوييد. ما اصلا در سياست دخالت نميكنيم. اين رسم ماست. اما اگر ما را تنبل معرفي ميكنيد پس چرا ميگوييد فعاليت نكنيد و اگر فعاليت ميكنيم پس چرا ميگوييد تنبل هستيد.
ما نه موافق اين دولت هستيم و نه مخالف آن. كاري به مساله دولت نداريم. اما شايد افراد ما نظر شخصي داشته باشند كه نظر آنها براي خودشان محترم است مثلا سازمان نظام پزشكي كار سياسي نميكند. نميآيد درباره نفت يا اقتصاد اظهارنظر كند اما ممكن است يك پزشكي به سياست علاقهمند باشد. اين ربطي به سازمان نظام پزشكي ندارد. موضع شخصي آن فرد است. افراد آزادند. خود من شخصا در سياست اظهارنظر نميكنم. براي اينكه هر سخني درخصوص مسائل حكومت بگويم، موضع كلي دراويش محسوب ميشود. و به فقرا هم توصيه نمودهام كه در فعاليتهاي اجتماعي آزادند تصميم بگيرند و اگر خواستند، ميتوانند به آقاي كاشاني مراجعه و مشورت نمايند.
دراويش در برابر رفتاري كه با سلسله شما شده عكسالعمل نشان داده و حتي تجمع نمودند. گفته ميشود به دستور شما يا نمايندگان و مشايخ شما و به تعبير ديگر نوعي فراخوان بوده است. نظر شما چيست؟
كسي كه ميآيد درويش ميشود، معلوم است كه نظرش درباره من چيست. يك سايتي نوشته بود كه اينها در مجلس خود در قوچان به هر نفر 10 هزارتومان ميدهند تا بيايند درويش شوند. يكي ديگر نوشته بود كه اينها از هر نفر 10 هزار تومان ميگيرند. بالاخره كدام يك درست است؟ ما پول ميدهيم يا ميگيريم؟ گفتند كه فردي به نام نورعلي تابنده براي خودش سكه ضرب كرده است. به برخي درويشان گفتم به آنهايي كه چنين شايعه كردهاند، بگوييد چند تا از اين سكههايي را كه شما ديدهايد، به ما نيز بدهيد تا من نيز ببينم كه چه شكلي است.
من خوشبختم كه براي اولينبار درويشان خودشان تصميم گرفتهاند و اين به امر من نبوده است. گفتم كه از فراخوان خبر داشتم اما دخالت هم نكردم. اما خوشحالم كه فراخوان بهگونهاي بود كه شأن همه رعايت شده بود. بدون هيچگونه تبليغاتي همه از آن باخبر شده بودند. ما همه يك روح مشترك داريم. وقتي من را اينجا اذيت ميكنند يا درويشي را در بندر لنگه اذيت ميكنند، همه خبردار ميشوند. اين احتياجي به فراخوان نيست. ما هيچ رسانهاي نداريم. اما خدا وقتي بخواهد، همه چيز در خدمت قرار ميگيرد.
آينده سلسله را با وجود اين پيشامدها چگونه ميبينيد و راهكار شما براي ايجاد روابط حسنه و از بين رفتن اينگونه برخوردها و مسائل چيست؟
من هم از خدا ميخواهم دست از سرم بردارند و بنشينم خانه. در رژيم گذشته مرحوم ربانيشيرازي براي من وكالتنامه فرستادند. من وكيل آنها بودم. وكيل چند نفر ديگر از علما نيز بودم حتي وكالت دانشجوهايي را كه زنداني شده بودند، گرفته بودم. آن دوران من خيلي فعاليت كردم و از محبت و لطفالهي نيز راضي هستم. هميشه در خدمت مردم بودهام.
تجمعي شد و عدهاي از پيروان شما را دستگير و بازداشت نمودهاند كه گويا هنوز چند نفر در بازداشت به سر ميبرند نظر شما در اين مورد چيست؟
بله. برخي دراويش را در سوم اسفند سال پيش گرفتند و گفتند كه اينها براي توطئه در كشور تباني كردهاند. اصلا چنين نيست. اينها اصلا از اين چيزها خبر ندارند و دنبالش نيز نميروند. در ماجراي بروجرد و قم خيلي تلاش كردم. در اصفهان ديگر دخالت نكردم. الان در اصفهان شبهاي جمعه به آن مكان ميروند و نماز ميخوانند. با خدا به رازونياز پرداختم و گفتم كه خدايا نكند لياقت ندارم.
برخي معتقدند كه اين حسينيهها در واقع خانقاه است و مركزي براي ترويج. براي همين آنها را تخريب ميكنند؟
اين لغت وقتي به كار ميآيد كه با مسما باشد. حتي دوشنبهها براي تبادلنظر در مسائل اجتماعي ميآمدند منزل ما، اسم آنجا را گذاشته بودند خانقاه. خب ميگويند اين حسينيهها خانقاه است. خب در اين حسينيهها، كه باز است. بروند و ببينند در آن دراويش چه ميكنند. آيا كاري جز ذكر خدا و نماز است؟ مجلس روضه و نماز است. خانقاهي كه ديگر وجود ندارد. خانقاه در زمان حضرت سلطان عليشاه بود. 140 سال پيش. آن زمان چون مسافرخانهاي نبود، مريدان ميآمدند نزد مراد خود. بنابراين آنجا شد خانقاه هر كسي كه ميآمد 3 روز ميماند. مثل صحن كوثر كه سه روز ميآمدند. در ايام عيد، در شهر بيدخت، 40 هزار نفر زائر و به اصطلاح جرايد توريست آمدند. امسال عيد بسيار شلوغتر از گذشته شد. اين آيا كار ماست؟ يا ما گفتيم بيايند؟ ما خانقاه نداريم. حسينيهاي داريم كه در اينجا و آنجاست و با آن مخالفت ميشود.
شما با علما رابطه داريد؟
برخي نميخواهند با من كه كتوشلواري هستم بنشينند. پدران من در لباس خودشان بودند و من در لباس خودم. با برخي از علما از گذشته دوستي داشتم و دارم. آيتالله حاج ميرزا ابوالفضل و حاج آقا رضا زنجاني و مرحوم طالقاني از جمله دوستان من بودند. من از آقاي كاشاني بيدختي خواستم كه به عنوان سفير ما نزد برخي از علما بروند. با اين حال در مسجد تركها در تهران ميخواستيم مجلس ترحيم بگيريم اما آنجا راهمان ندادند. يا در مشهد برخي از آقايان نميخواهند من همسنگ آنها باشم. اما من كه مقلد اين آقايان نيستم. آنها اين نوع برخورد من را بر نميتابند. در اعلاميهاي گفتم كه وقتي چكش را بر كلوخ ميزنند، كلوخ پخش ميشود اما وقتي بر آهن زده ميشود، آهن سفتتر ميشود. در اردبيل زلزلهاي به وقوع پيوست. به همه گفتم كه وجوهاتي جمع كنند و بدون آنكه براي من بفرستند مستقيم ارسال كنند اردبيل. گفتم از همه جا بفرستيد.
برخي استناد ميكنند كه امام حسن عسگري صوفيان را نفرين كردهاند بنابراين نبايد دنبال صوفي و صوفيگري بود و بايد با آنها برخورد شود.
چه كسي گفته؟ كجا گفته؟ و در چه زماني گفته است. آن صوفي را كه امام عسگري لعنت كرد، ما نيز لعنت ميكنيم. هركس از امام وقت خود جدا شود، ملعون است. او صوفي نبود. جدا شده از ائمه بود كه با پوشش نامي صوفي به دنبال كسب آبرو براي خود بود. ضمن آنكه اسم دليلي برطريقت نيست. برخي ظهور اسم را با ظهور مسما يكي ميگيرند در حاليكه اينطور نيست. در دوران خلفاي اموي و عباسي، شيعيان مجبور بودند براي حفاظت از جان خود، نام ديگري بر خود بگذارند. چراكه شيعيان را ميكشتند. اما آنها راه مبارزه را رها نكردند. يعقوب ليث صفار را ببينيد او گفت كه ما براي خدا ميجنگيم. ما انتقام خون حسينبنعلي را ميگيريم. پس شيعيان در طول زمان، هرگاه يك اسمي داشتند يك وقت صوفي بودند و يك وقت رافضي و وقت ديگر عيار و روزي نام ديگر تا راه و مرام شيعه پايدار بماند.
برخي معتقدند جنابعالي به دنبال آن هستيد كه شريعت و طريقت را در خود خلاصه كنيد. به اين شكل كه شما با علما مخالف هستيد. شريعت پيشه علماست اما طريقت پيشه شما. به همين دليل وقتي با علما مخالفت ميكنيد، هواداران شما از علما حمايت نميكنند و شريعت را نيز در وجود شما ميبينند يا به دنبال آن در وجود شما ميگردند.
چنين نيست. شريعت را ما از هيچكس نميخواهيم بگيريم. فقها داراي شريعت هستند و بايد از آنها تقليد كرد. اما شريعت و طريقت از يكديگر نميتواند جدا باشد. شريعت لفظ است و طريقت معنا. لفظ بدون معنا لقلقه زبان است. چند بار گفتهام وقتي به زيارت حضرت رضا ميرويم ميگوييم يا خدايا داخل شوم؟ يا رسولالله داخل شوم؟ ... بعد شما داخل ميشويد و منتظر جواب نميمانيد. آن جواب طريقت است. طريقت اين است كه وقتي نماز ميخواني و شريعت را به جاي ميآوري بداني كه چه ميگويي و با كه سخن ميگويي. اين يعني دو روي يك سكه.
دو نكته ظاهرا متناقض، افكار را به خود متوجه ميسازد. عدم دخالت درويشي در سياست و آزاد بودن افراد درويش در انجام وظايف يك شهروند. براي رفع اين ابهام بايد توجه داشت كه وظايف دو قسمند: هر فردي وظايفي دارد و مسووليتي در همان موارد، براي جمع مومنين نيز وظايفي مقرر شده است. خود مخلص دو جنبه دارم: وظايف شخصي و هدايت و وظايف جمعي. جمع به عنوان يك شخصيت حقوقي (متمثل در خود اينجانب) در سياست دخالت ميكند و چون جنبه جمعي را من نمايندگي ميكنم و تقدم بر جنبه فردي دارد بنابراين عدم دخالت اينجانب در سياست را بايد از جنبه و حوزه قلمرو وظايف جمعي دانست نه فردي. و چنين است كه من حتي اظهارنظر در مسائل سياسي نميكنم اما عدم دخالت در مسائل سياسي به اين معني نيست كه هر چه با ما كنند دم برنياوريم زيرا انظلام (زير بار ستم رفتن) خود خطا و گناه بزرگي است. ما هرگز درصدد به دست آوردن حكومت يا قدرت از طريق روشهاي ضداخلاقي و ضداسلامي نيستيم كه آن را سياست بدانيم، ما عبادت خداوند و خدمت به بندگان او را طالبيم و در اين راه هر چه خداوند از خوب يا بد مقدر كند همه را به صلاح دانسته و پذيراييم. در شرع مقدس دفاع در هر صورت واجب است و ما نميتوانيم به بهانه دوري از سياست، وظيفه دفاع از موجوديت خود را ترك كنيم، بنابراين اگر حملهاي به ما نميشد كه مقتضاي دفاع باشد آرام بوده و به بندگي خدا مشغول هستيم البته بايد اصول ديگري را كه داريم در مد نظر داشته باشيم مثلا جوانمردي- صداقت (در مقابل ريا و تظاهر) رعايت نظم و قانون كه قابل احترام است.
1- روزنامهها هم بايد آيينه افكار باشند و هم هادي افكار
2- در اين زمان در جامعهما و مراكز فرهنگي تمام توجه به آموزش است و از پرورش و تربيت خبري نيست.
بسمه تعالی بیانیه ستاد انتخاباتی مستقل مردمی مجذوبان نور(حامیان کروبی) چرا کروبی؟ پس از اعلام صریح جناب آقای مهدى کروبى بهعنوان کاندیداى رسمى دوره دهم انتخابات ریاست جمهورى، گروهى از دراویش سلسله نعمتاللّهى گنابادى که از پرجمعیّتترین طریقههاى تصوّف و عرفان در ایران و البته باسابقه¬ترین آنهاست، در مقام سپاسگزاری از کوششی که ایشان برای دفع ستم از دراویش معمول فرموده است از وى پشتیبانى و اظهار حمایت کردند تا بدانجا که برخى از آنها دفاترى را با نام “مجذوبان نور” درتهران و دیگر شهرهاى بزرگ کشور به صورتى مردمى و مستقل تأسیس کردند. اکنون که چند هفته از این ماجرا مىگذرد بسیارى دیگر از طریقههاى تصوّف نیز ــ بهصورت عمومى یا خصوصى ــ حمایت خود را از وى اعلام کردهاند. باید دانست یکی از دستورات طریقه نعمتاللّهى گنابادى همواره این بوده است که بهقول بزرگ وقت سلسله جناب آقای حاج دکتر نورعلى تابنده اجتماع فقرى یک اجتماع سیاسى و حزبى نیست و طریقه فقر و درویشى از آن جهت که فقر است دخالت در سیاست نمىکند ولى دراویش یا فقراى پیرو این طریقه با تبعیّت از عقل ایمانى خود مختار هستند که در امور اجتماعى و سیاسى دخالت کنند و نظر خود را ــ بهعنوان نظر شخصى ــ اظهار نمایند. حال این سؤال به ذهن خطور مىکند که چرا برخی پیروان تصوّف و گروهى از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادى مدافع جناب کروبى شدهاند و آیا این صرفا نظر شخصى آن گروه خاص است؟ پاسخ به این سؤال چندان دور از ذهن نیست. آقاى کروبى در طىّ سالها مبارزات سیاسى و تصدّى سمتهاى دولتى اکثراً مدافع مظلومان و ستمدیدگان بوده است و در موارد خاصّی چون تخریب حسینیههاى مربوط به طریقه نعمتاللّهى گنابادى در قم، بروجرد و اخیرا اصفهان در چهارسال اخیر، در اذهان دراویش، چهرهاى شجاع و عدالتطلب از شخص آقاى کروبى – فارغ از علائق سیاسی و حزبی وی- ترسیم شده است. خصوصاً اینکه وی همواره حصار سخت بایکوت خبرى اخبار مربوط به تصوّف و خصوصاً این سلسله را شکست و جزو اوّلین کسانى بود که با نوشتن نامههایى نفس تخریب حسینیهها و خطرات فتح باب تخریب اماکن مذهبى مورد توجّه پیروان مذاهب مختلف را به مسؤولان گوشزد کرد. این کار را نمىتوان به صرف رأى جمعکردن و تبلیغ انتخاباتى دانست و چنانکه قبلاً مذکور افتاد این قبیل اقدامات ایشان مسبوق به سابقه است. البتّه بزرگان دیگرى- چه اهل نظر و چه صاحبمنصبان ارشد در نظام حکومتى - بودند که انزجار خود را بهطور خصوصى اظهار کردند و بىتردید کسانى هم بودند که قلباً ناراحت بودند ولى اظهارى نکردند. در هر صورت وقتى کسى منصبى را در اداره حکومت دارد و لذا مستقیم یا غیرمستقیم منتخب مردم است، حداقل اینکه مشاور حکومتی است، از او توقّع مىرود که اگر به اقتضاى حفظ مقام رسمى خود در این باره کارى نمىکند، بهاقتضاى مسلمانبودن خویش، با فرض اینکه او آمر به معروف و ناهى از منکر در مقام فعل نمىتواند باشد، لااقل در مقام قول چنین باشد و بهصرف انزجار قلبى اکتفا نکند. باتوجّه به این مقدّمات شاید بتوان گفت، اصول رویه طریقه نعمتاللّهى گنابادى همان است که همواره بوده و چیزى تغییر نکرده و فقر و درویشى یک حزب سیاسى- اعمّ از اصلاح طلب یا اصول گرا- نیست که اعضایش بخواهند بر سر موضوعى سیاسى یا کاندیداى خاصّى بهتوافق برسند یا رهبر آن حزب بخواهد نظر خاصّى را به آنها بقبولاند و سپس اعلان حزبى کنند. اصولاً نباید چنین توقّعى از این طریقه و بزرگ آن داشت ولى جمعى از پیروان این طریقه نیز اوّلاً آقای کروبى را چنانکه مشهور شده است “سیاستمدارى با مرام” دانستهاند که جرأت اظهار نظر خویش را داشته است و این جمع خواستهاند بهاقتضاى مرام درویشى، با آرای خود پاسخگوى مرام او باشند. ثانیا، تشخیص آنها این است که کروبى “بامرام و مروّت” به دلایل دیگرى که بهنفع مصالح کنونى کشور است، نسبت به دیگر رقیبان اصلح است. ذکر این نکته نیز واجب است که اگرچه ممکن است بعضى دیگر از درویشان، کاندیدای دیگری را از جهت دوم یعنى کارآمدى، اصلح بدانند ولی در این که از جهت اوّل آقای کروبی را ترجیح می دهند، تردیدی نیست. تا یار که را خواهد و میلش به که باشد. ستاد انتخاباتی مستقل مردمی مجذوبان نور(حامیان کروبی)
|+| نوشته شده در 88/03/17 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
سحام نیوز :مردم یکصد سال پیش صاحب نفت شدند اما تاکنون نتوانسته اند حق و سهم خو درا از این ثروت خدادادی دریافت کنند و طرح کروبی در واقع بازگرداندن حقوق پرداخت نشده مردم در یکصدسال گذشته می باشد.
یک عضو شورای مرکزی حزب اعتمادملی با اعلام این مطلب در گفت وگو با خبرنگار ما افزود: تمامی برنامه های کروبی که در تبلیغات انتخاباتی ایشان نیز اعلام شده از جمله پرداخت حداقل 70 هزار تومان از محل فروش سهام نفت، با برنامه ریزی دقیق و کارشناسی شده است که ساعت ها وقت صرف مطالعات و تحقیقات کارشناسان متخصص و خبره بوده و صاحبنظران اقتصادی به دقت روی آن بررسی کرده اند. محمدرضا ناصری شوهان تصریح کرد: یکی از واضح ترین و شفاف ترین برنامه های کروبی که قطعا به آن عمل خواهد د طرح 70 هزار تومان به هر ایرانی است که پس از پیروزی ایشان که انشاالله در 22 خرداد با حضور گسترده مردم و اقبال وسیع به ایشان صورت خواهد پذیرفت، عملیاتی کردن همین طرح می باشد.
وی تاکید کرد: به شهروندان اطمینان می دهم در صورت پیروزی آنان از این حداقل حقوقی که از محل ملی شدن صنعت نفت که سالهاست مردم ما از آن محروم شده اند برخوردار خواهند شد و منبع درآمدی آن نیز با مطالعات دقیق و علمی مورد بررسی کارشناسانه قرار گرفته است. رئیس حزب اعتمادملی استان ایلام افزود: این طرح در واقع بازگرداندن حقوق پرداخت نشده مردم در یکصد سال گذشته است که ایران صاحب نفت شد و مردم ما می بایست از فرصت به دست آمده یعنی رویکرد کروبی و طرح ارائه شده از سوی او و تیم متخصص وی استفاده کنند و به سادگی از این فرصتی که برای دستیابی آنان به بخشی از حقوق ایشان که بزرگمردی از تبار ایران کمر همت برای اجرایی کردن آن بسته نگذرد و با مطالعه دقیق برنامه همه کاندیداها و دقت در توان انجام برنامه های اعلامی با توجه به استعداد هر یک از آنان تصمیم نهایی بگیرند و این فرصت طلایی از دست ندهند. اگر بعضا بدخواهان شایعه کنند منبع درآمدی این حجم از هزینه از کجا تامین می شود، پس سهام عدالت که دیگران ادعای واگذاری آن را داشتند باید پرسید از کجا تامین می شود.//شهره ماهی صفت
|+| نوشته شده در 88/03/14 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
مهدی کروبی کاندیدای دور دهم ریاست جمهوری, امروز در جمع مردم ساری که برای دیدار با وی در استادیوم سید رسول حسینی ساری جمع شده بودند حاضر شد و با آنها گقتگو کرد.
شیخ اصلاحات در جمع پرشور مردم تنکابن
در این دیدارکه با تاخیری دوساعته صورت گرفت تعداد زیادی از دراویش سلسله جلیله نعمت اللهی گنابادی حضور و با در دست داشتن پلاکاردها و تشویقهای پی درپی حمایت خود را از این کاندیدای اصلاح طلب اعلام داشتند. متقابلا آقای کروبی نیز با تکان دادن دست, پرتاب گل و تشکر زبانی مراتب قدردانی عمیق خود را از حضور دراویش گنابادی در این همایش اعلام کردند.
شیخ اصلاحات در جمع پرشور مردم تنکابن
سخنرانی شیخ اصلاحات در مسجد شهرستان آمل
مهدی کروبی درباره علت دیرکرد و حضور به هم نرساندن در زمان از پیش اعلام شده را تاخیر در پرواز از فرودگاه خراسان رضوی و اضافه شدن برنامه های دیداری که از قبل هماهنگ و در برنامه سفر ایشان گنجانده نشده بود عنوان کرد. وی همچنین افزود که “در مسیر با ابراز علاقه بسیار زیاد مردم روبرو شدم از آنجایی که توقف نکردن و جواب ندادن به این ابراز احساسات را دور از ادب می دانم ناچار به حضور در جمع این عزیزان بودم” و این موضوع را یکی دیگر از علل سر وقت حاضر نشدن در جمع مردم ساری خواند.
برخی از اعضای ستاد تبلیغاتی وی در شهرستان ساری, ناهماهنگی و تاخیر در اجازه ورود ایشان به دانشگاه بابل را نیز یکی دیگر از علتهای تاخیر دانستند.
از جمله موارد دیگری که ایشان در سخنرانی خود ایراد داشتند احقاق و احترام به حقوق شهروندی و انتخاب یک وزیر از استان مازندران در کابینه احتمالی ایشان بود.
|+| نوشته شده در 88/03/13 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
بیست سئوالی قبل از انتخابات: هوش سیاسی خود را بسنجیم
پاسخ صحیح به سئوالات زیر نشان میدهد که شما تجربه سیاسی ارزشمندی بدست آورده اید و ای کاش تزویر دارای رنگی خاص و مشخص بود تا هر گاه آنرا مشاهده نمودیم بر ما معلوم گردد که باید از آن پرهیز کنیم ، اما متاسفانه سیاست بازان یکرنگ !!نیستند و به هر شکل در هر مقطعی به شکلی و رنگی ظهور می کنند . و اما بعد :
1- کدام رییس جمهور توانست بیشترین درآمد نفتی تاریخ ایران را کسب کند؟
2- کدام رییس جمهور توانست چندین قطعنامه برعلیه ایران و به نفع اسرائیل به ارمغان آورد؟
3- بیشترین کاهش سرمایه گذاری داخلی و خارجی در کارنامه کدام رییس جمهور ثبت شد؟
4- کدام رییس جمهور هنگامی که خبرنگار خارجی در مقایسه وی با جورج بوش گفت که در زمان ریاست جمهوری بوش هیچ مکان مذهبی تخریب نشد سکوت کرد؟
5- کمترین رشد اقتصادی در دوره کدام رییس جمهور و یا نخست وزیر اتفاق افتاد؟
6- کمترین میزان ساخت و ساز و ایجاد اشتغال در زمان کدام رییس جمهور بوقوع پیوست؟
7- رکورد نرخ بیکاری و فساد و لبریز شدن زندانها ازبرکات کدام دولت است؟
8- کدام دولت در طول کار خود نه یک نیروگاه ساخت نه یک سد و نه یک پالایشگاه؟
9- در کدامین دولت کشتارهایی اتفاق افتاد که در آن نخست وزیر در جریان نبود؟ و مقصر دادگستری بود؟
10- در کدامین دولتها اقلیتهای مذهبی در حداکثر فشار قرار گرفتند و حسینیه های مسلمین تخریب شد؟
11- در کدام دولت دانشجویان به هتل اوین راهی شدند؟ و دانشگاهها به قبرستان تبدیل شد؟ اساتید اخراج شدند؟
12- در کدام دولت خط فقر 850 هزار تومان شد؟
13- درکدام دولت بیشترین کارخانهها ورشکست شدند؟
14- در کدام دولت واردات به بیشترین حد خود رسید؟
15- در کدام دولت مردم دومین تولید کننده گاز جهان از سرما مردند؟
16- در کدام دولت علاوه بر مشکل موی بانوان چکمه ی آنان نیز مشکل ساز شد؟
17- در کدامین دولتها در خیابان دستان جوانانی که تیشرت به تن داشتند رنگ میزدند و پوشیدن لباسهای رنگی در خیابان ممنوع بود؟
18- در کدامین دولتها زن و شوهرها باید برای تردد شناسنامه همراه میداشتند؟
19- در کدامین دولتها زنان را بخاطر حجابشان کتک زدند؟
20- چند تا سوال دیگر از این نوع در ذهن دارید؟
اگر پاسخهای شما درست باشد یعنی چهار سال بیصبرانه منتظر روز رستگاری انتخابات بعدي بودید:
آیا باز هم چهار سال دیگر خواهید سوخت؟
پاسخ به سوالات زیر، نشان میدهد که آیا شما چهار سال دیگر انگشت حسرت به دهان خواهید گزید یا نه؟
1- بنظر شما یک شهروند بجز رای خود چه ابزاری در تعیین سرنوشت سیاسی خود در اختیار دارد؟
2- آیا در انتخابات شرکت میکنید؟ و از این تنها ابزاری که دارید استفاده میکنید؟
3- آیا به نقش احزاب در مبارزات سیاسی و اثر آن در ثبات و شفافیت سیاسی اعتقاد دارید؟
4- آیا نماد مبارزات مدنی از نظر شما باید در مبارزات انتخاباتی افراد هویدا شود و یا مانند کشورهای دیگر در قالب رقابت احزاب باشد؟
5- از نظر شما اعتبار یک فرد که هر لحظه میتواند وعده ها و حتی سخنان خود را انکار کند بیشتر است یا نماینده یک تشکیلات منسجم حزبی که یک مشي طولانی مدت سیاسی را دنبال میکند و برای ادامه حیات خود در قدرت نیاز به رعایت اصول و وعدههای خود است؟
6- میان یک فرد خودرو که ابزاری بجز فامیل و دوستان قبلی خود ندارد و یا کاندیدای یک حزب و تشکیلات که از پشتیبانی مدیریت برخوردارست کدام را ترجیح میدهید؟
7- کاندیدای مورد نظر شما شخص شجاعی است؟
8- آیا او تاکنون ضرب و شتم دانشجویان مظلوم را محكوم کرده است؟
9- آیا او تاکنون به تضعیع حقوق اقلیتها بر خلاف قانون اساسی اعتراض نموده است؟
10- آیا در تیمهای فکری و کارگروههای او زنان با سابقه طولانی و فعالیت سیاسی وجود دارند؟
11- آیا او هنگامیکه نمایندگان ملت در مجلس را بناحق و بر خلاف قانون زندانی کردند از حق دفاع نمود؟
12- آیا او در سالهاي گذشته در صحنه سیاست فعال بوده است؟ یا نه؟
14- آیا کاندیدای مورد نظر شما تاکنون در جهت دفاع از قانون و مدنیت و اسلام به تخریب حسینیه شیعیان و مزار عرفا اعتراض نموده است؟ و یا برعکس هنگام مدیریت وی مقبره و مزار متبرکه عرفا با خاک یکسان شده است؟
|+| نوشته شده در 88/03/12 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
پروین سلیمانی بازیگر پیشکسوت سینمای ایران، پس از تحمل یک دوره بیماری سخت، دوشنبه شب درگذشت.
ماهچهره خلیلی، نوه پروین سلیمانی با اعلام این خبر به خبرگزاری فارس گفت که مادربزرگش ساعت ۲۰ دوشنبه شب درگذشته است.
زمان و مکان برگزاری مراسم تشییع این هنرمند فقید اعلام نشده است.
خانم سلیمانی که مبتلا به تومور مغزی بود، ماهها در بیمارستان بستری شد و در روزهای پایانی زندگی، در منزل فرزندش تحت مراقبتهای ویژه قرار داشت.
وی اولین بازی خود را در سال ۱۳۲۳ در تئاتر «شهرزاد قصهگو» انجام داد و اولین فیلم سینماییاش را با نام «گلنسا» در سال ۱۳۳۱ بازی کرد.
سلیمانی که نزدیک به ۶۰ سال در عرصه سینما و تئاتر فعالیت داشت، در فیلمهایی چون «سرب»، «افسانه آه»، «دیگه چه خبر؟»، «هنرپیشه»، «شبح کژدم»، «بگذار زندگی کنم»، «برهوت»، «زمان از دست رفته» و ... ایفای نقش کرده بود.
سایت مجذوبان نور : درگذشت این هنرمند نامی ایران را به خانواده ایشان و جامعه هنری کشور و دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی تسلیت عرض می کنیم .
|+| نوشته شده در 88/03/12 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
مهدی کروبی، نامزد ریاست جمهوری و دبیر کل حزب اعتماد ملی، در گفت و گو با هفتهنامه آلمانی اشپیگل تأکید کرد که یکی از اهداف کاندیدا شدن وی جلوگیری از انتخاب مجدد احمدینژاد است.
آقای کروبی معتقد است که احمدینژاد به کشور زیانهای جدی وارد کرده است، از این رو باید مانع انتخاب مجدد وی شد. او به صراحت میگوید که درصورت انتخاب شدن با همه کشورها بهجز اسرائیل تماس خواهد گرفت.
شما از جمله چهار کاندیدای ریاست جمهوری هستید که از میان ۴۷۵ داوطلب، مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفتید. در انتخابات چهار سال گذشته باوجود آنکه سالها ریاست پارلمان را به عهده داشتید و چهرهای شناخته شده به حساب میآمدید، اما در مرحله اول انتخابات حذف شدید. چرا این بار خود را دوباره کاندیدا کردید؟
این بار بیش از هر زمان دیگر آینده ایران مطرح است. از آن جایی که نسبت به سرنوشت ایران بیتفاوت نیستم، چیزی شبیه یک حزب تشکیل دادم و از این طریق در انتخابات گذشته مجلس فعالانه دخالت کردم. این تشکل و این کار مورد استقبال و تشویق مردم قرار گرفت.
فکر میکنید که این بار انتخاب خواهید شد؟
در هرصورت احمدینژاد نمیتواند کاملاً مطمئن شود که مانند رییس جمهور قبلی در دور دوم به سادگی انتخاب خواهد شد. حتی اگر من هم انتخاب نشوم ولی تردیدی نیست که احمدینژاد انتخاب نخواهد شد.
بعد از شکست در انتخابات قبلی، شما با لحنی غیر عادی به «تخلف» اعتراض کردید. آیا فکر میکنید که این بار روند برگزاری انتخابات سالمتر خواهد بود؟
در این مورد نمیتوان کاملاً مطمئن بود و جواب کاملاً روشن داد. در دوره قبل، شورای نگهبان تقاضای بعضی کاندیداها را رد کرد و ما هم وظیفه نظارت بر انتخابات را به خوبی انجام ندادیم. این بار اما خود را آماده کردهایم که در روز رأیگیری پای صندوقهای رأی بایستیم و روند برگزاری انتخابات را به دقت دنبال کنیم و هرگونه تخلف را گزارش دهیم.
در انتخابات امسال، شما و میرحسین موسوی برسر کسب آراء طرفداران اصلاحات رقابت میکنید. این رقابت شما به سود رقییب مشترک تمام نخواهد شد؟
برای من مهم این است که احمدینژاد که به کشور آسیب جدی رسانده است، دوباره انتخاب نشود. من در صورت انتخاب شدن با کشورهای اروپایی رابطه برقرار خواهم کرد و با همه کشورها به جز اسرائیل تماس خواهم گرفت.
آیا اوباما را به ایران دعوت خواهید کرد؟
هر دو طرف، هم ما و هم آمریکا باید دستهای خود را به طرف یکدیگر دراز کنیم.
آیا این امر در مورد مناقشه اتمی هم صدق میکند؟
در مورد سیاستهای هستهای، رییس جمهور به تنهایی تصمیم نمیگیرد. اینگونه تصمیمهای اساسی تنها در حوزه اختیارات آیتالله خامنهای است.
منبع : زمانه
|+| نوشته شده در 88/03/06 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
اتحادیه اروپا با صدور بیانیهای از «نقض» آزادی مذهبی در ایران ابراز نگرانی کرد.
جمهوری چک که ریاست دورهای این اتحادیه را بر عهده دارد، در این بیانیه، «آزار و اذیت» افرادی را که در ایران به طور قانونی اعتقادات مسیحی خود را ابراز میدارند، محکوم کرده است.
این اتحادیه در بیانیه خود آورده است که هامیک خاچیکیان، جمال قالیشورانی، نادره جمالی، مرضیه امیرزاده و مریم رستمپور که در دی و اسفند ماه سال گذشته دستگیر شدهاند، «هنوز بدون اتهام» در بازداشت به سر میبرند.
اتحادیه اروپا همچنین با اشاره به محکومیت علاءالدین حسین، همایون شکوهی و سیدامیرحسین باباناری به هشت ماه حبس اعلام کرد که «هدف از این تعقیب، سرکوب انتخاب آزاد و ابراز باور مذهبی است.»
در بخش دیگری از این بیانیه همچنین، نسبت به ادامه بازداشت هفت رهبر جامعه بهائیان در ایران اظهار نگرانی شده است.
بنابر اعلام اتحادیه اروپا، تعقیب و بازداشت رهبران جامعه بهائیان در ایران، «سرکوب هویت مذهبی بهایی» و سرکوب فعالیتهای این «جامعه قانونی» را هدف قرار داده است.
در بند آخر این بیانیه، به وضعیت سیدحسین کاظمینی بروجردی که به همراه چندتن از پیروانش در زندان به سر میبرد، اشاره شده و آمده است که مسئولان زندان «با وجود وضعیت وخیم جسمی بروجردی، از بستری کردن وی در بیمارستان سر باز زدهاند.»
اتحادیه اروپا از مقامهای ایران خواسته است که به تعهدات بینالمللی خود پایبند باشد.
شهریور سال گذشته نیز وزارت خارجه آمریکا در گزارش سالیانه خود درباره آزادیهای مذهبی، از ایران به خاطر «رفتار خشن و ظالمانه نسبت به اقلیتهای مذهبی» انتقاد کرد.
در گزارش سالانه وزارت خارجه آمریکا آمده است که آزادی مذهب در ایران رو به «وخامت» نهاده و گفتار و کردار حکومت برای «تقریبا تمامی گروههای(شیعه ) و غیر شیعه و بخصوص بهائیان، درویشان، مسیحیان انجیلی و اعضای جامعه یهودی، فضای تهدیدآمیزی» ایجاد کرده است.
براساس این گزارش، «حبس، آزار، ارعاب و تبعیض به خاطر اعتقادات مذهبی» از سوی مقامات جمهوری اسلامی ادامه دارد.
براساس اعلام وزارت خارجه آمریکا، پیروان مذاهبی که در قانون اساسی ایران به رسمیت شناخته نشدهاند، مانند بهائیان، «از آزادی عمل به فرائض دین خود محروم هستند.»
در این گزارش همچنین، از اینکه مقامهای جمهوری اسلامی، تفسیری از دین ارائه میکنند که بر اساس آن، حقوق زن و مرد یکسان در نظر گرفته نمیشوند، انتقاد شده است.
|+| نوشته شده در 88/03/06 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش
به گزارش اینساید آف ایران (در داخل ایران) ، به دنبال اعلام مقامات مسئول به ضرورت بیش از پیش توجه به مزار شمس الدین تبریزی در شهرستان خوی، مقاله ای که در سایت دولتی فارس نیوز انتشار یافته نیز در جای خود میتواند حائز اهمیت بسیار زیاد باشد
حذف نقشه گناباد از کتابهای درسی، تلاشی هدفمند را برای تعطیلی “بزرگترین مرکز زنده تصوّف در ایران” نشان میدهد، و این در حالی است که مقبره ای بی نام و نشان و گوشه ای خالی را به عنوان مزار شمس الدین تبریزی با سروصدا و جاروجنجال برسر زبانها انداخته و برایش برنامه ها تدارک دیده اند
این قضیه نشان میدهد که اکنون که “مخالفان تصوّف و عرفان اسلامی” مشاهده کرده اند مکتب و فرهنگ غنیّ تصوّف را از ایران به یکباره نمیتوان ریشه کن کرد، حداقل به فکر آن افتاده اند که روش دیگری را برگزینند؛ به این معنی که تصوّف زنده را تعطیل کنند و به جایش آنچه را که میخواهند و مورد قبولشان است، به نام تصوّف بر سر بیرقها بنمایند
اگر این طرح آنان توفیق اجرا یابد، فردا در برابر خبرنگاران خبرگزاریهای بین المللی خواهند گفت “ایران، مرکز تصوّف دنیا و قبله عاشقان عرفان” است و “صوفی ستیزی تهمتی است که “دشمنان نظام” به ما میزنند و واقعیت ندارد” و ایران پشتیبان حقوق اقلیّتها منجمله تصوّف گرایان واقعی است. اما درویشی را ما غیر از تصوّف میشماریم و بساط آنها را بر میچینیم
نظر خوانندگان عزیز را به مقاله ای جلب می کنیم که به تازگی توسط خبرگزاری دولتی فارس ، بتاریخ ۲۸ اردیبهشت ۸۸ منتشر شده است در این مقاله ضمن بررسی مراحل و منازل سیر و سلوک عرفا ، اظهار می دارد : عرفا براى رسيدن به مقام عرفان حقيقى، به منازل و مقاماتى قائلند كه عملا بايد طى شود و بدون عبور از آن منازل، وصول به عرفان حقيقى را غير ممكن مى دانند
حال با هم این مقاله را که در بخش “فلسفه و حکمت ” خبرگزاری دولتی فارس بتاریخ ۲۸ اردیبهشت ۸۸ منتشر شده می خوانیم
88/02/28 - 14:57:42
مراحل و منازل سير و سلوك عرفا
خبرگزاري فارس: عرفا براى رسيدن به مقام عرفان حقيقى، به منازل و مقاماتى قائلند كه عملا بايد طى شود و بدون عبور از آن منازل، وصول به عرفان حقيقى را غير ممكن مى دانند
هدف این پایگاه ، اطلاع رسانی جهت جلسات ستاد ، اخبار و مقالات و مصاحبه های انتخاباتی و پوشش خبری فعالیت های ستاد مردمی و مستقل مجذوبان نور است . از تمامی یاران ایمانی و هموطنان عزیز جهت همکاری با ستاد مردمی مجذوبان نور دعوت به عمل می آوریم.
مصاحبۀ تلفنی آقای میبدی از شبکۀ پارس تی وی با جناب آقای دکتر سیّد مصطفی آزمایش در خصوص مصادرۀ زمینهای موقوفه متعلق به سلسلۀ نعمت اللهی گنابادی
آقای میبدی : آقای دکتر آزمایش خبرهای بدی می رسد از سرکوب عرفای ما ؛ درویشان ، به هر حال همین مقدار که سعی کرده اند در تمام این سالها یک پناهگاه امنی برای خودشان ایجاد کنند (پناهگاه فکری امن) و هر روز هم دارند سرکوب می شوند
دکتر سید مصطفی آزمایش : بله کاملاً همینطوری است که می فرمائید ، این یک وضعیت سرکوب برنامه ریزی شده است و الآن مدتهاست یعنی از زمانی که دولت نهم آمد سر کار این سرکوب درویشان بطور برنامه ریزی شده آغاز شد و البته از هماهنگی کلیۀ دستگاههای اجرایی و قضایی مملکت هم برخوردار است
آقای میبدی : این اتفاق جدیدی که در گناباد افتاده است ، از چه قرار بوده است؟.
دکتر سید مصطفی آزمایش : من خدمت شما عرض کنم ، قضیه از این قرار است که اینها (نظام جمهوری اسلامی ایران) یک ایدئولوژی ای را اختراع کرده اند از خودشان به نام اسلام در حالیکه این کاملاً بدعت و اختراع است و عبارت است از:” یک نظریۀ مهدویت گرایانه ای که هیچ تکیه گاهی در فقه شیعه و اسلام نداشته” و حدود پنجاه سال پیش توسط حجتیه اختراع شد و اکنون این آقایانی که پیرو این طرز تفکر هستند این نظریه را اسلام راستین می شمارند و به این بهانه می خواهند تمام رشته های منشعب از اسلام و شاخه های وابسته به اسلام را در هم بکوبند وبر اینها عنوان فرقه (برچسب فرقه) می گذارند و مورد تهاجم قرار می دهند نخستین و قدیمی ترین تکیه گاه فرهنگی ایران که در واقع تصوّف و عرفان است و قدمتش بسیار بسیار زیاد است ، مورد هجوم این آقایان قرار گرفته است و برای آنکه ریشۀ تصوّف را به گمان خودشان بتوانند بخشکانند ، بطور کلی اقدام به حذف شهر گناباد بر روی نقشۀ جغرافیایی و کتب درسی کرده اند
آقای میبدی : یعنی در نقشه های اسم این دو شهر(بیدخت و گناباد) نیست؟.
جناب آقای دکتر سید مصطفی آزمایش : نخیر ، دیگر نیست، اصلاً در نقشه ها نیست و این در واقع هجوم فرهنگی است که پایه های پیش پا افتادۀ فرهنگ ایران … یعنی می خواهند مردم به تدریج وجود این دو شهر را از خاطر ببرند از جانب دیگر … .
آقای میبدی : آقای دکتر آزمایش به هر صورت الآن نسل جوان می پرسد چرا بیدخت ؟ چرا گناباد؟ یعنی سابقۀ تاریخی در این شهر چه بوده است که اینها سعی در حذف آنها از صفحۀ جغرافیا دارند؟.
جناب آقای دکتر سید مصطفی آزمایش : بله ، در واقع سلسلۀ نعمت اللهی که اصیل ترین سلسلۀ عرفانی ، تصوف و درویشی در ایران در ارتباط با مذهب تشیع است که سراسر داخل ایران و بخشهای عظیمی از هندوستان مانند حیدرآباد و دکن و امارات و غیره و ذلک را .. بعد از اینکه نوادگان “حضرت شاه نعمت الله ولی”(رحمة الله علیهم) وادار به کوچ از ایران شدند و در آنجا مستقر شدند در اواخر دوران زندیه و اوایل دوران قاجاریه دوباره بزرگان سلسلۀ نعمت اللهی به ایران مهاجرت کردند و بعد این سلسله در گناباد و در بیدخت پا گرفت و مشعل عرفان در این شهر برافروخته شد بزرگان عرفان که آمدند همه از این شهر برخاستند یعنی از بیدخت گناباد در استان خراسان شمالی و مزار اکابر عرفان ایران در دوران معاصر یعنی در این صد و پنجاه سال اخیر همه در گناباد بود و بنام مزار سلطانی هم معروف است، به همین دلیل ، دولت نهم کارهای بسیار بسیار نادرستی که انجام داد یکی هم این بود که دفن هر کسی (هریک از درویشانی که فوت می کنند) که فوت می کند و بر اساس وصیتشان خانواده هایشان می برند که در بیدخت گناباد دفن کنند ، اینها اجازۀ دفن نمی دهند و می گویند اینجا تعطیل است و کسی اجازۀ دفن اموات خودش را ندارد و اخیراً هم از روی نقشۀ جغرافیای کتب درسی اسم این دو شهر را برداشته اند و آخرین کاری که کرده اند ، آغاز به مصادرۀ زمینهای وقفی متعلق به سلسلۀ نعمت اللهی گنابادی کرده اند و تا به حال سه فقره زمین را مصادره کرده اند و در اختیار وزارت آموزش و پرورش و غیره قرار داده اند در حالیکه اینها زمینهای وقفی برای وقف خاصّ متعلق به سلسلۀ نعمت اللهی گنابادی است و اینها نشاندهندۀ آنست که اینها برنامه ای وسیع و درازمدتی را تدارک دیده اند برای اینکه نام فقر و تصوف را تا آنجایی که از دستشان بر می آید ، متأسفانه از ایران ریشه کن بکنند
آقای میبدی : دکتر آزمایش این عدد دو میلیون نفر که زیر پوشش هستند ، عدد درستی است؟.
جناب آقای دکتر سید مصطفی آزمایش : بله ، همینطوری که خدمتتان عرض شد ، سلسلۀ نعمت اللهی در ایران بسیار بسیار زیاد سابقۀ دارد و بسیار گسترش و انتشار دارد نه فقط در ایران بلکه در سراسر کشورهای همجوار من الجمله پاکستان و هندوستان در امارات ، حتی در اروپا و آمریکا انتشار دارد و به علت سبقۀ تاریخی و اینکه کارهای علمی یعنی متون علمی و عرفانی بسیار زیادی توسط بزرگان این سلسله نوشته شده است در محافل دانشگاهی و بین المللی و علمی هم کاملاً شناخته شده است یعنی می توان گفت که یک سلسلۀ عرفانی است که با نگاه علمی و خرافات زدا به تصوف و عرفان نگاه می کند و به همین دلیل مورد استقبال جوانان ایران است که بیش از پیش جوانان به این سلسله علاقه مند می شوند و اخیراً به دنبال سرکوبهای متعددی که نسبت به مراکز اهل تصوف بخصوص سلسلۀ نعمت اللهی در ایران صورت گرفت جوانان منزجر شدند از این کسانی که ادعای اسلام دارند و بیش از پیش به تصوف و عرفان رو آورده اند ، برای ما معمول نیست که در واقع آمار کسانی را که می آیند که مشرف شوند به طریق فقر و تصوف ، نام نویسی آنها در واقع بصورت گرفتن آمار نیست اما اخیراً با یک بررسی دقیقی که جامعه شناسانی که در سلسلۀ نعمت اللهی ، سالک هستند و اهل سلوک هستند مورد بررسی دقیق قرار داده اند حداقل دو میلیون نفر هستند البته من خودم تا جایی که بررسی کرده ام و اطلاع دارم بسیار بیش از این آماری است که داریم ولی چون “حضرت آقای نورعلی تابنده بزرگ سلسله” فرموده اند که اخیراً دو میلیون نفر است من هم همان دو میلیون نفر را می گویم ولی آنطوری که ارزیابی شده بود بیش از این میزان را نشان می داد چیزی حدود پنج میلیون نفر را نشان می داد
آقای میبدی : تصور می کنید برای جلوگیری از این عملیات وحشیانه ما باید چکار کنیم یعنی اقداماتی در محافل جهانی صورت گرفته است و افرادی که سرکوب می شوند گزارش می شود ؟.
جناب آقای دکتر سید مصطفی آزمایش : بله ، یعنی متأسفانه اینها بعد از اینکه حسینیۀ قم را در بهمن ۱۳۸۴ تخریب کردند بعد از آن موج تخریبها آغاز شد حسینیۀ بروجرد متعلق به درویشان نعمت اللهی گنابادی را در سال بعد از آن تخریب کردند و بعد حسینیۀ اصفهان را تعطیل کردند و درویشانی که در منزل یکی از آنها جمع می شدند در ناحیۀ چرمهین اصفهان که منزل مسکونی آن شخص بود که محل اجتماع هفتگی بود رفتند آنجا را هم خراب کردند و بعد از آن اصلاً حسینیه ای را که در قبرستان تخته فولاد بود و میراث فرهنگی آنجا را به عنوان یک ساختمان شناخته شده قرار داده بود آنجا را تخریب کردند ، درویشان آمدند به تهران و در روز سوم اسفند ۱۳۸۷ (بنام روز درویش) نامگذاری شد بخاطر آنکه در آن روز یک عدۀ بسیار بسیار زیادی از درویشان از شهرهای مختلف آمدند و مقابل مجلس شورا آنجا اجتماع کردند تا اعتراض کنند به دنبال آنها یک تعدادی دستگیر شدند و به زندان افتادند در حالیکه مرتکب هیچ جرمی نشده بودند چون در خیابان و یا در منازل خودشان قبلاً دستگیر شده بودند و تعداد کثیری را هم فقط به جرم دارا بودن سبیل ، و آنها که تصور می کردند که هر کسی که سبیل دارد باید درویش باشد دستگیر کرده بودند که حدود ۸۵۰ نفر بودند به دنبال این ماجراها جامعۀ بین المللی ، مدافعان حقوق بشر و حقوق اقلیت ها بسیار به این مسئله توجه خاصی مبذول داشتند و به حمایت از حقوق درویشان اقدام کردند و هیئتهای مختلفی را برای مذاکره با مقامات حقوقی و قضایی ایران فرستادند من الجمله از پارلمان اروپا عده ای رفتند و به دنبال آنهم موج تظاهرات در خارج از کشور در پایتخت های اروپایی در آمستردام ، استکهلم ، کپنهاگ ، لندن برگزار شد و هنوز هم ادامه دارد یعنی تا زمانی که این موج سرکوب درویشان متوقف نشود و با آپارتاید مذهبی نسبت به درویشان برخورد بشود تا زمانیکه این آپارتاید مذهبی ادامه داشته باشد و درویشان را شهروند درجه دوم بشمار بیاورند از ادارات اخراج کنند ، حق کار به انها ندهند و اجازه ندهند که اینها نمازشان را بخوانند و نمازخانۀ شان را داشته باشند و مراسم عبادی- اسلامی حقیقی خودشان را انجام بدهند ، این تظاهرات و اعتراضات برای جلب حمایت افکار عمومی در سراسر شهرهای دنیا ادامه خواهد داشت و عدۀ بسیاری طومارهای بسیاری را امضاء کرده اند که در بین آنها پارلمانترها ، اساتید دانشگاه ، نویسنده ها ، چهره های شناخته شدۀ بین المللی هستند که اینها از حقوق درویشان سرکوب شدۀ ایران به حمایت برخاسته اند و اینها در حد خودش اهمیت دارد و مهم است
آقای میبدی : بسیار سپاسگزارم از اطلاعاتی که دادید
گزارش برنامۀ پژواک پیرامون گردهمایی در مرکز شهر استکلهم در پشتیبانی از دانشجویان و درویشان گنابادی
اختصاصی اینساید آف ایران/در داخل ایران - گزارش برنامۀ پژواک روز، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ، ماه می دو هزار و نه میلادی ، پیرامون گردهمایی در مرکز شهر استکلهم در پشتیبانی از دانشجویان و درویشان گنابادی
خانم زینت هاشمی از رادیو پژواک مصاحبه ای داشتند با جمعی از تجمع کنندگن در این برنامه که به شرح زیر است
زینت هاشمی : چطور است استقبال به نظرتان؟
محمد : به نظر استقبال خوبی کرده اند مردم و به نظر بسیار غیرمنتظره بوده است
زینت هاشمی : من الآن دیدم یک خانم و آقایی رد شدند و نخواستند این اعلامیه را بگیرند، اینجوری زیاد هستند؟
محمد : همه نوع هستند یک تعدادی علاقه مندند می گیرند و عده ای علاقه ندارند و نمی گیرند
زینت هاشمی : به نظرتان راجع به ایران مردم چقدر می دانند؟
محمد : اطلاعات خوبی دارند راجع به تمام مشکلات اطلاعات دارند ، بخصوص راجع به آقای احمدی نژاد اطلاعات کامل دارند
……. زینت هاشمی : این تصاویری که الآن شما به خودتان آویزان کرده اید
محمد : ما برای کمک به درویشان و دانشجویان این کار را کرده ایم که این زندانیانی که الآن در زندان هستند حداقل ما یک کاری بتوانیم بکنیم در خارج از کشور یک کاری بتوانیم برای آنها انجام دهیم
زینت هاشمی : این تصاویر سنگین نیستند که الآن به گردنتان از دو طرف آویزان هستند؟
محمد : نه به آن صورت سنگین نیستند ولی هدف ما در واقع کمک به کسانی است که در ایران هستند که حداقل ما در خارج از کشور بتوانیم کمکی به آنها کرده باشیم
زینت هاشمی : شما خودتان هم از درویشان گنابادی هستید ؟
محمد : بله ما هم جزء درویشان گنابادی هستیم
زینت هاشمی : تعدادشان چقدر است در استکهلم یا در خارج از کشور ؟
محمد : در استکهلم حدود دویست و پنجاه تا سیصد نفر است ولی در خارج از کشور تعدادشان بسیار زیاد است
زینت هاشمی : فعال هستند همه شان؟
محمد : بله در تمام کشورها ، تا بحال در دانمارک ، هلند ، سوئد ، بلژیک ، انگلیس ما برنامه داشته ایم ، همین چیزهای اعتراضی بهدستگیری دانشجویان و درویشان و خانقاه ها و حسینیه هایی که خراب کرده اند
زینت هاشمی : شما چقدر از ماجراهایی که برای آیت الله بروجردی پیش آمده است مطلع هستید؟
محمد : تا حدودی مطلع هستیم او هم الآن چند وقتی است که در زندان است پیغامهایش می رسد و از سایتها و خبرها ما می خوانیم ، آیتالله بروجردی اعتقادات بخصوصی دارند و ما هم اعتقادات خودمان را داریم برای خودمان ، خوب هرکسی که بخواهد در کشور ما حرفی بزند یعنی بخصوص در ایران بخواهد یک حرفی بزند برای آنها منطقی ندارد ، آنها منطقی ندارند آنها همه را بد می بینند
زینت هاشمی : می خواهید خودتان را معرفی کنید ؟
محمد : من محمد هستم
زینت هاشمی : سپاسگزارم
خانم زینت هاشمی : هر دو روز اینجا بودید آقای نجفی ؟
آقای نجفی : من هر دو روز اینجا بودم ، برای من از این جهت جالب بود که کمیّت خیلی مهم بود برای اینکه افراد می ایستادند و بیستدقیقه تا نیم ساعت سوئدی ها می ایستادند و می خواستند تا ما برایشان تشریح کنیم و فقط مسئلۀ ما را مطرح نمی کردند ، مثلاً یک خانمی با کمال ناراحتی می گفت برای چه می خواهید مدارس مذهبی مسلمانان درست می کنید ، ما به پرسشهایی پاسخ دادیم که شاید همه اش مربوط به اینجا نبود ولی مشخص است که مردم (سوئدی ها) خیلی مسائل دارند که می خواهند بدانند راجع به این مسائل ، که چیست و برای چیست؟ و چرا این کارها را می کنند در ایران با صوفیان؟اسلام چه نقشی را می خواهد بازی کند ؟ یعنی این چیزها بود که بسیارجالب بود . یعنی ما بیش از ، برای هر نفر سوئدی بیش از چهل دقیقه وقت گذاشتم تا قضیه یک مقداری روشن شود به نظر من کمیت مهم نبود بلکه کیفیت بسیار مهم بود و خیلی هم جالب بود یعنی ما این تعدادی که هستیم کفاف نمی داد برای اینکه به پرسشهای عمیق سوئدی ها که نگرانی هایشان را مطرح می کند که ما شنیده ایم که می خواهیم انجام دهیم و این همه مسلمان در اروپا است و شما می خواهید چه بکنید؟ می خواهید مدارس مذهبی درست کنید و این مسائل را اینجا هم بپا کنید؟
خانم زینت هاشمی : آنوقت توضیح شما چی بود در برابر این حرفها ؟
آقای نجفی : خوب ابتدا کوشش ما این بود که مسئله را منحصر ببه تصوف نکنیم افرادی که در ایران در زندان هستند نظیر دانشجویان وسپس من از خود اروپاییان می خواستم که شما آگاهیش را دارید و راه حل را نمی توانید از ما بخواهید ، راه حل پیش خودتان است ، اینکه شما وقتی که می خواهید با کشورهایی مثل ایران تجارت کنید درهایتان باز است این کارها را به راحتی انجام می دهید و صددر صد در مورد این مسایلی که می پرسید راه حل پیش خودتان است موضوع این است که چقدر شما می خواهید ما به شما کمک بدهیم و مسائل را روشن کنیم
خانم زینت هاشمی : سلام آقای دکتر ، می توانم از شما خواهش کنم یک مقداری اطلاعات مختصری به شنوندگان ما بدهید در رابطه بادرویشان گنابادی چرا با درویشان گنابادی به این نحو برخورد می شود؟
آقای دکتر … : درویشان گنابادی به دلیل آنکه اصول انسانی را رعایت می کنند و اساس فکرشان عشق و مهر و محبت است و اینها ازطرف جمهوری اسلامی قبول نیست و جمهوری اسلامی اینها را برنمی تابد و همیشه اینها را تحت فشار قرار داده و فشارش روزبروز بیشتر شده و منجر به آن شد که در قم فجایعی بوجود آمد و حسینیۀ قم را اینها تخریب کردند و بعد از آن حسینیۀ بروجرد را تخریب کردند و در این اواخر مرکز درویشان در تخت فولاد اصفهان را از بین بردند و علی رغمی که تخت فولاد جزء آثار فرهنگی و ثبت شده در یونیسف بوده است
خانم زینت هاشمی : مردم عادی چطورند برخوردشان با درویشان گنابادی چگونه است؟
آقای دکتر …. : مردم عادی از آنجا که درویشان گنابادی در زندگی اجتماعی در خدمت مردم هستند اینها مراکزی دارند که به مردم کمکمی کنند و درمانگاههایی دارند که به مردم کمک می کنند و بطور کلی مورد مهر مردم هستند
خانم زینت هاشمی : انتقادی هم از جانب درویشان گنابادی راجع به اعمال رژیم صورت می گیرد ؟
آقای دکتر … : درویشان گنابادی که به هیچ وجه انتقادی از رژیم نداشته اند آنها مشغول کار خودشان هستند و کاری به کار دیگران ندارند و اساساً از آن انضباط و خط اساسی که اینها دارند عشق و مهر و محبت است و خدمت به مردم است ولی علی رغم اینها رژیم یک نیروی رشد یابنده را برنمی تابد و اینها را سرکوب می کند مخصوصاً بخشهای مرتجع خود رژیم
خانم زینت هاشمی : آماری هست که بتوان فهمید چقدر از درویشان گنابادی الآن در ایران زندگی می کنند؟
آقای دکتر … : گفته شده که حدوداً سه میلیون هستند خانم زینت هاشمی : در خارج از کشور چقدر ؟ آقای دکتر … : در خارج از کشور مثلاً در آلمان و فرانسه و هلند و دانمارک و امریکا و حتی در یونان هم یونانی هایی هستند که پیرو این طریقتند
خانم زینت هاشمی : در زمان شاه برخورد با درویشان چطور بوده است ؟
آقای دکتر … : در زمان شاه چنین برخوردی نبوده است اگر بوده که منعکس می شد به هیچ وجه همچنین مسائلی نبوده است
خانم زینت هاشمی : چند سال است که شما از ایران خارج شده اید ؟
آقای دکتر … : من حدود بیست و پنج سال است
خانم زینت هاشمی : شما خودتان هم از درویشان گنابادی هستید ؟
آقای دکتر … : من نه ، ولی ارادت دارم به آنها سپاسگزارم از شما شرکت کننده در تجمع استکهلم
خانم زینت هاشمی : سلام خانم ، با بچۀ کوچک اینجا هستید ؟
تجمع کننده : بله ، من نوه و داماد و دختر و خواهر شوهر دخترم هستند
خانم زینت هاشمی : شما خودتان هم برای حمایت از درویشان گنابادی اینجا هستید ؟
تجمع کننده : بله البته ، از صبح تا بحال ، برای همین ماجرا مصاحبه با یکی از درویشان گنابادی حاضر در واقعۀ تخریب حسینیۀدرویشان در شهر قم خدمت شما عرض کنم من خودم درواقعه قم بودم ، هم خودم و هم خانمم بازداشت شدیم
خانم زینت هاشمی : چه برخوردی با شما داشتند؟
شرکت کننده : وقتی همه را گرفتند دستبند زدند و همه را بردند ، در ابتدا آنقدر گاز اشک آور و سمی استفاده کرده بودند در حسینیه و در آخر پنجره ها را خرد کردند و آمدند داخل و ما همه داشتیم خفه می شدیم واقعاً اگر ده دقیقه دیرتر آمده بودیم بیرون خفه شده بودیم چون هرچقدر ما تلاش کردیم که اینها از بین برود از بین نمی رفت ، طوری شد که همه داشتیم خفه می شدیم و اینها از پشت بام و در و پنجره آمدند داخل و همه را گرفتند و دستبند زدند و بردند بیرون در حیاتی بود که متعلق به صاحب حسینیه بود و خانۀ ایشان در کنارش بود ما را در آنجا نگه داشتند به ما گفتند بنشینید ، هر کس تا سرش را برمی گرداند با لقد و باتوم می زدند به سر ما همه و جالب این بود که بعد تمام دور پشت بام جمعیت زیادی از دختر و پسرهای بسیجی بودند بیشترشان بسیجی بودند اینها از آن بالا مرتب داد می زدند که صوفیعلی اللهی نجس ، در صورتیکه ما همه در سطح ایران و خارج از کشور همه می دانند ما شیعۀ اثنی عشری و دوازده امامی هستیم و دستورات شریعت را کاملاً رعایت می کنیم و خودشان هم می دانند و منتهی ما یک چیزی اضافی داریم یک چیزهای طریقتی داریم که به ما دستورات داده اند که مفصل تر است و بهتر است مربوط به باطن خودمان و باید انجام دهیم
خانم زینت هاشمی : ربطی به علی اللهی دارید؟
شرکت کننده : نخیر ، اصلاً ، ما شیعۀ دوازده امامی هستیم ، تمام کتابهایمان خودشان هم می آیند می بینند ، آنها در آنروز در فاجعۀ قم هر چیزی به دستشان می رسید از بالا بر سر ما پرتاب می کردند و مانند منصور حلاج هر چیزی به دستشان می رسید به ما می زدند و می گفتند صواب دارد
خانم زینت هاشمی : مردم عادی هم در آنها بودند؟
شرکت کننده : مردم عادی هم در بینشان بودند ولی بیشترشان بسیجی ها بودند ، در میانشان یک نفر که فرماندۀ شان بود و لباسضدضربه پوشیده بود که مرتب داد می زد که اینها اسیری هستند و چیزی به آنها نزنید ، گوش نمی کردند تا اینکه در آخر ما را بردند در زیر زمین ، زیر زمینی بود که چند تا اتاق و کتابخانه ای بود و این پنجره ها را همینجوری خرد می کردند و ما را از پله و پنجره هل می دادند به شکل بی رحمانه ای به بیرون در بین ما زخمی و دست و پا شکسته بود کسی که لباسش پاره شده بود با وضعیت فجیعی همه را زیر زمین می کردند و همه دستبند به دست بودند و نشسته بودند کسی هم جرأت نمی کرد حرف بزند من حدود ساعت دو نیمه شب به رئیسشان گفتم : ما تا کی باید اینجا باشیم؟ من ساده تصور می کردم که باید ما را ول کنند ، گفت شما حالا حالا ها اینجا هستید مگر ندیدید چه خبر است ؟ شما اگر بیائید بیرون کسانیکه بیرون هستند شما را می کشند ، گفتم : چه کسی ؟ گفت همین اشخاصی که فریاد می زدند ، ما شما را نگه می داریم تا وضعیت آرام شود و همه بروند تا ببینیم باید چه می شود . کتابخانه را ریخته بودند زمین و یک آخوندی هم بود و کتابها را جمه کردند در کارتنها و بردند و اینها به کتابها نگاه می کردند که چه محتوایی دارد ، یکی از این کتابها که بسیار مهم و معروف است و به زبان انگلیسی هم اینجا موجود است ، بنام پند صالح است یعنی خلاصه شده قرآن است ، جوهر قرآن است که نوشتۀ آقای صالح علیشاه است که قطب چهارم است خلاصه نوشته است و دستورات دینی و تربیتی و اخلاقی همه در آن است ، این آخوند این را پیدا کرد و نگاه کرد و آمد پیش من و گفت این هم مثل شما علی اللهی نجس بوده است؟ گفتم : اقا حالا هر کاری می خواهید بکنید ، بکنید ولی اسلام واقعی گفته که هیچوقت پیش داوری نکن شما این کتاب را ببر بخوان ببین چه کسی هستند و چه چیزی گفته اند ؟ مرامشانچیست؟ یک نگاهی کرد و کتاب را پرتاب کرد ، در این حال در حال خرد کردن همه لوازم نیز بودند تمام کتابخانه ها و قفسه ها و … سپس یک سربازی خیلی ناراحت بود ، گفت آمده اند و به ما گفته اند یک گروهی خارج از مذهب شورش کرده اند می خواهیم برویم اینها را سرکوب کنیم ، من آمده ام اینجا و دارم می بینم که اینجا حسینیه است و روی دیوار نام خدا و نام ائمه اطهار است تمام دستورات شرع است ، اینها را که دیده ام خودم از وجدان خودم ناراحت هستم
خانم زینت هاشمی : به شما مخفیانه گفت ؟
شرکت کننده : بله ، پنهانی داشت به من می گفت تا فرمانده می آمد دیگر هیچی نمی گفت
خانم زینت هاشمی : احتمالاً برداشت مردم هم این بوده است که شما علی اللهی هستید به این دلیل شاید آن نحوه برخورد را داشتند ؟
شرکت کننده : نخیر اینها پیش از وقوع این ماجرا رفتند به سراغ چند تن از آیات عظام که من از گفتن نامشان خودداری می کنم ، و مطالبی به آیات عظام گفتند ، و آیات گفتند ما سالهاست که اینها را می شناسیم این سلسله برحق و درست است اما چه بکنیم که یک گروهی بنام حجتیه و تندرو اینها تسلط پیدا کرده اند بر روی بسیجیان ، بعضی از اینها را شستشو فکری داده اند و یک حکومتی را برای خودشان درست کرده اند و هرچه ما به آنها می گوئیم حرف کسی را گوش نمی دهند و کار خودشان را می کنند خانم
زینت هاشمی : این را روحانی محل به شما گفته است؟ شرکت کننده : این ها که من از بردن نامشان معذورم چهار آیت الله هستند که معروف هستند
خانم زینت هاشمی : شما چند روز در بازداشتگاه ماندید ؟
شرکت کننده : من سه روز بودم و خانمم هم همینطور ، تمام وسائل ما را هم پس ندادند و چه کارها نکردند و انگشت نگاری و تمام مشخصات فردی و خانوادگی را از ما پرسیدند و تعهد گفتند و وسایل ما را نیز به ما پس ندادند ، حتی وقتی وسایلمان را مطالبه کردیم ، به هیچ کس هیچ یک را برنگرداندند
اختصاصی اینساید آف ایران
|+| نوشته شده در 88/03/03 | نوشته شده توسط خاک پای دراویش